دکتر حسن خیری

اجتماعی- فرهنگی

دکتر حسن خیری

اجتماعی- فرهنگی

دکتر حسن خیری
بایگانی

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۸ ثبت شده است

کد خبر: ۳۵۷۴
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۳ -02 November 2016
در یادداشتی بررسی شد؛

چند برداشت از فقه اجتماعی

پایگاه اطلاع رسانی وسائل ـ فقه‌الاجتماع را می‌توان از چند زاویه مورد توجه قرار داد که در میان برداشت‌های مختلف، برخی اساسی‌تر و بعضی‌ آسان‌تر است؛ برداشت اساسی این است که نگاهمان را عوض کنیم و سیستم و آن منظومه را تولید کنیم؛ اما برداشت آسان‌تر این است که پای درس اساتید بخواهیم که نگاه اجتماعی به موضوع را تشریح کنند.

به گزارش سرویس جامعه پایگاه اطلاع رسانی وسائل، فقه‌الاجتماع را می‌توان از چند زاویه مورد توجه قرار داد:

 

برداشت اول                                       

فقه الاجتماع عبارت از تک گزاره‌های اجتماعی است که با رویکرد فقهی استنباط می‌شود و در مورد آنها نظر شارع مقدس را کشف می شود، به عبارتی یک نگاه استقرایی باید به قضیه داشته باشیم، پس بر این اساس فقیه باید به موضوعش، نگاه اجتماعی داشته باشد.

 

برداشت دوم

یک وقت فقه الاجتماع مطرح می‌شود و منظور یک رشته و یک منظومه علمی است؛ فقه‌الاجتماع به عنوان یک رشته منسجمی که دارای ورود و خروج مشخص و دارای متد خاصی است و سیستم و نظام است و دارای یک پیکره و انسجام علمی است؛ نگریسته می‌شود.

 

فرق برداشت اول با دوم

در اینجا  فرقش با حالت اول این می‌شود که فرضا وارد بحث خانواده شده‌ایم، دیگر صرفاً به خانواده به عنوان یک موضوع فردی که صبغه اجتماعی دارد نگاه نمی‌کنیم، بلکه خانواده را در یک منظومه می‌بینیم و آن را در کنار  اقتصاد، سیاست و تعلیم و تربیت و نهادهای دیگر اجتماعی و در یک کل پیوسته به نام اجتماع می‌بینیم.

پس آن مجموعه را با هم و به عنوان یک نظام می‌بینیم و لازمه‌اش این است که ما اول این سیستم را تعریف کنیم و به این سؤالات که  اجتماع و کلیت جامعه چیست و چگونه این  نظام شکل می‌گیرد و اجزائش کدام است و اولویت بندی اجزائش کدام است؛ پاسخ دهیم؛ روایتی نقل شده که: اسلام مثل یک طناب است، این طناب آسیب دیده و رشته‌های آن از هم می‌گسلد و پاره می‌شود.

در این آسیب‌پذیری اولین چیزی که از این ریسمان پاره می‌شود، جایگاه حکومت است و آخری آن نماز است؛ یعنی نگاه، نگاه سیستماتیک است، بعد با این نگاه وقتی فقیه وارد می‌شود، طبیعتا اولویتش حفظ آن نظام و آن اجتماع و آن کلیت جامعه می‌شود.

یعنی اگر چیزی این بخش قضیه را خدشه دار کرد (اجتماع و کلیت جامعه را) این برایش خیلی مهم می‌شود، بیش از اینکه به نماز اهمیت بدهد، به آن پیکره اهمیت می‌دهد، چون آن پیکره اگر حفظ نشود، بقیه اجزاء کم اثر خواهد شد.

با این نگاه، دیگر اینجور نیست که مطهرات در کنار دیات باشد و دیات در کنار چیز دیگر باشد، یک پیکره اولویت بندی سازمانی دارد، آن وقت می‌توان گفت آن اوجب است و دیگری واجب است، عناصر اصلی تشکیل جامعه مورد توجه قرار می‌گیرد تولی در کنار تبری مفهوم پیدا می کند.

به سیستم‌های تو در تو و زیر سیستم ها نیز توجه می‌شود، مثلا خانواده گرچه جزئی از سیستم است؛ ولی خودش یک سیستم است، مثلا همین که نفقه را باید مرد بدهد و اینکه ارث زن نصف مرد است، اگر تک گزاره به آن نگاه شود، احیاناً ممکن است برای کسی سؤال بر انگیز باشد؛ اما وقتی که این پیکره را با هم نگاه کنیم، می‌توانیم توجیه داشته باشیم که این عدل آن قرار می‌گیرد و با آن تکمیل می‌شود.

بر این اساس نیازهای انسانی طبقه‌بندی می‌شود و نیازهای پایه‌ای از غیر آن جدا می شود، در جلسه‌ای یک روانشناس صحبت می‌کرد که افسردگی دانشجویان را بررسی نموده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که دانشگاه تک جنسیتی، افسردگی در آن بیشتر است و می‌خواست نتیجه بگیرد که دانشگاه تک جنسیتی، بد است.

در جواب باید بیان کرد که باید با یک نگاه سیستماتیک به این پدیده داشت، سیستم این است که وقتی دختر وقت ازدواجش شد، باید شوهر کند؛ ما این راه را نرفته‌ایم، سن ازدواج رفته بالا، مجرد هم هست، یعنی نیازهای پایه‌ای را تأمین نکرده‌ایم، بعد انتظار داریم که خودشکوفایی هم حاصل شود.

حالا اینجاکه نقص دارد و به قول جامعه شناسان تاخر فرهنگی رخ داده و این سیستم با هم حرکت نمی‌کند، این مسئله را چه طور حل کنیم؟ طبیعتاً این کارها کمتر در فقه ما انجام شده؛ چون دغدغه فقه الاجتماع وجود نداشته و تک گزاره‌ها محل بحث بوده است.

 

برداشت سوم از فقه الاجتماع

گاهی رویکرد استنباطی فقهی، رویکرد اجتماعی است؛ یعنی وقتی می‌گوییم فقه الاجتماع یعنی رویکردمان به مباحث اجتماعی بر اساس برداشت و تعریف خاصی از پدیده‌های اجتماعی است، مثلا در این خصوص که تأثیر اجتماع بر فرد و تأثیر فرد بر اجتماع چیست؟ جایگاه فرد کجاست و فرد آیا منفعل است یا منفعل نیست؟ و فرد آیا هستی دارد یا هستی ندارد؟ دارای رویکرد مشخص هستیم.

کدام‌ها اهمیت دارد و در چه اجتماعی کدام شان بیشتر اهمیت دارد؛ مثلا اگر نظام اجتماعی نظام قبیلگی است؛ در این سیستم اگر رئیس قبیله مرامی را بپذیرد، بقیه هم می‌پذیرند، چون این پیکره طوری است که افراد شدیدا وابسته به اجتماع‌اند و معمولاً نگاهشان به ملوکشان است.

در این اجتماع نیازها و مسائل مبتلا‌به، به گونه‌ای است که با وضعیت جوامع شهری و دارای وضعیت دیگر متفاوت است؛ دیگر اگر رئیس جامعه تصمیمی گرفت، معلوم نیست که دیگران موافق باشند، خوب نیازهای این دو جامعه متفاوت است؛ پس فقیه باید رویکرد اجتماعی داشته باشد؛ یعنی هم تغییرات را بشناسد وهم نگاه به آینده داشته باشد و در درون هر یک از این مقاطع درک درستی از اوضاع داشته باشد.

خانواده یک وقت یک خانواده‌ خودسامانده است؛ یعنی همه کارکردهایی که یک اجتماع کوچک نیاز دارد، در خانواده شکل می‌گیرد و فقه باید بر این اساس به این خانواده نظر کند، یک وقت خانواده کارکردهای مختلفش را از دست داده، مثلا آموزشش رفته در سیستم آموزشی، خانه سالمندان پیدا کرده و سرپرست نیست، لذا در این خانواده  طبیعتاً مسائل و سازو کارهای خاص خودش را باید دید.

در این رویکرد فقیه هم نگاه ایستائی به پدیده‌های اجتماعی دارد و هم نگاه پویا، هم به مقاطع توجه می‌کند ،و هم به حرکت و تغییرات را مورد توجه قرارمی‌دهد و نگاه فقیه به آینده هم هست؛ یعنی چه تحولاتی اتفاق خواهد افتاد.

وقتی فقه نیازهای اجتماع را برآورده می‌کند، پس باید یک نگاهی به افق‌هایی که دیگران نمی‌بینند، بیافکند؛ مثلا با این حرکتی که جمعیت از نظر تولید مثل دارد، جمعیت پیر می‌شود و خانه سالمندان باید اضافه بشود، پس اقتضاءات فرهنگی آن از الان باید دیده شود، باید فرهنگ جامعه‌مان متناسب با وضعیتی باشد که درآن خانه سالمندان زیاد است.

این جامعه مسائل فقهی خاص خودش را خواهد داشت و فقیه از الان باید آماده پاسخگویی به آن نیازها باشد؛ باید تبیین نماید که در آن شرایط تعامل افراد چه طور باید باشد، توصیه ما باید چه جور باشد و پرستار باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؛ یعنی این سیستمی که به خاطر ترکیب جمعیتی در آینده به آن می‌رسیم، سامان بدهیم.

 

برداشت چهارم از فقه الاجتماع

 یک نگاه، نگاه به آثار و پیامدهای اجتماعی است، وقتی می‌گوییم فقه الاجتماع یعنی به آثار و پیامدهای اجتماعی توجه کنیم؛ اینکه بگوییم من کاری ندارم در اجتماع چه خبر است و چه می‌گذرد، این سخن صحیحی نیست.

بالاخره فقیه باید تا حدی بداند در چه فضایی تنفس می‌کند و آثار این حکم‌اش چیست؟ آیا وهن به اسلام می شود یا نه؟ مثل همین قمه زدن و چیزهایی که احیاناً ممکن است دستمایه دشمن بشود؛ ممکن است، یک موضوعی چون بریده از یک نگاه اجتماعی  است، آثار مخربش مورد غفلت قرار گیرد پس فقیه در این برداشت به آثار پدیده ها نیز نظر می کند.

مثلا  وقتی قضیه مکره را مطرح می‌کنیم وقتی شخصی اکراه پیدا کرده و در یک  سیستمی جاسوسی کرده، این مورد، یک پیامدهای اجتماعی دارد و آن کسی که مکره بوده و خانه اش را فروخته یا  زنش را طلاق داده یک پیامدهای اجتماعی دیگری دارد لذایک جور نباید برخورد کرد؛ زیرا آثار اجتماعی این دو تا با هم فرق می‌کند.

یکی کیان اسلام را مورد خطر قرار داده ودیگری یک قضیه شخصی بوده است، لذا این آثار وپیامدها که یکی شخصی است ودیگری اجتماعی است، فقیه در فتوایش باید متفاوت برخورد کند و به یک شکل نبیند؛ پس موضوع شناسی از این جهت می‌تواند به ما کمک بکند.

 

برداشت پنجم از فقه الاجتماع

وقتی بحث فقه الاجتماع می‌ شود منظور تأثیر اجتماع بر شناخت احکام است، این بحث‌های عرف و شرایط زمان و مکان و غیره که مطرح می‌شود، از این قبیل اند.

فقه الاجتماع یعنی توجه داشتن به اینکه در چه شرایط و در چه مکانی هستیم و فهم عرف چیست؟ و مصلحت‌هایی که در موضوعات وجود دارد و ما را در شناخت احکام کمک می‌کنند چه چیزهایی است.

 

فرق برداشت دوم با برداشت پنجم

در دومی گفتیم که این شخصی است واین اجتماعی است؛ اما دراینجا به خود موضوع توجه می شود، فقه الاجتماع در اینجا یعنی فقیه باید توجه به اجتماعش داشته باشد، تا بتواند فتوا بدهد؛ این بحث‌های عرفی و عرفی شدن و بحث مصلحت که می‌گویند با اینها داریم دین را عرفی می‌کنیم، آیا واقعاً این طوری است؟

با آن نگاه‌های فقهی که به  قضیه می افکنیم مرزها را مشخص می کنیم؟

 لذا باید توجه کنیم که چقدر عرف نقش دارد؛ در حالت آخری منظوراین است که فقیه در چه  فضایی تنفس می‌کند و بیشتر نگاهش به شرایط زمانی و مکانی است؛ در حالی که آن اولی و دومی لزوماً شرایط زمانی و مکانی را در بر ندارد وآنها رویکردی است.

مثلا، فقیه  باید نگاهی به بحث عدالت هم داشته باشد، آیا این حکم عادلانه است یا نیست ؟

پس باید قضیه عدالت را فهم کنیم که جایگاه‌اش کجاست و توجه ‌کنیم در سیستم جایگاه عدالت کجاست؟

منظور این که در مباحث اجتماعی یک فقیه باید توجه داشته باشد که در چه شرایطی و در چه فضایی امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام مطالبی را بیان فرموده‌اند و بعضا شرایط عوض شده است؛ مثلا همین که قبیله الان نیست و قبلاً بود وبرده الان نیست و قبلاً بود. اینها چیزهایی است که باید به آنها با همان مکانیزم اجتهادی توجه کنیم.

مثلا اگر قمه زدن باعث بدبینی به نظام جمهوری اسلامی بشود، دیگر قمه زدن چه ضرورتی دارد؟ پس باید به  سطوح و لایه ها هم نگاه کنیم.

 پس بدون توجه به شرایط نمی توان اظهار نظر کرد؛ معنایش این است که تا حدی باید در تشخیص مصادیق هم وارد شد، به نظر من اگر یک چنین چیزی اتفاق بیفتد، آن پویایی فقه تا حدی تأمین می شود و باید هم این اتفاق بیفتد و باید فقهایی داشته باشیم که نگاه جامعه شناسی داشته باشند؛ لذا خیلی  نیاز به  رویکرد جامعه شناسی داریم.

 

زیر شاخه‌های فقه الاجتماع چیست؟

آن نگاه سیستماتیک باید تولید شود، همان طور که الگوی پیشرفت اسلامی -ایرانی باید تولید شود، این هم باید تولید شود؛ اما در مصادیق وقتی خانواده را بحث می کنید، باید کارکردهای اجتماعی اش را ببینیم، مثلا تا به حال راجع به شهر در فقه کار نشده یا در فضای رایانه، آدم‌ها در واقع در دو فضا زندگی می‌کنند، یک فضای واقعی و یک فضای مجازی، آن هم یک زندگی است؛ در واقع موضوع فقهی و اجتماعی اینها چیست؟ اینها  تکثر موضوعات اجتماعی را به دنبال دارد.

 

منظور از فقه الاجتماع آیا  نگاه تک گزاره‌ای است یا به عنوان  یک رشته مورد نظراست؟

پاسخ: به نظر من به هر دو باید توجه شود، هم باید فقیه در هر موضوعی که وارد می شود، به پیامدهای اجتماعی توجه کند.هم تلاش کند برای فقه الاجتماع  آن منظومه و آن سیستم را تولید کند، بعلاوه تک گزاره‌ها به تولید منظومه کمک می‌کند، یعنی این دو تا باید با هم باشد، من که نشسته‌ام پای درس، استادم را توجه بدهم که پیامدهای اجتماعی آن چه می‌شود؟ از طرف دیگر یک افرادی ویک مجموعه‌هایی که قابلیت‌های ویژه‌ای در نگاه اجتماعی دارند،این سیستم را تولید کنند.

در فلسفه، فلسفه مضاف داریم؛ اما در فقه، فقه مضاف معنا ندارد، مگر فقه چیزی غیر از فقه الاداره و فقه الاجتماع و...است؛ موضوع در فلسفه، موجود بماهو موجود است؛ اما در فلسفه مضاف، موجود بماهوموجود نیست، بلکه مثلا در فلسفه علم الاجتماع، موجود بماهو علم الاجتماع است.

لذا ما در این تک گزاره ها در بطن فقه، باید همین توجه به اجتماع را پررنگ کنیم، چون خود فقه است؛ ولی ما بی‌توجه به آن بوده‌ایم، نظیر کم توجهی ما به سیاست و ولایت فقیه که یک نگاه سیستماتیک نداشتیم و در مورد مباحث اجتماعی هم همین وضعیت را داشته ایم و بیشتر فقه ما فردی بوده است.

لذا باید توجه کنیم که این نگاه نگاه فردی است و نگاه اجتماعی آن باید تولید شود؛ چرا که توجه به اجتماع، جزء ماهیت فقه است ودر عین حال باید به تولید یک منظومه بپردازیم که کاری اساسی و بلندمدت است که طبیعتاً باید از جایی شروع شود و اولین گام آن طرح مباحثی است که تا حال در بطن تک گزاره‌ها نبوده است.

از این برداشت‌هایی که از فقه الاجتماع بیان شد، بعضی‌های آن اساسی‌تر و بعضی‌ها آسان‌تر است؛ آن برداشتی که اساسی است، این است که نگاهمان را عوض کنیم و سیستم و آن منظومه را تولید کنیم؛ اما آن برداشتی که آسان‌تر است، این است که پای درس استاد از استاد بخواهیم که نگاه اجتماعی به موضوع را نیز تشریح نماید.

حجت الاسلام حسن خیری

/102/825/م

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۸ ، ۱۹:۴۸
حسن خیری

 سه شنبه , ۲۵ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۴۱

حجت‌الاسلام خیری:

عاملان اجتماعی پیشران نظام اسلامی/ ساختارگرایی صرف باروحیه انقلابی در تضاد است/ تلفیق عاملیت و ساختار لازمه انقلابی گری

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب دانشگاه آزاد اسلامی گفت: تفاوت اصلی عاملان اجتماعی، روشنفکران دینی و سکولار در منشأ و خاستگاه تفکرات وی است.

به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه و سیاست گروه دانشگاه خبرگزاری آنا حجت‌الاسلام حسن خیری عصر امروز در نشست تخصصی بیانیه گام دوم انقلاب تحت عنوان «عاملیت و ساختار در نظام انقلابی» با بیان این سؤال که چرا مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم جوانان را خطاب قرار داده‌اند و چرا مخاطب ساختارهای نظام نبوده است، اظهار کرد: عاملیت گرایی و کنشگران اجتماعی افرادی فعال و گزینش‌گر هستند ولی ساختارها اغلب دچار قوانین سختی هستند.

وی افزود: طرفداران نظام اجتماعی معمولاً اختیاری از خود ندارند و امروز فرهنگ مسلط بر این گروه شده است. فرضیه در نظام انقلابی به این شکل است که عاملان انقلابی پیشران انقلاب هستند.کسانی که شروع و خاتمه انقلاب را مطرح می‌کنند، معنی انقلاب را نفهمیده‌اند.

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب دانشگاه آزاد اسلامی عنوان کرد: در نظام انقلاب اسلامی توجه به عاملیت یک اصل است چراکه آرمان‌گرایی در آن مطرح است. آرمان‌گرایی در بیانیه گام دوم نیز مبتنی بر تمدن سازی و امیدواری برای ظهور بیان‌شده است. امتیاز انقلاب اسلامی نسبت به سایر انقلاب‌ها رهبری آن است و نه مدیریت. نقش رهبری در انقلاب اسلامی هدایتگری است. درحالی‌که مدیریت مقید کردن مردم به ضوابط است ولی نقش رهبری در راستای تعالی و آرمان سازی است. رهبری متوجه است که ساختارها و نهادها خاصیت چسبندگی دارد. تاریخ نشان می‌دهد انقلابیون نیز در قالب نهادها و ساختارها به ضدانقلاب تبدیل‌شده‌اند.

خیری گفت: رهبران دینی به راه توجه دارد و زمامداری در اولویت قرار ندارد که این مدل حاکمیتی برای رهبران سکولاریسم است. تلفیق عاملیت با ساختار و توجه به‌حق الله و حق‌الناس در ادامه اشاره خواهد شد. برخی این حقوق را ضامن پنج عنصر دانسته‌اند که دین، مال، جان، عقل و ناموس را می‌توان نام برد. نظم اجتماعی را در نظام اسلامی حدود الهی معین می‌کند.

وی بیان کرد: شریعت‌مداری اسلام نشانه ساختارگرایی اسلام است. اسلام منطبق با ضوابط و قواعدی عمل می‌کند که می‌تواند تعبدی نیز باشد. به‌عنوان‌مثال در ساختار بازار مسلمانان یقین است که محصولات حلال عرضه می‌شود و این حاکی از این است که دیدگاه‌ها و نظام ساختار وجود دارد. امربه‌معروف و نهی از منکر نیز شرایطی خاصی دارد و باید به همراه یک گزینش گرایی و عقلانیت انجام بگیرد و نمی‌توان با ساختارگرایی امربه‌معروف و نهی از منکر پیش رفت و باید عاملیت را رعایت کرد.

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب دانشگاه آزاد اسلامی بسیج، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس و... را جزء ساختارهای نظام جمهوری اسلامی دانست و گفت: پیشران نظام اسلامی عاملان اجتماعی هستند و ساختارگرایی باروحیه انقلابی در تضاد است. عامل پیروزی رزمندگان در هشت دفاع مقدس جدایش از ساختارها و حضور و پیش‌قدم شدن همه مردم در جریان دفاع است. در تمامی بزنگاه‌های تاریخی انقلاب این عاملان اجتماعی بودند که ایفای نقش کرده‌اند.

خیری ادامه داد: در نظام‌های حزبی سکولار نمی‌توانند در مقابل کج روی ایستادگی کنند ولی در نظام‌های امام و امت عاملین اجتماعی در مقابل کج‌روی‌ها قرار می‌گیرند و درصحنه‌های تاریخی کشور همانند جریانات سال ۸۸ در مقابل تندروی و کج روی می‌ایستند. نظامی که نظام اسلامی تولید می‌کنند بر پایه اخلاق است و نظم اجتماعی در آن بر پایه ساختار و قواعد است. بر این اساس است که ظرفیت بی‌بدیل عاملیت انقلابی در مقابل انقلاب‌های مخملی و جریان‌های انحرافی ایستاده است.

وی عنوان کرد: عنصر توجه به عاملیت در انقلاب اسلامی بر مبنای امام و امت قرارگرفته و همواره عاملان اجتماعی را تولید می‌کند. در نظام‌های سکولار نخبگان مذهبی، علمی و نظامی نقش هادیان اجتماعی دارند ولی در نظام انقلابی و امام و امت عوام نیز می‌توانند هدایتگری کنند و توده مردم هادی جامعه باشند. عاملان اجتماعی بر اساس ادای تکلیف الهی وارد میدان می‌شوند و تعلقات رنگ خود را می‌بازند.

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب دانشگاه آزاد اسلامی تصریح کرد: قانون‌گرایی باید با آتش به اختیاری ظهور کند تا عاملیت و ساختارگرایی دریک قاب منطقی دیده شود. در امربه‌معروف و نهی از منکر نیز برخوردهای صلبی وظیفه عاملان اجتماعی نبوده و ساختار در وهله بعدی تعیین‌کننده می‌شود. در ادبیات دینی امروزه هردو تعبیر عاملیت و ساختارگرایی دیده می‌شود. عمار گونه عمل کردن، آتش به اختیاری و بسیجی گونه وارد شدن همه تلفیق عاملیت و ساختارگرایی است.

خیری بیان کرد: تفاوت تکلیف نیز در نظام امام و امت مطرح‌شده است. تکلیف رهبری جامعه و آحاد افراد جامعه یکسان نیست و باید امورات در راستای تکلیف رهبری انجام شود. سکوت رهبری جامعه بعضاً تکلیف است و به معنی سکوت آحاد جامعه نیست. تفاوت اصلی عاملان اجتماعی و روشنفکران دینی و سکولار در منشأ و خاستگاه تفکرات وی است.

وی با اشاره به لزوم محافظت از عاملان اجتماعی گفت: امروز کسی از بازدارندگی عاملان اجتماعی و نیروهای مردمی کشورهای عراق و سوریه در جبهه‌های مقاومت شکی ندارد و وحدت رویه در تمام قومیت‌ها در زیر پرچم خط مقاومت مشهود است. فکر و اراده عاملان اجتماعی در بزنگاه‌های تاریخی تعیین‌کننده است. هیچ نظامی به‌اندازه انقلاب اسلامی بر روی بصیرت تأکید نکرده است و همواره راه و عاملان اجتماعی برای انقلاب و انقلابیون مهم است.

خیری اظهار کرد: همواره حضور حداکثری برای رهبر معظم انقلاب موردتوجه بوده است و هیچ‌گاه بر روی مصادیق تأکید نکرده‌اند و این نشانه اهتمام ویژه رهبری به عاملان اجتماعی و عاملیت نظام است. همدلی و آگاهی‌بخشی ازجمله عوامل تولیدکننده عاملان اجتماعی با بصیرت است.

انتهای پیام/۴۱۰۷/۴۱۱۶/

http://ana.ir/i/404996

برچسب‌ها

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۸ ، ۱۹:۳۴
حسن خیری
عکس نوشته/ بیانیه گام دوم انقلاب
کد خبر: 486358 | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۱۲/۲۹ - ۰۹:۴۸ | سرویس: حوزه علمیه قم 3
رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب دانشگاه آزاد اسلامی: 
تبیین بیانیه گام دوم انقلاب از رسالت های کلیدی حوزه انقلابی است/وظیفه نخبگان حوزه و دانشگاه 
حوزه/ رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب دانشگاه آزاد اسلامی با تاکید بر لزوم اهتمام ویژه نخبگان حوزه و دانشگاه به تبیین علمی و دقیق بیانیه گام دوم انقلاب تاکید کرد: این مساله به خصوص یکی از رسالت های مهم و کلیدی حوزه انقلابی است.

حجت الاسلام و المسلمین حسن خیری در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، با اشاره به صدور بیانیه گام دوم انقلاب از سوی مقام معظم رهبری در بهمن ماه سال 97 اظهار داشت: به عقیده بنده اولین اقدام در این خصوص که باید حوزویان انجام دهند، این است که سیره بیانیه نویسی که مختص رهبران دینی است را به درستی تحلیل و بررسی کنند، چه آن که این گونه اقدامات تنها از پیامبران و اولیای الهی و رهروان راستین آن ها برمی آید.

وی افزود: برای ما آنچه در خصوص این بیانیه جالب و درس آموز است این که کسی که در مسند عالی حکومت است، اما با این حال به جای آن که نهادها و موسسات رسمی را مورد خطاب قرار دهد، جوانان را مورد خطاب قرار دهد و بی شک این نوع رفتار بسیار پرمعناست ، به این جهت که رهبر معظم انقلاب این بار به جای ساختارگرایی ، عاملیت گرایی را مورد توجه خویش قرار داده اند.

عدم رضایت به وضع موجود و نگاه آرمان گرایانه به آینده

این استاد حوزه و دانشگاه همچنین گفت: عاملیت گرایی با تنوع ، تغییر و حتی ساختار شکنی روبرو می شود، ضمن آن که در این قضایا، نگاه آرمان گرایی رهبران دینی چنین است که افق بالایی را دیده و آینده را ترسیم می کنند؛ در واقع آن ها به وضع موجود راضی نیستند و به خصوص به قشر جوان توجه دارند که ویژگی اش پویایی است و این که هنوز درگیر مسایل معیشتی و محافظه کاری نشده و لذا از انرژی جوانان به خوبی می توان در مسیر اهداف بلند و متعالی بهره بُرد.

پژواک شعارهای انقلاب اسلامی در دنیای امروز

وی با تاکید بر این که تبیین سیره علمی و عملی رهبر انقلاب در این خصوص بسیار مهم است، بیان داشت: حتی ما در عرصه زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی باید ابعاد مهم رهبران انقلاب را به خوبی تبیین کنیم چه آن که امروز انقلاب اسلامی حتی مورد توجه بسیاری از صاحب نظران آزادی خواه قرار گرفته و از آن سو می دانیم که شعارهای انقلاب مختص به یک زمان و مکان خاص نیست و اتفاقاً امروز بیش از گذشته در دنیا این شعارها پژواک پیدا کرده است.

عضو انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم همچنین افزود: حتی در یکی از همایش ها یکی از اساتید مطرح خارجی به بنده می گفت که شما این سیره انقلاب و پیامتان را باید بهتر ارایه کنید تا جهانیان آن را بشناسند و از این رو امروز وظیفه اساتید و نخبگان به خصوص حوزویان این است که ابعاد مختلف و مهم انقلاب اسلامی و از جمله بیانیه راهبردی مقام معظم رهبری را به درستی تبیین کرده و آن را به زبان روز جهانی انتشار دهند.

وی در ادامه صحبت های خود گفت: اساساً در این خصوص ایمان و اعتقاد بالای امام و رهبری به راه خود بسیار مهم است که این مسیر نورانی را ترسیم کرده و با اعتقاد و ایثار و از خودگذشتگی در مسیر پیشبرد اهداف انقلاب گام برداشته اند.

رسالت مهم نخبگان حوزه و دانشگاه در تبیین گام دوم انقلاب

حجت الاسلام و المسلمین خیری همچنین افزود: گرچه مخاطب اصلی بیانیه گام دوم رهبر انقلاب، نسل جوان است اما طبعاً بخش مهمی از این مسئولیت برعهده نخبگان است چرا که انتقال فرهنگی به وسیله نخبگان حوزوی و دانشگاهی و ... محقق می شود.

وی ابراز داشت: از سوی دیگر این که در این چهل ساله چه اتفاقاتی برای ما رخ داده ، به نظرم این کار حوزویان است که فضا را به درستی ترسیم کرده و در عین حال دستاوردها را نیز بیان کنند.

این محقق گفت: در سال های اخیر مشاهده کردیم که دشمن به دنبال بزک کردن دوره رژیم منحوس پهلوی بوده و لذا وظیفه ما در تبیین مباحث برای افکار عمومی به خصوص نسل جوان، در شرایط کنونی حساسیت و اهمیت مضاعفی پیدا کرده است.

نقش کلیدی حوزه انقلابی در تبیین آموزه ها و اهداف انقلاب

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب دانشگاه آزاد اسلامی همچنین بیان داشت: گرچه در بیانیه گام دوم از سوی مقام معظم رهبری چهل بار واژه جوان به کار رفته اما مسئولیت این که آن اهداف و آموزه ها به درستی به جوانان منتقل شود، برعهده نخبگان جامعه و در راس آنها حوزویان است.

وی افزود: تبیین این مباحث مستلزم این است که اساتید و نخبگان حوزه به خصوص تحرک و پویایی بیشتری داشته و همچنین نسل جوان معتقد و پابه کار انقلابی بیش از پیش پای کار بیایند و به جهت دهی مناسب به افکار عمومی بپردازند.

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب دانشگاه آزاد اسلامی گفت: این که رهبر معظم انقلاب نیز این همه بر حوزه انقلابی تاکید کرده و می کنند یکی از دلایلش همین است چرا که حوزه انقلابی حوزه ای است که به هیچ وجه خود را در یک زمان و مکان محدود نکرده و راهبری جامعه را برعهده دارد.

بیانیه ای ذوابعاد که باید وجوه مختلف آن را بررسی کرد

این محقق و پژوهشگر حوزوی همچنین با تاکید بر این که تبیین گام دوم انقلاب از رسالت های کلیدی حوزه انقلابی است، اظهار داشت: بیانیه گام دوم انقلاب یک بیانیه ذوابعاد و دارای وجوه مختلف است به طوری که هم دارای تحلیل تاریخی و مردم شناسی و جامعه شناسی و هم تحلیل دستاوردهای انقلاب است و هم این که ضمن بررسی گذشته، راهبردهای آینده را مشخص کرده و بر مساله عاملیت گرایی نیز تاکید دارد.

وی گفت: اساساً به نظر بنده بحث آتش به اختیاری جوانان نیز با توجه به یکی از بندهای این بیانیه دارای مفهوم دقیقی است ، چه آن  که اگر جامعه بخواهد پیشرفت کند ، نیاز به تحرک نسل جوان دارد

تولید ادبیات انقلابی؛ رسالتی بر عهده حوزویان

این محقق بیان داشت: از سوی دیگر تولید ادبیات انقلابی مثل مدیریت جهادی، مردم سالاری و نیز تبیین اهمیت و ضرورت وجودی نظام جمهوری اسلامی از دیگر وظایف حوزه های علمیه است چه آن که این ها هنوز هم جای ابهام زدایی و مفهوم سازی و گفتمان سازی دارد و باید با دغدغه خاص انقلابی در این عرصه ها وارد شد و تاکید بر این مهم شود که تحقق عزت ما منوط به روحیه انقلابی و مدیریت جهادی است و باید این ها به درستی برای جامعه تبیین شود.

۳۱۳/۸

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۸ ، ۱۹:۳۰
حسن خیری