دکتر حسن خیری

اجتماعی- فرهنگی

دکتر حسن خیری

اجتماعی- فرهنگی

دکتر حسن خیری

۹ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

 

                                              بسمه تعالی

                                                                                       دکتر حسن خیری*

چکیده:

سبک زندگی اسلامی گرچه موضوع جدیدی نیست ولی امروزه با توجه به تحولات سریع جامعه و بروز شیوه های جدید زندگی و دگرگونی نگرشها و هنجارهای زندگی و پدیدار شدن مسائل اخلاقی – اجتماعی،  مورد توجه کارگزاران جامعه و اندیشمندان حوزه های رفتاری و اجتماعی قرار گرفته است. در این خصوص برخی از نهادها نظیر خانواده و رسانه با توجه به جایگاه ممتاز آنها در شکل دهی به هویت های فردی و اجتماعی در کانون توجه قرار گرفته اند . از منظر اسلام پس از اصل دین اسلام ،خانواده بزرگ ترین نعمتی است که به بشریت عرضه شده است و اولین و مهم ترین نهاد و گروه  اجتماعی است که انسان خود را در آن می یابد و همواره از آن متأثر است . امروزه در جهان ارتباطاتی و عصر تبلیغات ، رسانه جایگاه بس مهمی یافته است و تولید شبکه های گسترده جهانی در شکل دهی به افکار عمومی نقش بی بدیلی دارند . بی تردید، هماهنگ سازی این دو نهاد مهم، می تواند در هدایت و راهبری جامعه مژثر واقع شود و به جای نقد هر یک، مناسب تر آن است که به زوایایی که این دو می توانند با هم افزایی اهداف مشترکی را پیگیری نمایند، پرداخته و بر اساس آن سیاستگذاری گردد . در این مقال به برخی از مؤلفه هایی که در هم سویی این دو نهاد- با تأکید بر تلویزیون-  می تواند مفید واقع شود اشاره شده است .

کلید واژه های :خانواده ، رسانه ، تلویزیون ، جذب حداکثری ، ارشاد ، مخاطب ، تبلیغ ، تربیت، نیازهای پایه ای ، شناخت ، احساسات و عواطف،واقع نمایی ، انذار ، تبشیر

*دانش آموخته حوزه و دانشگاه ، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی نراق

 

مقدمه:

خانواده به عنوان اولین و مهم ترین و در دسترس ترین محیط برای فرزندان نقش مهمی، در ارائه سبک زندگی ایفای می کند .خانواده جزو گرو ه نخستین است و برای کودکان اولین گروه مرجع به حساب می آید و اولین رؤیاهای افراد که جزو اصلی ترین عناصر تشکیل دهنده شخصیت فردی است در خانواده رخ می دهد.و به قول آدلر مقام و منزلت فرد در خانواده و نخستین خاطرات و رؤیاهای فرد از عوامل کلیدی شکل گیری شخصیت آدمی است . خانواده با ارتباط چهره به چهره و عاطفی بر شکل گیری هویت فرد تأثیر عمیقی دارد و ریشه های هویت های پایدار و ماندگاردر خانواده تکون می یابد. اعضای خانواده با حضور مستمر و طبیعی  از ظاهر نمایی به دوراند و ارتباط فراگیر و همه جانبه مهم ترین پشتوانه معنوی و مادی افراد به حساب می آید . دغدغه خانواده ها جذب مخاطب نیست چه این که مخاطب در اختیار اوست و ارتباطات عمیق عاطفی موجب سختی بریدن از هویت خانوادگی است. آنچه برای خانواده مهم است شکل دادن به شخصیت افراد مطابق خواست خانواده است.

هارلوک در نظریه اختلاف خانوادگی و رشد شخصیت ریشه ناهنجاریها را در محیط خانواده جستجو می کند و معتقد است که خانواده احساس امنیت، اتکاء کودک به افراد خانواده برای تأمین نیازها ، سرچشمه محبت ،الگو دهی، هدایت در رشد رفتار اجتماعی، حل مسائل، یادگیری مهارت های زندگی، تشویق کودک در کسب موفقیت، همدلی و همراهی با کودک، ایجاد تناسب میان خواسته ها و علائق و تواناییها به رشد طبیعی کودک کمک می کند . "( خیری، جامعه شناسی جنایی:79)

با این وجود امروز مسائل جدی کانون خانواده را تهدید می کند " آماری که ثبت احوال از طلاق و ازدواج می دهد بسیار نگران کننده است.مطابق آخرین آمارهای ثبت احوال در دیماه سال نود، 12 هزار و 855 واقعه طلاق به ثبت رسیده که نسبت به آذرماه یکهزار و 326 مورد افزایش داشته است. در این مدت در مجموع نسبت ازدواج به طلاق 6.7 است که در مقابل هر 6.5 ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده است .( عماد نیوز ،23 اسفند 90)

"در مدت 7 سال متوسط سن فحشا از 28 سال به زیر 20 سال رسیده است و در حال حاضر کف این سن تا 14 سالگی پایین آمده است ." ( همان)

سن زنان خیابانی معمولا 13 تا 20 و حداکثر 30 سال است . همسر آزاری ؛ شوهران تهاجمی ؛ خشونت و پرخاشگری در خانه ؛ مهاجرت ، سطح پایین بی سوادی ، اختلالات شخصیتی ؛ فقر ؛ اعتیاد و عدم باورهای دینی صحیح کانون خانواده را از هم می پاشد. و زنان بی سرپرست را به خیابان می راند.

افسردگی و اختلالات شخصیتی حاصل از آزارهای جنسی در دوران کودکی توسط محارم از بارزترین بیماریهای روانی پیش از تن فروشی زنان است . بسیاری دچار کم هوشی و عقب افتارگی ذهنی هستند . بیشتر آنان از بیماریهای حاد جنسی ، عقده های شخصیتی و میل شدید به تنوع طلبی در روابطشان رنج می برند ."(علیایی زند ، 1383 :298)

امروزه پس از خانواده نقش رسانه بویژه تلویزیون برای  تولید و ارائه سبک زندگی و شکل دهی به هویت و شخصیت افراد حائز اهمیت است . . بی تردید هم سویی این دو و بهره گیری از ظرفیت های ممتاز هر یک می تواند توان این دو را مضاعف نماید ." در فضای زیست کنونی  شکل گیری شبکه ذهنی و تکون هویت به شدت متأثر از پدیده های فرا قومی ، فرا مذهبی و فرا ملی است که تحت عنوان جهان وطنی "cosmopolitan "،  جهان شمولی  "universalism "  ، نظام جهانی "  " global system  ، و   جهانی شدن "  globalization " مطرح می شود .  رسانه ها ، ما را قادر می سازند تا جهان را چونان یک کل درک کنیم . تحت تأثیر این گونه رسانه ها ، همه تجارب در یک جا جمع می شوند و شخص به صورت همزمان می تواند رویداد های واقع در فاصله های دور را احساس کند ." ( گلشنی ،1388  : 10 )این پدیده گرچه با وجود ظرفیت عظیم نهفته در اسلام می تواند با راهبری عالمانه فرصت محسوب شود ، در عین حال چالشی جدی در مقابل هویت های محلی  و مورد انتظار محسوب می شود و متولیان فرهنگ سازی و هویت بخشی باید در ورود به شبکه ذهنی مخاطبان خود این منطقه را رصد نمایند."(خیری،1388 :55)

وظایف خبری ، آموزشی ، ارشادی ، تفریحی – تبلیغی رسانه قابل اغماض نیست ولی عمدتا مردم برای تسکین اضطرابهای روحی ، روانی و فشارهای روانی و رفع خستگی از کار روزانه و پرکردن اوقات فراغت خود به رسانه بویژه تلویزیون روی می آورند. " طبق برآوردها جوانان زیر بیست سال بطور میانگین یک سوم زمان بیداری خود را با وسائل ارتباط جمعی مستقیم یا غیر مستقیم می گذرانند. ( خالق خواه ،1390 :53)

این در حالی است که " ده درصد جمعیت جهان 90 درصد امواج بین المللی و رادیو را در اختیار دارند . آمریکا با بیش از دویست هزار ساعت برنامه های تلویزیونی مقام اول را به خود اختصاص داده است . ( بابائی،1390 :202)

رسانه ها عمدتا دارای ارتباط از راه دور اند و کمتر با مخاطبان خود رو در رو مواجهند . پیام رسانه ها از تنوع برخوردار است و این موجب جذب مخاطبان است . مردم با رسانه ها با جهان پیرامونی نزدیک و دور آشنا می شوند و با افرادی که نمی شناسند رابطه عاطفی برقرار کرده و همدلی می کنند با آنها می گریند و می خندند و سبک زندگی آنها را می آموزند.

با همه تفاوتی که رسانه و خانواده دارند در این نکته مشترکند که هر دو مهم ترین عنصر شکل دهی به شخصیت و سبک زندگی افرادند. اوقات فراغت -که به لحاظ اینکه انسان خود چگونگی پر کردن آن را انتخاب می کند بسیار مهم است- در ضمن این دو و در ظرف این دو پر می شود .

هر دو توجه صاحب نظران را به خود جلب کرده اند و در مورد تأثیر نابسامانی خانواده و رسانه بر شخصیت آمار و اطلاعات بسیاری گردآوری شده است . به عنوان نمونه " طبق مطالعه لرد بلاک (2007) 100 نفر را از 3 تا 18 سالگی تحت مطالعه قرار دادند نتایج این بررسی نشان داد که افرادی که وابستگی به مواد مخدر نشان داده بودند در مراحل رشد خود دچار مشکلات شدید عاطفی شده بودند . شاخص اصلی محیط آنها عدم توانایی والدین در بیان معقول احساسات خویش عنوان شد. در این خانواده ها فرزندان در معرض انتقادات بی شمار و انتظارفعالیت های بیشتر و خارج از توان قرار داشتند "( فرشاد، 1390 :59)

" بیش از یک میلیارد نفر مسابقات جهان سال 1998 را از طریق تلویزیون تماشا کردند . در واقع این مقدار بیش از تعداد تماشاگرانی است که نمایشنامه های شکسپیر را از زمان خلق آنها در سال 1500 میلادی تاکنون دیده اند "( تقی پور،1390 : 95)

بر این اساس بر نامه ریزی و نحوه ساماندهی و راهبرد های رسانه و خانواده براساس رویکرد های اسلامی مهم است  در این مقال به برخی از مؤلفه هایی که می تواند رسانه و خانواده را در پیشبرد اهداف جامعه اسلامی هم سو نماید ، اشاره می شود .

جذب حداکثری ؛ ارشاد حداکثری

هم سویی رسانه و خانواده اقتضای آن را دارد که این دو با بهره گیری از آموزه های اسلامی اولویت خود را بر ارشاد حداکثری بنا گذارند .

تردیدی نیست که فلسفه وجودی و رسالت رسانه متفاوت از خانواده است . خانواده ممکن است که با تربیت فرزندان صالح و سالم بر کلیت جامعه تأثیر گذار گردد و از همین روی است که مهم ترین نقش اجتماعی زنان در خانواده تعریف شده است. حضور زن در خانواده به عنوان همسر جهاد زن است و حضور او به عنوان مادر مهم ترین وظیفه که گفته شده از دامن زن مرد به معراج می رود. اما فلسفه وجودی رسانه ای چون تلویزیون جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه ای همگانی و ملی اقتضاء می کند به جذب حداکثری در میان همه اقشار جامعه بپردازد تا بتواند سخنگوی نظام باشد و اقتدار ملی را موجب گردد و این رسالت بالمآل کاستن از برخی حساسیت های بین فردی ، خانوادگی و محلی را موجب می شود . خانواده ها معمولا  خود را متعهد  به رعایت ارزشهای اجتماعی چون وحدت شیعه و سنی در حریم خانه نمی دانند و لذا بدون رادع و مانعی با صلابت از باورها و ارزشهای خود می گویند و از دیگران اعلام تبری می کنند ولی رسانه ملی می بایست به این ارزشهای اجتماعی و مصلحت های مهم اجتماعی پای بند باشد؛ لذا نمی توان این دو را مثل هم دید و رفتار مشابه از آنها  انتظار داشت. مع الوصف اگر خانواده به کمک رسانه نشتابد و در تحکیم هویت های متمایز و لزوم رعایت فاصله های مذهبی تأکید نکند نسلی پرورش خواهد یافت دارای روحیه تسامح مذهبی و دارای باورهای آسیب پذیر و اهل مماشات که این نقض غرض دینی بودن رسانه است . بنا بر این باید  رسانه و خانواده با درک این تفاوت ها هر کدام به رسالت خویش عمل  کند

 اگر رسانه در برنامه های خود به جای تشویق مردم به خانواده گرایی و هویت سازی خانواده محور و تشویق مردم به حضور در محافل دینی و مذهبی همچون مساجد و حضور در هیآت مذهبی طوری برنامه ریزی کرد که حاصل آن به جایگزینی مسجد و خانواده انجامید یا مشوق مردم به حضور در مراکز دیگر ،به عنوان جایگزین خانواده و مسجد شد ، دچار اشتباه راهبردی شده است.

حاصل آنکه با تحفظ بر رسالت دو گانه خانواده و رسانه ، باید جانب احتیاط را رعایت کرد و اصل ارشاد حداکثری را پیش از جذب حداکثری مورد توجه قرار داد . این راهبرد موافق آموزه های اسلامی است آنجا که از چیرگی و برتری گروه اندک با ایمان نسبت به گروه کثیر سست ایمان سخن می گوید . پس در جنب جذب حداکثری صلابت پذیری هویتی مذهبی مخاطبان نیز حائز اهمیت است که این دو با تعامل خانواده و رسانه بدون کاستن از رسالت هر یک حاصل می گردد. جهاد اکبر و جهاد اصغر نیاز مند تشخیص درست راه و شناخت دوست و دشمن و مصالح و مفاسد است همچنان که مناسک ها و هنجارها و نمادها برای تمایز پذیری لازم است .

رسالت تبلیغی ؛ رسالت تربیتی

اگر چه در تبلیغ ، توجه به مخاطب برای اثربخشی پیام لازم است و بر طول تبلیغ و مداومت تأکید می شود ولی تبلیغ غیر از تربیت است. نمی توان پیامی کلی برای مخاطب عام فرستاد و مدعی تربیت شد رسانه ها نیز خود را مدعی تربیت نمی دانند ولی خانواده جای تربیت است خانواده خود را مدعی تبلیغ نمی داند گرچه ماهیت برخی کار کرد های این دو رنگ تبلیغی یا تربیتی به خود می گیرد .  در تربیت باید مخاطب را کاملا شناخت با روحیات و نیازها ی او آشنا شد و با برنامه ای مشخص برای تربیت اقدام کرد برنامه تربیتی خانواده برای هر یک از فرزندانش ممکن است متفاوت باشد " الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه"  این کار برای رسانه آن هم رسانه ای در سطح ملی و فرا ملی ممکن نیست . اما این موجب نمی شود که این دو از هم بی نیاز باشند امکان تبلیغ در سطح وسیع و نزدیک کردن باورها و ارزشها و ایجاد همدلی و آشنا سازی مردم با دیگران در دور دست و ابلاغ پیام های دینی به آنها از رسانه ساخته است و این احساس مشترک در میان یک کشور و امت و جامعه جهانی محصول رسانه است اما برای شکل گیری هویت های فردی و اجتماعی انسانها، نیاز به ورود به عرصه تربیتی است و اینجا نقش خانواده برجسته و مهم است . این مسؤولیت آنگاه بیشتر نمود می یابد که به انسان از منظر ماهیتی و مسؤولیتی بنگریم . آدمی دارای غرائز و فطرت است یکی وجه مشترک او با موجودات دیگر است و یکی شکوفایی اش موجب انسان شدن آدمی است . هر یک از این دو هم از ابعاد وجودی ادراک و احساس و عواطف برای تحقق خود بهره می گیرند یکی از ادراک استفاده می کند ولی جز نیرنگ چیزی نیست و یکی از ادراک استفاده می کند و آن را در اصطلاحات دینی عقل  گویند که " العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان ""( شیخ عباس قمی، :214) عقل چیزی است که خدا با آن عبادت می شود و بهشت به واسطه ان به دست می آید. یکی عبادت هوای نفس است و یکی عبادت خدای متعال . یکی عقل ابزاری است و یکی عقلانیت ذاتی. یکی سود را می جوید و یکی حقیقت را. همانطور که یکی خود را می خواهد و خود او در حیوانیت او خلاصه می شود و یکی خدا را می خواهد و می طلبد. علاوه بر این که غریزه و  فطرت سیری نا پذیرند و به هر راهی که آنها را سوق دادی حد یقفی ندارند . بنابراین نه در سیر صعودی حد یقفی وجود دارد و نه به اعتبار اینکه آسایش روحی برای فرد ایجاد شود و از حرارت شهوات کاسته شود ،می توان ، بدون رعایت شرع راه اشباع و ارضاء شهوات را فراهم کرد . شارع مقدس خود راه تعدیل شهوات و اشباع غرائز را در دستورات خویش ارائه نموده است . خاستگاه سیر غریزی نفس اماره اوست و خاستگاه سیر صعودی نفس لوامه او . منتها این نفس با شکوفایی فطرت نهفته در وجود آدمی سر بر می آورد که لازمه آن کار تبلیغی و تربیتی است .و منتهای آن نفس مطمئنه است که راه را یافته و خیال او از ره پویی حقیقت راحت گشته است

 پس اینطور نیست که ما در خانواده یا رسانه بر اساس این راهبرد کار تربیتی یا تبلیغی را استوار کنیم که مقداری غریزه را از راه نامشروع عرضه می کنیم و آنگاه که لذت برد آماده می شود تا ما راه شرعی را ارائه  کنیم. هریک از تبلیغ و تربیت در رسانه و در خانواده می تواند در جهت شناخت هویت واقعی انسانی صورت پذیرد و این را القا کند که خود فراموشی از خود بیگانگی است و اساس آن بر غفلت از خدا است .و بحران هویت و از خود بیگانگی ، از خود فراموشی آغاز می گردد. "قل ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم"(سوره 39 آیه 15)"بگو زیان کاران آنانند که به خود زیان کردند  « و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم"(سوره 59 آیه 19)"همانند آنان نباشید که خدا را فراموش کردند و پس زمینه نسیان خودشان را فراهم ساخت . پس نه خانواده می تواند با بکار گیری محتوا و ابزار نامشروع کار دینی خود را پیش ببرد و نه رسانه به بهانه جذب مخاطب می تواند بر سکوی مطمئنی مستقر گردد که رسانه ای التقاطی تأسیس کند  . آنچه در غرب اتفاق افتاد عبرتی است برای ما که رها سازی برخی قیود اخلاقی و نادیده گرفتن برخی ارزشها و هنجارهای اجتماعی آنها را با خود به سراشیبی نابودی و سقوط تمدنی به پایین کشید و دیگر کسی را توان مهار و اصلاح نیست . پس دفع افسد به فاسد قاعده ای نیست که بتوان بدون تأمل و احتیاط مخصوصا در حریم تبلیغی و تربیتی بکار گرفت.

نیازهای پایه ای

هم خانواده و هم رسانه آنگاه می توانند به تعهد خود بطور کامل عمل نمایند که هم خود شان و هم محیط و نهادهای دیگر اجتماعی به نیازهای پایه ای پاسخ داده باشند. . اگر ازدواج نیمی از دین است معلوم است که نیازی اساسی است و با تحقق آن ایمان پشتوانه می یابد . اگر کوفیان بی بصیرت می شوند و ندای امام حسین (ع) را لبیک نمی گویند بخاطر آن است که ناکارآمدی ساختارهای اقتصادی جامعه شکم های مردم را از حرام پر کرده است و استعداد دریافت پیام حق برای آن ها مشکل شده است . اگر فقر گویا کفر است به معنای این است که استعداد  جامعه فقیر برای تکامل ایمانی کم است. بهر صورت نیازهای معیشتی نیازهای اساسی است همانطور که عدالت و امنیت نیاز اساسی است . لذا فرمودند به کسی که عدالت و امنیت و رفاه داده شده گویا هم چیز داده شده است .

محرک رفتار آدمی بر حب ذات و خود دوستی استوار است . اما اینکه خود را بنده خدا بشناسد و دوستی او در مسیر رسیدن به لقا و خشنودی حق استوار گردد یا خود را در غرائزش ببیند و لذت و الم خود را بر پایه آن تعریف کند موضوعی است که انسان در محیط می آموزد .انسان متناسب با عواطف و احساسات،از لذت و الم ویژه برخوردار است .  لذت و الم انسان با هویت غریزی و ارزشهای طبیعی و زیستی در وصل و حرمان  شهوات اتفاق می افتد و لذت و الم و درد و رنج آدمی در حیات معقول و رشد یافته در حریم فطرت و پرورش یافته در مکتب دیانت و سرمست از جام عبودیت الهی در وصل و حرمان بندگی خداوند ، نگرانی از بی بهرگی از رحمت و رضایت الهی ، کوتاهی از انجام وظیفه شرعی ،  یاد آوری گناهان و تقصیر و قصورها و ...تبلور می یابد . لذا  " و اشد من مرض البدن مرض القلب"(نهج البلاغه ، حکمت 388) و پیامبر که از شناخت عمیق نسبت به هستی برخوردار است است از عواطف لطیفتر و درد و غم خواری ژرف تری برخوردار است . "فلعلک باخع نفسک علی اثارهم ان‏لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا"(سوره 18 ، آیه 6 )و " طه  ماانزلنا علیک القران لتشقی  الا تذکره لمن یخشی"(سوره 20 ، آیه 2)

موضوع این است که ما نه در خانواده و نه در رسانه نتوانسته ایم گام مطمئنی را از نظر سلامت جامعه برای تأمین نیازهای ضروری او برداریم تا مسیر برای حرکت تکاملی فراهم تر گردد . طبق آمار و ادعای برخی کارشناسان امروز در ایران "میانگین بلوغ جنسی روی عدد 11 سال و 7 ماه حدود 12 سال است و میانگین سن ازدواج در کلان‌شهر‌ها مانند تهران روی عدد 26،5 است، سن ازدواج برای پسرها 28-29 و برای دختران 24-25 صورت می‌گیرد که نشاندهنده یک فاصله حدود 15 – 16 سال بین بلوغ جنسی و بلوغ رسیدن به ازدوج است."( خبرگزاریهای داخلی 23 اسفند 90) هزینه‌های بالا، تجملات، عدم کارکردهای دولت در حوزه تأمین مسکن و شغل مانع از ازدواج در سن مناسب می شود هم‌اکنون بلوغ جنسی حدود 16 سال با تشکیل خانواده فاصله دارد.
بنابراین این فاصله ایجادشده موجب می‌شود که افراد برای رفع نیازهای خودشان بیشتر به دنبال الگوهایی بگردند یکی از پاسخ‌ها به این دسته از نیازها در جامعه روی آوردن به خانه‌های مجردی است از طرف دیگر تغییراتی هم در سن جوان رخ داده است به عنوان مثال پیش از این به کسی نوجوان اطلاق می‌شد که سن او از حدود 13 سالگی آغاز شده و تا تا 18 سالگی ادامه داشت اما هم‌اکنون سن نوجوان از 18 سالگی آغاز شده و تا 24 سالگی ادامه می‌یابد بنابراین با توجه به اینکه از خصوصیات این دوران عدم مسئولیت پذیری است می‌توان خانه‌های مجردی را بهترین مکان برای خروج از تعهدات زندگی انتخاب کرد..(همان)
. مطابق آمار رسمی کشور در سال های 88 و 89، آمار ازدواج در سال 89 کمتر از 02/2 نسبت به سال 88 و طلاق در سال 89 حدود 9 درصد نسبت به سال 88 رشد داشته است اما همین آمار در سال 88 نسبت به سال 87 حدود 02/4 در ازدواج و حدود 12 درصد در طلاق رشد داشته است.(همان)

"قرآن کریم بلوغ را سن ازدواج می‌داند . روایات ائمه و تفاسیر مختلف نیز بر همین موضوع صحه می‌گذارند؛ به طوری که شیخ طوسی سن ازدواج را سن توانایی جنسی و رغبت به تاهل می‌داند. یعنی سن ازدواج، سن تمایل است و چنین برمی‌آید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه ‌شود، ازدواج واجب می‌شود. اما در جوامع امروزی به دلایلی سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و اغلب این فاصله معقول پنداشته می‌شود.جوامع غربی این خلا زمانی یا در حقیقت دوره بحرانی را با روابط آزاد جنسی که پشتوانه قانونی دارد، می‌پوشانند اما جامعه دینی ما چنین راهکاری را برنمی‌تابد. بالطبع در چنین شرایطی، آشکار شدن آسیب‌های دوره بحرانی ناگزیر است چرا که نه می‌توان مطابق راهکار دینی، سن ازدواج را به دوران بلوغ نزدیک کرد و نه شرایط فرهنگی و اجتماعی دنیای معاصر اجازه می‌دهد جامعه در شرایطی سالم افزایش سن ازدواج را تاب بیاورد. در این باره توسل به آموزه‌های دینی مبنی بر خویشتنداری تنها گزینه پیش روست که باز هم به دلیل شرایط فرهنگی روز و حاد بودن آسیب‌های تاخیر در ازدواج به صورت عمومی و گسترده راه به جایی نمی‌برد. تعداد دخترانی که از سن ازدواج شان گذشته، چهار و نیم میلیون نفر و آمار زنان بیوه به یک و نیم میلیون نفر رسیده است.اگر این معضلات را در کنار مسائل اقتصادی نیز قرار دهیم به خوبی مشخص می شود که قشر جوان ایران مسئله جدی ای به نام چگونگی ارضای جنسی دارد که اگر راهکار صحیحی در پیش روی آن قرار نگیرد به تدریج فساد اخلاقی و روابط نامشروع میان دختران و پسران افزایش می باید و به نوعی جامعه ما به سوی قبح زدایی از روابط دختر و پسر حرکت می کند. البته امکان ازدواج نیز همچون گذشته در  پیش روی جوانان وجود ندارد. در نگاه سنتی و قدیمی روابط میان خویشاوندان موجب می شد تا امکان ازدواج برای دختران فراهم شود اما با گسترش کلان شهر نشینی و قطع صله رحم با خویشاوندان این امکان از بین رفته است و از این رو دختران غیر از محیط های آموزشی و یا کاری محلی را برای همسر یابی پیدا نمی کنند و همین امر نیز به موضوع گسترش بدحجابی ها دامن زده است.( عماد نیوز ، 23 اسفند90)

   پس شرط موفقیت خانواده و رسانه تأمین نیازهای پایه ای است . البته در برخی نیازها به تناسب رسالت این دو تفاوتهایی وجود دارد نظیر اینکه برای کارآمدی رسانه ملی اعتماد ملی به نظام و پیام های رسانه ضروری است .

بدیهی است تأمین نیازهای ضروری و پایه ای همچون دیگر نیازها و احساس نیازها همچون نیاز به مصرف گرایی در شبکه گسترده اجتماعی صورت می پذیرد ولی بی تردید خانواده و رسانه نقش اساسی در جهت دهی به نیازها و ساماندهی آن دارند . به عنوان مثال در مسئله تأخیر سن ازدواج گرچه نهادهای مختلف اقتصادی و آموزش و ... می توانند وارد عمل شوند ولی خانواده و رسانه می توانند با راهبری مناسب افکار و القای صحیح ارزشها راه را برای پاسخگویی به این نیاز فراهم سازند .

هم افزایی شناختی و عاطفی

خانواده و رسانه در صورتی می توانند به اهداف تربیتی ، تبلیغی خود نائل آیند که در پیام های خود دو بعد شناختی و عاطفی آدمی را درگیر نمایند و به اقتضای مخاطب برای هر یک از این دو سرمایه گذاری متناسب نمایند . امروزه یکی از مشکلات اساسی ما این است که اطلاعات زیاد ارائه می شود ولی همدلی کمتر صورت می گیرد. حفظ وحدت و یکپارچگی هویتی و شخصیتی انسان در ابعاد ادراک ، احساس و رفتار زمینه ساز یکپارچگی فرهنگی " باورها ، ارزشها و هنجارها "است. علامه محمد تقی جعفری در حیات معقول  با تأکید بر دو بعد " عقل " و " احساسات و عواطف انسانی " به ارائه شاخص های حیات معقول می پردازند .حیات معقول حیاتی ایمانی است . ایمانی که از محبتی برخیزد که خاستگاه ان معرفت است . " معرفتی که شرط اساسی محبت است تنها شناخت و تعقل محض درباره محبوب نیست ، بلکه عبارت است از آن آگاهی و تعقلی که بتواند شخصیت را در جذبه محبوب قرار داده آن را جزئی از شخصیت نماید . از همین جا است که موضوع گرایش و ایمان به محبوب به عنوان محصول معرفت به آن مطرح می گردد ، لذا بدون گرایش صد در صد به محبوب که ایمان نامیده می شود و همه شخصیت را تحت تأثیر جدی قرار می دهد اصالتی برای محبت و محبوب تصور نمی گردد . " (علامه جعفری، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ، ج4 : 38 )  در این مقال در عین حال که عنصر یکم حیات معقول را آگاهی می دانند ؛ بر آنند که آدمی با خواستن است که مسیر و هدف حیات خود را تشخص می کند و علم را در آن مسیر بکار می اندازد .(ر.ک.علامه جعفری ،حیات معقول  :95) پس عقل گرایی صرف بی معنا است و نقطه عزیمت عشق نیز بر شناخت هدفدار استوار است و در نهایت درک وحدت عالی انسانی و تساوی انسانها و شخصیت هماهنگ از نظر درک و احساس و جهت دار به سوی تعالی تحقق می یابد . شاخص ها حیات معقول عبارت اند از :

  • احساسات خام تبدیل به احساسات تصعید شده
  • جریانات ذهنی گسیخته تبدیل به اندیشه های مربوط
  • محبت های خام تبدیل به محبت های معقول
  • آرزوهای دور و دراز تبدیل به امید های محرک
  • علاقه ها ی صعودی تبدیل به عشق کمال بخش
  • قناعت به مفاهیم بی اساس تبدیل به تکاپو برای دریافت واقعیت خیر و کمال
  • تقلید محض تبدیل به واقع یابی اصیل
  • شطرنج بازیهای عقل نظری جزئی تبدیل به هماهنگی عقل سلیم و و جدان واقع بین
  • بازی با تمایلات تبدیل به اراده حساب شده ، تبدیل به آزادی تصعید شده ، تبدیل به اختیار
  • خود را تافته جدا بافته از دیگرانسانها دیدن تبدیل به درک وحدتعالی و تساوی انسانها
  • رضایت به هدف نهایی بودن منزلگه های زندگی تبدیل به خود را همواره در راه دیدن . (خیری، 1389دین ،رسانه ، ارتباطات اجتماعی :323)

پس از جهت نظری، برای هدایت آدمی تقویت ابعاد تعقلی و عاطفی او ضروری است . همدلی مبلغ و مربی یکی از اموری است که راه تبلیغی و تربیتی را هموار می سازد و کار را اثر بخش می کند . آمار و اطلاعات درست نشان می دهد که نادیده گرفتن این عناصر از عوامل بروز مسائل اخلاقی – اجتماعی است . به عنوان مثال  بر طبق آمار از عوامل مهم آسیب زا کمبود مهر و محبت والدین نسبت به فرزندان است . " شلدون گلوک استاد دانشگاه هاروارد و همسرش پس از ده سال با بیست نفر همکار و بررسی دو گروه 500 نفره می گویند :" روابط عاطفی پدر و مادر عامل تعیین کننده است . آهنگ و طرز رفتار عاطفی خانواده فوق العاده حائز اهمیت است . روابط عاطفی فقط یک ثلث از والدین بزهکاران و در مقابل دو ثلث از والدین نوجوانان ناکرده بزه خوب بوده است )" کی نیا :608) "مطابق مطالعات جامعه‌شناختی خانواده، طلاق دارای 13 مرحله بوده و «طلاق حقوقی» مرحله هفتم آن است که با ثبت در دفترخانه‌ها انجام می‌شود، اما پیش از آن و در مرحله ششم، «طلاق اجتماعی» قرار دارد که از آن به عنوان «طلاق پنهانی» یاد می‌شود. متاسفانه 80 درصد از زندگی‌های مشترک در کشور ما در مرحله طلاق اجتماعی قرار دارند.

طلاق اجتماعی، طلاق واقعی است و در آن ارتباطات میان رکن‌های خانواده یعنی همسران قطع شده و روابط سازنده‌ای در خانواده وجود ندارد. در برخی فرهنگ‌ها و جوامع بنا بر مسائل فرهنگی، اجتماعی، طلاق از مرحله اجتماعی به مرحله حقوقی گذر نمی‌کند؛ این در حالی است که کارکردهای منفی طلاق اجتماعی بیش از طلاق حقوقی است. در جامعه ایرانی، به دلیل این که طلاق امری مذموم است و این که اگر زنان طلاق بگیرند، مورد اتهام و برچسب‌زنی قرار می‌گیرند و با طلاق حقوقی پایگاه اقتصادی و اجتماعی خود را از دست می‌دهند، لذا با ایثاری که معمولا زنان از خود نشان می‌دهند، طلاق‌ها از مرحله اجتماعی به حقوقی گذر نمی‌کند و زنان به خاطر فرزندان و آموزه‌های فرهنگی خود نتایج و آسیب‌های ناشی از طلاق اجتماعی را تحمل می‌کنند.( احسانی نیا ، علیرضا، آمار رسمی طلاق  و ازدواج اعلام شد: 23 اسفند 90 )

مقایسه زنان عادی و روسپی نشان می دهد که نا کار آمدی خانواده از قبیل حضور والدین در خانواده ، مهرورزی در کانون خانواده ، توجه به فرزندان  از عوامل اساسی روی آوردن به روسپی گری است .

                                   مقایسه زنان عادی و روسپی از نظر سرپرست:

 

روسپی

عادی

حضور پدر و مادر  

62%

5/92%

پدر یا مادر

7/19%

4/5%

 

                 ارزش و اهمیت شان در خانواده (زنان روسپی و عادی)

 

روسپی

عادی

کم

2/44%

4/3%

 

زیاد

1/23%

7/68%

                          میزان احساس کمبود زنان روسپی و عادی

میزان احساس کمبود

زنان روسپی

زنان عادی

اصلا

25.9%

78.9%

زیاد

43.5%

2.7%

(منبع : علیایی زند ،1383 :280-285)

نیاز به وابستگی به دیگران ،  تعلق عاطفی و اعتماد به دیگری اساس شکل گیری گروه مرجع است . " اعتماد چیز تضمین شده ای نیست و اعتماد را باید به وجود آورد . نکته مهم در ساختن اعتماد این است که هر کس باید شخصیت دیگری را به رسمیت بشناسد و قادر باشد به صورت منظم برخی پاسخ های مطلوب را از گفتار و رفتار او استنباط کند .( صدرا : 64 ) " اعتماد به عنوان کانال برقراری ارتباطات سالم در شرایط امروزی رکن بنیادین شکل گیری هویت شخصی محسوب می شود . "( همان : 65 ) " اعتماد اجتماعی سبب تعهد و التزام نسبت به ارزش ها و باورهای جامعه می شود و می تواند در احساس تعلق محلی ، احساس تعلق جهانی و پذیرش تغییرات روزمره نقش مهمی ایفا کند . " (  همان : 65) رسانه می تواند با جذب مخاطب ، همدلی و همراهی کردن با او ، بکار گیری شیوه های مقبولیت افزایی  رسانه ای  به کمک خانواده بیاید و زمینه کاهش معضلات اجتماعی را فراهم کند همانطور که می تواند در فضای آشفته با ارائه کد های غلط و الگوهای غیر بومی زمینه دامن زدن به مسائل را موجب شود. 

واقع نمایی

از تعهدات رسانه و خانواده واقع نمایی درست و به موقع است . هر دو باید فرد را آماده کنند تا در وقت مقتضی بتواند درست تصمیم بگیرد . " طبق نظریه تلقیح که توسط مک گوایر و پاپاجورجیس مطرح شد بیشتر اقراد باورهایی دارند که در معرض چالش قرار نگرفته است . هنگامی که به این باورها حمله شود ممکن است به آسانی تغییر کند . زیرا فرد عادت ندارد تا به دفاع از آن باورها بپردازد . این وضعیت شبیه به موقعیتی در حوزه پزشکی است که فرد در محیطی بدون میکروب پرورش یافته و ناگهان در معرض میکروت قرار می گیرد . ( تقی پور، 1390 :96)

از اشتباهات راهبردی برخی خانواده ها و رسانه ها واقع نمایی غیر واقعی است . از اصول تربیتی و اخلاق تبلیغی دینی آن است که فرد به تناسب استعداد و آمادگی های شناختی و عاطفی وارد فضای واقعی شود و با فرصت کافی بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد و راه خود را بیابد . در این مسیر بی تردید راهبران جامعه همچون والدین ، معلمان و رسانه ها نقش اساسی دارند . در گیر شدن با واقعیت شیوه آموزش و تربیتی نه تنها انسانها بلکه دیگر موجودات هم هست . پرنده مادر به جوجه خود در عین حال که کمک می کند پرواز کردن را بیاموزد ؛ به او فرصت می دهد زمین بخورد و روی پای خود بایستد.

امروزه شاهد غفلت از این اصل فطری و غریزی آفرینش در سطح خانواده و رسانه ها هستیم. همانطور که در مدرسه با آموزش های غیر متناسب با نیازهای فرد دوران کودکی او را طولانی می کنیم در فضای رسانه ای و خانواده هم به جای تعلیم تور بافی خوراک آماده برا ی پرکردن اوقات او را در اختیارش قرار می دهیم .

بر اساس این اصل هم خانواده و هم رسانه به جای تولی گری ، هدایت گری را پیشه خود می سازند و با واقع نمایی شفاف زمینه ارتقاء توان تفکر و تصمیم گیری مخاطب را فراهم می سازند . نمونه این هدایت گری در رهبری امام خمینی تجلی یافت که از نسل نوجوان و جوان مجاهدانی ساخت که هم انقلاب کردند و هم خودشان جنگ را اداره کردند .

متقاعد شدن یا رشید شدن

انذار و تبشیر دو شیوه تبلیغی و تربیتی است و به تناسب موقعیت فرد و جامعه از هر دوی این شیوه ها برای سامان دادن به اهداف تبلیغی – تربیتی  استفاده می شود .از منظر اسلام  اساس تبلیغ و تربیت بر ارشاد و نه متقاعد سازی و اقناع استوار است .؛ چرا که چه بسا افراد متقاعد شوند کاری را انجام دهند اما از روی رشد یافتگی نباشد نظیر متقاعد شدن ما در بسیاری از آداب و رسوم دست و پا گیر و در برخی موارد غیر شرعی نظیر مصرف گرایی و شیوه های نامطلوب معماری در خانه سازی  . بنابراین در شیوه ارشادی رعایت قواعد اخلاقی از قبیل عدم سلب آزادی فرد در انتخاب و گزینش گری ، صداقت و حقیقت مداری ، پرهیز از تولید فضای هیجانی و آشفته و ... از اصول به شمار می رود .حقیقت گرایی اسلامی اقتضاء می کند که مبلغ و مربی چه در جایگاه پدر و مادر و چه رسانه هم از شیوه تشویقی استفاده نماید و هم از شیوه پند و اندرز . هم درسها را بگوید و هم عبرتها را .

امروز در سطح نظام تعلیم و تربیت به نظر می رسد متأثر از شیوه های غربی به صورت افراطی بر تشویق تأکید می شود و تنبیه و شیوه های بازدارنده بکلی مذموم شمرده می شود و نتیجه آن تربیت افرادی است که با واقعیات زندگی اجتماعی بیگانه هستند و نمی توانند خود را با شرایط واقعی تطبیق دهند و به عبارت دیگر از رشد اجتماعی کافی برخوردار نیستند. به نظر می رسد بسیاری از نابسامانی های اجتماعی که در سطح جوانی بروز می کند از جمله افزایش طلاق ناشی از چنین سیستم تربیتی است . جوانی که با واقعیت های اجتماعی روبرو نشده ، طعم انتقاد را نچشیده ، در مسئله ای تنبیه نشده،  نمی تواند خود را با فضای فرهنگی ،هویتی متفاوت همسر سازگار کند ، تحمل او در مواجهه با انتقاد بسیار پایین است ، توقع او بیش از چیزی است که در جهان خارج باید باشد .

از راهبردهای مشترک رسانه و خانواده باید توجه به سیستم منطبق با واقعیت اسلامی باشد . هم اندرز دادن و هم درس دادن  ، هم تنبیه شدن و هم تشویق کردن به موقع را باید به مخاطبان خود بیاموزند و هم از این دو شیوه در کار خود استفاده نمایند  تا در فهم و رشد انسانها سهیم گردند البته همانطور که گفته شد نباید  اقتضائات خاص رسانه را نادیده گرفت که در سطح عموم بر متقاعدسازی استوار است و کاستی های این شیوه با حضور جدی خانواده در عرصه ارشاد جبران می گردد  .

ساختار گرایی و موعظه گرایی

آنچه در اصلاح جامعه از جمله در  مسائل فردی بدان توجه در خور شأنی نمی شود اصلاح ساختاری است . برنامه های تلویزیونی ما در حوزه مسائل خانواده بیشتر موعظه گر است؛ آنهم از طریق برنامه های گفتگوگرایانه و رسانه توفیق چندانی در عرصه ساختار گرایی نداشته است. معمولا برنامه هایی که با رویکرد ساختار گرایانه ساخته می شود پر از اشکالات محتوایی است . این مشکل از آنجا ناشی می شود که علمای ما  آموخته اند که موعظه کنند و پیام آیات و روایات را به طور مستقیم ارائه کنند و کمتر درگیر تولید برنامه های هنری  با مضامین دینی  شده اند و سازندگان و تولید کنندگان ما هم، بر عکس، از نقص اطلاعات اسلامی در رنج اند و زحمت آنها با اشکالات محتوایی روبرو است . به عنوان مثال فرزند سالاری و امثال این سالارها در برنامه های موعظه ای نکوهش می شود در حالی که در تولیدات هنری شاکله برنامه ها پر از همین سالارهاست . " در این برنامه ها فرزند را در متن خانواده نگاه نمی کنیم . اساس خیلی از برنامه های کودک تلویزیون این است که فرزند به تنهایی بتواند لذت ببرد و به تنهایی مخاطب بلویزیون قرار گیرد . محور این برنامه ها غفلت با چاشنی موسیقی و طنز بی محتوا و بی حکمت است . این ها عامل عفلت کودک است و جلوی رشد او را می گیرد . "( شاه آبادی ، محمد حسین ، رصد 20 :51)

 در ساختار ارتباطی در شیوه زندگی مؤمنانه همواره من و مخاطب یک ارتباط سه نفره تشکیل می دهیم . اینجا قبل از اینکه بتوانم با مخاطب خودم ارتباط بگیرم خدا حاضر است . وقتی توانستم در خانواده نقش خدا را پررنگ کنیم ارتباطاتمان سامان می گیرد دیگر لازم نیست به زن بگوییم  شوهرت را اطاعت کن و به مرد امر کنیم به همسرت محبت کن ."( همان ، رصد 20 :49)

اگر نتیجه برنامه های رسانه ای این شد که خانواده تضیف شد این مسئله است حتی اگر در برنامه های خانواده آن از ارتباط  با خانواده گفتگو شد .

اگر ساختار فیلم های خانوادگی و مذهبی رسانه مخاطب را به این نتیجه رساند که همه چیز در حد بازی است ؛ چه اینکه پس از پایان بازی خوب هنر پیشه در نقش زن مؤمن در فیلم  و سریالی، الان در برنامه تحت عنوان تجلیل و گفتگو، همان شخص با ظاهر بد مشاهده می شود این همان دامن زدن به پوچی و هیچی است .در این فضای هویتی، دنیا جای بازی تلقی می شود باید سرگرم بود . این ساختار الگو قرار می گیرد نه آن موعظه در ضمن فیلم .

ارائه مناسب نقش ها

از معضلات امروز جوامع مخدوش شدن کارکردهای اجتماعی خانواده است . خانواده که بر اساس نیاز فطری و غریزی آدمی شکل گرفته و با توجه به تفاوت های جنسیتی مرد و زن تفکیک نقش و مدیریتی آن سامان یافته بود ؛ امروزه  با افکار شبه روشنفکرانه و هجوم اندیشه های به اصطلاح فمینیستی مورد هجمه قرار گرفته است . غرب اضمحلال خانواده را تجربه کرد و کار به جایی رسید که امروز سخن از حذف واژه "بابا" از کتاب های درسی است . چه اینکه در تعریف جدید خانواده که شامل همجنس گرایان نیز می گردد جایی برای این مفهوم باقی نمی ماند .

در جامعه ما هم، هر چه از الگوهای سنتی خود فاصله می گیریم بیشتر با معضلات اجتماعی روبرو می شویم . آزادی رابطه دختر و پسر در شهرهای بزرگ بیشتر رواج دارد و همانها هم بیشتر با طلاق و پیامدهای منفی آن روبرویند . " طبق آمار ثبت احوال 90 درصد طلاق ها را زنان می گیرند . در کتاب " جنس ضعیف " اوریا فالانچی آمده : در شهر نیوریوک زن اول به مرد پرخاش می کند ولی آخرش التماس می کند یک شب در خانه بمان. ولی اینجا دیگر مرد است که حاضر نیست رابطه جنسی با زن را برقرار کند . زن باید به او التماس کند . اینجاست که جامعه دچار بدبختی و بیچارگی می شود . ما در آمریکا داریم این را می بینیم . در ایران هم دارد وارد آن وادی ها می شود .این برای ما و جامعه مسلمان ما یک زنگ خطر است ."( فیاض ، ابراهیم ، رصد شماره 20 :95)هر چه جامعه به سمت الگوهای غربی رفته دچار آسیب بیشتر شده است  " طبق آمار در سطح کشور استان سیستان و بلوچستان به ازای هر 92/20 ازدواج دارای یک طلاق است و از سوی دیگر در استان البرز در قبال هر 35/3 ازدواج با یک طلاق مواجه است . این آمار در یزد 82/11 ، در فارس 89/7 ، در اصفهان 83/6 ، در قم 83/5 می باشد . ( به  روایت آمار ، رصد 20 :99)

بدیهی است امروزه بررسی ریش سفیدی برای انتخاب همسر روش کارآمدی بحساب نیاید ولی رسانه می تواند به آگاهی بخشی و هشدار دهی بپردازد و به جای ارائه نسخه و الگوهای غیر شرعی برای توجیه منطق خانواده در اسلام برنامه ریزی نماید . از سوی دیگر ، رسانه می تواند برخورد ما با آسیب دیدگان طلاق را اصلاح کند . فضای سالم رسانه ای همه چیز را سالم می کند  و بالعکس فضای رسانه ای ناسالم همه چیز را ناسالمی کند "( سرگلزایی ، رصد 20 : 98)

ظرفیت های متمایز

 سخن از جهت داری ابزار بحثی زیر بنایی است که دارای موافقان و مخالفانی است . آنچه مسلم است این است که ابزار جهت دار است و تولید هویت و فرهنگ و سبک زندگی می کند . تلویزیون بر تعاملات اجتماعی و خانوادگی تأثیر می گذارد. نحوه پرکردن اوقات را دگرگون می سازد . فرد را با خود همراه می کند . پس قطع نظر از محتوای رسانه در مواجهه با خود رسانه هم ، باید خط مشیء مشخص داشت . جای تعامل چهره به چهره خانواده را هیچ چیز دیگر نمی تواند بگیرد . مؤانست و مهر ورزی خانواده و برخورداری از پشتوانه اعضای خانواده به هیچ چیز قابل معاوضه نیست .  در عین حال که جذابیت و فراگیری و تنوع و ارتباط با دور دست ها از دستگاهی چون تلویزیون ساخته است و این کار از عهده خانواده بر نمی آید .

پس هر دو را در جای خود باید دید ؛ نه تلویزیون را جای خانواده نشاند و نه خانواده را جای تلویزیون . هرکدام ظرفیتی دارند که می تواند به کار آید . مشکل آنگاه پدیدار می شود که نتوان درست از این ظرفیت ها استفاده کرد . آنچه برای تلویزیون باید مهم تلقی شود این است که بهره مندی از هویت باصلابت به جز در خانواده امکان تحقق ندارد و آنچه برای خانواده باید در نظر آید این است که باید برای بهره گیری از تلویزیون برنامه داشت و مراقب بود کارکرد خانواده تحت الشعاع تلویزیون قرار نگیرد. همانطور که تلویزیون نمی تواند جای مسجد قرار گیرد و کارکرد اصلی او ارائه برنامه های مسجد همچون سخنرانی شود .

نتیجه گیری

رویکرد ظرفیت شناسی و بررسی تفاوت ها و اشتراکات رسانه و خانواده می تواند زمینه بهره گیری مناسب از استعدادهای بی بدیل و متمایز رسانه – با تأکید بر تلویزیون – را فراهم آورد . امروزه نمی توان رسانه ها و تلویزیون را بخاطر کاستی هایی که از نظر ابزاری و محتوایی دارد از زندگی حذف کرد ولی می توان با برنامه ریزی مناسب تهدیدها را تبدیل به فرصت کرد . از سوی دیگر نمی توان نسبت به کاهش جایگاه خانواده در جامعه امروزی و از دست دادن کارکردهای آن بی تفاوت بود و منتطر ماند تا بلایی که بر سر جوامع غربی آمده بر سر جامعه ما نیز بیاید . عقل سلیم حکم می کند که با شناخت دقیق این دو نهاد، راهکارهای هم سو کردن آنها شناسیایی شود و هر دوی این دو برای اهداف مقدس اسلامی بکار گرفته شوند. آنگاه که رسانه ، تحکیم خانواده را باور کرد و آن را در مرکز سیاست های خود قرار داد و از صاحب نظران دینی برای تولید برنامه های خود بهره برد و خانواده نیز با دغدغه و حساسیت استفاده درست از این ابزار را آموخت ، می توان شاهد شکوفایی هویت دینی و کاهش مسائل اخلاقی و اجتماعی بود . به عنوان مثال،  تقویت ابعاد شناختی و رشد یافتگی در کنار جذب حداکثری مخاطب و سوق دادن مردم به حضور فعال تر در عرصه های خانوادگی و اجتماعی  ، واقع نمایی و مسدود کردن راههایی که کودکی فرد را طولانی تر می سازد و اهتمام به اموری که موجب اعتماد به نفس و روی پای خود ایستادن می شود، می تواند در این سیاست ها مورد توجه قرار گیرد.

منابع و ماخذ

قرآن کریم

نهج البلاغه

شیخ عباس قمی،(بی تا) سفینه البحار ، ج 2،بیروت ، مژسسه الوفا ( دار المرتضی)

بابائی ، نعمت اله ، ( 1390 ) نقش رسانه در پیشگیری اولیه از اعتیاد ، ، مجموعه مقالات 30 کنگره استانی پیشگیری از اعتیاد ، تهران ، ناردیس

پایگاه اطلاع رسانی عماد نیوز، وبلاگ حجاب نامه  ( 23 اسفند 90)چالش ها در فرهنگ جنسی کشور

تقی پور ، فائزه ، مهران فولادی نژاد ، (1390) کاربرد نظریه های رسانه ای در پیشگیری از اعتیاد ، مجموعه مقالات 30 کنگره استانی پیشگیری از اعتیاد ، تهران ، ناردیس

جعفری ، محمد تقی ،(1359) ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ، ج4،تهران ، دفتر فرهنگ اسلامی

خالق خواه ، علی ،محمد باقر سپهری (1390) نقش رسانه های دیداری ، شنیداری ،الکترونیک و نوشتاری در پیشگیری از اعتیاد ، مجموعه مقالات 30 کنگره استانی پیشگیری از اعتیاد ، تهران ، ناردیس

 احسانی نیا ، علیرضا ، ( 23  اسفند 90)اعلام رسمی نقش مسائل جنسی درطلاق زوجها،سایت فرزانگان امید

 خیری ، حسن ، ( 1389) ، دین ، رسانه ، ارتباطات اجتماعی ، قم ، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

خیری ، حسن ، ( 1389) نراق ، دانشگاه آزاد اسلامی نراق ، جزوه درسی جامعه شناسی جنایی

خیری، حسن (1388)دین و روحانیت در جهان زندگی جوان امروزی ، مجموعه مقالات همایش روحانیت و نسل جوان ، قم ، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

سرگلزایی ، محمد رضا ، (1391) ازدواج بد و طلاق خوب ، نشریه رصد ویژه آسیب شناسی نظام خانواده ،شماره 20 ، خراسان ، مؤسسه فرهنگی هنری خراسان

شاه آبادی محمد حسین ، (1391) ، از بی فرزندی تا فرزند سالاری ، نشریه رصد ویژه آسیب شناسی نظام خانواده ،شماره 20 ، خراسان ، مؤسسه فرهنگی هنری خراسان

صدرا ، علیرضا ،(1387) ارزشهای حاکم بر جامعه ایرانی ، تهران : مجمع تشخیص مصلحت نظام ، مرکز تحقیقات استراتژیک

علیایی رند ، شهین ، ( 1383) عوامل زمینه های تن فروشی زنان به روسپیگری ،آسیب شناسی اجتماعی ایران ، تهران، انحمن جامعه شناسی ایران

کامکار ، مهدیس ، بتول جباریان ،و...،( 1383) روسپیگری و بی مبالاتی جنسی ، تفاوت و تشابه ، آسیب شناسی اجتماعی ایران ، تهران، انحمن جامعه شناسی ایران

کی نیا، مهدی ،(1370) مبانی جرم شناسی ، ج 2 : جامعه شناسی جنایی ،چ3 ، تهران ، مژسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

گلشنی ، مهدی ،(1388 گزارش  پژوهش ملی ایران و جهانی شدن ،تهران : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

فرشاد مرضیه ، علی اکبر ابراهیمی ،( 1390) بررسی و مقایسه ابعاد کنش وری در خانواده افراد معتاد و عادی راهکارهایی برای پیشگیری ، مجموعه مقالات 30 کنگره استانی پیشگیری از اعتیاد ، تهران ، ناردیس

فیاض ، ابراهیم ،(1391) جامعه را جای خانواده گذاشته ایم ، نشریه رصد ویژه آسیب شناسی نظام خانواده ،شماره 20 ، خراسان ، مؤسسه فرهنگی هنری خراسان

 

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۰۰
حسن خیری

دکتر فریدون رهنمای رود پشتی درابتدای سخنانش یاد وخاطره امام راحل را گرامی داشت و از زحمات وکمک های شایان مقام معظم رهبری ، آیت الله هاشمی رفسنجانی ، تیم هیات موسس به خصوص دکتر جاسبی یاد کرد .

معاون اجرایی دانشگاه آزاداسلامی کشور گفت :

امروز دانشگاه آزاداسلامی بعد از یک فراز وفرود مسئولیت اداره دانشگاه را به شخصی از جنس دانشگاه ، دکتر میرزاده به امانت سپرد.

 

دکتر رهنمای رود پشتی ضمن اشاره به هفته معلم گفت :

باید به مقام شامخ معلمان واساتید احترام ویژه گذاشت و بایستی درهمه زمانها حتی به شکل نمادین پاس داشت مقام معلم را داشته باشیم .

دکتر رهنمای رود پشتی با تبریک ایام میلاد موالای متقیان وروز پدر افرود :

توصیه به من جوانان این است که احترام وتکریم پدران را باید شاه بیت زندگی خود مدنظر قرار دهند .

دکتر فریدون رهنمای رود پشتی درخصوص مدیریت وبرنامه ریزی دانشگاه اظهار داشت :

مدل برنامه ریزی ما باید از جنس دانشگاه باشد ، دانشگاه مکان مقدسی است واین مکان مقدس به اندیشه مقدس نیاز دارد .اندیشه ایی که علم واخلاق را بایستی توام با یکدیگر مدنظرقراردهند .

واگر درهر کدام از اینها غفلتی صورت بگیرد بال دوم نمی تواند به سرانجام وسرمنزل مقصود برسد .

دکتر رهنمای رودپشتی درادامه افزود :

ماعلی رغم داشتن تدبیرسیاسی علاقه مند نیستیم که دانشگاه را سیاسی کنیم مامی خواهیم دانشگاه را علمی کنیم علمی که درآن اخلاق وجود داشته باشد،مامی خواهیم از سیاسی کارهابه دور باشیم ودانشگاه درمسیر متعالی خود حرکت کند ،بنابراین علم واخلاق به دور از اقبال گریهای سیاسی درسیاستگذاری دانشگاه آزاداسلامی مدنظر قرارگرفته است .

وی درادامه خاطرنشان کرد : دانشگاه قصد دارد دهه پنجم خود را بین المللی تلقی کند که دراینصورت فضاها باید آرام توام بااحترام ومنزلت وبرپایه اخلاق وتکریم وبه دور از دورغ وریا به حرتک خود ادامه دهد .

دکتر رهنما رود پشتی تاکید کرد : همه واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی یک پیکره واحدومنسجم هستند و باید از مدل برنامه ریزی یکپارچه تبعیت کنند .

دکتر رهنمای رودپشتی درپاسخ به اینکه چگونه می توان ظرفیت های خالی واحدها را پر کرد گفت : باید ازدو راهبرد اشاره کرد یکی تمرکز برعنصرآموزش وتغیییر تقاضای آموزش است .

وی از تقاضای 500هزارنفر برای مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاداسلامی خبرداد .

همچنین وی افزود : بایستی ظرفیت های تحصیلات تکمیلی به 30% افزایش یابد.

دکتررهنمای رود پشتی معاون اجرای دانشگاه آزاد اسلامی خاطرنشان کرد با باتوجه به افزایش تقاضای تحصیلات تکمیلی درآموزش عالی ، اطمینان دارم که واحدنراق از ظرفیت وپتانسیل خوبی برای جذب دانشجودر مقطع تحصیلات تکمیلی برخوردار است .

همچنین وی درپایان سخنانش تاکید کرد : بااصلاح هرم هیات علمی فرصت توسعه رشته های تحصیلات تکمیلی برای واحدهای دانشگاهی فراهم خواهد شد .

 

 

دکتر حسن خیری رئیس دانشگاه آزاد اسلامی نراق گفت :

خدا را شاکریم که توفیق خدمت در یکی از مراکز علمی فعال و پر نشاط را به ما ارزانی داد. ربع قرن پیش دانشگاه آزاد اسلامی نراق در حالی پگاه خویش را آغاز کرد که سرمایه آن عبارت بود از:

- یک مهر واحد بعلاوه باور ریاست عالیه دانشگاه بر راهی که آغاز کرده اند به دور از تنگ نظری های پیرامونی ، عزم جمعی از انسانهای فرهیخته و دوست دار دانش و آبادانی شهر و دیار خویش ، پشتوانه خیّرین نیک اندیش و بلند همت ، سرمایه جوانی و آمادگی مجاهده ، تعدادی از انسانهای خدوم ، پر آوازگی شهر با فرزانگان و اعاظم مراجع شیعه نظیر ملا مهدی و ملا احمد نراقی و موقعیت جغرافیایی استثنایی با استقرار در قلب ایران عزیز و نقطه ثقل سه استان مرکزی - اصفهان و قم و آب و هوایی کوهپایه ای و لطیف کوهستانی .

حجت الاسلام خیری درادامه سخنانش پیرامون دانشگاه آزاداسلامی واحدنراق افزود :

این سرمایه با برکت ایمان و اخلاص و زحمت مداوم به بار نشست و واحدی موفق و بالنده پدیدار گردید با کوله باری از موفقیت و تجربه و امکانات سخت افزاری و نرم افزاری ، به طوری که دست آوردهای انسانی آن ایران را در نوردید و شاهد حضور دانش آموختگان آن در عرصه های مختلف علمی ، فرهنگی ، صنعتی ، سیاسی گردید. . از نماینده مجلس تا استاد دانشگاه و مدیران برتر کشوری و قضات به نام و مورد وثوق و مدیران صنایع و تکمیل کنندگان دوره تحصیلی دکتری در دانشگاههای داخل و خارج و ارائه دهندگان طرحها و نظریات و ثبت کنندگان اختراع و امتیاز آورندگان مدالهای علمی در المپیادها و...

دکتر خیری ضمن اشاره به امتیازات واحد نراق بیان داشت :

 

- 47 رشته فعال در مقاطع مختلف که البته عمده رشته های کارشناسی آن تعطیل شده است .

- 15 هزار دانش آموخته

- قریب 4000 دانشجو

- 178 عضو هیات علمی تمام وقت ، نیمه وقت و حق التدریس

- 106 نفر کارمند

دکتر خیری درادامه افتخارات دانشگاه آزاد اسلامی برشمرد :

 

- شناخته شدن و مطرح بودن رشته های آن بویژه حقوق در سطح کشور

- کسب 32 رتبه منطقه ای در جشنواره های نشریات دانشجوی و کسب بیش از 10 رتبه در جشنواره آثار هنری نماز.

- انتشار مجله علمی پژوهشی ، پژوهش های راهبردی

- اختراع دستگاه جوش اغتشاشی اصطکاکی

- طراحی و ساخت سطل زباله مکانیزه جهت بازیافت ظروف پلاستیکی به نانو پودرها

- ساخت گیره دو قلوی آزمایشگاهی با بال های متحرک افقی و عمودی

- طراحی استفاده از پوشش نانو کامپوزیت بر روی سطح نقره اندود و آینه های مقعر کوره های خورشیدی جهت بهینه سازی مصرف

- کسب مجوز گروه پژوهشی پودرهای پویا از وزارت علوم و تحقیقات و فناوری

- تاسیس مرکز رشد واحد با 7 واحد نانوتکنولوژی ، بیوتکنولوژی ، حقوق ، مدیریت و...

- از نظر نظم و انضباط مالی-کسب رتبه دوم کشوری و اول کشوری و ششم کشوری در سالهای 76 ، 77 و 79

- برگزاری 9 دوره جشن ازدواج دانشجویی

- برگزاری 11 دوره جشن فارغ التحصیلی

- همکاری در برگزاری کنگره فاضلین نراقی

- انعقاد تفاهم نامه همکاری با شرکت هایی چون باریج اسانس ، اداره کل برق استان قم ، شرکت آمیکو و ...

- درخشش دانش آموختگان و دانشجویان واحد در عرصه المپیادها و جشنواره های ملی و فراملی در بخش نانوتکنولوژی

- تاسیس کار گروه نانوتکنولوژی استان مرکزی در واحد نراق

- کسب رتبه اختراع برتر در المپیاد های مخترعان دانشگاه آزاد اسلامی

- اجرای طرح پژوهشی ساخت نانو سنسور توسط دانشجویان واحد

- کسب رتبه سوم در مسابقات هوش مصنوعی در دانشگاه صنعتی امیر کبیر توسط تیم واحد نراق

- 52 طرح پژوهشی اتمام یافته

- 111 مقاله ISI و دهها مقاله علمی پژوهشی و تالیف کتاب

- مقام اول کشوری در مسابقات کشوری والیبال در سال 88

 

حجت الاسلام خیری درادامه تاکید کرد :

 

رویکرد مسئولان محترم به قابلیت ها و ظرفیت های واحد و بدل قسمت خالی لیوان که استقرار در شهر کم جمعیت است باعث نشود قسمت پر لیوان که عبارت از موقعیت استثنایی جغرافیایی ، آب و هوایی ، ظرفیت های زیر ساختی ، خوش نامی آن است نادیده گرفته شود.

 

دکتر خیری خطاب به دکتر رهنمای رودپشتی گفت :

به جد به حمایت سازمان مرکزی ، دبیرخانه و استان نیازمندیم هم اکنون از حدود 50 در صد ظرفیت واحد استفاده می شود سه روز فعالیت در هفته و نیمه خالی بودن روزهای دیگر زیبنده این واحد نیست

دکتر خیری رئیس دانشگاه آزاداسلامی واحدنراق ضمن تشکر از خیرین نیکوکار اظهارداشت :

این واحد مرهون کمک خیرین و صبر و متانت اهالی بوده و از حمایت های بخش های مختلف استانی و شهرستان و استان بهره مند بوده است .استدعا دارم این کمک های مادی و معنوی کماکان ادامه یابد. دانشگاه متعلق به یک شهر نیست کما اینکه تا کنون نبوده طرحی ملی و با استعداد بین المللی شدن است که با قطع نظر از تقسیمات جغرافیایی و منافع محلی باید بدان نگریست تا کنون چنین بوده است.

دکتر خیری به راهبردهای پیش رو جهت فعالیت پر نشاط واحد خاطرنشان کرد :

پیگیری رشته های مورد نیاز و دارای ظرفیت بویژه در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری روزی یکی از واحدهای استان به دلیل وجود رشته حقوق در واحد نراق نمی توانست مجوز آن رشته را اخذ کند حال همان واحد دارای رشته های حقوق در مقطع دکتری است در حالی که واحد نراق با چندین برابر ظرفیت کماکان دارای همان دو رشته قبلی است.

 

 

 

وی ضمن اشاره به راهبرد دوم تاکید کرد :

راهبرد دوم بهره گیری از ظرفیت های زیر ساختی و نیروی انسانی برای ایجاد ارتباط کارآمد و متناسب با دانشگاه کار آفرین است که تقویت پژوهش و تقویت کارگاهها و آزمایشگاهها و خرید تجهیزات نانو و تاسیس مرکز رشد و تاسیس کار گروه استانی نانو در واحد و پیگیری ثبت اختراع فیلتراسیون های مرتبط با کاهش آلودگی هوا توسط ایزوگام و برگزاری هم اندیشی ارتباط با صنعت و تقویت باشگاه پژوهشگران جوان و ارتباط با مراکزی نظیر سازمان بهزیستی برای جهت دهی به پایان نامه های مرتبط حقوقی و سرعت دادن به برگزاری کارگاههای دانش افزایی در این راستا صورت پذیرد.

دکتر خیری رئیس واحد نراق درپایان سخنانش به آخرین ارزیابی وزارت علوم  تحقیقات وفناوری اشاره کرد وگفت :

این دانشگاه دارای امکانات بسیار مطلوب فیزیکی و کارگاهها و آزمایشگاههای متعدد و چشمگیر است که با مساعدت بیشتر امکان توسعه تحصیلات تکمیلی در مقطع دکتری را دارا می باشد.

 

تهیه وتنظیم : زهرا منصوری - محمد بهشتی صدر 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۱:۱۱
حسن خیری

 

 

 

 

(( سال اقتصاد و فرهنگ ، عزم ملی و مدیریت جهادی گرامی باد ))

 

       با حمد ایزد منان و صلوات بر پیامبر عظیم الشأن و اهل بیت عصمت و طاهرین اش ، درود بر ارواح امام راحل و شهدا و سلام بر مقام معظم رهبری

خدا را شاکریم که توفیق خدمت در یکی از مراکز علمی فعال و پر نشاط را به ما ارزانی داد. ربع قرن پیش دانشگاه آزاد اسلامی نراق در حالی پگاه خویش را آغاز کرد که سرمایه آن عبارت بود از:

- یک مهر واحد بعلاوه باور ریاست عالیه دانشگاه بر راهی که آغاز کرده اند به دور از تنگ نظری های پیرامونی ، عزم جمعی از انسانهای فرهیخته و دوست دار دانش و آبادانی شهر و دیار خویش ، پشتوانه خیّرین نیک اندیش و بلند همت ، سرمایه جوانی و آمادگی مجاهده ، تعدادی از انسانهای خدوم ، پر آوازگی شهر با فرزانگان و اعاظم مراجع شیعه نظیر ملا مهدی و ملا احمد نراقی و موقعیت جغرافیایی استثنایی با استقرار در قلب ایران عزیز و نقطه ثقل سه استان مرکزی - اصفهان و قم و آب و هوایی کوهپایه ای و لطیف کوهستانی .

این سرمایه با برکت ایمان و اخلاص و زحمت مداوم به بار نشست و واحدی موفق و بالنده پدیدار گردید با کوله باری از موفقیت و تجربه و امکانات سخت افزاری و نرم افزاری ، به طوری که دست آوردهای انسانی آن ایران را در نوردید و شاهد حضور دانش آموختگان آن در عرصه های مختلف علمی ، فرهنگی ، صنعتی ، سیاسی گردید. از نماینده مجلس تا استاد دانشگاه و مدیران برتر کشوری و قضات به نام و مورد وثوق و مدیران صنایع و تکمیل کنندگان دوره تحصیلی دکتری در دانشگاههای داخل و خارج و ارائه دهندگان طرحها و نظریات و ثبت کنندگان اختراع و امتیاز آورندگان مدالهای علمی در المپیادها و...

اینک این واحد با برخورداری از این پشتوانه و سرمایه های عظیم دیگر چون 66 هکتار زمین ملکی ، 22240       متر مربع فضای آموزشی ، 63692 متر مربع رفاهی ، خدماتی ، فرهنگی تعداد 19 کارگاه و آزمایشگاه ، تعداد 5 باب خوابگاه دانشجویی ، 60 رشته آموزشی در مقاطع کاردانی ، کارشناسی ، کارشناسی ارشد ، دو رشته جدید التاسیس و مهم تر از آن یکصد عضو هیات علمی و یکصد کارمند خدوم و با پشتوانه اعتماد مسئولان راه خویش را به سوی افق های برتر علمی گشوده و امید است مسئولان محترم با راهبری این سرمایه های عظیم و شجره طیّبه به بار نشسته بتوانند از ظرفیت های بی بدیل آن بهره برداری بهینه کرده و شهد گوارای میوه های آن را در اختیار تشنگان حیات طیّبه الهی در سایه سار نظام ولایی قرار دهند. انشاا...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۱۲
حسن خیری

ویژه حوزه علمیه قم برگزیده    شماره خبر: ٣٤٠٤٠٦     ٠٨:٥٨ - 1393/02/09    ارسال به دوست      نسخه چاپی


  عضو انجمن مطالعات اجتماعی حوزه

   


  عضو هیئت مدیره انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم، تکریم کار و کارگر را لازمه تحقق و تقویت اقتصاد مقاومتی برشمرد. 

 

حجت الاسلام والمسلمین حسن خیری در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، با گرامیداشت هفته کار و کارگر، ابراز داشت : در اسلام و فرهنگ دینی ما ، کار دارای ارزش ذاتی است و لازمه پیشرفت اقتصادی جامعه، اهتمام به کار و کارگر و تکریم آن است.

وی با اشاره به این که بی توجهی به مساله کار، منجر به فقر می شود که در اسلام مذموم واقع شده است، گفت: از آن جا که توسعه و استحکام اقتصادی منجر به استحکام فرهنگی و اجتماعی می شود، لذا استکبار جهانی به شدت مخالف آن است که ایران اسلامی در عرصه اقتصادی، توانمند شده و در مقوله اقتصاد بتواند خودکفا باشد.

عضو هیأت علمی دانشگاه همچنین با اشاره به تاکید فراوان پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) بر لزوم توجه به مساله کار و کارگر، خاطرنشان کرد: این که می بینیم همه انبیاء در برابر مترفین[1] جبهه گرفته اند و تاکید فراوان بر شغل و کار حلال داشته اند به خاطر آن است که کسب مال نامشروع موجب بی بصیرتی در جامعه می شود مثل کوفیان که با مال حرام شکم ها را پر کردند و با بی بصیرتی و حرام خوری، سر مقدس سیدالشهدا(ع) را از تن جدا کردند.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی نراق در ادامه با بیان این که کم توجهی به مقوله بنیادین کار و نیز عدم توجه لازم به تخصص گرایی در اشتغال آسیب هایی را به دنبال دارد، گفت: باید با برنامه ریزی مناسب اقتصادی و اجتماعی به مقابله با این گونه آفت ها و آسیب ها پرداخت و حوزه کار و اشتغال را هر چه بیشتر و بهتر از لحاظ کمی و کیفی تقویت نمود.

وی تصریح کرد: همچنین لازم است که موضوع کار و کارگر را مجدداً در آموزه های دینی مورد بازنگری دقیق قرار داده و آن را مهم بدانیم و در راستای عملیاتی سازی شعار سال با تکیه بر عزم ملی و مدیریت جهادی بکوشیم.

پی نوشت:

1) "مترفین"، اسم مفعول از باب افعال و از کلمۀ "تُرفه" به معنی وسعت دادن در نعمت است. واژه "مترفین" در قرآن به معنی کسانی است که مست و مغرور به نعمت شده و طغیان کرده‌اند و مصداق آن غالباً پادشاهان، جباران و ثروتمندان مستکبر و خود خواه است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۰۹
حسن خیری
«مردم سالاری دینی» در بوته نقد و نظر/ نسبت دین و سیاست چیست؟ جایگاه مردم کجاست؟

گروه فرهنگی - رجانیوز: «حکومت» همیشه یکی از موضوعات پر بحث و جدل بوده است و نه تنها در حوزه عمل و بروز اجتماعی شر منشاء نزاع‌ شده است، بلکه در حیطه نظر هم مود مناقشه اهالی فکر و اندیشه قرار گرفته. و اصلاً شاید بتوان اولی را ناشی از دومی دانست.

در طول تاریخ بشر همین موضوع مورد مناقشه منجر به پدیدن آمدن مدل‌های گوناگونی برای حکمرانی شده است تا اینکه با وقوع انقلاب اسلامی ایران طرحی درانداخته شد که «مردم سالاری دینی» نام گرفت. حال این تئوری پشتوانه تجربی 35 ساله‌ای را دارد و این پشتوانه تجربی کمک می‌کند که آن تئوری پخته‌تر گردد و قابل بحث‌تر باشد.

«فصلنامه علوم انسانی اسلامی صدرا» هشتمین شماره خود را به همین موضوع اختصاص داده و پژوهشی متنوع و پر و پیمان را پیش روی علاقه‌مندان علوم انسانی گذاشته است. انتخاب این موضوع با توجه به رویکرد این نشریه که به مداقه پیرامون موضوعات مهم و معاصر می‌پردازد این انتخاب را انتخابی قابل قبول جلوه می‌دهد.

سرمقاله هشتمین صدرا را دکتر «عبدالمجید مبلغی» دبیر ویژه این شماره نوشته و مردم سالاری دینی را «حاصل رویکرد به اراده الهی و خواست مردم، به شرط عدم مخالفت این خواست با اراده الهی» تعریف کرده است.

وی ادامه داده:‌ «در این نوع از حکومت، ضمن پایبندی به خواست مردم در حوزه های مشخص، دین به مثابه منبع ایجاد کننده مشروعیت طرح می شود. شکل گیری چنین وضعیتی در عرصه خطیر سیاست هنگامی عملی می شود که علاوه بر توجه به مردم، به امر قدسی به مثابه مبنای مرکزی مشروعیت توجه شود».

بخش اول فصلنامه که به انتشار مقالات اختصاص دارد با مقاله «مردم‌سالاری در گفتمان فکری مقام معظم رهبری» به قلم حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا شریعتمداری آغاز می‌شود. در این بخش مقالاتی چون «جایگاه آزادی در مردم سالاری دینی» نوشته دکتر شریف لک‌زایی یا «جایگاه مردم در اندیشه سیاسی این سینا» نوشته طیبه محمدی کیا دیده می‌شود. «زمینه‌های مردم سالاری دینی در اندیشه امام علی علیه السلام» یکی دیگر از مقالات است که به قلم حجت الاسلام والمسلمین هادی عباسی نگاشته شده است.

دو بخش گفتگو و معرفی کتاب در ادامه این شماره از فصلنامه صدار گنجانده شده که البته برخی کتابها ممکن است به فراخور نیاز، مورد نقد هم قرار گرفته باشند.

دکتر محمدرضا شریعتمداری، دکتر محسن مهاجرنیا، دکتر محمد محمدرضایی، دکتر ابوالفضل ساجدی، حجت‌الاسلام رضا غلامی، دکتر حسن خیری، دکتر سید کاظم سید باقری، دکتر عبدالوهاب فراتی، دکتر علی شیرخانی، دکتر غلامرضا بهروز لک، دکتر شریف لک زایی، دکتر مهدی امیدی و چندین استاد برتر علوم انسانی حوزه و دانشگاه از صاحبان آثار منتشر شده در شماره اخیر فصلنامه تخصصی صدرا هستند.

علاقه مندان جهت تهیه این شماره از فصلنامه که در 228 صفحه سامان داده شده میتوانند به سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و شرکت ترنج (toranjbook.ir) مراجعه نمایند و همچنین برای دریافت فهرست و گزیده ای از مجله اینجا کلیک نمایند

کد خبر:187044 -

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۰۸
حسن خیری



ویژه حوزه قم    شماره خبر: ٣٤٠١٧٧     ١٠:٠٤ - 1393/02/06    ارسال به دوست      نسخه چاپی


  

  


  در سومین مجمع عمومی انجمن علمی مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم، با رأی اعضاء، هیئت مدیره جدید این انجمن انتخاب شد. 

 

به گزارش خبرگزاری حوزه، در سومین مجمع عمومی انجمن علمی مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم که شب گدشته در سالن همایش دبیرخانه انجمن های علمی حوزه برگزار شد، انتخابات هیئت مدیره و بازرسان جدید این انجمن برگزار شد.

براساس آراء اعضای انجمن مطالعات اجتماعی حوزه، حجج اسلام والمسلمین حمید پارسانیا، حسن خیری، محمد رضا ضمیری، حسن غفاری فرد، سیف الله قنبری نیک و مجتبی روحانی به عنوان اعضای اصلی و یوسف زاده و ایازی نیز به عنوان اعضای علی البدل هیئت مدیره انجمن در دوره جدید انتخاب شدند.

همچنین حجت الاسلام قاسم ابراهیمی پور و علیرضا پویا به عنوان بازرسان اصلی و هادی اسماعیلی نیز به عنوان بازرس علی البدل انتخاب گردیدند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۵۵
حسن خیری
همایش ربع قرن تلاش و بالندگی دانشگاه آزاد اسلامی نراق برگزار می‌شود
با حضور مسئولان عالی رتبه دانشگاه آزاد اسلامی؛
همایش ربع قرن تلاش و بالندگی دانشگاه آزاد اسلامی نراق برگزار می‌شود
در سال «فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی» و با حضور مسولان عالی رتبه دانشگاه آزاد اسلامی و جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، همزمان با سی وسومین سالگرد تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی مراسم گرامیداشت ربع قرن تلاش وبالندگی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق برگزار می‌شود.

در سال «فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی» و با حضور مسولان عالی رتبه دانشگاه آزاد اسلامی و جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، همزمان با سی وسومین سالگرد تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی مراسم گرامیداشت ربع قرن تلاش وبالندگی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری ایلنا در کاشان رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق در گفتگو با خبرنگاران با بیان مطلب فوق افزود: این مراسم با حضور جمعی از دانش آموختگان، پیشکسوتان و مدیران اسبق این دانشگاه چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه۹۳در تالار علامه نراقی (ره) این دانشگاه و با حضور دکتر فریدون رهنما رودپشتی معاون برنامه ریزی دانشگاه آزاد اسلامی اجرا می‌شود.

حجه الاسلام والمسلمین حسن خیری به حضور جمعی از دانش آموختگان، پیشکسوتان و مدیران اسبق این دانشگاه در این همایش اشاره کرد و گفت: شناسایی و معرفی جایگاه و عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی نراق در کشور، تقدیر از افراد تلاشگر و موثر در تاسیس و ارتقاء این دانشگاه و آگاهی از رتبه و افتخارات علمی و عملی این دانشگاه در حوزه آموزش عالی وعرصه مدیریت کشور از اهداف برگزاری همایش بیست و پنجمین سال فعالیت دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق است.
حجه الاسلام والمسلمین خیری، ‌ رونمایی از تمبر اختصاصی یادبود ربع قرن فعالیت دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق، و «کتاب اندیشه ماندگار» در این همایش را یادآور شد و گفت: افزود: تقدیر از تنی چند از پیشکسوتان این دانشگاه، گشایش نمایشگاه دستاورد‌ها وفعالیتهای علمی –پژوهشی وفرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی نراق، افتتاح مرکز رشدو برگزاری مسابقات فرهنگی –ورزشی ویژه اساتید، کارکنان ودانشجویان از جمله برنامه‌های این همایش است.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی نراق در ادامه با تشریح وضعیت علمی، آموزشی و این دانشگاه تصریح کرد: تربیت بیش از ۱۴۰۰۰ دانش آموخته، ارائه چندین مقاله علمی، افتخارات وابتکارات برجسته فرهنگی- ورزشی از افتخارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق در ۲۵ سال گذشته است.

گفتنی است دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق هم اکنون با دارابودن امکانات مطلوب آموزشی-پژوهشی واعضای هیات علمی مجرب، باحدود۴۰۰۰دانشجو در رشته‌های مختلف مقاطع کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مرکز آموزش عالی در مرکز کشورمطرح است.

پایان پیام
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۷:۱۵
حسن خیری

حسن خیری


مقدمه
تاریخ تمدن بشرى داراى فراز و نشیبهایى است که تحلیل آنها می‌تواند چراغ راه آیندگان باشد. تاریخ حیات اسلام دوره‌اى از شکوفایى در ابعاد مختلف علمى و... را بخود دیده‌است. آنگاه که بشریت در جهل و ظلمت می‌زیست، نداى فراگیرى علم و دانش و بهره‌گیرى امکانات مادى و معنوى براى ایجاد جامعه‌اى سعادتمند از سوى رهبران و آشنایان به معارف اسلامی، مسلمین را در ابعاد مختلف پیشرفت، پیشتاز جهانیان قرار داد. ولى پس از گشودن جبهه‌هاى اندلس (اسپانیا) و سیسیل (صقلیه) وبه وقوع پیوستن جنگهاى صلیبی، حالت خمودى و بی‌توجهى به علوم برجهان اسلام سایه‌ افکند. در مقابل، غربیان که سرزمین‌هایشان بدست مسلمین تسخیر شده بود، دنیاى اسلام را باتمدنى شکوفا در پیش روى خود گشوده یافتند و توانستند از امکانات آن، به پیشرفتهاى علمى و تکنولوژیکى دست یابند. متأسفانه تحلیل گران مسلمان کمتر به تحلیل اینگونه وقایع پرداخته‌اند. مادراین مختصر پس از اشارتى گذرا به زمینه‌هاى ارتباط بین فرهنگ‌ اسلامى وغربى و علل وقوع جنگهاى صلیبی، به ‌تحلیل نتایجى که این برخوردها در برداشته، خواهیم پرداخت.

فتح‌اندلس
اندلس در سال (91ه. ق) به پیکر جغرافیایى اسلام پیوست واگر مسلمانان در قرن هشتم میلادى آخرین اثر نفوذ مسیحى را از منطقه کوهستانى شمال برانداخته بودند، تاریخ اسپانیا یکسره دگرگون شده بود. اما پپشوایان مسیحى در اوائل بر اثر اختلافات از کار افتاده بودند؛ اما نهضت استرداد مشوق اتحاد نهایى آنها بود، که در سال (628ه. ق) میان «کاستیل» و «لیون» انجام گرفت و تانیمه قرن سیزدهم میلادى اگر «غرناطه» را نادیده بگیریم، جنبش استرداد به نتیجه کامل رسیده بود. تا بالاخره آخرین متصرفات مسلمین در اسپانیا یعنى غرناطه توسط سپاه کاستیل از دستشان خارج شد و صلیب به جاى هلال بر برجهاى شهر برافراشته شد. و به دنبال آن مسیحى کردن اسپانیا از اهداف اولیه حاکمان اسپانیا قرار گرفت.

فتح سیسیل
فتح سیسیل آخرین جنبشى بود که عربها را به شمال آفریقا و اسپانیا کشانیده بود. فاتحین سیسیل و قسمتى از اروپاى مرکزى در قرن نهم، اغلبیان قیروان بودند. می‌توان گفت در سال (32ه. ق) که ناو گروه روم شرقى در اسکندریه درهم شکست و نفوذ دریایى در مدیترانه شرقى بدست عربها افتاد؛ نخستین حمله به سیسیل که تابع روم شرقى بود، صورت گرفت. دولت نیرومند «اغلبیان» که در سال اول قرن نهم، در «قیروان» شکل گرفت، درسال (212ه. ق) یک شورشى «سیراکوری» بر ضد حاکم رومى از امیراغلبى کمک خواست و فرصت مناسب‌ براى حمله ‌بدست آمد، و در سال (229ه. ق) اولین موفقیت در گشودن سیسیل را بدست آورد و به دنبال آن فتح خود را تکمیل کرد و به مدت 189سال سیسیل در اختیار مسلمین قرار گرفت.

جنگهاى صلیبی
جنگهاى صلیبى از سال 1096م شروع و تا دو قرن ادامه یافت. مورخین، جنگهاى صلیبى رابه هشت مرحله تقسیم می‌کنند، که مهمترین آنها جنگى بود که طی‌آن بیت‌المقدس در سال 1099م به تسخیر صلیبیان درآمد و در طى هشتاد و هشت سال صلیبیان در بیت‌المقدس و شهرهاى اطراف آن، حکومت کردند.

صلیبیان پس از تصرف شهر به کشتار مسلمین دست زدند. ابن‌اثیر تعداد کشته شدگان مسلمان در این شهر را هفتاد هزار تن نقل کرده است. قواى صلیبى پس از تصرف قدس خطاب به پاپ نوشتند: اگر تمایل دارید بدانید چه بردشمن ما گذشت؛ همین بس که اسبهاى ما در ایوان «سلیمان» و معبد او تا زانو در خون مسلمین شناور بودند. صلیبیان سه روز متوالى به قتل و غارت پرداختند. یک مورخ فرانسوى از گردن زدن مسلمین و زنده سوزاندن آنها، خبر داده است. به گفته «آن کمن» دختر امپراطور روم یکى از بهترین تفریحات صلیبیان این بود که کودکانى را که سر راه برخورد می‌کردند، می‌گرفتند و بدن آنها را قطعه قطعه می‌کردند و سپس در آتش می‌سوزاندند.

دولت فاطمیان ناامید از کمک سلجوقیان و بنى عباس «افضل بن بدرجمالی» راهمراه سپاهى به فلسطین فرستاد که با رسیدن نیروى کمکى براى صلیبیان، شکست خوردند ولى فتح شهر «رها» توسط مسلمانان، مسیحیان را مرعوب ساخت و لذا از پاپ و سلاطین اروپا کمک خواستند و بدین صورت مقدمات جنگ دوم صلیبى فراهم شد.

پس از گذشت هشتاد و هشت سال ازتصرف بیت‌المقدس، صلاح‌الدین ایوبى (599 532ه. ق) با جمع‌آورى و سازماندهى نیروهاى مسلمان، توانست بیت‌المقدس را باز پس گیرد. ولى آتش جنگ خاموش نشد و صلیبیان شش جنگ دیگر را در این منطقه به مدت دوقرن بر جهان اسلام تحمیل کردند ولى هرگز موفق نشدند سرزمین قدس را از دست مسلمانان باز پس گیرند. پس از آن، جنگهاى فروانى که داراى همان ماهیت بوده تا به امروز بر علیه مسلمانان ادامه داشته است. کشتار وحشیانه ‌مردم بوسنى هرزگوین توسط صلیبیان قرن‌بیستم ازاین سلسله جنگها است. با این مختصر بهتر است به علل جنگهاى صلیبى اشاره‌اى کنیم، چرا که پدیده‌هاى اجتماعى علل و عوامل مختلف مستقیم و غیر مستقیم دارند. جنگهاى صلیبى نیزداراى عواملى بوده است که می‌توان به عوامل اجتماعی، مذهبی، سیاسى و اقتصادى آن اشاره نمود.

الف عوامل اجتماعی
تاریخ اروپا قبل از استقرار فرهنگ مسیحیت دچار آشفتگى وبى سامانى بود و با استقرار آن وضع دگرگون شد و وحدت و ثبات در جامعه اروپا بوجود آمد. اما این ثبات دیرى نپایید و در آغاز قرن یازدهم، سرکشى و طغیان اقوامى که بخوبى فرهنگ مسیحیت راهضم نکرده و در آن مستهلک نشده بودند، جامعه ایستاى اروپا را به تشتت کشاند. قحطى سالهاى 1005و 1016و 1096 بر این ناآرامى افزود و در طى دو خشکسالی، بی‌ثباتى و ناآرامى جامعه، به حدى رسید که بسیارى از مردم دست از کار کشیده و آواره کوه و بیابان شدند و نظم اجتماعى بطور کلى از میان رفت. هیچگونه تدبیر و حتى مجازات اعدام، نتوانست به آوارگى مردم پایان بخشد و به قول «پارک» جنب وجوش رمه‌انسانى را فرو نشاند. ازطرف دیگر، در همین زمان بیمارى طاعون به کشتار مردم پرداخت. لذا بی‌ثباتى جامعه به ‌اوج خود رسید و مردم ‌بینواى بیم‌زده براى نجات از وضعیت فلاکت‌بار خود به هر وسیله‌اى متوسل می‌شدند. واین از جمله عواملى بود که موجب شد، مردم با آغوش باز از جنگهاى صلیبى استقبال کنند.

ب علل مذهبی
با گسترش فتوحات اسلام، اربابان کلیسا نسبت به گسترش فرهنگ اسلامى احساس خطر نموده و در تمام جنگها چه ‌در جبهه بیت‌المقدس و یا اندلس و سیسیل، کلیسا به‌عنوان محرک اصلى تجهیز نیروى انسانى و مشوق آنها، نقش کلیدى را ایفا می‌کرد.

از سوى دیگر، باروى کار آمدن سلجوقیان و سخت گیرى آنان نسبت به مسیحیان زائر بیت المقدس، کلیسا را در دوره ضعف و تفرقه سلجوقیان پس از ملک شاه و ایجاد حکومت ملوک‌الطوائفى و نزاع دو حکومت سلجوقى و فاطمى و بحرانهاى اقتصادى دولت فاطمى ناشى از طغیان رود نیل در مصر، درراستاى اهداف سیاسى سلاطین غرب قرار داد.

اربابان کلیسا به تبلیغ و تشویق مردم براى شرکت در جنگ مبادرت می‌کردند. آنها زیارت تربت خیالى عیسى را برابر با رفتن به بهشت می‌دانستند. راهبان و زائران مسیحى فلسطین، شایعات فراوانى درباره مظلومیت تربت مسیح و شهرمقدس در سراسر اروپا منتشر ساختند و پاپها نیز به تحریک مردم خصوصاً طبقه عوام و بی‌سواد و گرسنه اروپا براى حرکت به‌قدس دست زدند. ابتداء مجمعى به‌نام «بالاسانس» باشرکت دویست روحانى مسیحى و سی‌هزار نجیب‌زاده یا سواران جنگى تشکیل دادند. آنگاه «پیرارمیت» راهبى که صلیب را به‌ دست گرفته و شهر به شهر می‌گشت و مردم را به جنگ علیه مسلمین دعوت می‌کرد، در این مجمع سخنرانى کرد. مجمع دوم، مجمع «کلرمون» بودکه به دعوت پاپ «اوربانوس دوم» درسال 1095م در این شهر ترتیب یافت و در این مجمع دویست و پنجاه اسقف و چهارده «بطریق»، چهارصد راهب و هزاران نجیب‌زاده، شرکت داشتند. بدنبال آن، پاپ فرمانى صادر کرد و امتیازاتى براى مجاهدین به شرح زیر مطرح کرد: عفو تمام گناهان گذشته و آینده، معافیت از پرداخت عوارض مالکانه و صدقه‌هاى دینی، مصونیت عائله و اموال تا خاتمه جنگ و نیز اضافه کرد که: هر کس جنگجویى را تحقیر کند بی‌درنگ تکفیر و تنبیه خواهد شد. رواج بازار خواب‌ دیدن در اروپا که به تسخیر بیت المقدس توسط صلیبیان تعبیر می‌شد نیز در تشویق به جنگ نقش مهمى داشت!!

ج علل سیاسی
فتوحات مسلمین که از شرق شروع و تا غرب امتداد داشت و تسلط آنان بر روم شرقى و گسترش سلطه بر اروپاى جنوبی، اسپانیا، جنوب ایتالیا، جزیره سیسیل و تصرف بنادر «بادی» و «جنوا» نیز توسط مسلمانان؛ اروپاى مسیحى را سخت به وحشت انداخته بود. بنابراین توطئه و قیام مسلحانه غرب در برابر دنیاى اسلام، مربوط به زمان قبل از نخستین جنگهاى صلیبى است. غرب مدتها بود که با دنیاى اسلام مبارزه می‌کرد، زیرا که مسلمانان در داخل مرزهاى غرب به فتوحات خود ادامه می‌دادند و تقریباً سراسراروپا به وسیله مسلمانان تسخیر شده بود؛ لذا صلیبیان به نابودى اسلام، که کیان حاکمیت آنان را به خطر انداخته بود، اقدام نمودند. شرایط سیاسى دنیاى اسلام آن دوران، فرصت مناسبى را براى آنها ترسیم کرد؛ چرا که حکومت ترکان سلجوقى پس از یک دوره شکوفایى و کشورگشایى به‌افول و سستى روى کرده و قلمرو حاکمیت آنها به مرور به ملوک‌الطوایفى تبدیل شده بود، از طرفى درگیری‌هاى فاطمیان و سلجوقیان براین ضعف افزوده بود و دولت فاطیمان نیز علاوه بر درگیرى با سلجوقیان دچار بحران اقتصادى نیز شده بود.

د علل اقتصادی
بحران اقتصادى اروپا در قرن یازدهم، از جمله عللى است که زمینه را براى بروز جنگهاى صلیبى مساعد کرد. همانطور که گذشت، در قرن یازدهم خشکسالى و قحطی‌موجب فقر و فلاکت مردم اروپا گردید؛ آنان در چنان فقر و عسرت و خرافاتى بسر می‌بردند؛ و چنان تباهى و ویرانى بر شهرها سایه گسترده بود که مردم بخصوص مردم عادى و عامى براى نجات خویش از این وضع به دنبال چاره درد خود می‌گشتند. موعظه گران، مشرق زمین پر از نعمت و آبادانى را براى آنها ترسیم می‌کردند و این مطلب را به مردم القاء می‌کردند که چنانکه به آنسو بشتابند، از فقر و فلاکت رهایى خواهندیافت؛ و به غنائم دنیوى خواهند رسید. این عوامل، و دیگر عوامل سیاسی، مذهبى و... دست به دست هم داده و زمینه را براى جنگهاى صلیبى فراهم نمود.

نتایج برخوردهاى شرق و غرب در سده‌هاى میانه
درباره نتایج جنگهاى صلیبی، نظریه‌هاى مورخین بسیار متفاوت است، هرچند هدف اصلى غربیان در جنگهاى صلیبی، بدست آوردن حاکمیت بیت‌المقدس بود، که نتیجه مطلوب براى آنها حاصل نشد و با تلفات بسیار مجبور به عقب‌نشینى شدند؛ ولى در منطقه سیسیل و اسپانیا توانستند اراضى مورد نظرشان را بازپس گیرند. اما آنچه در این جبهه‌ها مهم است نتایج غیرمستقیمى است که بر اساس آنهاتمدن شکوفاى علمى خود را بنیاد کردند. نتایج حاصل از این ارتباطات و برخوردهاى دو فرهنگ اسلام و غرب را می‌توان به صورت نتایج: اجتماعی، علمی، مذهبی، تکنولوژیک و صنعتی، اقتصادى و کشاورزى و نتایج سیاسى مورد بحث و بررسى قرار داد.

1. نتایج اجتماعی
ارتباطى که در این ادوار میان شرق و غرب برقرار شد، از مهمترین عوامل نشو و نماى تمدن مغرب زمین بشمار می‌رود. براى اثبات این مدعا باید در ابتدا وضع آن دو فرهنگ و جامعه را مورد ملاحظه قرار داد. در مشرق به برکت وجود اسلام، مسلمین از تمدن درخشانى بهره‌مند بودند؛ درمقابل غربیها دریک توحش عجیبى غوطه‌ور بودند، بنحوى که در جنگهاى صلیبى فرقى بین دوست و دشمن نمی‌گذاشتند و همه را از دم شمشیر می‌گذراندند. بنابراین از نظر فرهنگ، غربیها فاقد فرهنگ غنى انسانى بودند که به شرقیها القاء نمایند؛ جز یک تنفرکلى که تاکنون باقى مانده است. ازطرفى تمدن زنده و درخشان مسلمین، تأثیر اجتماعى فراوانى بر تمدن اروپا گذاشت، که در اینجا به برخى از آنها اشاره می‌کنیم.

الف دگرگونى جامعه کهن
ارتباط غربیها با مسلمین، بخصوص در جنگهاى صلیبی، از اوضاع آشفته مردم اروپا کاست. در قرن سیزده اقوام اروپایى در برابر مسلمین به وحدت گراییدند؛ بنابراین قدرت صلیبیان افزایش یافت. از طرفى سنت شکنى و تجدد خواهى در هیچ قرنى به شدت قرن چهاردهم در اروپا نبوده‌است. در نتیجه تحولات عمیق اجتماعی‌ این عصر بود که اندیشمندانى چون بیکن، هاروی، گالیله، دکارت، اسپینوزا و لایپ‌نیتس و... ظهور کردند.

تبدیل قلعه‌هاى فئودالى به شهرها، از ثمرات جنگهاى صلیبى است. جز رم که پایتخت روم غربى بود، بقیه مراکز سکونتى اروپا از شهرهاى بزرگ و مراکز تمدن و علم بی‌بهره بودند؛ وبه صورت واحدهاى کوچک فئودالى شکل‌گرفته بودند. بطور مثال پاریس فقط یک چهارشنبه بازارى بود درکنار رود «سن»، که قبایل مختلف اجناس خود را براى فروش به آنجا می‌آوردند. بدنبال این‌تغییرات اجتماعی، تفکر فئودالى جاى خود را به تفکر بورژوازى داد، تفکر فئودالى یعنى مالکیت نسبت به ملک و رعایا و محصول؛ در این نوع مالکیت کشاورزان وابسته به زمین بوده و به همراه زمین خرید و فروش می‌شدند. به عبارت دیگر تفکر فئودالى را می‌توان تفکرزندگى متکى بر کشاورزی، بورگ‌نشینى و ملک دارى دانست که سرمایه روى زمین به کار گرفته می‌شود. ولى تفکر بورژوازى در مقابل تفکر فئودالى است، در بورژوازى زندگى شهرى است و سرمایه دربکار انداختن بازار و تفکیک صنایع بکار می‌رود.

جنگهاى صلیبى موجب تنگ‌دستى وناتوانى جامعه فئودال فرانسه‌وایتالیا شد، زیرا آنان بسیارى اززمین‌هاى خود را براى تجهیز جنگ فروختند بلکه تمام امتیازات و حقوق مالکانه خویش را نیز به همین منظور در معرض فروش قرار دادند، و در نتیجه در این شهرها دولتها و حکومتهاى کوچک بوجود آمدند که مستقیماً تابع حکومت مرکزى اداره می‌شدند. لذا وضع روستاییان بهبود یافت و بسیارى از آنها آزاد شدند و از تعداد سرفها (کشاورزان وابسته به زمین) کاسته شد، با توسعه املاک سلطنتى در فرانسه و سایر کشورها «تیول» ها از بین رفت و «نجبا» که زمین‌هاى خود را ازدست داده‌بودند، فقط از راه جنگ وکمکهاى پادشاه امرار معاش می‌کردند. باگسترش شهرهاى آزاد، بورژوازى قدرت و نیروى بیشترى کسب کرد، بطورى که در سیاست دخالت می‌کرد. با آزادى شهرها از دست ارباب، ملکها عمومیت یافت و درهر شهر انجمن مستقلى براى اداره امور شهر تشکیل شد و در نتیجه از قدرت محلى ارباب ملک کاسته شد و بر نفوذ دولتها افزوده شد و بدین وسیله نفوذ پادشاهان فرانسه که قبل از جنگهاى صلیبى در نهایت ضعف بود، رو به قوت نهاد. اگر به دقت، به نتایجى که از جریانات تاریخ پیدا می‌شود نظر افکنیم؛ به این مطلب پی‌خواهیم برد که اصول و دستورات اساسى حکومت فعلى انگلستان، نتیجه همان جنگهاى صلیبى است.

با گسترش شهرها و افزایش جمعیت آنها و مهاجرت روستاییان به شهرها، گرایش به تجارت و صنعت در میان آنها بوجود آمد و درصدد شکستن یوغ اطاعت «نجبا» برآمدند و جنبش‌هایى را که، «انقلاب کمونی» نام نهاده‌اند، بدنبال آورد. این انقلاب در قرن یازدهم در ایتالیا آغاز گردید و درقرن دوازدهم، جنوب فرانسه و سپس شمال آنرا و در قرن سیزدهم آلمان و انگلستان را فرا گرفت. از این پس به شهرهایى که آزادى خود را بدست می‌آوردند «کمون» نام می‌نهادند و اعضاى کمون را «بورژوا» می‌گفتند.

ب آمیزش سنتها
با حاکیمت چند ساله صلیبیان بر برخى از شهرهاى مسلمین، آنان با آداب و رسوم وفرهنگ شرقى آشنا شدند و در نتیجه آداب و رسوم شرقى و غربى درهم آمیخت، بطورى که سرداران صلیبى «بارونها» پس از پیروزى اولیه در جنگهاى صلیبی، به تالارهایى که با دیوارهاى گچکارى شده و کف کاشى کارى شده و قالى ایرانى و پرده‌هاى مزین آراسته شده بود، قدم نهادند. و در خانه‌هایى که با معمارى شرقى ساخته شده بود، سکنى گزیدند. و تمدن شکوفاى مسلمین، چشم آنها راخیره کرد و به تجمل روى آوردند و در بازگشت ازاین سرزمینها، خلق و خوى و فرهنگ اجتماعى شرق را باخود به غرب بردند والبته روى آوردن به تجمل یکى از عوامل سستى آنها و بالمآل ناکامى در جنگهاى بعدى بود.

«آلفوس» دهم پادشاه کاستل ولیون (1282 1252) بزرگترین مروج فرهنگ اسلامى در اندلس بود بعلاوه مجموعه قوانینى که رنگ اسلامى داشت توسط وى فراهم شد که زیربناى قانون‌گذارى اسپانیا شد.

در دوران «نرماندها» فرهنگ اسلامى در سیسیل به اوج رسید و به عنوان کانال سوم، فرهنگ اسلامى به غرب راه یافت. «روجر» از حاکمان سیسیل، به تشویق فرهنگ اسلامى مبادرت می‌نمود و بیشتر سپاهیان او را مسلمانان تشکیل می‌دادند و مسلمین در آنجا در انجام مراسم دینى آزاد بودند؛ و حتى سازمان ادارى دوران اسلامى را حفظ کردند، بطورى که برخى از مسلمانان تا قرنها بعد، در سیسیل، همچنان صاحب مناصب عالى بودند. به عنوان مثال «ابوعبدالله محمد بن‌محمد ادریس» بزرگترین جغرافی‌دان و نقشه‌کش قرون وسطی، مایه رونق دربار روجر بود.

«فردریک دوم» از پادشاهان سیسیل نیز به جهان اسلام توجه بسیار داشت. وى لباس مسلمانان را می‌پوشید و به حق می‌توان او را آغازگر دوران نهضت ایتالیابشمار آورد. آنها چون پلی، پایه‌هاى فرهنگ‌اسلامى را به شبه جزیره ‌ایتالیا و وسط اروپا راه دادند و می‌توان گفت، سیسیل در زمینه فرهنگ اسلامى تالى اسپانیا و خیلى جلوتر از سوریه در دوران جنگهاى صلیبى بوده است.

ایجاد تیره‌هاى دورگه در «لبنان» و «بیت‌اللحم» و مناطق دیگر و تلاقى دو فرهنگ شرق و غرب را نیز در این زمینه می‌توان یادآور شد. برخى از این تیره‌ها مثل خاندان کرم، فرنجبه، صلیبی، درلبنان نسب فرنگى خود را تاکنون حفظ کرده‌اند؛ و درطول تاریخ موجب تحولاتى نیز شده‌اند.

2. نتایج علمی
با انتقال فرهنگ اسلامى از طریق اندلس و سیسیل و در جریان جنگهاى صلیبی، علوم متداول و تمدن شکوفاى مسلمین به اروپا راه یافت. پس از گشوده شدن اندلس توسط مسلمین، شهرهاى علم و تمدن به روى اروپا گشوده شد. تعداد بسیار زیادى از دانش‌ دوستان آن دیار، به مصر و شام و عراق و ایران براى کسب علم مهاجرت کردند.

«شارلمانی» سالها قبل از این جریانات، به برترى دنیاى اسلام پی‌برده بود وى براى کشف رمز موفقیت آنها، افرادى را به جهان اسلام فرستاد. و آنان پس از بازگشت هرکدام نظر خود را ارائه کردند،یکى از آنها مسلمین را بدین صورت توصیف کرد که: تعدادى از آنها که از احترام خاصى نیز برخوردارند روزها را در اتاقهایى که دور تا دور آنرا کتابها اشغال کرده‌است، می‌گذرانند و به مطالعه کتاب می‌پردازند. «شارلمانی» امپراطور اروپا، رمز موفقیت مسلمین را در همین‌مطلب دانست؛ ودستور جمع‌آورى کتابهاى سراسر اروپا را صادر کرد که پس از تلاش بسیار توانست فقط چهل و هشت کتاب که عموماً انجیل بود را جمع‌آورى کند!! و اولین کتابخانه اروپا را با چهل و هشت کتاب افتتاح نماید. این در حالى بود که در آن دوران برخى از شخصیتهاى علمى جهان اسلام، از کتابخانه‌هاى بسیار بزرگ شخصى در رشته‌هاى مختلف علمى برخوردار بودند.

از مراکزى که در انتقال علوم از شرق به غرب فعالانه فعالیت می‌کرد، شهر طلیطله «تولدو» اسپانیا بود. این شهر پس از بازگشت مسیحیان، جایگاه علمى خود را که در دوران اسلامى بدست آورده بود، حفظ کرد و از راههاى اصلی‌اى محسوب می‌شد، که ذخایر معنوى اسلام به غرب می‌رسید. درآنجا «ریمونداول» اسقف بزرگ، اولین مدرسه را براى ترجمه کتب مسلمین در رشته‌هاى مختلف تأسیس کرد. در سالهاى (530تا 646ه. ق) عده‌اى مترجم در این مدرسه، ترجمه لاتینى قرآن را به «پطر» کشیش هدیه کردند. «اولاردآوباث» درهمین دوران به اسپانیا سفر می‌کند و در سال 520ه. ق «زیج مجریطی» رابه لاتین ترجمه می‌کند پر کار تر از همه مترجمان، «جیرارد کریمونی» است که هفتاد و یک متن را از عربى به لاتین ترجمه کرده‌است. و این نهضت تا اول قرن سیزدهم میلادى نقش خود را تکمیل کرد. راه این مهاجرت از دروازه‌هاى «طلیطله» از دل کوهستان «پیرنه» گذشته و در «پرونس» کج شده و از گذرگاههاى «آلپ» به «لورن» و از آنجا به آلمان و اروپاى مرکزى و از طریق دریا به انگلستان می‌رسید.

«قرطبه» (کروادو) همپاى طلیطله در انتقال فرهنگ اسلامی، نقش بزرگى ایفا کرد. این شهر بزرگترین بازار کتاب اندلس بود. اگر صنعت کاغذسازى محلى یعنى سودمندترین چیزى که مسلمین به اروپا داده‌اند در اسپانیا نبود، جمع‌آورى کتب چندان میسر نبود. صنعت کاغذسازى از مشرق به مراکش و از آنجا به اسپانیا رفته است و این صنعت در حدود سالهاى 667تا 675ه. ق از اسپانیا به ایتالیا راه یافت.

پس از تصرف اسپانیا، مسیحیان کتب دوران اسلامى را جمع‌آورى و هسته نخستین کتابخانه «اسکوریال» که هنوز نزدیک مادرید برپاست را تشکیل دادند. در اوایل قرن هفدهم «شریف زیدان» سلطان مراکش هنگام فرار از پایتخت، کتابخانه خویش را با یک کشتى بجایى فرستاد؛ کشتی، بدست دزدان دریایى اسپانیا افتاد، و آنها را که حدود سه تا چهار هزار کتاب بود به غنیمت برده و «فیلیپ سوم» فرمان داد تاهمه آنها را به کتابخانه «اسکوریال» تسلیم کنند. درقرن دوازده و سیزده یعنى یک قرن پس از جنگهاى صلیبی، اولین دانشگاههاى اروپا به مرور شکل گرفت. درقرن سیزدهم مرکزى براى مطالعه حکمت الهى در پاریس تأسیس شد و پس از آن عده‌اى که از مرکز علمى پاریس، ناراضى بودند در انگلستان، دانشگاه «آکسفورد» و «کمبریج» را بنا کردند. تا سال 1300م بیش از ده مرکز علمى در اروپاى لاتین (کاتولیک) بوجود آمد و تا سال 1500م تعداد آنها تقریباً به صد عدد رسید.

سرآمد همه کوششهاى دانشمندان مسلمان بویژه اندیشمندان اسپانیایى مسلمان، درزمینه افکار فلسفى بود. فلاسفه مسلمان درتوفیق میان عقیده و عقل و یا دین و علم، ابتکار و نقش برجسته‌اى داشتند. متفکران قرون وسطى با آشنایى ازافکار اندیشمندان مسلمان، فلسفه و یکتاپرستى را که دو جریان معنوى همگام بود، به اروپا بردند و راه یافتن این افکار تازه به اروپاى غربی؛ پایان قرون تاریکى و سپیده دم دوران علم را به همراه داشت. جنبشهاى اصلاحى و زدودن خرافات و روى آوردن به عقل را که دو سه قرن پس از جنگهاى صلیبى به اوج خود رسید؛ بی‌ارتباط با عقل‌گرایى همراه با دین مدارى فلاسفه اسلامى نمی‌توان دانست. «ابن‌رشد» اندیشمند قرن ششم ه. ق را می‌توان در این باره یادآور شد. در قرون وسطی، استادان و دانشوران مسیحى اروپا، از افکار ابن رشد متأثر شده و فلسفه او از اواخر قرن سیزدهم تاپایان قرن شانزدهم بر مکتب‌هاى فکرى چیره شد. وى از طرفداران عقل بود و معتقد بود همه چیز جز عقاید دینى که توسط وحى نازل شده است می‌بایست مطیع عقل باشد. کتابهاى او پس از تصفیه از مسائل مورد اعتراض کشیشان، جزو برنامه دانشگاه پاریس قرار گرفت.

شکوفایى فلسفه اسلامى در این دوره در حدى بود که «ابن‌میمون» یهودى معاصر «ابن‌رشد» تلاش کرد عقائد یهودى را بافلسفه اسلام و بعبارت دیگر دین و عقل هماهنگ سازد.

کتب دانشمندان مسلمان درطب نیز سالیان متمادى از طریق اسپانیا و مخصوصاً پس از جنگهاى صلیبى به اروپا راه یافت و سالیان طولانى در دانشگاههاى اروپا تدریس می‌شد. کتاب «قانون» ابن‌سینا قرنهادردانشگاههاى اروپاتدریس می‌شد. زمانى که مرگ سیاه، اروپا را درو می‌کرد و مسیحیان طاعون را کار خدا می‌دانستند، «ابن‌خطیب» دانشمند مسلمان فرضیه سرایت بیمارى را مطرح کرد و «عبیدالله‌بن مظهرباجلی» در لشکرگاه شاه سلجوقى یک بیمارستان متحرک فراهم آورد که بر چهل شتر بار می‌شد و ابوالقاسم «خلف‌ابن عباس زهراوی» به جراحى پرداخت و بدنبال آنها «ابن‌رشد» «الکلیات فی‌الطب» رانوشت و این حقیقت را اثبات کرد که هیچ کس دوبار دچار آبله نمی‌شود و ابوالحسن علی‌ابن نفیس رئیس بیمارستانى که «قلاوون» (از ممالیک مصر) ساخته بود، از «گردش خون» خبر داد که سه قرن بعد دانشمندان پرتغالى بدان دست یافتند و در این دوره دانشمندان مسلمان به بیماریهاى «چشم» اهمیت می‌دادند. کتاب «المجربات» تألیف «ابوالفضائل‌بن‌ناقد» و «الکامل فی‌الکحل» تألیف «خلیفه‌بن‌ابى المحاسن حلبی» را می‌توان نام برد. خلیفه با عمل آبگیری، به معالجه چشم می‌پرداخت.

به تحقیق، علم جغرافیا، فلک شناسى و ریاضیات دانشمندان مسلمان نیز در پیشرفت علوم غرب تأثیر بسزا داشت. فرضیه کروى بودن زمین را دانشمندانى چون «ابوعبیده والاسنی» قبول داشتند. و به برکت این فرضیه «کریستف‌ کلمب» معتقد شد که زمین به شکل گلابى است. فلک شناسى و نجوم مشرق از راه اسپانیا به اروپاى لاتین نفوذ کرد. «لئوناردو فیبوناتشی» ازمردم پیزا و شاگرد یک دانشمند مسلمان بود وارقام عربى رامی‌دانست و کتابى رامنتشرساخت و علم ریاضیات ‌اروپا را نیز باید مرهون وى دانست. و اولین کشورى که رموزى تازه براى مقاصد علمى را بکار برد ایتالیا بود.

3. نتایج مذهبی
از نتایج غیر مستقیم جنگهاى صلیبی، ازدیاد نفوذ اربابان کلیسا بود. آنان ضمن آنکه ثروت زیادى اندوختند و کم‌کم قدرت پیدا کردند و در نتیجه به فکر حکومت برملتها و سلاطین افتادند و همه را تحت نفوذ و قدرت خویش درآوردند. از سوى دیگر فساد در میان کشیشها افزایش یافت و منجر به اصلاحاتى در دستگاههاى دینى و سبک سلسله نزاع‌هاى مذهبى شد که هنوز هم ادامه دارد. بی‌رحمی‌ها و ستمگری‌هاى صلیبیان درمدت جنگ، کشیش‌هاى مذهبى را به خشونت و بی‌رحمى سوق داده بود. کم کم در جریان انتشار مذهب، بر مخالفین خود همان عقوبتى را درنظر می‌گرفتند که ابتدا نسبت به کفار بت‌پرست معمول می‌داشتند. جریان کشتار دسته جمعى «آلبیجوها» و بدعت‌گزاران دینی، از نتایج همان بی‌رحمی‌هاست. طرفداران پاپ براى از بین بردن آنها، فجایعى را مرتکب شدند، که درتاریخ به ‌ندرت نظیر آن دیده می‌شود. همچنین به وجودآمدن محکمه‌هاى تفتیش عقاید و جنگهاى مذهبى و نزاع‌هاى وحشیانه‌اى که مدت مدیدى اروپا دچار آن بود، از نتایج همان بی‌رحمی‌ها است. درپایان قرن 13م که مقارن با پایان جنگهاى صلیبى بود، کلیسا مرکزیت کامل یافت ولى به مرور از اقتدار آن کاسته شد. نیروهاى خارج از کلیسا بعد از قرن 13م به مرور نیرومند شدند و به نیروى ضد کلیسا تبدیل شدند این نیروها متشکل از بازرگانان و بورژواهایى بودند که همراه جنگهاى صلیبى پدید آمده ‌بودند و سلطنتهاى موروثى جدید و از همه مهمتر و نیرومندتر، ظهور جنبش مذهبى بود که با اختراع چاپ و آشنایى با علوم مختلف، با اعتقادات خرافى و به دور از عقل اربابان کلیسا به مبارزه برخواستند. ظهور «مارتین‌لوتر» (1483م. ) و «کالون» (1509م. ) از آن جمله است.

4. نتایج تکنولوژیک و صنعتی
در صنعت و تکنولوژى نیز غرب بویژه درجنگهاى صلیبى به اقتباس و تقلید از شرق روى آورد، در زمینه اسلحه و لباس و مسکن مخصوصاً در قرن دوازده و سیزده آثار این اقتباس به خوبى مشهود است. با رشد کمى امکانات زندگی، صنعت و سپس تجارت رونق یافت. صنعت نجاری، زرگری،کاشی‌کارى و شیشه‌سازى از صنایعى است که اروپاییان بااینکه پیش از جنگهاى صلیبى از آن اطلاعى نداشتند؛ آنها را از مسلمانان اقتباس کردند و به مرور این صنایع در اروپا شایع شد. مردم شهر «ونیز» طرز ساختن شیشه را از مردم صور آموختند (البته ابوالقاسم‌بن‌فرناس مسلمان متوفى (275ه. ق) شیشه‌سازى از سنگ را کشف کرد و همین شخص است که براى اولین بار از راه علمى براى پرواز کوشید. ) و نیز پارچه‌بافى و رنگ کردن ثابت را اروپاییان از مسلمین آموختند.

شرق، در فنون نیز تأثیر عمیقى بر اروپا بخشید، صلیبیان با دیدن انواع صنایع ظریفه‌اى که از قسطنطنیه تا مصر همه جا گسترده بود، در طرز ساختن این اشیاء ظرافت را یاد گرفته و تغییر سلیقه دادند. فن معمارى نیز بکلى در اروپا تغییر کرد. سبک معمارى کلاسیک اروپایى سه مشخصه داشت 1. دیوارهاى ضخیم 2. سقف کوتاه 3. عدم استفاده از نور. آنان با دیدن مساجد و قصرهاى سلاطین، سبک معمارى اسلامى را اقتباس کردندکه داراى مشخصه‌هایى چون 1. دیوارهاى نازک 2. سقف بلند 3. استفاده از نور 4. استفاده از تزیینات درساختمان و استفاده از شیشه‌هاى رنگی، بود.

صنعت سفالکارى نیزاز شهر «والانس» به مغرب اسپانیا و در قرن پانزدهم به شمال هلند و ایتالیا راه یافت. در موزائیک و مخصوصاً کاشى کبود والوان، مسلمانان از دیگران پیشى گرفته و هنوز کاشی‌هایى بنام «ازلیگو» که یادگار سبک عربى است؛ مورد علاقه مردم اسپانیا و پرتغال است.
مسلمانان اسپانیا در پیشرفت صنعت منسوجات گرانبها، نیز سهم عمده‌اى داشتند. پارچه‌هاى خوشبافت دیار اسلام چنان در اروپا رواج یافت که مردم مغرب نیز این صنعت را مولد ثروت تشخیص دادند؛ و در نقاط مختلف فرانسه و ایتالیا کارگاهها برپا کردند و ابتداء براى راه‌اندازى از صنعتگران مسلمان کمک گرفتند. در این دوران صنعت گلیم‌بافی، جاجیم‌بافی، و قالی‌بافى به اروپا راه یافت.
عربها دوابزار موسیقى به اروپاى غربى بردند که در پیشرفت موسیقى اثر بسیار داشت یکى ((Luteبود که نام آنرا بوسیله ((Laudاسپانیولى از عود عربى گرفته‌اند و دیگر ابزار مرسوم به ((Redecبود و این نام هم از کلمه اسپانیولى ((Rebecاز رباب عربى آمده است؛ «ربک» یا «ربیب» اصل «ویلون» امروزى است و هنوز هم «ربکار» را درپرتغال بجاى کلمه «ویلون» بکارمی‌برند.روش و وسایل محاصره از قبیل دیوارکوبی، نقب‌زنی، منجنیق، ماده‌هاى سوزان را جنگهاى صلیبى کامل کرد.

5. نتایج اقتصادى و کشاورزی
همانطور که گذشت، یکى از علل شروع جنگهاى صلیبی، بحران اقتصادى اروپا و شکوفایى اقتصاد دنیاى اسلام بود؛ چنانکه پاپ «اوربان» در خطبه‌هاى خود براى تشویق مردم به جنگ می‌گفت: چرا نشسته‌اید بروید پول پارو کنید.ارتباطات در جبهه‌هاى مختلف در تجارت اثر فراوان داشت. در اثر لشکرکشی‌هاى عظیمى که به مدت دو قرن از اروپا به مشرق زمین شد و نقل و انتقالات مهمى که صورت گرفت، جنبش بی‌سابقه‌اى در تجارت و تردد در دریا پدید آورد. مردم حاشیه بنادر بخصوص اهالى «ونیز» از این رفت وآمدها، امول زیادى به دست آوردند. پس از جنگهاى صلیبى نیز وضع تجارت راکد نشد و بسیارى از بنادر مستقل ایتالیا با سلاطین اسلامى پیمان‌هاى تجارى بستند. درحالى که، در شرق از زمان «داریوش هخامنشی» سکه رایج بوده و معاملات بصورت پولى انجام می‌شد، صلیبیان با دیدن آن تعجب کردند، وپس از این جنگها بود که پول به غرب وارد شد در اسپانیا «آلفونس‌هشتم» شاه لیون وکاستیل از دینار مسلمین اقتباس کرد وى نقش عربى سکه را نگه داشت و عبارتهاى مسیحى معادل به آن افزود. غنائمى که در جنگهاى صلیبى بدست آمد، نیز موجب رونق کار بازرگانان شد. از طرفى در کشاورزى نیز ارتباطات شرق بر غرب تأثیر گذاشت و محصولات تازه‌اى چون کنجد، ارزن، تورنج، لیمو، خربزه، هندوانه، زردآلو و پیاز که در سرزمین «مغرب» کشت می‌شد به اروپا راه یافت. بعضى گیاهان نیز از راه سیسیل به اروپا راه یافت. اروپاییان در این ارتباط با عطر و ادویه نیز آشنا شدند، نشادر و عود از این جمله‌اند. تغذیه فلفل را آموختند، زنجبیل را از مصر گرفتند؛ شکر نیز از محصولاتى ‌است که تغذیه آنرا از مسلمین فرا گرفتند.

6. نتایج سیاسی
از نتایج سوء جنگهاى صلیبى این بود که: تا چند قرن نوعى بی‌بندوبارى و بی‌عدالتى در جهان حکومت می‌کرد و «کابوس» بی‌رحمى و ستمگرى چنان عالم را گرفت که ملتى مثل آنرا به خود ندیده بود و تاکنون، جهان به این حد از خون‌ریزى و وحشیگرى نرسیده بود به طورى که هنوز اثر آن باقى است. اگر پس از قرنها در یوگسلاوى سابق صربهاى صلیبى باتمام قساوت و بی‌رحمى به قتل و غارت و هتک ناموس اهالى مسلمان بوسنى اقدام می‌کنند و دولتهاى اروپایى و آمریکا و روسیه از آنها حمایت می‌کنند و شوراى امنیت مساعى خود را در حمایت از صربها به کار گرفته است، چیزى جز آثار به جا مانده از قساوتها و بی‌رحمی‌هاى جنگهاى صلیبى نیست. بنابراین گرچه به لحاظ تاریخی، جنگها داراى آغاز و پایانى هستند اما از قرن دهم تاکنون همواره جنگهاى صلیبى ادامه داشته است.
 


پی نوشت ها
1. ر. ک به: عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامى در اندولس، (انتشارات تهران،1366، ج1،ص5.36و12.93.
2. ر. ک به: گوستاولوبن، تاریخ تمدن اسلام و غرب، ترجمه سید هاشم حسین، (تهران، کتابفروشى اسلامیه،1347، ص383 368 و احمد عزیز، تاریخ سیسیل در دوره اسلامی، ترجمه نقى لطفى و محمدجعفر یاحقی، (تهران مرکزانتشارات علمى و فرهنگی)، ص168و 9.1 و حتى فیلیپ ک. تاریخ عرب ترجمه ابوالقاسم پاینده، (تبریز، شفق،1344، ج2، ص 78. 769.
3. ر. ک به: سن، دولاندلن، تاریخ جهانى ترجمه احمد بهمنش، چاپ چهارم، (دانشگاه تهران،1367، جلداول، ص 46.460) و ویل دورانت، قصه الحضاره، (بیروت، دارالجیل للطبع و التوزیع)، ج 15، ص 6.18 و سید جعفر حمیدی، تاریخ اورشلیم بیت‌المقدس، چاپ اول، تهران، چاپخانه سپهر، 1364، ص22.203.
4. ر. ک به: گوستاولوبن، پیشین، ص 40.398 و جعفرحمیدی، پیشین، ص210.
5. ر. ک به: سید جعفر حمیدی، پیشین، ص220. 216.
6. ر. ک به: گوستاولوبن، پیشین، ص 396.
7. ر. ک به: همان، ص 39.388 و جان‌ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی‌اصغر حکمت، تهران، انتشارات پیروزی، 1344، ص 427 و 438.
8. ر. ک به: گوستاولوبن، پیشین، ص 393 و 394 و سن‌دولاندلن، پیشین، ص 46.
9. ر. ک به: ویل دورانت، پیشین، ص 65.
10. ر. ک به: سید جعفر حمیدی، پیشین، ص 206.
11. ر. ک به: همان، ص 8 و 207.
12. ر. ک به: محمد عبدالله عنان، پیشین، جلد 2، ص 446.
13. حتى فیلیپ ک، پیشین، ص 792.
14. ر. ک به: ویل دورانت، پیشین، ص6.61.
15. ر. ک به: گوستاولوبن، پیشین، ص 46.423 و جان ‌ناس، پیشین، ص447 و محمد عبدالله عنان، پیشین، جلد1، ص61.
16. ر. ک به: ویل دورانت، پیشین، ص6.61.
17. ر. ک به: سن دولاندلن، پیشین، ص 367 و جان ‌ناس، پیشین، ص 447.
18. ر. ک به: محمدعبدالله عنان، پیشین، جلد1، ص 64و65.
19و20. ر. ک به: احمدعزیز، پیشین، ص 148و 153و 4 و 123.
21. حتى فیلیپ ک، پیشین، ص 77.777 و نیز ر. ک. به: احمدعزیز، پیشین، ص 24.140 و محمد عبدالله عنان، پیشین، ج 1، ص 63.
22. حتى فیلیپ ک، پیشین، 846، ر. ک به: گوستاولوبن، پیشین، ص39.389.
23. ر. ک به: گوستاولوبن، پیشین، ص 41.416 و 38.382 و جان‌ناس، پیشین، ص447 و احمد عزیز، پیشین، ص 14.149.
24. ر. ک به: على اصغرحلبی، تاریخ تمدن اسلام، ج اول، (تهران، چاپ نشر بنیاد، 1365)، ص 384 378.
25. حتی، فیلیپ ک، پیشین، ص 753.
26. ر. ک به: جان‌ناس، پیشین، ص 443 و احمد عزیز، پیشین، ص 139 و ویل دورانت، پیشین، ص 375.
27، 28، 29 و 30. حتی، فیلیپ ک، پیشین، ص 753 و ص 754 و ص 723.
31. ر. ک به: على اصغر حلبی، پیشین، ص 382 و 383.
32. ر. ک به: سن دولاندلن، پیشین، ص 409.
33 و 34. ر. ک به: احمد عزیز، پیشین، ص 151.
35. ر. ک به: على اصغرحلبی، پیشین، ص 196.
36. حتی، فیلیپ ،پیشین، ص 737.
37. ر. ک به: گوستاولوبن، پیشین، ص 203.
38. حتی‌فیلیپ ک، پیشین، ص 779 و ر. ک‌ به: علی‌اصغرحلبی، پیشین، ص184.
39.حتی، فیلیپ ک، پیشین، ص 746.
40. ر. ک به: على اصغر حلبی، پیشین، ص 201. 189.
41. حتى فیلیپ ک، پیشین، ص 865 و ر. ک. به: حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسى اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاییده، (تهران، جاویدان، 1366، ج 2، ص 693) و ویل دورانت، پیشین، ص 67.
42. ر. ک به: احمدعزیز، پیشین، ص 14.141 و حسن ابراهیم حسن، پیشین، ص 70.698.
43 و 44. حتى فیلیپ ک، پیشین، ص 729 و ص 735 و 838.
45. ر. ک‌به: سن دولاندلن، پیشین، ص46.467 و جان‌ناس، پیشین، ص433و445و ویل دورانت، پیشین، ص 65.
46. حتى فیلیپ ک، پیشین، ص 845 و ر. ک به: گوستاولوبن، پیشین، ص380.
47. ر. ک به: حسن ابراهیم‌حسن، پیشین، ج 22، ص 652 و ویل‌دورانت، پیشین، ص 64و 69.
48. حتى فیلیپ ک، پیشین، ص 764.
49. ر. ک به: سن، دولاندلن، پیشین، ص 41.416 و احمد عزیز، پیشین، ص 16.155.
50. حتى فیلیپ ک، پیشین، ص 758 و ر. ک به: احمدعزیز، پیشین، ص161.
51. حتى فیلیپ ک، پیشین، ص 768.
52 و 53. ر. ک به: گوستاولوبن، پیشین، ص38.380و سن دولاندولن، پیشین، ص 415 و ویل‌دورانت، پیشین، ص 68
54. حتى فیلیپ ک، پیشین، ص 845.


منبع: ماهنامه معرفت ، شماره 6

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۵۸
حسن خیری

                                                  

                                                                                                 دکتر حسن خیری

چکیده :

ورود رسانه های جدید چون تلویزیون به عرصه تبلیغ دینی از آغاز بحثی جدی و انتفادی بوده است . انقلاب اسلامی ایران نیز که عمدتاً با بهره گیری از رسانه های سنتی با محوریت مسجد و روحانیت و تا حدی با استفاده از ابزارهای جدید چون نوار کاست حاوی سخنرانی و پیام های رهبر انقلاب و مبارزان  کار خویش را به پیش برد ، پس از پیروزی ، از تلویزیون ، به عنوان ابزاری برای پیش برد رسالت خویش استفاده کرده است . با این حال به رغم فراز و فرود های بسیار در نحوه بکارگیری این ابزار در صحنه تبلیغ دین هموار ه قابلیت و ظرفیت آن مورد شک و تردید بوده است . ما بر آن هستیم که تلویزیون نظیر هر وسیله دیگر دارای اقتضاءات خاص خود بوده و بر این اساس به اخذ نظر در دو سطح عمومی و خاص طلاب مبادرت ورزیده ایم تا میزان حساسیت آنان را در مورد تلویزیون جویا شویم . در این مقال تکیه ما بر نظر روحانیون و طلاب بوده و با بررسی پیمایشی به دست آمد که  برای روحانیون پرسش شونده جایگاه دینی تلویزیون شفاف و روشن نیست و نسبت به موقعیت دینی تلویزیون ابهام و  تردید وجود دارد .

کلید واژه ها: تلویزیون دینی ، طلاب ، اقتصاءات رسانه ای ، تبلیغ دینی

-------------------------------------------------------------  

دانش آموخته حوزه علمیه و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی نراق

 

 

 

 

مقدمه:

امروزه شاهدیم که پس از دوران طولانی تبلیغ سنتی دینی و انتقال باورها، ارزش­ها و هنجارهای دینی از نسلی به نسل بعد و حفظ و توسعه الگوهای دینداری اینک ابزاری مدرن و ناشناخته از نظر قابلیت و ظرفیت وارد این میدان شده است. در این وضعیت تعهد انسانی و دینی حکم می­کند که از ابعاد مختلف به بررسی این پدیده نو پرداخته شود. ویژگی­های ابزاری آن باز شناخته گردد و با لحاظ مخاطبان و گستره تبلیغ این ابزار و تفاوت سطوح و لایه­های دینی نقشه کلی جایگاه و موقعیت این رسانه طراحی و مهندسی گردد و برای افزایش کارآیی آن در موارد خاص راه حل ارائه گردد.(خیری ، 1389 :21 (

انقلاب اسلامی ایران ، رادیو و تلویزیون را در خدمت تبلیغ دین قرار داد و در طی سه دهه گذشته، برای تحقق این منظور، این ابزار ارتباطی با فراز و نشیب­هایی مواجه بوده، و همواره این سؤال مطرح بوده است که قابلیت و ظرفیت این رسانه ­ها برای تبلیغ به چه میزان، در کدام عرصه  - اعتقادات ، احکام  و اخلاق – و لایه دینی – باور ، ارزش و هنجار -  بوده و تفاوت آن­ها با ابزارهای تبلیغ سنتی در چیست؟

نگاه به برنامه­های دینی تلویزیون نیز پرداختن عالمانه به موضوع را ضروری­تر می­نماید . تلویزیون در فضای رسانه­ای خود و با بهره­گیری از برخی دیدگاه­های روان شناختی و جامعه شناختی به طرح موضوعات اجتماعی دینی می­پردازد. موضوعاتی که در برخی موارد سبک و احیاناً متن آن با دین سازگار نیست .

وسائل ارتباط جمعی که از قرن 19  به طور گسترده وارد زندگی بشر شده است دارای فرهنگی و اقتضاءات خاص خود می باشد . که می توان به موارد زیر اشاره کرد :

      بر هم زننده روابط چهره به چهره

      بر هم زننده مفاهیم زمانی و مکانی

      توسعه دهنده آگاهی در گستره کمی

      آمیختگی واقعیات با دنیای مجازی

      ایجاد کننده همگانیت به معنای جدید     

      مخرب حافظه جمعی و فردی

      پدید آورنده هویتی گذرا، بی­ثبات، بریده از گذشته و ناتوان از پیش­بینی

      غلبه خودافزایی

      تجربه نیابتی    

      چند برابر کننده و افزایش دهنده تحرک و پویایی

 

 

     تولید کننده  تقدس گرایی های جدید نظیر بازی­های المپیک و ملّت

در این میان تلویزیون از جایگاه ممتازی برخوردار است . طبق آمار یک چهارم زندگی هر فرد صرف شنیدن رادیو و تماشای تلویزیون می شود .  در  ایران ، مطالعه  کمتر از  8 دقیقه و تماشای تلویزیون   2 تا 5 ساعت گزارش گردیده است .(همان :17) امروزه شاهد  افزایش تماشای ماهواره نیز هستیم . این در حالی است که منتقدان تلویزیون بر آن هستند که:

 " سرگرم­ترین ملت­ها کم اطّلاع­ترین ملت­ها هستند."( همان، 143 به نقل از پستمن ،1373 : 216)

 تلویزیون موجب  به خطر افتادن تمامیّت فرهنگی است . ( همان ، 148 به نقل از تامپسون :1240)

 تلویزیون جدّی و سازنده دارای تناقض ذاتی است. ( آلین اسکافیلد کلارک :43)

تلویزیون دارای  ماهیت این جهانی است.

در خصوص تلویزیون دینی نیز گرچه  این ابزار نقش مهمی در برانگیختن بینندگان دارد  و با آن انسان تفرد یافته به کانون معنوی مقتدری متصل می­شود و تعلقات محلی کاهش یافته و همدلی را افزایش می یابد.  ولی منتقدان  بر این باورند که تلویزیون :

تمایز میان امر مقدس و نامقدس را از بین می برد

مضمون فرهنگی را از حوزه غیرمذهبی می­گیرد لذا موجب دین زدایی است

دین را به صورت کالای مصرفی در می­آورد

موجب تغییر در نوع نگرش به دین و کارکرد آن می­شود        

دارای  اقتضاءات رسانه­ای خاص است.

تلویزیون نتوانسته تعریفی از  مقولات نشاط و سرگرمی از منظر دین مطابق خاستگاه خود ارائه دهد بنابراین  به بی­راهه رفته است

خلط ارزش­های اجتماعی و ارزش­های دینی را موجب می شود.

عرفی سازی مفاهیم دینی را در پی دارد.

از ارائه مفاهیم عمیق عرفانی عاجز است.

از ترسیم برخی رفتارها و هنجارهای دینی نظیر آرایش زن برای همسر در منزل ناتوان است در حالی که

این مقولات در گفتار میسر است.(ر.ک. خیری:149-182)

 

 

به منظور شناخت ظرفیت و قابلیت تلویزیون در عرصه تبلیغ دین، تحقیقی صورت پذیرفت که تحت

عنوان "دین ، رسانه و ارتباطات اجتماعی" در زمستان 89 از سوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر گردید . در این کتاب گزارشی از پیمایش انجام شده در خصوص مقایسه فضای تبلیغ دینی تلویزیون و مسجد ارائه گردیده است . در آن تحقیق ،علاوه بر نظر سنجی عمومی ، از روحانیون نیز در مورد تلویزیون و برنامه های مذهبی و موقعیت دینی آن  نظر سنجی شد که در  کتاب مزبور گزارش نگردیده است .ما بمنظور شناخت فهم و برداشت روحانیون از تبلیغ دینی درصددیم در این مقاله بخشی از یافته های آن  تحقیق را  ارائه کنیم .  تا به این پرسش پاسخ دهیم که:

دیدگاه روحانیون( طلاب ) نسبت به قابلیت و ظرفیت دینی تلویزیون چیست؟

و در ذیل پرسش فوق ، پاسخ به پرسش های فرعی زیر را نیز پیگیری می کنیم :

نظر روحانیون در مورد تأثیر تلویزیون بر دینداری مردم چیست؟

نظر روحانیون در مورد جایگزینی برنامه های تلویزیونی به جای مسجد چیست؟

نظر روحانیون در مردم وضعیت حضور روحانیون در تلویزیون چیست؟

 

چارچوب نظری تحقیق:

برداشت نویسنده این است که چهار عنصر خصلت های فردی ، اوضاع محیط اجتماعی مخاطبان ، ویژگی های رسانه ای و محیط رسانه ای ، موقعیت رسانه ای را شکل داده و زمینه تأثیر گذاری بر مخاطبان را فراهم می کند.

 موقعیت  متمایز رسانه ای  اقتضای آن را دارد  برای هر یک از رسانه ها ، پرسش ها و مسائل خاص

 

مطرح باشد . منبر و فضای مسجد به عنوان فضای تبلیغی دارای اقتضاءات و نقاط و قوت و ضعف خویش است و در طول تاریخ توانسته شرایط خود را بشناسد و کارکرد تبلیغی خود را ایفاء کند . ورود تلویزیون به صحنه تبلیغ دین پیش از الگو گیری از ابزار های سنتی مستلزم  شناخت موقعیت رسانه ای خویش است . این در حالی است که تلویزیون، در بسیاری از موارد به الگو برداری از ابزار های سنتی مبادرت ورزیده و در نتیجه صلاحیت خود در تبلیغ دین را زیر سؤال برده است . در این فضای تبلیغی مخاطبان ،  انتظارات متفاوتی نسبت به فضای مسجد و دیگر رسانه های سنتی دارند . چگونه تلویزیون بین

انتظارات مختلف و متضاد از خود و انتظارات مخاطبان از تلویزیون  جمع می کند . چگونه هم سخنگوی یک مذهب می خواهد باشد و هم از رنجش اهل مذاهب دیگر پیش گیری می کند . هم برای جذب مخاطبان خود را موظف به پخش فیلم و سریال های خارجی می داند و هم ادعای پای بندی به قواعد شرعی دارد . به عنوان مثال چگونه به سؤالات زیر پاسخ می دهد:

برای جذب مخاطب فیلم و سریال خارجی پخش می­شود این عمل دینی است یا غیردینی؟

آشنایی با فرهنگ جوامع جنبه آموزشی دارد اگر موجب فرار مغزها گردد دینی است یا غیردینی؟

اگر فقط برنامه جدی دینی پخش شود مخاطب می­گریزد و به تلویزیون­های دیگر روی می­آورند این عمل دینی است یا غیردینی؟

اگر فیلم­های خارجی حاوی مضامین اخلاقی باشد این عمل دینی است یا غیردینی؟

فیلم دینی ممکن است موجب تشدید خشونت علیه مذهب گردد، این عمل دینی است یا غیردینی؟

تشویق به میهن دوستی خوب است چگونه می­توان آن را در طول دوستی خدا قرار داد؟

ورود به لایه­های عمیق عرفانی چگونه است؟

 

فرضیه:

 به نظر می­رسد که قابلیت و ظرفیت تلویزیون برای تبلیغ دین مورد تردید روحانیون (طلاب) بوده و آنان تبلیغ تلویزیون را ابزاری برای افزایش دینداری سطحی- مناسکی و هنجاری - و کاهش گرایشات عمیق دینی- باورها و ارزشهای دینی -  می­دانند.

روش تحقیق :

برای تأیید یا رد این فرضیه از روش پیمایشی، و تکنیک پرسشنامه  استفاده شد . این  پرسشنامه­ به

 

صورت نمونه گیری غیر احتمالی  از طلاب انجام شده  و نظر 311 نفر از طلاب اخذ گردیده است . بعلاوه همزمان پیمایشی از عموم مردم انجام شد که در آن  400 نفر از 15 سال به بالای مردم قم به صورت غیر احتمال سهمیه­ای مورد پرسش قرار گرفتند . از این تعداد 264 نفر مرد و 128 نفر زن بوده و 8 نفر وضعیت جنسیت خود را بیان نکرده­اند. به عبارت دیگر 66% مرد و 32% زن بوده­اند.در این متن در برخی موارد مقایسه ای به پرسشنامه عمومی استناد می شود.

ویژگی­های کلی نمونه آماری

پرسش ویژه روحانیون برای شناخت دیدگاه آنان در خصوص قابلیت و ظرفیت تلویزیون برای تبلیغ دین از 311 نفر از طلاب مرد و زن حوزه علمیه قم به صورت نمونه­گیری غیراحتمالی تصادفی صورت گرفت.وبا ضریب آلفا کرونباخ 704/0 دارای روایی قابل قبول تلقی گردید .

 جنسیت: پرسش شوندگان 274 نفر (1/88%) مرد و 36 نفر (6/11%) زن می­باشند.

وضعیت تحصیلات: 8/15% دارای تحصیلات سطح یک (فوق دیپلم)، 8/32% دارای تحصیلات سطح2(لیسانس) و 5/42% دارای تحصیلات سطح3 (فوق لیسانس)، 6/3% دارای تحصیلات سطح4 حوزه علمیه (معادل دکترا) می­باشند.

سابقه تبلیغات: 3/27% (85 نفر) از پرسش شوندگان دارای سابقه تبلیغ کم (1 تا 5 سال) و 5/23% (73 نفر) دارای سابقه تبلیغ متوسط (6 تا 10 سال) و 2/30% (94 نفر) دارای سابقه تبلیغ زیاد (11 سال و بالاتر) می­باشند.

سن: سن پاسخ دهندگان بین 18 سال تا 60 سال می­باشد.

دیدگاه طلاب نسبت به برنامه های تلویزیونی

تماشای برنامه مذهبی: در پاسخ به اینکه کدام برنامه مذهبی را تماشا می­کنید. 6/46% برنامه­های علمی، 8/22% برنامه­های تفریحی / سرگرمی / فیلم و سریال و 1/14% برنامه­های تربیتی و 7/3% به گزینه هیچکدام پاسخ گفته­اند.همانطور که ملاحظه می­شود روحانیون بیشتر به برنامه­های علمی علاقه­مند هستند تماشای برنامه­های تلویزیونی­های خارجی: 21 نفر (8/6%) در حد زیاد و 171 نفر (6/55%) در حد متوسط و 9/37% در حد کم یا اصلاً بیننده تلویزیون­های خارجی­اند.

 

 

در پاسخ به اینکه تلویزیون باعث کاهش گرایش مذهبی جوانان می­گردد: 2/21% در حد زیاد و 5/48% در حد متوسط و 30% در حد کم یا اصلاً اعتقاد به این موضوع دارند.

افزایش دین باوری: در پاسخ به اینکه برنامه­های تلویزیون موجب افزایش دین باوری است، 150 نفر (2/48%) موافق، 85 نفر (3/27%) بی­نظر و 72 نفر (2/23%) جواب منفی داده­اند. بر این اساس حدود نیمی از روحانیون بر این اعتقادند که تلویزیون موجب افزایش دین باوری است.

کاهش حضور مردم به مسجد: در پاسخ به اینکه تلویزیون موجب کاهش حضور مردم به مسجد می­گردد؛ (2/59%) موافق، (5/14%) بی­نظر، (1/25%) مخالف­اند. بنابراین حدود 60% روحانیون تلویزیون را باعث کاهش حضور مردم به مهم­ترین پایگاه تربیتی عبادت اسلام یعنی مسجد می­دانند

بازی در نقش روحانی: در پاسخ به این پرسش که بازی در نقش روحانی در فیلم­ها باعث افزایش گرایش مردم به روحانیت است؛ (5/46%) موافق، (3/18%) بی­نظر و (2/35%) مخالف­اند. بنابراین پدیده­ای که چندی است در سیاست برنامه­های مذهبی تلویزیون قرار گرفته که در فیلم و سریال­ها از نقش روحانی استفاده می­شود با استقبال و نظر مثبت کمتر از نیمی از روحانیون مواجه است.

پیشنهاد افزایش روحانی در تلویزیون: در پاسخ به این پرسش که پیشنهاد می­گردد حضور روحانیون در تلویزیون برای سخنرانی و میزگرد و... افزایش یابد. (4/71%) موافق، (2/13%) بی­نظر و (5/12%) مخالف­اند. بنابراین به رغم آنکه روحانیون چندان موافق با بازی روحانیون در فیلم­ها نیستند اما حدود سه چهارم آن­ها

با حضور روحانیون در برنامه های تلویزیونی به عنوان سخنران و کارشناس موافقند. این در حالی است که پربیننده­ترین برنامه­های تلویزیونی فیلم و سریال و برنامه­های تفریحی است و برنامه سخنرانی و میزگرد از اقبال بسیار کمی برخوردار است.

شبکه قرآن: تأسیس شبکه قرآنی از ابتکاراتی است که در راستای ارائه برنامه­های خالص مذهبی اجرا گردیده است با این پدیده (9/85%) موافق، (7/8%) بی­نظر و (5/3%) مخالف­اند.

کاهش تعصب مذهبی: از پاسخ دهندگان پرسیده شده: تلویزیون باعث کاهش تعصب­های مذهبی است. در پاسخ (4/44%) پاسخ مثبت، (9/30%) بی­نظر و (6/20%) پاسخ منفی داده­اند. بنابراین حدود نیمی از روحانیون بر این باورند که تلویزیون وسیله مناسبی برای تبلیغ دین نیست و کاهش دهنده تعصب­های مذهبی است.

 

 

 

افزایش گرایش مردم به روحانیت: در پاسخ به این پرسش که، تلویزیون باعث افزایش گرایش مردم به روحانیت است، (7/27%) موافق، (8/17%) بی­نظر و (1/37%) مخالف­اند.

نگرانی از سرنوشت نسل آینده: در پاسخ به  این پرسش که «از تماشای برنامه­های تلویزیونی برای بچه­ها باید نگران بود». (49%) پاسخ مثبت، (8/17%) بی­نظر و (2/33%) پاسخ منفی داده­اند. بنابراین در مجموعه می­توان استنباط کرد که روحانیون تلویزیون را وسیله­ای نگران ساز و خطرآفرین برای سرنوشت نسل آینده می­دانند. لذا حدود نیمی از آن­ها بدین پرسش پاسخ مثبت داده­اند. همانطور که پاسخ پیشین نشان می­دهد که (1/37%) مخالف این نگرش­اند که گرایش مردم به روحانیت با تماشای برنامه­های مذهبی تلویزیون افزوده می­شود.این در حالی است که به نظر می رسد این نگرانی کمتر  به مردم سرایت کرده ، چرا که وقتی از احتیاط در دیدن برنامه های تلویزیونی پرسش می شود  چرا که ممکن است برخی از آن­ها شرعی نباشد : 79 نفر (8/19%) کاملاً مخالف و 66 نفر (5/16%) مخالف و 106 نفر (5/26%) بی­نظر، 98 نفر (5/24%) موافق و 45 نفر (3/11%) کاملاً موافق بوده و 6 نفر (5/1%) پاسخی نداده­اند. بنابراین 3/36% در حد کاملاً مخالف و مخالف احتیاط را رد کرده و 8/36% موافق و کاملاً موافق­اند یعنی تقریباً موافقین و مخالفین برابر بوده، در صورتی که افرادی که بی­نظر بوده­­اند را به طور مساوی بین این دو طیف تقسیم کنیم بدین معنا است که 50% مردم برداشت درستی از تکلیف شرعی نداشته و بدون قید و شرط تماشا کننده برنامه­های تلویزیون می­باشند. در این وضعیت حتی اگر تمام برنامه­های تلویزیون مطابق با شریعت هم باشد، این وضعیت که پنجاه درصد بینندگان خود را تماماً در اختیار آن قرار داده­اند، سؤال برانگیز بوده و آثار مخرب فراوان شخصیتی و فرهنگی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.

افزایش گرایش به مداحی و کاهش گرایش به مراسم وعظ و سخنرانی: در پاسخ به این پرسش به این مضمون (9/62%) پاسخ مثبت، (5/17%) بی­نظر و (5/19%) پاسخ منفی دادهاند. بنابراین برداشت ، روحانیون به عنوان مبلغان سنتی دینی و دارندگان ابزار وعظ و سخنرانی، این است که تلویزیون مردم را به سمت مداحی و کاهش گرایش به سخنرانی سوق می­دهد. و از این جهت وسیله مطلوبی بشمار نمی­رود.

تلویزیون جای مسجد را نمی­گیرد: در پاسخ به این پرسش که «برخی معتقدند از تلویزیون نمی­توان انتظار داشت، نقش تبلیغ سنتی (تقید به مسجد / حضور در پای منبر / حضور در هیئت عزاداری و...) را انجام دهند.» (4/35%) پاسخ دهندگان روحانی پاسخ مثبت داده، (9/13%) بی­نظر و (7/49%) پاسخ منفی داده­اند. بر این اساس می­توان گفت که نیمی از روحانیون بر این اعتقادند که تلویزیون نمی­تواند جای مسجد

 

 

را بگیرد و تنها (4/36%) با قاطعیت اعلام کرده­اند که تلویزیون جای مسجد را می­گیرد.این وضعیت در مورد دیدگاه عموم مردم نیز صادق است چرا که در پاسخ به اینکه تلویزیون جای مسجد را می­گیرد؛ 102 نفر (5/25%) کاملاً مخالف، 143 نفر (8/35%) مخالف، 88 نفر (22%) بی­نظر، 32 نفر (8%) موافق و 20 نفر (5%) کاملاً موافق­اند و 15 نفر (8/3%) نیز اظهار نظر نکرده­اند. بنابراین تنها 13% کاملاً موافق و موافق با جایگزینی تلویزیون به جای مسجدند و 3/61% مخالف و کاملاً مخالف. از این آمار استفاده می­شود که درصد نسبتاً بالایی از پاسخ دهندگان متوجه این قضیه هستند که تلویزیون نمی­تواند جای مسجد را بگیرد.

تشویق مردم به تماشای برنامه­های تلویزیون: در پاسخ به این پرسش که «باید مردم را به تماشای بیشتر تلویزیون تشویق کرد» (6/75%) پاسخ مثبت، (2/14%) بی­نظر و (2/10%) پاسخ منفی داده­اند. بنابراین به رغم آنکه به نظر می­رسد روحانیون تلویزیون را ابزار مناسبی برای تبلیغ دین نمی­دانند اما در مجموع آن را برای مردم مفید و سازنده ارزیابی کرده و معتقدند که مردم را باید به تماشای برنامه­های تلویزیون تشویق کرد. اتحاد ملّی: در پاسخ به این پرسش که «برنامه­های مذهبی تلویزیون باعث افزایش اتحاد و انسجام ملّی است: (6/75%) پاسخ مثبت، (2/14%) بی­نظر و (2/10%) پاسخ منفی داده­اند. بنابراین سه چهارم روحانیون تلویزیون را در مسیر ایجاد اتحاد و انسجام ملّی تلقی می­کنند.

تفاوت دیدگاه موافقین و مخالفین

برای استخراج دیدگاه موافقین و مخالفین تلویزیون در مورد متغیرهای پرسشنامه با استفاده از همسان­سازی گویه­ها، متغیرهای ترکیبی موافقین و مخالفین تلویزیون ساخته شد که در جدول زیر تفاوت نوع نگاه آن­ها به برخی متغیرها ارائه گردیده است:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                       مقایسه دیدگاه روحانیون موافق و مخالف تلویزیون

                 

طبق آمار فوق ، می­توان اتفاق نظر طلاب موافق و مخالف کارکرد دینی تلویزیون ، در این خصوص که تلویزیون  تا حدی باعث کاهش گرایش جوانان به دین می­گردد و موجب کاهش تعصب دینی است و نمی­تواند جای مسجد را بگیرد، مشاهده کرد

در پاسخ به اینکه تلویزیون موجب افزایش مداحی و کاهش گرایش مردم به سخنرانی و وعظ می­گردد نیز اتفاق نظری قابل تعمیم به سطح جامعه میان موافقین و مخالفین تلویزیون مشاهده می­شود. از این جهت   ضعف قابلیت و ظرفیت تلویزیون برای ارائه برنامه های سخنرانی و وعظ ، مورد تأیید پرسش شوندگان است.

 

 

 

نتیجه گیری:

از آنچه گذشت می توان استنباط کرد که جایگاه تلویزیون به عنوان ابزاری برای تبلیغ دین برای طلاب و روحانیون شفاف و واضح نیست . لذا مشاهده می شود که در عین حال که نسبت به نسل آینده و فرزندان خود در خصوص فضای رسانه ای نگرانند مع الوصف ترجیح می دهند آنها را به تماشای تلویزیون تشویق کرد . شاید این تشویق از باب دفع افسد به فاسد باشد . به این معنا که در این شرایط که آدمی نیاز به پرکردن اوقات فراغت است و حضور جوانان و نوجوانان به مساجد در طول سال – به جز ایام خاص- کم رنگ شده است بهتر است آنها به جای تماشای ماهواره و ... به تماشای برنامه های رسانه ملی بپردازند .

همچنین می توان استنباط کرد که به رغم تجربه سی ساله رسانه ملی و آزمون و خطا های بسیار نه متولیان این رسانه و صاحب نظران حوزه ارتباطات و دین و نه متولیان حوزه دین داری و مبلغان معارف اسلامی نتوانسته اند تکلیف این رسانه را از نظر اقتضاءات رسانه ای آن و نحوه ورود به عرصه دینی روشن سازند.

تفاوت در استفاده آنها از تلویزیون نسبت به بقیه مردم نیز حاکی از تفاوت انتظار آنها از این ابزار است . چه اینکه روحانیون بیشتر به بحث های علمی بلویزیون علاقه مندند در حالی که عموم مردم بیشتر به برنامه های سرگرم کننده علاقه مند ند . عموم مردم در پاسخ به این پرسش که هدف شما از تماشای تلویزیون چیست؟ 189 نفر (3/47%) تفریح و سرگرمی، 54 نفر (5/12%) آموزش و 111 نفر (8/27%) کسب اطلاعات و اخبار و 33 نفر (3/8%) امور تربیتی را انگیزه و هدف خود برای تماشای تلویزیون اعلام کرده­اند. و عموم مردم در پاسخ به اینکه بیننده کدام برنامه تلویزیون هستند : 275 نفر (8/68%) اعلام کرده­اند بیننده برنامه­های مداحی، فیلم و سریال مذهبی هستند و 45 نفر (3/11%) بیننده برنامه­های سخنرانی و میزگرد بوده و 73 نفر (3/18%)  بیننده هیچکدام برنامه­های مذهبی نیستند. و 8/1% نیز پاسخ نداده­اند.( خیری ، 1389 :484) این علاقه متفاوت موجب می شوند که روحانیون درک مشترکی با عموم مردم نسبت به انتظاراتشان از تلویزیون نداشته باشند و این موضوع مدیریت و راهبری و بهره برداری از این وسیله را دچار مشکل می کند .

از سوی دیگر همنوایی روحانیون و عموم مردم در ترجیح داشتن مسجد بر تلویزیون فرصت مغتنمی است تا برنامه های دینی تلویزیون طوری تدوین و پخش گردد که تلویزیون رقیب و جایگزین مسجد تلقی نگردد . چرا که می بینیم همان طور که روحانیون بر عدم قابیت و ظرفیت تلویزیون برای جایگزین شدن با

 

 

مسجد نظر می دهند ،  عموم مردم نیز همین باور را دارند .  در پرسش از عموم مردم در پاسخ به اینکه تلویزیون را به خاطر کیفیت برنامه­های مذهبی آن به مسجد ترجیح می­دهم؟ 73 نفر (3/18%) کاملاً مخالف، 115 نفر (8/28%) مخالف، 102 نفر (5/28%) بی­نظر، 80 نفر (20%) موافق و 24 نفر (6%) کاملاً موافق بوده­اند و 5/1% نیز اعلام نظر نکرده­اند. بنابراین 26% برنامه­های مذهبی تلویزیون را بر مسجد ترجیح داده­اند. و در همین پرسش نامه عمومی در پاسخ به اینکه احساسی که با رفتن به مسجد به دست می­دهد در تماشای تلویزیون به دست نمی­دهد:

31 نفر (8/7%) کاملاً مخالف، 61 نفر (3/15%) مخالف، 80 نفر (20%) بی­نظر، 131 نفر (8/32%) موافق و 89 نفر (3/22%) کاملاً موافق بوده و 8 نفر (2%) اعلام نظر نکرده­اند. به عبارت دیگر 1/55% یعنی بیش از

نیمی از پاسخ دهندگان موافق­اند که در رفتن به مسجد احساسی به دست می­دهد که در تماشای تلویزیون به دست نمی­دهد.(همان :484)

حاصل آنکه تلویزیون مانند هر ابزار رسانه ای دیگر دارای اقتضاءات خاص خویش است و بنا بر این برای تبلیغ دین نمی توان همچون ظرفی بدون اقتضاء نسبت به مظروف بدان نگریست . این موضوع اگر چه به صورت علمی و تفصیلی برای نمونه آماری – روحانیون پرسش شونده -واضح و مبرهن نیست اما آنها نسبت به موضوع حساس بوده و نگران آثار تبلیغ دینی تلویزیون هستند . بنا بر این پیشنهاد می شود فضلای آشنا با دین و رسانه موضوع را جدی گرفته و در خصوص نحوه ورود این رسانه به عرصه تبلیغ دین به راهبرد پردازی مبادرت کنند.

منابع و مآخذ:

آرتور، کریس، (1382)، «معنا و روش در مطالعات دینی، بازاندیش درباره رسانه، دین و فرهنگ»، مترجم مسعود آریایی نیا، تهران: انتشارات سروش.

پستمن، نیل، (1373)، «زندگی در عیش مردن در خوشی»، مترجم صادق طباطبایی، تهران: انتشارات سروش.

پستمن، نیل، «تأثیر تلویزیون بر ماهیت تجربه دینی (مصاحبه)»، نشریه معارف.

پستمن، نیل، «تلویزیون و تولید شتاب در سیستم عصبی»، نشریه سیاحت غرب، ش19.

پستمن، نیل، «تلویزیون و زوال کودکی»، نشریه سیاحت غرب، ش10.

پوپر، کارل، جان کندی، (1374)، «تلویزیون خطری برای دموکراسی»، مترجم شهیدی نواب، تهران: انتشارات اطلاعات.

تامپسون، جان ب.، «1379)، «رسانه‌ها و نوگرایی»، مترجم علی ایثاری کسمایی، تهران: انتشارات مؤسسه ایران.

تانکارد، جیمز، ورنر سوربن، (1381)، «نظریه‌های ارتباطات»، مترجم علیرضا دهقان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

خیری ، حسن (1389)دین ، رسانه ، ارتباطات اجتماعی ، قم ، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

رضایی بایندر، محمدرضا، (1385)، «تلویزیون مذهبی، تبلیغ دینی یا عبادت مجازی»، سایت باشگاه اندیشه.

طباطبایی، صادق، (1377)، «طلوع ماهواره و افول فرهنگ چه باید کرد؟»، تهران: انتشارات اطلاعات.

کازنو، ژان، (1364)، «قدرت تلویزیون»، مترجم علی اسدی، تهران: امیرکبیر.

 

کازنوو، ژان، (1354)، «جامعه شناسی رادیو و تلویزیون»، مترجم جمشید ارجمند، چاپ دوّم، تهران: انتشارات سروش.

کلارک ، لین اسکافیلد ( 1382) "رسانه، فرهنگ دینی ، باز اندیشی درباره رسانه ،دین و فرهنگ " مترجم مسعود آریایی نیا ، تهران : انتشارات سروش

محسنیان‌راد، مهدی، «آسیب شناسی خطابه و منبر در عصر ارتباطات»، نشریه پگاه (گفتگو).

مک کوایل، دنیس، (1382)، «درآمد بر نظریه ارتباطات جمعی»، مترجم پرویز اجلالی، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها.

معتمدنژاد، کاظم، (1371) «وسائل ارتباط جمعی»، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۱:۳۲
حسن خیری