دکتر حسن خیری

اجتماعی- فرهنگی

دکتر حسن خیری

اجتماعی- فرهنگی

دکتر حسن خیری

۱۰ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

دیِن، رسانه، ارتباطات اجتماعیِ
پیِش درآمدیِ بر نظریِه ارتباطات اسلامیِ

دکتر حسن خیری

فهرست مطالب

فهرست مطالب
سخنیِ با خواننده 13
مقدمه 17
فصل اوّل:وسائل ارتباط جمعی 31
1ـ1. چیستی وسائل ارتباط جمعی و پیامدهای آن 31
1ـ2. جهانی سازی و وسائل ارتباط جمعی 44
1ـ3. بحران هویت و اختلال در فرایِندآن درعصرارتباطات 52
1ـ4. افکارعمومی و توده 73
فصل دوم:سنت،دیِن و رسانه 83
2ـ1. سنت درعصررسانه‌ایِ 83
2ـ2. چیستی دین 94
2ـ3. پارادایم دینی (اسلامی) ومقایسه آن باپارادایم‏های اثباتی،تفسیری و انتقادی 101
2ـ4. دین ورسانه 121
2ـ5. ادوار رابطه دین ورسانه و مسأله رویارویی آن دو 124
فصل سوم:تلویِزیِون و دیِن 133
3ـ1. موقعیت رسانه‏ای تلویزیون 133
3ـ2. موقعیت دینی تلویزیون 149
فصل چهارم:رویِکردهاونظریِات ارتباطات «باتأکیِدبرتلویِزیِون» 183
4ـ1. جامعه ـ محور یا رسانه ـ محور 183
4ـ2. مدل پارادیمی رزنگرن «رسانه و جامعه» 188
4ـ3. مارشال مکلوهان «تلویزیون،تعادل نسبت‏های حسی» 190
4ـ4. سوروکین «عصرحسی،اختلال درارتباط انسانی» 192
4ـ5. نیل پستمن «تلویزیون حامل معرفت شناسی عقل ستیز» 192
4ـ6. دیویدرایزمن «دوراندگرراهبر» 196
4ـ7. بورستین «تلویزیون: اینجا،الآن،انفعال» 197
4ـ8. ژان الول «غلبه اصل خودافزایی» 199
4ـ9. دانی للرنر: رسانه‏ها؛ساده سازی ادراک، پیچیده ‌سازی پاسخ 200
4ـ10. جان ترنر،هنری تاجفل: هویت اجتماعی نفوذ گروه 202
4ـ11. گیدنز: تأثیر چسبانهای تلویزیون 203
4ـ12. پیتربرگر: ذهن بی‏خانمان در جهان زیست چند گانه 207
4ـ13. رویکردهاونظریات ملهم از دیدگاه مارکس 213
4ـ13ـ1. نظریه اقتصاد سیاسی رسانه 214
4ـ13ـ2. شیلر «امپریالیسم فرهنگی» 214
4ـ13ـ3. نظریات انتقادی 218
4ـ13ـ3ـ1. نظریه جامعه توده‏وار 219
4ـ13ـ3ـ2. آدورنووهورکهایمر «ایجاد توهم در تماشاگر» 220
4ـ13ـ3ـ3. هربرت مارکوزه «تلویزیون ابزار ساکت کردن مردم» 221
4ـ13ـ3ـ4. یورگن هابرماس «نابودی گستره همگانی» 222
4ـ13ـ3ـ5. نظریه پرورش «کاشت فرهنگی» 225
4ـ13ـ3ـ5. نظریه هژمونی 226
4ـ13ـ3ـ5. رویکرداجتماعی ـ فرهنگی 227
4ـ13ـ3ـ6. «مانوئل کاستلز: ایجادفضای جریان‏هاواضمحلال نظام معنادار اجتماعی» 227
4ـ13ـ4. رویکردهای کارکردگرایی 232
4ـ13ـ5. نظریه‏های هنجاری ساختار و عملکردرسانه‏ها 235
4ـ13ـ6. نظریه وابستگی 239
4ـ13ـ7. نظریه رسانه‏ها 241
4ـ14. رویکردهای پست مدرنیستی 243
4ـ14ـ1. گابریلبارـ هایم «رسانه‏هاوتکوین نظام معنایی مشترک» 247
4ـ14ـ2. گیدبور «جامعه نمایشی،انبوه تنهایان» 249
4ـ14ـ3. بودریار «تلویزیون هدف غایی عصر جدید» 251
4ـ14ـ4. فردریک جیمسون «سرمایه‏داری متأخرمسلط بر بازار جهانی تصاویر» 254
4ـ14ـ5. لیوتار «همه چیز پیش پاافتاده و آبکی» 256
4ـ14ـ6. جیانی واتیمو «درهم ریختگی نظم موجود» 256
4ـ14ـ7. مارک پاستر «نابودی تعین‏های گذشته» 257
4ـ15. مخاطب شناسی: رویکردهاونظریات 258
فصل پنجم: پیِش درآمدی ِبرالگویِ ارتباطات اجتماعیِ اسلام 285
(مروریِ براندیِشه‌هایِ اجتماعیِ پنج اندیِشه‌ور مسلمان) 285
5ـ1. نظام اجتماعیِ مدیِنه فاضله فارابیِ 285
5ـ1ـ1. مبانیِ اندیِشه اجتماعیِ فارابیِ 289
5ـ1ـ2. رویِکرد ارگانیِستیِ به جامعه 291
5ـ1ـ3. مدیِریِت و رهبریِ جامعه فاضله 291
5ـ1ـ4. همبستگیِ مبتنیِ برمحبت و عدالت 292
5ـ1ـ5. جامعه اخلاقیِ و رویِکرد عاملیِت و ساخت به جامعه 293
5ـ2. جامعه اخلاقیِ خواجه نصیِرالدیِن طوسیِ 295
5ـ2ـ2. عوامل مؤثر در تشکیِل اجتماع 296
5ـ2ـ3. جامعه فراترازافراد (اصالت جامعه) 297
5ـ2ـ4. اجرایِ عدالت اجتماعی ِزمیِنه سازسعادت و کمال 298
5ـ2ـ5. تعاون ضامن نظم واعتدال در جامعه 299
5ـ2ـ6. رهبریِ جامعه 299
5ـ2ـ7. اولویِت جامعه اخلاقیِ مبتنی ِبر محبت بر جامعه حقوقیِ مبتنیِ بر عدالت 300
5ـ2ـ8. رابطه محبت، وحدت و کمال موجود 301
5ـ2ـ9. محرک رفتاری ِآدمیِ 302
5ـ2ـ10. مراتب احساس و عواطف 303
5ـ2ـ11. ویِژگیِ محبت اهل خیِر 304
4ـ2ـ12. محبت ابویِ،نبویِ و اخویِ و تولیِد عدالت 305
5ـ2ـ13. محبت خیِرخواهانه موجب احسان پایِدار 307
5ـ3. نظم اجتماعیِ مبتنیِ بر احترام به قانون «علامه طباطبایِیِ» 308
5ـ3ـ1. قانون استخدام خاستگاه جامعه 308
5ـ3ـ2. اضطراریِ بودن تشکیِل جامعه 309
5ـ3ـ3. بقایِ جوامع به عمل کردن اکثریِت افراد به قانون 310
5ـ3ـ4. قوانیِن جوامع متناسب با نظام ارزشیِ 310
5ـ3ـ5. قوام اجتماع به مبادله مال و عمل 312
5ـ3ـ6. قوانیِن جوامع مبتنیِ بر سنت یِا تفکر 314
5ـ3ـ7. ضمانت اجرایِ قوانیِن (قانون ‏گذاریِ اسلام و جوامع کنونیِ غرب) 315
5ـ3ـ8. قانون مبتنی ِبراحساس در جوامع متمدن جدیِد 317
5ـ3ـ9. کیِفرو پاداش ضامن اجرای ِقوانیِن مدنیِ (تعاون) 318
5ـ4. علامه جعفریِ و حیِات معقول 321
5ـ4ـ1. تعریِف حیِات معقول 321
5ـ4ـ2. شاخصهای ِحیِات معقول 322
5ـ4ـ3. تکامل گرایِیِ در حیِات معقول 323
5ـ4ـ4. مراحل شکل گیِری ِشخصیِت در حیِات معقول 327
5ـ4ـ5. اخلاق در حیِات معقول و حیِات طبیِعیِ محض 327
5ـ4ـ6. ساخت و عامل در نظریِه حیِات معقول 328
5ـ4ـ7. کالایِی ِشدن روابط انسانیِ در گرایِش به طبیِعت محض 329
5ـ4ـ8. کسب رضایِت محرک رفتار درحیِات طبیِعیِ 331
5ـ4ـ9. هنر پیِرو و هنر پیِشرو 331
5ـ5. استادمطهریِ و ارزشهای ِانسانیِ «فطریِ» 334
5ـ5ـ1. طبیعت،غریزه،فطرت 334
5ـ5ـ2. تضاد درونیِ انسان منشأ تضاد بیِرونیِ 335
5ـ5ـ3. پذیِرش ارزشهای ِانسانیِ « فطریِ» لازمه باور به اخلاق 337
5ـ5ـ4. ازخود بیِگانگیِ 338
5ـ5ـ5. پیِشرفت صنعتیِ و از خود بیِگانگیِ 338
5ـ5ـ6. تفاوت پیِشرفت و تکامل اجتماعیِ 339
5ـ5ـ7. دیِن و تکامل 340
5ـ5ـ8. تکامل اخلاقیِ لازمه حسن رابطه با انسانها 341
5ـ5ـ9. توجه به مقتضای ِزمان با بکار گیِری ِابزار برایِ تأمیِن نیِاز 342
فصل ششم:هویت، فضا 347
(فرآیند تعاملی مبتنی برغلبه احساسات، تعلقات اجتماعی و انتخاب عقلانی) 347
6ـ1. اصول رویکردی 347
6ـ2. مفاهیم اصلی و بیان اجمالی مدل 348
6ـ3. هویِت 354
6ـ3ـ1. هویت واحد انسانی و مجاری هویت‏ساز 354
6ـ3ـ2. خاستگاه هویت ساز تلویزیون و بروزهویت چند مرکزی 362
6ـ3ـ3. ضرورت شناخت و توجّه به هویت ملّی و قومی و مذهبی 368
6ـ3ـ4. آگاهی فرهنگی و هویت گریز از مرکز 372
6ـ3ـ5. هویت دینی جهان آینده 373
6ـ3ـ6. مشکل تشخیص برنامه دینی ازغیردینی تلویِزیِون وتأثیرهویتی آن 375
6ـ4. فضا 381
6ـ4ـ1. بحث فضادرنظریات 381
6ـ4ـ2. جایگاه فضا دراندیشه اسلامیِ 391
6ـ4ـ3. توجّه به سرمایه‏های اجتماعی / فرهنگی در سطح میانه (مذهبی،قومی،ملّی) 398
6ـ4ـ4. مقایسه فضای تبلیغی تلویزیون و رسانه‏های سنتی 402
6ـ4ـ5. برخی ازمؤلفه‏‏های فضای تبلیغی دینی 424
6ـ5. انتخاب عقلانی 431
6ـ5ـ1. مفهوم عقلانیت و نظریات مبتنی بر آن 431
6ـ5ـ2. نگاهی تاریخی به بحث عقلانیت در اندیشه‏های اسلامی 437
6ـ5ـ3. عقلانیت و انتخاب عقلانی (بارویکرداسلامی) 438
6ـ5ـ4. مؤلفه‏های تعامل عقلانی دینی 441
6ـ5ـ5. تأثیر تلویزیون دینی درسطح جهانی 447
6ـ5ـ6. آینده جهان دراندیشه‏ها 449
6ـ5ـ7. آگاهی جهانی، تعامل فرهنگی و گزینش عقلانی 454
6ـ5ـ8. ارزش‏های جهان شمول دینی قابل ارائه دربرنامه‏های دینی تلویزیون 463
فصل هفتم: گزارشیِ از یک تحقیق پیمایشی 473
(مقایسه تلویزیون و مسجد در تبلیغ دین) 473
7ـ1. پرسش آغازین 473
7ـ2. هدف تحقیق 473
7ـ3. فرضیات 473
7ـ4. روش علّی ـ مقایسه‏ای 476
7ـ5. گونه شناسی 477
7ـ6. سنجش دین داری 478
7ـ7. مدل سنجش دین داری مبتنی برآموزه‏های اسلامی 479
7ـ8. سنجش اعتبار Validity و آزمون پایا Reliability 482
7ـ9. جامعه ونمونه آماری و نحوه تحلیل 482
7ـ10. ویژگی‏های کلی نمونه آماری تحقیق 483
7ـ11. تعریف متغیرها 490
7ـ12. تحلیل سه فضای تبلیغی 495
7ـ13. نتیجه‌گیریِ 503
منابع و مآخذ 519
منابع فارسی 519
نشریات 534
منابع عربی 542
منابع لاتین 543


13

سخنیِ با خواننده

پیِام ادیِان الهیِ بویِژه دیِن مبیِن اسلام که با فطرت آدمیِ سازگار بوده و آموزه‌هایِ ابلاغیِ آن بر مخاطب‌شناسیِ و بهره‌گیِریِ از رسول باطنیِ آدمیِ «عقل» و «احساسات و عواطف» لطیِف و ناب انسانیِ و همراهیِ و هم‌سازیِ ایِن دو استوار نموده و پاکیِ و صداقت را در «محتوا» و «ابزار» و «رسانه پیِام» از «مجاریِ» پاک‌سیِرتان و «امانت‌داران» تأکیِد نموده و هیِچ بعدیِ از ابعاد فردیِ و اجتماعیِ را از رسالت تعالیِ‌بخش خود محروم نساخته است، همواره، در طول تاریِخ نافذتریِن و پردامنه‌تریِن پیِام‌ها بوده و امروزه نیِز در عصر ارتباطات و تبلیِغات و اطلاعات ایِن پیِام چون از مجاریِ خود برآیِد و از سویِ عالمان و دانشمندان فهیِم و آشنا به «پیِام ناب» ابلاغ گردد و در ایِن مهم اقتضاءات محیِطیِ، شرایِط هویِتیِ و فرهنگیِ مخاطبان و فرآیِند و روند ابلاغ پیِام و ماهیِت رسانه بکار رفته درست شناخته گردد، از مؤثرتریِن و پرنفوذتریِن پیِام‌ها بشمار میِ‌رود.

ورود رسانه‌هایِ گروهیِ و جمعیِ، جهان نابرابر از نظر برخورداریِ از ایِن امکانات و دانش ارتباطیِ مبتنیِ بر اندیِشه‌هایِ مادیِ و استکباریِ، زمیِنه بهره‌گیِریِ از تکنولوژیِ ارتباطیِ به سود مدعیِان جهانیِ‌سازیِ و توسعه و پیِشرفت غربیِ را فراهم نمود و در دوره‌ایِ با آسودگیِ خیِال از محو سنت‌ها و ادیِان سخن گفتند، ولیِ «انفجار نور انقلاب اسلامیِ» از واقعیِت دیِگریِ خبر داد و نقطه عطفیِ در تجدیِد حیِات پیِام‌هایِ الهیِ با بهره‌گیِریِ از فضایِ رسانه‌ایِ جدیِد بشمار رفت و ایِنک ایِن پیِام


14

بانشاط و پویِا سحر ساحران مدرن را باطل کرده و حقیِقت را آشکار ساخته و جهانیِ نو از آگاهیِ و تعقل و تحرک را نویِد میِ‌دهد.

بیِ‌تردیِد شناخت درست «پیِام»، «محتوا»، «مخاطبان»، «حاملان پیِام» و «ابزار پیِام» میِ‌تواند در پیِشبرد رسالت اسلامیِ مؤثر واقع شود همانطور که بهره‌گیِریِ نادرست از رسانه‌ها و کم‌توجهیِ به محیِط و فضایِ پیِام میِ‌تواند نقض غرض را بهمراه آورد.

در ایِن راستا، ایِن اثر درصدد است تا با طرح دیِدگاه‌ها و بیِان اقتضاءات رسانه‌ایِ، و پیِام‌هایِ دیِنیِ بر ضرورت ورود به نظریِه‌پردازیِ در ایِن عرصه تأکیِد نمایِد.

کتاب حاضر با عنوان «دیِن، رسانه، ارتباطات اجتماعیِ؛ پیِش‌درآمدیِ بر نظریِه ارتباطات اسلامیِ» توسط فاضل ارجمند، روشنفکر فرهیِخته، حضرت حجت‌الاسلام والمسلمیِن دکتر حسن خیِریِ، پژوهشگر و مدرس حوزه و دانشگاه تألیِف و تدویِن گردیِده است و حاویِ مطالب جدیِد و نو میِ‌باشد. چیِستیِ وسایِل ارتباط جمعیِ و پیِامدهایِ آن، بررسیِ دیِن و رسانه در عصر رسانه و انگاره‌ها و پارادایِم‌هایِ اسلامیِ در برخیِ عناویِن محوریِ و رابطه تلویِزیِون ودیِن، رویِکردها و نظریِه‌هایِ ارتباطات با تأکیِد بر تلویِزیِون و اندیِشه‌هایِ اجتماعیِ پنج اندیِشه‌ور مسلمان از مباحثیِ است که در ایِن مجموعه ارائه گردیِده و در فصل ششم محقق تلاش کرده با ارائه مدل هویِت، فضا، مراحل هویِت‌یِابیِ آدمیِ را در فضایِ خصوصیِ و عمومیِ با توجه بر اقتضاءات تعقل و احساسات آدمیِ تبیِیِن نموده و وضعیِت امروز و آیِنده جهان را ترسیِم نمایِد. و در فصل پایِانیِ با ارائه گزارش پیِمایِشیِ قابلیِت و ظرفیِت مسجد و تلویِزیِون در ارائه پیِام‌هایِ دیِنیِ مقایِسه شده است.

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامیِ با درک ضرورت ورود به مباحث ارتباطاتیِ و تبلیِغاتیِ مطابق با نیِاز امروز جوامع ایِن اثر را به جامعه علمیِ تقدیِم میِ‌کند. امیِد است ایِن کتاب زمیِنه‌هایِ رشد و تعالیِ مطالعات اسلامیِ در زمیِنه ارتباطات را فراهم نموده و مورد توجه دانش‌وران عرصه علوم ارتباطاتیِ قرار گیِرد.


15

در پایِان لازم میِ‌دانیِم از اهتمام ریِاست معزز پژوهشگاه حضرت حجت‌الاسلام والمسلمیِن جناب آقایِ دکتر احمد مبلغیِ که زمیِنه استقرار گروه‌هایِ مطالعاتیِ تبلیِغ و رسانه را در ایِن مجموعه فاخر پژوهشیِ فراهم نموده و از انتشار ایِن اثر حمایِت نمودند و از جناب آقایِ یِدالله جنتیِ مدیِر محترم نشر پژوهشگاه سپاسگزاریِ نمائیِم.

ابراهیِم فتحیِ

مدیِر گروه تبلیِغ و رسانه


17

مقدمه

امروزهتلویزیون، به عنوان پر قدرت‏ترین وسیله ارتباط جمعی، در تکوین، تحکیم و تضعیف، جهت‏دهی فرهنگیو ایجاد یا عدم انسجام جامعه نقش اساسی دارد. در جامعه ما، روزانه، افراد 2 تا 5 ساعت وقت خود را در پای تلویزیون می‏گذرانند و کودکان در خردسالی با این وسیله خو گرفته و هویت می‏پذیرند ودیگر عوامل و زمینه‏ها و ابزارهای فرهنگی و تبلیغی تحت تأثیر تلویزیون قرار گرفته است.

تلویزیون در جامعة ما خود را از خاستگاه دینی تعریف کرده ویکی از اساسی‏ترین نقش‏های آن ترویج و تبلیغ دینی است.این اقدام نظام تبلیغ سنتی را تحت الشعاعقرار داده و می‏دهد.

دین دارای ابعاد، لایه‏ها و سطوح متعددی است که آموزش و ابلاغ آن نیازمند تمهید مقدماتاست. پیامبر اکرم9 ابلاغ خویش را با یک جمله آغاز نمود «قولوا لا اله الا ا... تفلحوا» و به تناسب ظرفیت و قابلیت جامعه ابلاغ معارف و احکام دینی را توسعه داد. نگاهی به تفاوت سوره‏های مکی و مدنی بخوبی توجّه به تبلیغ دین متناسب با قابلیّت جامعه را آشکار می‏سازد. رویه دیگر رسولان و مبلغان دینی نیز بر این امر استوار بوده است؛ چنانکهاز رفتار حضرت ابراهیم(علیه السلام)در جلب اعتماد جامعه ستاره، ماه و خورشید پرست و ابلاغ توحیِد مطابق فهم آنها استفاده میِ شود. روند صدور برخی احکام دینی نیز بر این پایه بوده است؛ در تحریم شرب خمر چند آیه از تحریم ضعیف به شدید نازل گردید، در مرحله نخستبه مضرات این عملاشاره شد و


18

در مراحل بعدی از اقامه نماز در حال مستی نهیو آنگاه در مرحله نهایی پلید و اقدامی شیطانی تلقی گردید. احکام زیادی از شریعت و اخلاق و اعتقادات نیز بر توجه به قابلیت و ظرفیت و استعداد جوامع و آحاد افراد در پذیرش دین حکایت دارد. چنانکه در روایتی نقل شده است که ما انبیاء مأموریم که با مردم به قدر عقولشان سخن بگوئیم «انا معاشر الانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم»( شیِخ عباس قمیِ، سفیِنه البحار،ج2 :214). فلسفه تکامل ادیان نیز بر این اساس تبیین گردیده است

در تعلق تکلیف به افراد، توجّه به قابلیت و ظرفیت افراد قضیه پذیرفته شده‏ای است؛ ایمان دارای مراتبی است. «حسنات الابرار سیئات المقربین» و«والله لو علم ابوذر ما فیِ قلب سلمان لقتله» ( شیِخ عباس قمیِ، پیِشیِن:461)

رسانه هایِ سنتیِ در جامعه ما همواره دارایِ نقشیِ اساسیِ در هویِت بخشیِ و فرهنگ سازیِ بوده است .«ارتباطات مستقیم میان ارتباط‏گران و مخاطبان، روابط چهره به چهره میان مخاطبان و محیط پیرامون، بازخوردهای فوری و تأثیرات مربوط به بیان احساسات و شور و جذبه فردی و جمعی و از این دست که خاص ارتباطات انسانی است از توانمندی‏های آموزش رسانه‏های سنتی به شمار می‏آید و محدودیت‏های آن به لحاظ سرعت، گستردگی، قابلیّت دسترسی، کنترل و سازماندهی و... از جمله زیرساخت‏های این الگوی ارتباطی محسوب می‏شود. مسجد و منبر، مجالس دعا و روضه خوانی، زیارتگاهها، حسینیه‏ها، تکیه‏ها، مهدیه‏ها، فاطمیه‏ها، هیئت‏های مذهبی، مراسم تعزیه، مکتب خانه‏ها و حوزه‏های علمیه، مراسم نماز جمعه و حتی خانواده‏ها را باید از جمله رسانه‏های سنتی اسلام دانست که نقش و تأثیر ارتباطی آنها در تاریخ تحولات جامعه شیعی ایران و حفظ و آموزش معارف ناب اسلامی بسیار با اهمیّت بوده و تا امروز نیز به عنوان یک شبکه آموزشی عمل کرده است. (پژوهش و سنجش:33)

نخستین رسانه آموزشی، عبادی و اجتماعی فرهنگی اسلام مسجد می‏باشد. پیامبر


19

اسلام(ص) از مسجد به عنوان بزرگ‏ترین پایگاه استفاده کرده است. پیامبر اسلام به کسانی که مسجد می‏روند بشارت هشت خصلت را داده است: درک آیه‏ای یا انجام فریضه‏ای، یا برپایی سنتی دینی، دستیابی به دانش جدید، یا پیدا کردن دوستی مقید یا شنیدن سخنی که سبب هدایت شود یا از هلاکت باز دارد یا ترک گناه. (بحارالانوار، ج84: 3)

در صدر اسلام، مسجد تنها مرکز پرستش نبود بلکه حتی فراگیری خواندن و نوشتن در این مکان انجام می‏گرفت. پس از انقلاب اسلامی تلاش شد از مساجد به عنوان پایگاه ویژه برای نشر معارف دینی و انقلابی استفاده شود و در جریان مبارزات انقلابی نیز مسجد اولین پایگاه به شمار می‏رفت. چنان که امام خمینی; مسجد را سنگر دانست. «امام خمینی رهبر مذهبی ایران اسلامی پس از اقامتش در حومه پاریس در براندازی طولانی مدّت دولت استبدادی غرب‏گرا و سکولار ایران از ارتباطات الکترونیکی و نوار کاست در به هم پیوند دادن شبکه‏های ارتباطی مساجد و بازار استفاده کرد. استراتژی استفاده از بازارها و مساجد برای ارتباطات جمعی که از جانب بسیاری از انقلابیون مسلمان به کار گرفته می‏شود، نهادهای سنتی مذهبی را به عنوان منبع نیرومند ارتباطات جمعی در دنیای جدید در نظر می‏گیرد.» (مولانا، کیهان فرهنگی، 189)

در میان رسانه هایِ سنتیِ"منبر دارایِ موقعیت برجسته‏ای است. استفاده از منبر تنها در اختیار وعاظ، مبلغان و عالمان دینی بوده و از زمان پیامبر تا دوران خلفا در اکثر مناسبت‏های رسمی از آن استفاده می‏کردند. در واقع منبر نوعی مسند و فرمانروایی بود که فقط حاکم می‏توانست آن را اشغال کند و به تدریج منبر به محل جلوس علمای دینی تبدیل شد. امّا اهمیّت خود را به عنوان یک تریبون حفظ کرد که از آن، تصمیمات، مسائل و سیاست‏های مهم در برابر مخاطبان عموم اعلام و به بحث گذاشته می‏شد و از آن دفاع می‏کردند.


20

ظهور فن آوری‏های مدرن ارتباطی با خاستگاه استعماری در بسیاری از کشورهای اسلامی نه تنها نتوانست مشروعیت لازم را بیابد بلکه گاه با مقابله مردم به رهبری علمای دین به واسطه اهداف استعماری‏آن روبرو می‏شده است. در بسیاری از کشورهای اسلامی به واسطه علاقه‏مندی مردم به اسلام، ارتباطات جدید جمعی از همان آغاز با بحران مشروعیت مواجه شد،تحولات بزرگ تاریخی ایران مانند نهضت تنباکو، قیام مشروطه، جریان ملّی شدن صنعت نفت، قیام 15 خرداد و مهم‏تر از همه انقلاب اسلامی ایران مرهون ارتباطات سنتی است.

بسیاری از جنبش‏های اسلامی از طریق وعظ بر روی منبر اتفاق افتاد و به عنوان مثال محمدعلی شاه پس از چند دور مذاکره با مجلس برای حل اختلافات، تقاضای تبعید 8 نفر از سران مشروطه را کرد که سه نفر از آنان واعظ و دو نفر دیگر سردبیر روزنامه بودند بعد از تخریب مجلس نیز چند تن از وعاظ را دستگیر و اعدام کرد.

ایران در طول تاریخ پیش از انقلاب اسلامیدست به گریبان بحران مشروعیت وسائل ارتباطی جمعیبوده و پس از انقلاب اسلامی نیز به رغم بهره گیری از آنها، رسانه هایسنتی موقعیت رسانه ای خود را حفظ کرده اند؛ بطوریِ که«پژوهش میدانی گواه این واقعیت است که رسانه‏های سنتی دینی اصلی‏ترین منبع دینی اکثریت مردم (60%) در کارکردهای چهارگانه ارتباطی است. و وسائل ارتباط جمعی برای 40% از مردم نقش اولین گزیدة رسانه دینی را داراست. همچنین برنامه‏های دینی تلویزیون در رتبه سوّم پس از خانواده، مجالس و مراسم مذهبی قرار دارد.

مردم در هر یک از کارکردهای آموزشی، ارشادی، اطّلاعرسانی و سرگرمی هم از رسانه‏های سنتی دینی، هم از وسائل ارتباط جمعی نوین استفاده می‏کنند. وسائل ارتباطی نوین نیز تأثیرات عمیقی بر فرآیندهای ارتباطات سنتی ایران بر جای نهاده‏اند که استفاده از تکنیک‏ها و فن آوری‏های نوین در رسانه‏های سنتی بخشی از آن به شمار می‏آمد.» (باهنر، سروش 24: 85)حضور همزمان رسانه هایِ سنتیِ و جدید در


21

حدیِ است که«مناسب‏تر آن است که گفته شود ایران در مواردی در عصر ماقبل صنعت و در مواردی در عصر صنعت و در حوزه‏هایی به خصوص در صنعت و زیرساخت‏های ارتباطی در عصر فراصنعت قرار دارد. به اعتقاد برخی نویسندگان عوارض موج سوّم به میزان بیش از 70% جامعه ایران را در بر گرفته است.» (بازتاب اندیشه، 18: 429)

امروزه شاهدیم که پس از دوران طولانی تبلیغ سنتی دینی و انتقال باورها، ارزش‏ها و هنجارهای دینی از نسلی به نسل بعد و حفظ و توسعه الگوهای دینداری اینک ابزاری مدرن و ناشناخته از نظر قابلیت و ظرفیت وارد این میدان شده است. در این وضعیت تعهد انسانی و دینی حکم می‏کند که از ابعاد مختلف به بررسی این پدیده نو پرداخته شود. ویژگی‏های ابزاری آن باز شناخته گردد و بالحاظ مخاطبان و گستره تبلیغ این ابزار و تفاوت سطوح و لایه‏های دینی نقشه کلی جایگاه و موقعیت این رسانه طراحی و مهندسی گردد و برای افزایش کارآیی آن در موارد خاص راه حل ارائه گرد.

«یک چشمه از قدرت جادویی رسانه‏های توده‏ای را در دوران به ظاهر مدرن امروز در جنگ رسانه‏ای ماجرای یازده سپتامبر می‏توان مشاهده کرد. یک روز صبح به وقت ایالات متحده آمریکا مردم سراسر جهان به برکت حضور رسانه‏های توده در کنج هر خلوت انسانی شاهد واقعه‏ای بس باور نکردنی و مهیج از سنخ فیلم‏های سینمایی هالیوودی بودند که طی آن دو هواپیمای مسافربری که از سوی تروریست‏های مسلمان! ربوده شده بود با فاصله حدود بیست دقیقه یکی پس از دیگری به برج‏های دوقلوی راکفلر کوبید و پس از مدت کوتاهی آتش سوزی و انفجار، این دو ساختمان با همه ساکنان و مراجعان آمریکایی ـ و البته نه یهودی ـ خود با خاک یکسان شد و جز تلّی از آهن پاره و سیمان از آن باقی نماند. جالب این که در این تل غم افزا همه چیز حتی گذرنامه تروریست مسلمان داخل هواپیما پیدا


22

شد، امّا هرچه کاویدند هواپیما و جعبه سیاه آن را نیافتند! مدتی گذشت تا ما و برخی مردم جهان بتوانیم باور کنیم که هر آنچه بر صفحه تلویزیون دیدیم جنگی رسانه‏ای بود و نه نظامی از نوع چریکی و تروریستی آن. این جنگ به لطف همکاری قابل تقدیر میان تروکاژهای سینمایی هالیوودی برخاسته از رشد چشمگیر صنعت رایانه از یک سو و اعضای خبری این واقعه از سوی شبکه‏هایی مانند FoxNews, CNN از سوی دیگر برای ما ترتیب داده شده بود. امّا این تازه اوّل کار بود. به دنبال این واقعه غرب با سر و صدای زیاد رسانه‏ای به شرق تاختند و شخصیتی از یک تروریست مسلمان به نام بن لادن در افغانستان همسایگی ایران ساختند و شبکه‏ای اسلامی به نام الجزیره به راه انداختند که به ظاهر بدون وابستگی به غرب بتواند اخبار ناب و دقیق این واقعه را به گوش مسلمانان برساند؛ به طوری که، به مهمترین قطب رسانه‏ای منطقه به ویژه در پوشش خبری حمله آمریکا به افغانستان تبدیل شد. و توانست در اوج عقب افتادن بوش از رقیب انتخاباتی‏اش، با ارائه نواری ویدئویی از بن لادن، برای دومین بار او را به کرسی ریاست جمهوری آمریکا بنشاند.» (همایون، 1385: 2)

«میلوسویچ سردبیر «ورمه» فروپاشی یوگسلاوی را پیامد جنگ رسانه‏ای دانسته و می‏گوید: واقعاً جنگ داخلی مصنوعی بود و تلویزیون آن را به راه انداخت تنها کاری که کرد چند سال تبلیغات خشم آلود و بی‏پروا و تعصب آلود دور از تساهل و توسعه طلبانه و جنگ افروزانه‏ای را فراهم آورد که برای شروع جنگ نفرت کافی ایجاد کرد. فروپاشی یوگسلاوی با جنگ رسانه‏ای آغاز شد.

بنابراین رسانه‏ای کردن رویدادها، خصلت افسانه‏ای آن‏ها را تقویت می‏کند و باعث می‏شود به گونه‏ای غیرواقعی جلوه کنند. طوری که به چشم و گوش خود نیز نمی‏توان اعتماد کرد. در یوگسلاوی همه جا کنترل رسانه‏های اصلی را متعصبان در دست داشتند و میانه روان را سانسور می‏کردند یا از بین می‏بردند و عملاً به حاشیه می‏راندند.» (شاکر، صف 247: 40)


23

با فروپاشی شوروی، رقابت جهانی کمونیست با غرب امپریالیستی از بین می‏رود، ولی با وقوع انقلاب اسلامی ایران در اواخر دهه 1970، رقیب دیگری برای غرب پدیدار گشت. غرب نخست با استفاده از قدرت سخت تلاش کرد آن را از پیش پا بردارد ولی با ناکامی مواجه شد و به سفارش استراتژیست‏ها، به قدرت نرم «فرهنگی و رسانه‏ای» روی آورد. با وقوع این انقلاب، نه تنها جهان اسلام، مواجه با احیاء و بیداری شد؛ بلکه برای اولین بار در تاریخ غرب، مسلمانان انگلستان در اعتراض به سلمان رشدی راه‏پیمایی کردند. «مجله اکونومیست در سال 1994 / 1373 در ویژه‏نامه‏ای با ابراز نگرانی از این موضوع برای مهار این جریان سه پیشنهاد را مطرح کرده است. یکی از پیشنهادات برداشتن مرزهای اخلاقی مخصوصاً در روابط زنان و مردان با استفاده از اهرم رسانه‏ها بود.» (خجسته، 1384: 87)

عصر حاضر را عصر تبلیغات خوانده‏اند. عصری که با پیشرفت تکنولوژی ارتباطی و توسعه وسائل ارتباط جمعی، جهان را به «دهکده‏ای جهان» تبدیل کرده است. در این جهان ارتباطاتی عرضه افکار، عقاید و علائق و سلایق به راحتی صورت می‏پذیرد و زمان و مکان مفهوم پیشین خود را از دست داده است.

در این جهان، تضارب افکار و عقاید و رقابت در جلب و جذب مخاطبین تشدید یافته و دگرگونی و تنوع و سرعت انتقال همة عرصه‏های زندگی فردی و جمعی را در بر گرفته است. در این وضعیت سخن از پسامدرن است و اضمحلال نظام‏های معرفتی ثابت و تخریب پایه‏های فرهنگی سنتی و ذهن بی‏خانمان و چندگانگی هویتی و...

سخن دین همواره بر مبانی فرازمانی، فرامکانی و فراروایتی استوار بوده و ثبات و ریشه در گذشته داشتن و از منطق معین و شیوه مشخص پیروی کردن از ارکان شناخته شده آن بوده است. در این اوضاع چگونه می‏توان جوامع را به سوی دین تشویق کرد؟ چگونه می‏توان انتظار تثبیت هویت‏های فردی و جمعی را داشت؟ کدام ابزار می‏تواند چنین پیامی را ارسال نماید؟ آیا با ابزاری که خود مشمول قاعده کلی


24

حرکت و تنوع است، می‏توان حاملیت چنین پیامی را متوقع بود؟ بنابراین تبلیغ دین در این عصر از موضوعات مهم و اساسی است که ذهن بسیاری از اندیشمندان را بخود متوجه نموده است. این اهمیت دو چندان می‏گردد آنگاه که ریشه درمان آلام بشری دنیای کنونی در دین جستجو گردد.روند پویایی دین در حدی است که برخی دنیای آینده را دنیای دینداری خوانده‏اند.

جامعه ما جامعه‏ای دینی بوده و در طول تاریخ، دین مهم‏ترین عرصه حیات فردی و اجتماعی مردم ایران محسوب شده است.

انقلاب اسلامی ایران رادیو و تلویزیون را در خدمت تبلیغ دین قرار داد و در طی سه دهه گذشته، برای تحقق این منظور، این دستگاه‏ها با فراز و نشیب‏هایی مواجه بوده، و همواره این سؤال مطرح بوده است که قابلیت و ظرفیت این دستگاه‏ها برای تبلیغ به چه میزان، در کدام عرصه ولایه دینی بوده و تفاوت آن‏ها با ابزارهای تبلیغ سنتی در چیست؟

ابزار تبلیغ سنتی، شناخته شده، انحصاری، دارای قداست، منحصر در دست مبلغان دینی بوده و تجربه خود را از نظر کارایی به منصه ظهور رسانده است؛ اما وسائل ارتباط جمعی، از جمله تلویزیون، ابزاری است که در کنار رسالت‏های دیگر خود، رسالت دین را نیز تقبل نموده است. دغدغه جذب مخاطب، روگرداندن آن‏ها از وسائل ارتباط جمعی بیگانه، دغدغه تفریح و سرگرم کردن مردم را داشتن و بسیاری دیگر از این مسائل تلویزیون را از ابزار سنتی تبلیغ دینی متمایز کرده و بدیهی است این موارد بر قابلیت و ظرفیت آن در عرصه تبلیغ دینی اثر می‏گذارد. مضافاً اینکه این سخن نیز در علوم ارتباطاتی مطرح بوده و هست که ابزار حامل فرهنگ و مرام و معرفت خاص خویش نیز هست. ورود تلویزیون بسیار از عرصه‏های زندگی اجتماعی فرهنگی انسان را تحت تأثیر قرار می‏دهد. آدمی را با دنیایی مجازی مواجه می‏سازد، دنیایی نادیده اما جذاب، با انبوهی از تنوعات که او را به تکاپوی انتخاب وا می‏دارد


25

وزمینه‏ساز تحول و دگرگونی در فرهنگ، هویت و شخصیت می‏گردد.

بحث عرفی شدن از مباحث دیروز و امروز جامعة دین پژوهی است. چه میزان تلویزیون بر این پدیده تأثیر دارد آیا تلویزیون دینی ما را از این پدیده باز می‏دارد یا آنکه ماهیّت رسانه‏ای آن توان بازداری را ندارد و حداقل از چاشنی‏های دیگر باید برای این مهم سود جست؟

دین پدیده‏ای چند ضلعی و دارای سطوح مختلف است به نحوی که گفته شده است در دل یک پیام دینی هفتاد بطن نهفته است که حاکی از قابلیت پیام‏های دینی برای بهره‏گیری مخاطبان مختلف با سطوح آگاهی ـ اعتقادی و احساسی متعدد است. وسائل ارتباط جمعیِ نوچقدر ما را به درون این لایه‏ها می‏کشاند؟ آیا پیام‏های عرفانی تلویزیون می‏تواند از شکل زمینی به محتوای آسمانی تعالی یابد؟

نگاه به برنامه‏های دینی تلویزیون نیز پرداختن عالمانه به موضوع را ضروری‏تر می‏نماید. تلویزیون در فضای رسانه‏ای خود و با بهره‏گیری از برخی دیدگاه‏های روان شناختی و جامعه شناختی به طرح موضوعات اجتماعی دینی می‏پردازد. موضوعاتی که سبک و احیاناً متن آن با دین سازگار نیست از جمله اینکه از شیوه تشکیل پانل برای بررسی مهریه، ارتباط دختر و پسر با حضور دختران و پسران به صورت مختلط استفاده می‏شود. بی‏تردید اصل موضوع تنویر افکار عمومی بلحاظ دینی نیکو است امّا براستی آثار اینگونه برنامه‏های جذاب امّا غیر کارشناسانه از نظر تقیدات و تعهدات دینی چگونه است؟ آیا می‏توان در مورد اینگونه احکام دینی با اخذ نظر غیرکارشناسانه از چنین مجموعه‏هایی، بهره برد و آثار هویتی آن چه خواهد بود؟

از سوی دیگر پیام دینی بر ارشاد استوار است و ارشاد متوقف بر طی مراحل آموزشی و وجود زمینه‏ها و مبانی و مبادی خاص آموزشی است این وضعیت در سیستم سنتی تا حدّی به صورت روان در جریان بوده است. امّا در تبلیغ تلویزیونی قابلیت و ظرفیت چنین امری مورد تردید است.به نظر می رسد منتها توقع از این ابزار


26

اثراقناعیاست که با روح دینداری فاصله بسیار دارد. بر این اساس است که، هر روز شاهد سطحی‏تر شدن رفتارهای اجتماعی از جمله در انتخابات و در رفتارهای مذهبی هستیم. چه اینکه دنیای تلویزیونی دنیای صورت است و رنگ و لعاب و تحریک و تحریص احساسات نه دنیای تعمق و سیرت و عمق و حکمت و درایت.

اهمیّت پرداختن به برنامه‏های مذهبی تلویزیونی از نظر ابتنای دینداری بر امر قلبی نیز قابل توجه است. دین دارای خصلت قلبی است و امر قلبی بر اعتماد، دوستی و درک متقابل متکی است. آیا این وضعیت در تلویزیون جمهوری اسلامی مهیا است؟

پرداختن به موضوع تلویزیون دینی از نظر موقعیت ملّی نیز قابل تأمل است. بخشی از میهن ما را، ایرانیان غیرشیعی تشکیل می‏دهند. تلویزیون دینی ـ شیعی ـ چگونه می‏خواهد با آن بخش از مخاطبان ارتباط برقرار نماید؟ با ماهیّت دینداری شیعی یا غیر آن؟ عواقب و پیامدهای هر کدام از عکس العمل‏های تلویزیون چیست؟ و در نهایت بحث ارتباط جهانی مطرح است. اسلام با پیام جهانی نازل گردیده است امّا چگونه می‏توان از تلویزیون برای ارسال و ابلاغ این پیام بهره جست؟ آیا با نمایش مناسک‏ها می‏توان مردم را به دین دعوت کرد؟ به طور یقین بسیاری از مناسک برای اهل جهانیان نامأنوس است؟ اگر از این بخش صرفه نظر شودباید به مباحث عمیق دینی پرداخت کهآن هم با ماهیّت تفریحی تلویزیون هم خوان نیست .اگر صرفه نظر نشود موجب وهن به اسلام است. چه راهی را می‏توان پیش گرفت؟

مجله سخن پس از گذشت چهار سال از نخستین مقاله خود درباره تلویزیون و پنج ماه قبل از تأسیس تلویزیون در ایران، به موضوع تلویزیون پرداخته است. این مقاله با عنوان «آیا تلویزیون برای ایران لازم است؟» سعی دارد با نگاه انتقادی بر موقعیت هویت سازی تلویزیون تأکید نماید و به تقلید از غربیان هشدار دهد. نویسنده مقاله تلویزیون را وسیله تفریحی و ابزاری دانسته که می‏تواند قوه تفکر را تهییج نماید امّا خاطر نشان می‏کند که نباید از خطرات و مضرّات آن غفلت نمود.


27

تأثیر تلویزیون بر هویت و رفتار کودکان مورد توجّه بسیاری از اندیشمندان حوزه رسانه قرار گرفته است. از تحقیقات متعددی که در این خصوص بعمل آمده، استفاده می‏شود که چون تلویزیون بچه‏ها را با مسائل افراد بالغ درگیر می‏کند بر اضطراب آن‏ها از آینده‏شان می‏افزاید. و احساس عدم امنیت در آن‏ها ایجاد می‏کند. خطر در غرق شدن تدریجی در حقارت و فقر فرهنگی و اخلاقی است. (ژان کازنو، 1364: 83)

*** به منظور دسترسی به کل محتوا و تهیه نسخه الکترونیکی با نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تماس حاصل فرمایید***

قم: 7832834_0251 - تهران: 66951534_021
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۲ ، ۱۹:۰۸
حسن خیری
کد خبر: 80994595 (3772857) | تاریخ خبر: 24/10/1392 | ساعت: 13:43|

استاد دانشگاه:

بین فرد و جامعه گسستی وجود ندارد

قم - ایرنا - استاد حوزه و دانشگاه گفت: بین فرد و جامعه هیچ گسستی وجود نداشته و رفتار فرد در سرنوشت جامعه موثر است.

به گزارش ایرنا،حجت الاسلام و المسلمین ˈ حسن خیری ˈ روزسه شنبه در نشست علمی اصالت وجودی فرد ـ اجتماع با بیان اینکه در فلسفه اجتماعی این پرسش همواره مطرح است که آیا تکلیف متوجه فرد است یا جامعه افزود: بر مبنای حکمت صدرایی هیچکدام از ماهیت فرد و جامعه دارای اصالت نیست بلکه ملاصدرا معتقد است هم فرد در محدوده وجودی خویش و هم جامعه دارای آثار حقیقی است.

وی افزود: با توجه به نظریه کثرت در عین وحدت و وحدت در عین کثرت جامعه، امت و تمدن از گذشته دور تا امروز یک موجود است که یکی از آحاد جامعه در تحقق آن سهیم است.

خیری گفت: از آموزه های اسلامی استفاده می شود که هر یک از اعمال، نیات و افکار انسان دارای صورت، حقیقت و آثاری ملکوتی است.

وی گفت: تاثیرگذاری فرد یا افراد تنها شامل خود او نمی شود بلکه گاهی پهنه اجتماع و حتی تاریخ را درمی نوردد و از این جهت، هویتی واحد برای آن قابل تصور است.

خیری گفت: آدمی تنها متاثر از رفتار خویش نیست بلکه مسایل اطراف و حاشیه نیز تاثیرگذار است مثلا نماز آدمی را از فحشا و منکرات بازداشته و یا غفلت از امر به معروف و نهی از منکر اشرار را بر جامعه مسلط می کند.

وی ادامه داد: اقتصاد ربوی اگر چه اقدامی فردی است اما تاثیر اجتماعی گذاشته و منجر به سلب بصیرت و ایستادن در مقابل امام عادل می شود.

خیری گفت: شکل دهنده نظام اجتماعی آرمانی از جمله نظام اجتماعی امام زمان(عج) رفتار انسان ها است.

نشست علمی اصالت وجودی فرد ـ اجتماع با عنوان نقدی بر اصالت فرد و جامعه با هدف تبیین و بررسی نظریات مختلف در زمینه اصالت فرد و اجتماع با حضور اندیشمندان و پژوهشگران حوزوی و دانشگاهی از سوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد.ک/3

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۲ ، ۱۸:۵۹
حسن خیری

هم اندیشی هیات رئیسه واعضای هیات علمی واحد نراق برگزار شد

هم اندیشی هیات رئیسه واعضای هیات علمی واحد نراق برگزار شد

جلسه هم اندیشی اساتید درزمینه های مختلف آموزشی ، فرهنگی ، پژوهشی ودانشجویی با حضور دکتر حسن خیری رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق ، هیات رئیسه واعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق درسالن کنفرانس مدیریت این واحد برگزار شد .

دکتر حسن خیری رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحدنراق ضمن تسلیت شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع) وتبریک حلول ماه ریبع الاول گفت : هرسازمانی نیاز دارد که اعضا ء ونیروهای آن سازمان گاهی درکنار هم بنشینند وهمفکری کنند واز اوضاع واحوال ووضعیت ، موجودیت سازمان بیشتر مطلع شوند وتادریک فضای تعاملی وصمیمی سازمان خود را پویا کنند .

وی درادامه خاطر نشان کرد که اینگونه جلسات آثار بسیار پرخیروبرکتی داردواینچنین جلساتی ، جلسه انس ، الفت ومحبت هم به شمار می آید ومی توان دریک فضای آکنده از مهر ، محبت و همدلی ؛ موانع ومشکلات ، ایده ها وبرنامه ها دانشگاه وسازمانی را بررسی کنیم ووضعیتمان را شکوفاتر کنیم .

دکتر خیری ضمن اشاره به تعهدات ومسئولیت اعضای هیات علمی نسبت به دانشگاه ومحیط علمی تاکید کرد وگفت : یک توقع وانتظار ویژه از اعضای هیات علمی است وصرف تدریس وحضور کافی نیست بلکه انجام فعالتیهای اجرائی ، علمی ، پژوهشی ، پاسخ گویی به دانشجویان ، ارائه مقالات علمی به نشریات ، مشارکت درهم اندیشی ها ،نشستهای تخصصی و... همکاری لازم با مدیرگروه ازجمله انتظاراتی است که از اعضای هیات علمی می رود .

دکتر خیری افزود : امسال 25 سال از عمر پرخیر وبرکت دانشگاه آزاد اسلامی نراق می گذرد انشااله به زودی فعالیت ربع قرن دانشگاه آزاد اسلامی واحدنراق را با هم جشن خواهیم گرفت و فراز وفرودهای آن ار نظاره خواهیم کرد .

دکتر خیری با اشاره به رشته ها ، تعداد دانش آموختکان ، نیروهای متخصص وعلمی ، امکانات وتجهیزات فنی وزیرساختها این واحددانشگاهی گفت : دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق دارای ظرفیت ها وپتانسیل های بی نظیر و کم نظیراست که باید از این ظرفیت ها واستعداد های موجود استفاده بهینه ومطلوب رانمود .

خیری درادامه گفت : کمک ، ایثار وهمدلی اعضای هیات علمی بی شک می تواند درپیشبرد اهداف عالی دانشگاه آزاد اسلامی واحدنراق وهر سازمانی مفید ومثرواقع شود .

دکتر خیری درخصوص نقل وانتقال اعضای هیات علمی تاکید کرد : مانیروی انسانی خودرا ازدست نمی دهیم .

حجت الاسلام خیری درادامه اظهارتش به فعال سازی مرکز رشد ، تولید وثبت اختراع توسط اسایتد ودانشجویان واحد ، تاسیس کلینیک های تخصصی وعلمی ، شکل گیری کمیته های تخصصی ، پیگیری راه اندازی شرکت های دانش بنیان ، تشکیل کارگروه نانوتکنولوژی ، تصویب ناحیه صنعتی نراق با محوریت صنایع پاک و... ازجمله اقدامات وموفقیتهای چشمگیری است که می توان به آن اشاره کرد .

درادامه این جلسه هم اندیشی دکتر انتظاری معاون آموزشی واحد به بیان نکاتی پرداخت وگفت :

گروه های علمی باید درطول ترم فعال باشند وجلسات گروه به خصوص تصویب پروپوزال ها به طور منظم وپویا برگزار گردد تا ازیک سوما شاهد محیط علمی پرنشاط وپرانژری باشیم وازسوی دیگر موانع ومشکلات احتمالی دانشجویان حل وفصل گردد ومیزان رضایتمندی دانشجویان افزایش یابد .

دکتر انتظاری به رعایت بیش از پیش اصول اخلاقی و اسلامی و حفظ شان وشخصیت جایگاه استاد تاکید کرد .

معاون آموزشی واحدنراق اساتید و اعضای هیات علمی را به همکاری بیشتر با مدیران گروه درجهت گسترش وتوسعه رشته ها ، بررسی رشته های ممنوعه ، بررسی گرایشها و رشته ها، بررسی پروپوزال ها وسرفصل های علمی و مشارکت فعال درامورفرهنگی دعوت کرد .

 

دراین جلسه اعضای هیات علمی مشکلات ، موانع ، دغدغه ها ، دیدگاه ها ،پیشنهادات وانتقادات خودرا درفضای آکنده از صمیمت ومحبت با رئیس واحد وهیات رئیسه دانشگاه مطرح نمودند وبه بحث وتبادل نظر پرداختند .

اعضای هیات رئیسه دکتر نمین معاون دانشجویی ، دکتر اعظم پرویز معاون پژوهشی و جواد دهقانی آرانی کارشناس فرهنگی ومسئول اقامه نماز واحدنراق گزارشی از فعالیت های دانشجویی ، پژوهشی وفرهنگی انجام شده را ارائه کردند و اساتید واعضای هیات علمی را به همکاری درحوزه های مزبور دعوت به عمل آوردند .

تهیه وتنظیم : محمد بهشتی صدر

مسئول روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی نراق

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۲ ، ۱۸:۴۲
حسن خیری

                           سلسله نشست های تخصصی جامعه شناختی

 نشست " اصالت وجودی فرد - اجتماع"

نقدی بر بحث اصالت فرد  و اصالت جامعه

ارائه دهنده: حجت الاسلام دکتر خیری

دبیر نشست : دکتر فخر زارع

زمان: 92/10/24 ساعت 10 صبح

مکان : سالن پژوهشگاه علوم فرهنگ و علوم اسلامی، قم ، بلوار معلم

برگزار کننده ، پژوهشگاه ، مرکز مطالعات فرهنگی اجتماعی و انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۲ ، ۲۰:۳۴
حسن خیری

 

CIMG3983

خلاصه ی خطبه ها : دقیانوس از صبح میمه

تصاویر : جهانگیر حدادیان

- نماز با شکوه جمعه با حضور خیل نمازگزاران در نخستین جمعه ی ماه ربیع الاول به امامت حجت الاسلام والمسلمین دکتر خیری امام جمعه ی موقت در مسجد جامع شهر وزوان اقامه گردید. اهم مطالب خطیب جمعه ی شهر وزوان پس از حمد و سپاس الهی و سفارش خود و نمازگزاران به تقوی به این شرح است :

اسلام دین شرعی است . سلفی ها ، سعودی ها و تکفیری ها بچه های ارشد کفر و نفاق هستند و اسلام در دل آنها رسوخ نکرده است . مثل ابوسفیانها هستند. اینها نور ایمان را نتوانستند در دل خود بتابانند . امروز هم همان جبهه علیه امامانو پیامبر وجود دارد . تمدن پیامبر انقلاب فرهنگی بود نه انقلاب نظامی .

- تفاوت سوره های مکی و مدنی – محتوای سوره های مکی توحید و نبوت و اعتقادات است و تلاش پیامبر ترویج باورهای دینی است و با زور سرنیزه انقلاب نمی کند. سوره های مکی برای تمدن سازی انسانها را از باورهای مشرکانه دور می کند . این تمدن برای همیشه پابرجاست. انقلاب اسلام ، انقلاب نورانی است و برای همه ی جوامع مفید است و از ویژگی های تمدن اسلامی فراگیر بودن آن است .

PICT0093

- از ویژگی های تمدن ایجاد امنیت است . پیامبر مومنان را به امنیت واقعی می رساند. هم از شیطان بیرونی و هم از شیطان درونی . هجرت از مدینه برای ایجاد امنیت بود و برای فضای گسترده تر برای تبلیغ دین . از دیگر ویژگی های تمدن اسلامی ایجاد اتحاد و هم بستگی است . ( پیمان صلح با یهود ). تعاون و همکاری از دیگر ویژگی های تمدن اسلامی است . تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا عالاثم والعدوان . از دیگر ویژگی ها نهادینه کردن اخلاق کریمانه است . ساخت انسانهای مجاهد و اهل ایثار و گذشت است . امثال سلملنها ، ابوذرها و مقدادها کنار پیامبر تربیت شدند.

- امروز روز آغاز هجرت است . امیدواریم هم هجرت درونی داشته باشیم و هم هجرت بیرونی .

خطبه ی دوم :

پس از توصیه به تقوی و درود و صلوات بر معصومین ؛

- لقمان به فرزندش گفت : من ۷۰ هزار حکمت از انبیا آموخته ام . فرزندم ؛ ۴ نمونه را به یاد بسپار و عمل کن با من در بهشت خواهی بود. اول اینکه کشتی را محکم بساز چون دریای عمیقی در پیش داری . در روایت آمده است دنیا بحر عمیق است که افراد کثیری در آن غرق شده اند. برای نجات نیاز به کشتی داریم . کشتی نجات ما حسین ع است . دوم اینکه بارت را سبک کن که گردنه های سختی در پیش داری حقی ، غیبتی ، تهمتی را اگر بر دوش بگیری نمی توانی از گردنه ها عبور کنی . سوم اینکه توشه ات را زیاد بردار . ان خیرالزاد التقوی و چهارم اینکه عملت را خالص کن .

مناسبتهای هفته

PICT0097

- ایام حزن و اندوه صفر که پشت سر گذاشته شد و محبان اهل بیت درخشیدند . وهابیون از ذکر اهل بیت می ترسند . از اینکه ۲۰ میلیون انسان با زحمات سفر دور ضریح امام حسین حلقه بزنند و ۳ میلیون نفر در شهادت امام رضا جمع شوند .

- تبریک میلاد حضرت مسیح ، عبرت آموزی از کشف حجاب رضا خانی در ۱۴ دی ماه سال ۱۳۱۴ ، ابلاغ پیام تاریخی امام راحل به گورباچف ، گرامیداشت ۹ دی و شکر گذاری به خاطر انقلاب فرهنگی که اتفاق افتاده است ، آغاز هجرت رسول خدا در روز اول ربیع و تبریک آن و یادآوری لیله المبیت ، گرامیداشت یاد استاد پرورش ، پرورش یافته ی استان اصفهان و رادمرد کار و تلاش صادقانه .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۲ ، ۲۰:۰۲
حسن خیری

باسمه تعالی

         رویکرد فرآیندی اسلام در تمدن سازی

                                                                            حسن خیری*

منبع: مجموعه مقالات جشنواره شیخ طوسی،تمدن نوین اسلامی ،قم :جامعه المصطفی العالمیه،1391

چکیده:

مطالعه درباره تحقق و چگونگی پایه گذاری تمدن نوین اسلامی رسالتی است که تبیین آن در شرایط امروز جهان که جهان تشنه معارف الهی است و از ناکارآمدی نظامات بشری و غیر ناب به ستوه آمد، و نظام دینی در سه دهه استقرار در ایران کارآیی خود را به منصه ظهور رسانده و بیداری جهانیان آغاز گردیده است، بر هر خرد ورزی لازم و حیاتی است.

اسلام با ویژگی کلیت و دوام، اصول پایدار و انعطاف پذیری متناسب با شرایط، کتاب محکم و انسان ساز و سنت معصومین تنها دینی است که قادر است تمدنی مبتنی بر فطرت و خرد انسانی و تأمین کننده نیاز های انسانی پی ریزی نماید. رویکرد فرآیندی اسلام برای تمدن سازی، حاکی از برنامه ریزی و مهندسی عرصه های مختلف حیات بشری در ابعاد فردی و اجتماعی است.

محورهای اساسی تمدن سازی اسلامی، فرآیند تمدن سازی اسلام با تأکید بر سیره و سنت رسول مکرم خدا (ص) و اصول تمدن سازی از محورهایی است که در این مقاله مورد توجه قرار گرفته است.

کلید واژه ها: تمدن، نظام سازی، فرآیند و اصول و الزامات نظام سازی

*دبیر علمی جشنواره بین المللی شیخ طوسی و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی

 

  مقدمه:

تمدن در لغت یعنی به اخلاق اهل شهر آراسته شدن. انتقال از خشونت و جهل به حالت ظرافت و اُنس و معرفت (دهخدا) تمدن اصطلاحاً عبارت است از «خلاقیت فرهنگی، که خود در نتیجه وجود نظم اجتماعی و حکومت قانون و رفاه نسبی امکان وجود می یابد... در تمدن معمولا چهار عنصر یا رکن اساسی را می توان تشخیص داد :پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی؛ پیدا شدن سازمان سیاسی؛ پیدا شدن سنت های اخلاقی و سلوکی و سر انجام جهد و کوشش در راه علم و بسط هنر. تقریبا متفق علیه همه علمای تاریخ علم و تمدن است که تمدن هنگامی امکان ظهور یافت که هرج و مرج و نا امنی از میان بر خاسته بود. »(حلبی،1372 :18)

این واژه با آنکه اصالتاَ یک واژه عربی است ولی کار برد آن به این معنا، در میان خود عرب زبانان معمول نیست. آن‌ها برای اِفاده این معنا، از واژه «حضاره» بهره می‌گیرند «الحضاره» یعنی: تمدن، فرهنگ شهر نشینی

توین‌بی مورخ انگلیسی معتقد است که تمدن محصول نبوغ اقلیت مبتکر و نوآور است. در واقع به باور او اقلیت‌ها و اشخاص هوشمند و برجسته تمدن‌ها را ایجاد کرده‌اند و بقیه از آن‌ها تبعیت کرده‌اند. از نظر او 1- وجود اقلیتی خلاق در جامعه تو- وجود محیطی نه چندان مساعد و مطلوب و نه چندان نامساعد و سخت (سورکین : 142؛ به نقل از فاضل قانع :36) برای تکون تمدن لازم است.

دین باطن تمدن است و همچون روح در کالبد سازمان اجتماعی جریان دارد (رادمنش، 1357: 179.)نقش دین را در شکل گیری تمدّن، از دو جنبه می‌توان مورد توجه قرار داد:
نخست اینکه هدایت الهی به وسیله استعدادهای فطری انسان‌ها را شکوفا می‌کند و با ایجاد دگرگونی در اندیشه و روح انسان، سنت‌ها و نظام‌های کهنه و دست و پاگیر را از بین می‌برد و نظامی پویا و زنده تشکیل می‌دهد. در پرتو چنین تحوّلی، زندگی اقتصادی انسان بهبود یافته، استعدادهای علمی، فنی، هنری و ادبی او شکوفا می‌شود.
از سوی دیگر، دین، زمینه همبستگی یا به تعبیر ابن خلدون، «عصبیّت» را فراهم می‌کند. به زعم ابن خلدون، بین عصبیّت و دین رابطه ای مستقیم وجود دارد.49(ر. ک. همان، ص 71ـ82.ابن خلدون، ج 1 :242 و 248)

تعالیم اسلامی همواره دو هدف اساسی را پی گیری می‌کند، هدف اول انسان سازی است و هدف دوم تمدن سازی است که آن هم فضای رشد و تعالی انسان کامل را تأمین می‌کند. به تعبیر آیت ا... جوادی آملی «مهم‌ترین هدفی که حکومت اسلامی به همراه دارد... دو چیز است: اول انسان‌ها را به سوی خلیفةا... شدن راهنمایی و مقدمات سیر و سلوک آن را فراهم کردن، دوم کشور اسلامی را مدینه فاضله ساختن.» (اسلام و محیط زیست : ۴۵-۴۶ به نقل از سایت باشگاه)

هدف اول حفظ صبغه الهی و دینی در تمام فرآیندهای ناظر به انسان سازی و تمدن سازی است که خروجی آن انسان‌های الهی و جامعه الهی است

هدف دوم از تبیین الزامات نرم افزاری و فرهنگی، ناظر به پیاده سازی و تحقق عینی تمدن اسلامی است که با نگاهی فرآیندی به نظام تعلیم و تربیت دینی میسر خواهد بود، به این معنا که باید تمام فرآیندهای لازم برای تحقق فرهنگ و تمدن اسلامی تبیین و طراحی و حلقه های لازم برای اجرای طرح تمدن سازی دینی بر اساس محاسبات و مهندسی الهی تکمیل شوند.

در تاریخ تمدن سازی الهی دارای مصادیقی است. از جمله حضرت داود و حضرت سلیمان پیش از اسلام دست به تشکیل نظام الهی زده و پایه گذار تمدن الهی بوده‌اند حضرت داوود (ع) اولین پیامبری بود که به حکومت گسترده دست یافته، موفق به اجرای وسیع احکام الهی شده است و زمینه ساز تمدن الهی شد. به موجب آیه 163 سوره نساء به داوود (ع) کتاب زبور داده شده است. فرمانروایی و سلطنت او محکم بود و از خلیج عقبه تا رود فرات را تحت فرمان و اطاعت خویش در آورد و شهرهای فلسطین را پس از جنگ‌های بسیار گرفت. وی شهرهای ساحلی فرات را فتح کرد و به طور کلی از خلیج عقبه تا مرزهای کشور ایران را تحت حکومت خود در آورد. (رسولی محلاتی، قصص قرآن یا تاریخ انبیاء : 512_ 515.)گام‌های اصلاحی و تمدن ساز داوود را می‌توان به طور خلاصه بدین صورت تشریح نمود :

الف: آهن در دست وی نرم شده بود که می‌توانست آن را بدون گرم کردن در آتش به هر شکلی که می‌خواهد در آورد (صنعت ذوب آهن). خداوند کوه‌ها را (برای صنایع معماری و فلزات) در تسخیر وی در آورد و با وحی خود به او صنعت ذوب فلزات و زره بافی با آهن را آموخت. (انبیاء: 79ـ80) و بدین صورت بر فرهنگ کار و تولید تأکید کرد

ب: او عدالت گستر بود: «پس میان مردم به حق داوری کن و زنهار از هوس پیروی نکن».(ص: 26) و حکمت، نفوذ کلام، علم داوری و قضاوت داشت: ص: 20 و به دفع فساد پرداخت:. «اگر خدا خطر مردم را به وسیله خودشان از یکدیگر دفع نمی‌کرد، زمین را فساد در بر می‌گرفت...(بقره: 251)»

ج:از مشروعیت الهی برخوردار بود : خداوند به داوود ملک بخشیده بود و آن را با اقبال مردم تقویت کرده (بقره: 251، ص: 20) و به تعامل با مردم مبادرت می‌کرد. او حتی در صدد ارتباط با مخالفان خود بود و از آنان خواست که به او بپیوندند، چنان که بسیاری نیز دعوت او را پذیرفتند.

سلیمان نبی نیز نظامی را پا برجا کرد که نمونه آن در جهان اتفاق نیفتاده است. سلیمان ارزش و فضیلت قانون و نظم را به ملت خویش آموخت و آنان را از جنگ باز داشت و به صنعت و صلح و آرامش رساند. (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ص 357.)

 سلیمان برای توسعه حکومت خود در صدد ایجاد ملت یکپارچه و حذف قبایل مستقل بود. او تمامی تلاش خود را در راه در هم شکستن هر گونه پیمانی صرف کرد که امکان ایجاد آن در میان قبایل می‌رفت. بنابراین، سلیمان کشور خویش را به دوازده ولایت تقسیم کرد و بر هر ولایتی کارگزار می‌گمارد تا به امور مالیات بپردازد. (محمد بیومی مهران، بررسی تاریخی قصص قرآن، ج 3، 139 و ص 140.به نقل از منتظر القائم، 1388) او بر همه رعایای خود، مالیات سرانه قرار داده بود. تجارت ریسمان، اسب و ارابه در انحصار دولت بود. (. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ص 359.)

سلیمان (ع) سیاست‌مداری فرزانه، جنگاوری بزرگ و مدیری توانا بود؛ و به تعامل با همسایگان پرداخت. یکی از وسائلی که برای رسیدن به این هدف استفاده می‌کرد ارتباط خویشاوندی با همسایگان بود (ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج تو، 112 )

مورخان در این باره اتفاق نظر دارند که سلیمان (ع) به ضرورت تشکیل لشکری نیرومند برای دفاع از دولت پی برده بود. منابع تاریخی کاربرد نخستین بار «ارابه‌های جنگی» را در سپاه اسرائیل به سلیمان نسبت می‌دهند. (همان، ص 143) در دولت سلیمان اگر کسی برای خدمت نظامی فرا خوانده نمی‌شد، به اموری مانند ساختن پناهگاه‌ها و مقر ویژه ارابه‌ها گمارده می‌شد، ضمن آنکه در موارد ساختمانی نیز او را به کار می‌گرفتند. بنا بر کشفیات ثابت شده، افراد موظف به خدمات عمومی را برای انجام دادن کارهایی که در حد توان آن‌ها بود، از قبیل کشاورزی و صنعت فرا می‌خواندند. (بیومی، بررسی تاریخی قصص قرآن، ج 3، 145.به نقل از منتظر القائم، 1388) طبق کشفیات به عمل آمده، در کنار کوره‌های ذوب فلزات، اردوگاه‌های کارگران ذوب آهن و ذوب مس وجود داشته است. (همان)

از ویژگی‌های ممتاز روزگار سلیمان فعالیت عظیم تجارتی است. سیطره سلیمان (ع) بر راه‌های تجارتی در سوریه و فلسطین و دیگر راه‌هایی که در زمان فرمانروایی پدرش مقرر بود، به توفیقات او در امور بازرگانی کمک شایان توجهی کرد. وی در بهسازی مراکزی که در راه‌های مهم کاروان‌های تجارتی کشورش قرار داشت، اهتمام ویژه‌ای داشت، چنانکه فلسطین به پلی میان آسیا و افریقا تبدیل شده بود و سلیمان (ع) از یک سو از روابط دوستانه و از دیگر سو از مهارت سیاسی‌اش در این راه بهره می‌گرفت. سلیمان (ع) به دریا نیز توجه ویژه‌ای داشت و از آن برای توسعه حکومت خود بهره می‌برد، اما چون قوم عبرانی او در این زمینه تخصصی نداشتند، بر آن شد تا با توافق پادشاه صور در بندر «عصیون جابر» کشتی بسازد و از مهارت فینیقیان در کشتی‌سازی استفاده کند. عصیون جابر تنها بندر بازرگانی نبود، بلکه مرکز صنعتی نیز به شمار می‌رفت و گزینش آن به عنوان مرکز تجارتی، در واقع گزینشی موفق بود، به گونه‌ای که می‌توانست از بادی که از شمال می‌وزید تا دورترین مرزهای خویش استفاده بهینه کند؛ بادی که در میانه صحرای عربه به نهایت سرعت خویش می‌رسید. این پدیده برای بهره‌برداری از آن باد در شعله‌ور ساختن مکرر آتش مورد نیاز (در ذوب فلزات) بود. در زمان سلیمان (ع) منابع مس و آهن به میزان بسیار استخراج و ذوب شد. تا امروز هیچ کارگاهی برای ذوب مس در هیچ جای دنیای کهن کشف نشده است که بتواند با کارگاه‌های عصیون جابر برابری کند. (ویلیام آلبرایت، آثار فلسطینی، 128) کشفیات باستان‌شناسی نشان می‌دهد که برخی از اصول ساختمان کوره‌های ذوب فلزات امروزی در بنای کوره‌های ذوب آهن و مس داوود و سلیمان (ع) رعایت شده است. (جان الدر، باستان شناسی کتاب مقدس، ترجمه سهیل آذری، ص 74.) (به نقل از منتظر القائم، 1388 )

حضرت محمد (ص)، رسول مکرم خدا (ص)، پایه گذار تمدنی شدند که در مدت اندکی شبه قاره حجاز را در نوردید و آموزه های تمدن ساز متعالی اسلام، فرهنگی و اجتماع جوامع متمدن آن زمان را به تسخیر خود در آورد و طولی نکشید تا به رغم انحرافات اساسی در جامعه دینی، جهان شاهد عصر طلایی اسلامی شد. عصری که پیشرفت‌های علمی آن هر صاحب نظری را به تعجب واداشته و گویا حقایق آن افسانه های تاریخی است. آموزه های فرهنگ و اجتماع آن هم، جوامع اسلامی را از دیگر جوامع متمایز کرد. «از سال 610 م به بعد خاورمیانه به دنبال بعثت محمد ص سیر صعودی خود را برای تبدیل شدن به یک قدرت جهانی آغاز نمود.» (هابسون : 72)

در این مقال بر آن هستیم تا بر اساس فرآیند نظام سازی، اصول و محورهای نظام سازی اسلام واکاوی شده و اقتضائات و الزامات تمدن سازی مورد مداقه قرار گیرد.

فرآیند و مراحل تحول در نظام

در یک نظام پویا، برای حرکت مراحلی را باید پیمود. علمای مدیریت این مراحل را به شرح زیر بیان کرده‌اند. گرچه آنان، مباحث را با رویکرد تحول در بازار ارائه کرده‌اند؛ اما ما آن‌ها را در بحث نظام بازسازی کرده و مورد استفاده قرار می‌دهیم:

1-   ایجاد احساس ضرورت و فوریت.

  • توجه به واقعیت‌ها
  • توجه به بحران‌ها

2-   ایجاد ائتلاف راهنما

  • تربیت نیروی انسانی و گرد هم آوردن گروهی که برای رهبری تحول از اقتدار کافی برخوردار باشند.
  • هدایت گروه به نحوی که همانند یک تیم کار کنند.

3-   توسعه چشم انداز و استراتژی

  • به وجود آوردن چشم اندازی که کوشش‌های تغییر را هدایت کند.
  • توسعه استراتژی‌هایی برای دستیابی به چشم انداز

4-   انتقال چشم انداز تحول به افراد

  • استفاده از وسائل و امکانات و فرصت‌ها برای انتقال دائم چشم انداز و استراتژی‌های جدید به افراد
  • وجود ائتلاف راهنما که نقش یک الگو را برای رفتار مورد انتظار از نیروها داشته باشد

5-   توانمند سازی کارکنان برای انجام اقدامات فراگیر

  • رهایی از موانع
  • تغییر سیستم‌ها یا ساختارهایی که چشم انداز تغییر را از بن تضعیف می‌کنند.
  • تشویق ریسک پذیری و استقبال از اندیشه‌ها، فعالیت‌ها و عملیات غیر سنتی

6-   خلق پیروزی‌های کوتاه مدت

  • برنامه ریزی برای بهبودهای قابل رؤیت در عملکرد یا پیروزی‌ها
  • ایجاد پیروزی‌های کوتاه مدت
  • قدر دانی و اعطای پاداش به افرادی که پیشرفت‌ها را ممکن ساخته‌اند.

7-   جمع بندی پیروزی‌ها و ایجاد تحول بیشتر

  • استفاده از اعتبار بیشتر برای تغییر همه سیستم‌ها، ساختارها و خط مشی‌هایی که با هم و یا با چشم انداز تحول تناسب ندارند.
  • به کار گیری، ارتقاء و توسعه افرادی که می‌توانند چشم انداز تغییر را اجرا کنند.
  • تقویت دوباره فرآیند، طرح‌ها، اهداف و عاملان تغییر جدید

8-   نهادینه ساختن دیدگاه‌های جدید در فرهنگ

  • استقرار عملکرد بهتر از طریق رفتار مشتری مدار و بهره‌ور مدار یا رهبری بهتر و مدیریت اثر بخش تر
  • برقرار کردن ارتباط بین رفتار های تازه و موفقیت سازمانی
  • ایجاد ابزارهایی برای تضمین و توسعه رهبری

در فرآیند تحول، چهار مرحله اول، وضعیت ثبات یافته موجود را از حالت سکون خارج می‌کند. مراحل پنجم تا هفتم فعالیت‌های جدید را معرفی می‌کنند. آخرین مرحله تغییرات را در فرهنگ سازمانی مستقر می‌سازد و به تثبیت آن‌ها کمک می‌کند. (جان پی کاتر:36 -34)

محور های اساسی نظام سازی اسلامی

اینک بر اساس فرآیند مزبور محورهای نظام سازی اسلام را بررسی می‌کنیم.

الف :رویکرد اسلام برای تکون شخصیت دینی فرد و تولید نظام اجتماعی رویکرد فرآیندی است. بر اساس این سازوکار حرکت تکاملی ادیان و سیر نزولی آیات و تفاوت سور مکی و مدنی و نیاز به امامت و رهبری دائم امت اسلامی توجیه می‌پذیرد.

ب :رویکرد اسلام فعال است. اسلام برای فرد و جامعه بشری دارای نسخه متمایز بوده و بدون توجه به آراء و اندیشه های رایج برای حرکت انسان برنامه زندگی ارائه می‌کند. بر همین اساس است که در روزگاری که برای زن جایگاهی قائل نبودند اسلام هم بر ارزش و کرامت ذاتی انسان‌ها بدون توجه به جنس و رنگ و نژاد تأکید کرد و هم شریعت خود را بر اساس این اصل و مصالح نظام اجتماعی در کل منظومه سیستم ارائه شده، ابلاغ نمود.

ج :رویکرد اسلام تلفیق تضاد و وفاق است. تضاد، با توجه به ستیز های درونی و تبلور آن‌ها در محیط به منصه ظهور می‌رسد. تضاد در رویکرد اسلامی مترادف با تضاد در رویکرد مارکسیستی نیست؛ که تضاد را به نابرابری‌های اقتصادی توجیه می‌کنند و نه صرفاً بر اساس نا برابری‌های اجتماعی به عنوان نیاز کارکردی در ساختار نظام اجتماعی تحلیل می‌شود. در رویکرد ساختی کارکردی اصل بر وفاق است و اگر نا برابری و تضادی مشاهده می‌شود دارای ضرورت و کارکرد اجتماعی است. خاستگاه تضاد در اسلام به ذات و درون انسان باز می‌گردد. ودیعه فطرت و استعداد کمال جویی و کمال خواهی و کمال گرایی در مقابل ابعاد زیستی او کانون انسان را محل مبارزه دائم نموده و قدر و منزلت آدمی نیز در نتیجه این کارزار تعیین می‌گردد.

د :اصول مدار و برنامه محور: اسلام برای برنامه اصلاحی خود اصولی را معین نموده که هم مرز مشخص دین داری از غیر دین داری را تبیین می‌کند که پذیرش آن‌ها اساس دین داری است و از آنجا که ارزش انسانی و تمایز او با دیگر موجودات در گزینش اختیاری است. بر باور اعتقادی و قلبی این امور تأکید شده است. این موارد را اصول اعتقادی می‌خوانند. از سوی دیگر اسلام برای حفظ هویت برنامه خود در فرآیند حرکتی که مستلزم بروز تنوعات و تفاوت‌هاست، اصول نظام را تبیین نموده که آن‌ها چون قطب نما، جهت حرکت را مشخص کرده و سره را از ناسره متمایز می‌کنند؛ و به اصطلاح ثابتاتی هستند که متغیر‌ها به آن‌ها ارجاع داده شده و محک می‌خورند. این اصول تحت عنوان قواعد و اصول فقهی و اجتهادی در برنامه شریعت اخلاقی و حقوقی اسلام تعبیه گردیده است.

ه :نظام‌مندی: اسلام دینی فرا نهادی است که برای همه عرصه های حیات بشری دارای برنامه است و نظام‌مندی اسلام در هر یک از عرصه های حیاتی می‌بایست کشف و تدوین گردد.و پویایی و کلیت و دوام و قدرت تحلیل و تفسیر همه وقایع و ارائه برنامه. اسلام دارای اصول ثابت و لایتغیر و قواعدی است که می‌توان از آن‌ها به اجتهاد و اخذ نظر شارع مقدس دست یافت.

و :اسلام توان تولید تمدن و نظامی را دارد که قادر است با در های باز با دیگر نظامات اجتماعی، فرهنگی و تمدن‌ها تعامل نماید و همین ویژگی موجب شد که در مدت اندکی از ظهور اسلام به نقاط دور دست راه یافت و جوامع با آغوش باز پذیرای آن شدند.

ز :مرزبندی تمدنی- استقلال هویتی: اسلام یک سو دارای قدرت بالای تعاملی است و از سوی دیگر با در برداشتن معیارها و موازین مشخص خود را از هضم شدن و اختلال و التقاط هویتی بر حذر می‌دارد.

ح :رویکرد جهانی: اسلام برنامه ای است که در عین حال که از بیان کوچک‌ترین نیازهای فرد انسانی دریغ نکرده دارای برنامه جهانی است و امکان تحقق تمدن‌های اسلامی با ظرفیت‌های مختلف وجود دارد. پویایی و نوشدگی دائمی اسلام از این استعداد عظیم اسلام سرچشمه می‌گیرد. این خصلت‌ها قدرت مدارا با تمدن‌های دیگر را به این تمدن داده و زمینه باز سازی دائم نهادهای اجتماعی را فراهم می‌سازد و امضا و تأسیس هنجارها و ارزش‌ها و آداب و رسوم را توجیه پذیر می‌کند و ابتناء بر اصول ثابت و سنت‌های الهی سیر تمدن و حرکت تکاملی و سقوط و افول تمدنی را معنی دار می‌سازد

ظرفیت‌های تمدنی در ابعاد جهان بینی، انسان شناختی ، ارزش‌ها و هنجارها و شریعت اسلامی و آینده نگری اسلام، ظرفیت شگفت آوری را برای اسلام فراهم نموده است. معنای یابی زندگی و اخلاق محوری و مسئولیت و امانت داری انسان و غایت و همراهی سعادت اخروی و دنیوی با پشتوانه کار و تلاش از آن جمله است. در این مرام کرامت انسانی، برادری انسان‌ها، عدالت مداری و خرد گرایی و پرهیز از خرافه گرایی توان‌های بالقوه آدمی را برای شکوفا شدن آزاد می‌سازد. سرمایه های اجتماعی را مغتنم می شمارد و بر اعتماد می‌افزاید و نظم اجتماعی را مستقر می‌کند و زندگی مسالمت آمیز را با اهل ادیان و مذاهب دیگر فراهم می‌سازد. تعاون وتکافل ایجاد می‌کند و بهره‌وری را با رویکرد امانت داری انسان به حداکثر رسانده و اعتدال و میانه روی برقرار می‌کند

فرآیند استقرار نظام و تمدن اسلامی

با دقت در فرآیند استقرار نظام اجتماعی و تمدن اسلامی از سوی رسول مکرم اسلام و پیشوایان دینی ملاحظه می‌شود که آنان اقدامات خود را، طی روند و فرایندی دقیق و حساب شده مطابق اقتضائات محیطی و انسان شناختی به اجرا در آوردند. رسول مکرم اسلام، دین خود را ادامه مسیر انبیاء سلف خواندند و از این جهت با پشتوانه روحی و روانی کار خود را آغاز کردند. این وضعیت با پیش بینی انبیاء و کتب مقدس در دست اهل ادیان، از آمدن رسول اسلام حتی با نام و توصیف دقیق صفات تقویت و اعتبار دو چنان می‌یابد. سیره و سبک زندگی حضرت که متصف به اصلی‌ترین صفت مورد نیاز برای چنین مسئولیتی نیاز است یعنی صفت «امین» بودن و از نژاد نیکان بودن نیز حائز اهمیت است. پذیرش پیام از سوی نزدیکان، ظرفیت بسیار را برای رهبری نظام جدید ایجاد می‌کند. شرایط سنی نیز مفید واقع می‌شود.

این مرحله تبلیغ مقتضی صبر و بردباری و ممارست و پرهیز از هرگونه تعجیل است. سخن را باید با قاطعیت و اجتناب از شک و دو دلی بیان کرد و چشم انداز کار را نشان داد؛ اما کار را باید مرحله به مرحله پیش برد. سخن آخر و تعهد و مسئولیت پایانی را نباید از اول مطرح کرد. از روش گام به گام باید به خوبی بهره برد و تنها به این مقدار فعلاً اکتفا کرد که «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» مع‌الوصف باید گفت «انا ارسلناک کافه». مدارا و نرم خویی «انا معاشر الانبیاء امرنا بمداراه الناس کما امرنا بالفرائض» و «خلق عظیم» و «ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک» زمینه را برای رهبری فراهم می‌کند. از ظرفیت‌های موجود استفاده بهینه می‌شود و هیچ فرصتی از دست نمی‌رود. با بردگان سخن گفته می‌شود و از طبقات آماده تر نیرو تربیت می‌شود. معیار های جدید برای روابط و مناسبات که برای تحول بکار آید، ارائه می‌شود و عرب و عجم، آقازاده «مثل مصعب» و برده «نظیر بلال» در کنار هم قرار می‌گیرند. تیمی منسجم کم کم شکل می‌گیرد و پیامبر این بار به توسعه فضایی مبادرت می‌کنند عده ای را به حبشه اعزام می‌کنند. هم امنیت آن‌ها تأمین می‌شود و هم ندای جدید جهانی می‌شود؛ و نظام جدید پشتوانه افکار عمومی را با خود همراه می‌کند. عده ای نیز برای تبلیغ و گسترش نظام راهی دیار خود می‌شوند. ولی ارتباطات اجتماعی به طور کامل برقرار است. برای رهبری طوری زمینه فراهم شده که از اقتدار کاریزمایی به خوبی استفاده می‌کند. آیات مکی با محوریت اعتقادات و معاد و اصول دین هم از یک سو ریشه های نظام موجود را هدف قرار داده و نابود می‌کند و اعتبار برای آن باقی نمی‌گذارد و هم اساسی‌ترین بخش هویت سازی فرهنگی را پی ریزی می‌کند. نمادها با ظهور مناسک‌هایی چون نماز و آداب معاشرت، مرز نظام جدید را آشکار می‌کند.

نظام جدید توسعه یافته و به یثرب می‌رسد. نظام اجتماعی کامل در آنجا شکل می‌گیرد. هم مدیریت و رهبری نظام در اختیار نظام ساز است و هم روی فکر و مرام و اعتقادات و آداب و معاشرت کار می‌شود. نیروهای این نظام هم در جنگ با مشرکان شرکت می‌کنند و هم مبارزه با نفس خود را جهاد کبر می‌دانند و از مهم‌ترین شاخص‌های این مبارزه ترجیح امر و دستور رهبری بر خواست برداشت خویش است. پس سطح خرد و کلان، به هم می‌آمیزد و یکپارچگی و انسجام می‌آفریند؛ و رهبری در همان حال که نیروهای انسانی از فرط گرسنگی سنگ به شکم بسته‌اند، و خود رهبر، همچون یک سرباز و کارگر ساده، مجبور است برای حفر خندق برای حفظ کیان نظام کلنگ بزند؛ با هر جرقه ای که از تماس کلنگ با سنگ بر می‌خیزد، فتح ابر قدرتان آن زمان نوید داده می‌شود ... چشم اندازی به این بلندی در آن شرایط جز از سوی پیامبر نمی‌توانست بر زبان کسی جاری شود. نکته اینجا است که از نظر شخصیتی و اعتقادی مؤمنان، جوری کار شده و شخصیت افراد محکم و با ثبات شده که در این قصه تردید نمی‌کند؛ و با امید به آینده بر تلاششان می‌افزایند.

نظام، برای رسیدن به چشم انداز خویش باید فراز و نشیب‌هایی را پشت سر گذارد. هم بدر را تجربه کند و هم احد را؛ اما تجربه بیاموزد و تهدیدها را به فرصت مبدل کند. در این شرایط همراه با کار دفاعی نظام در درون نیز ساخته می‌شود. زیر بناها در سور مکی ارائه شده و با صواب تکرار آیات دائم در حال زایش و توسعه است. اما، شرایط، برای نزول آیات مدنی فراهم می‌شود. آیاتی که نظام مدنی را می‌سازد. اقتصاد، خانواده، سیاست، محیط زیست، شهر سازی و معماری، و... ارائه می‌شود و همزمان کار توسعه جغرافیایی نظام نیز مورد توجه است. سفیران به کشورهای مختلف اعزام می‌شوند. انتظار این نیست که همه به این دعوت پاسخ مثبت دهند ولی باید کار آغاز شود تا روزی زمینه تحقق آن فراهم شود.

این تلاش به این‌ها خلاصه نمی‌شود. باید آینده نظام نیز، تضمین گردد؛ لذا بحث امامت و رهبری دائم مورد توجه پیامبر قرار دارد. در هر فرصتی، رهبر شایسته پس از خود را معرفی می‌کنند «انا و علی ابوا هذه الامه» و «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» این سخن و سخنانی با این مضامین بارها در مواقع حساس تکرار می‌شود. تا اوج آن در غدیر خم، آن هم با شرایط خاص که حاکی از اهمیت موضوع است، اتفاق می‌افتد. کتاب و اهل بیت مورد سفارش قرار می‌گیرند.

از اقدامات اساسی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آ له) ایجاد امنیت و آرامش برای مسلمانان بود. ایشان بدین منظور درصدد برقرار ارتباط با طائف بر آمدند و از سوی دیگر، تعدادی از مسلمانان را به حبشه فرستادند و در نهایت با اهل یثرب توافق کردند و به آنجا مهاجرت کردند. از اولین اقدامات پیامبر پس از استقرار در مدینه عبارت بود از :

1. تدوین نخستین پیمان نامه عمومی در اسلام: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در ماه های اولیه حضور خود در مدینه، عهدنامه ای با یهودیان مدینه منعقد کردند. در این پیمان نامه، پیامبر آیین و ثروت یهودیان را طی شرایطی محترم شمرد. این عهدنامه مبیّن آن است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) چگونه به اصول آزادی و نظم و عدالت در زندگی احترام می‌گذاشت و چگونه با این پیمان، یک جبهه متحد در برابر حملات خارج به وجود آورد. (سبحانی، فروغ ابدیت، ج 1: 377).

2-پیمان برادری میان مهاجر و انصار:هشت ماه پس از هجرت، رسول خدا میان مهاجر و انصار قرار برادری نهاد که در راه حق، یکدیگر را یاری دهند و پس از مرگ، از یکدیگر ارث ببرند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آ له) با این اقدام، مهاجر و انصار را از هر جهت با هم متحد ساخت. کار مساوات و برادری بدان جا کشید که هر مسلمانی برادر مسلمان خود را بر خویشتن مقدّم می‌داشت.

3-تحکیم روحیه تعاون و همکاری بین مسلمانان از اقدامات مهم رسول خدا در جامعه نوبنیاد بود.
. اصل مشورت در امور از عوامل ایجاد روحیه تعاون و همکاری است. در قرآن کریم، مشورت از ویژگی‌های مورد تشویق و تأکید به شمار آمده و در کنار «استجابت خدا» و «نماز» و «انفاق» مطرح شده است: (شوری: 37ـ38)

4-از اولین اقدامات نبی مکرّم (صلی الله علیه و آ له) پس از هجرت به مدینه، اقدام به تأسیس پایگاهی بود که مردم در آن به عبادت پرداخته با هم انس گیرند و در جریان امور قرار گیرند و در آن به تعلیم و تربیت بپردازند و آن تأسیس مسجد بود. تمام مسلمانان حتی شخص پیامبر در ساختن و فراهم کردن وسایل ساختمانی آن شرکت کردند.

5-پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آ له) با نهادینه کردن اصول و موازین اخلاقی در بین مردم و ارائه الگوها و اسوه های عملی جامعه را به درجه ای از تعالی رسید که یک عرب اصیل قریشی، عار نمی‌دانست که با عرب صحراگردی عقد اخوّت ببندد.

6-رسیدن به اهداف اسلام مستلزم تلاش بی وقفه و صبر و بردباری است لذا این واژه با مشتقاتش بیش از 100 بار در قرآن کریم تکرار شده است. رسول خدا (صلی الله علیه و آ له) در اداره امور و هدایت مردم بیشترین بردباری و شکیبایی را داشت؛ و آن حضرت، خود می‌فرمود: «برانگیخته شده‌ام که مرکز بردباری و معدن دانش و مسکن شکیبایی باشم. (مصباح الشریعه، ترجمه حسن مصطفوی، تهران، قلم، 1363، ص 155 به نقل از منتظر القائم، 1388)»

7-پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آ له) توانست در مدت زمانی کوتاه، به وسیله اسلام صلح و صفا را در میان قبایلی که بیش از یک صد سال جنگ و خون ریزی و اختلاف در میان آن‌ها جریان داشت، ایجاد کند و از اعراب مجاهدان فداکاری بسازد که الگوی همیشه جهانیان باشند و در اندک مدتی ابر قدرت‌های آن زمان را از پای درآورند.

 8-پیامبر بر کار و تلاش تأکید کردند و دست کارگر را بوسیدند و کسی را که برای تأمین زندگی خود و خانواده‌اش تلاش می‌کند را مثل مجاهد در راه خدا دانست؛ و کسی که خود را بر دیگران تحمیل کند را ملعون خواند.

این رویه نظام سازی در سیره امامان نیز جاری و ساری است و برای پس از خود نیز راهکار مشخص اجرای ارائه می‌شود و مهم‌تر این که در این نظام کار پایان یافته تلقی نمی‌شود. آنچه باید اتفاق بیفتد هنوز اتفاق نیفتاده. چشم انداز بسیار عالی و متعالی است. باید از بیست و هفت علم، بیست و پنج تای آن در زمان ظهور بقیه الله الاعظم آشکار گردد و مؤمنان باید برای تحقق آن وعده الهی تلاش کنند؛ و تلاش آن‌ها نیز با رهبری کارشناس عادل صورت می‌پذیرد.

در این نظامی که پیامبر عظیم‌الشأن و ائمه اطهار بنا گذاشتند. «شریعت مانعی بود بر سر راه سو استفاده حاکمان یا خلفا از قدرت خود و گذشته از این شریعت قوانین و شروط مشخصی نیز برای عقد قرار داد تنظیم نمود. در نتیجه تعجب آور نیست که چرا بازرگانان مسلمان حامیان قوی شریعت بودند. علاوه بر این بسیاری از نشانه‌ها بیانگر وجود آزادی‌های بیشتر شخصی در اسلام نسبت به اروپای قرون وسطا می‌باشد. وظایف نیز بر پایه مسئولیت‌های قرار دادی مساوات طلبانه تعیین می‌شدند. این امور در بردارند مفاهیمی عقلانی بودند که بر طبق نظر هابسون بیشتر با مفهوم مدرن جامعه قرابت داشتند تا با مفهوم سنتی جماعت. »(هابسون،1389 : 74)

جان هابسون انگلیسی (استاد دانشگاه) در کتاب ریشه های شرقی تمدن غربی پرده از چهره مخفی اروپا محوری بر داشته و با آمار و ارقام و مستندات به بخشی از واقعیت‌های تمدنی اسلام و ناچیز بودن تمدنی غرب و اسلام هراسی اروپا به خاطر نیاز به هویت بخشی به جامعه خود برداشته است که نمونه‌هایی از این اعتراف‌ها ارائه می‌شود : «طرفداران نظریه اروپا محوری چنین پنداشتند که تنها از سال 1500 م با ظهور اروپا به عنوان یک تمدن پیشرفته بود که عصر اکتشافات اروپایی شروع شد و این هم به نوبه خود منجر به فروپاشی دیوارهایی شد که تمدن‌های بزرگ دنیا را دور از هم نگه داشته بود؛ و در نتیجه راه برای عصر بعدی یعنی عصر جهانی شدن غربی هموار شد. عصری که در قرن نوزدهم میلادی شروع شد و پس از سال 1945 م ( 1324 ه. ش به اوج خود رسید. این تصویر رایج اروپا محوری در وهله نخست افسانه است چرا که اقتصاد جهانی‌ای که انزواطلبی تمدنی را از بین برد، عملاً در قرن ششم در طی عصر اکتشافات آفروآسیایی آغاز شد... اروپاییان به اصطلاح پیشتاز تا حد زیادی بر اساس شرایطی که آفریقایی‌ها، ایرانی‌ها و عرب‌های خاورمیانه بر آن‌ها تحمیل نمودند وارد این عرصه جهانی که از پیش وجود داشت شدند) همان : 61»

«شرقی‌ها از سال 500 م به بعداً توانستند یک شبکه ارتباطی و یک اقتصاد جهانی ایجاد کنند که در خلال آن ” منابع و مجموعه دستاورد های ” پیشرفته تر شرقی (همچون افکار و اندیشه‌ها، رسوم و نهادها و فناوری‌های شرقی) در غرب انتشار یافت که در آنجا غربی‌های این دارایی‌های شرقی را به واسطه چیزی که من جهانی شدن شرقی می‌نامم جذب نمودند. ثانیاً امپریالیسم غربی از سال 1492 م (فتح کریستف کلمب) به بعد موجب شد که اروپاییان به هر طریقی از پایه های اقتصاد شرقی جهت فراهم نمودن امکان ظهور غرب به نفع خود بهره برداری نمایند. .خلاصه اینکه غرب به شکلی مستقل بدون کمک گرفتن از شرق به وجود نیامده است. ”(همان)»

 «بالاخره اینکه امتیاز و برتری اسلام بر دیگران به واسطه قدرت گسترده فوق‌العاده آن بود. اسلام توانست فضای افقی را تسخیر کند و و این به سبب توانایی بالای آن در گسترد و نفوذ به بخش‌های بزرگی از کره زمین و همچنین گسترش دادن نظام سرمایه داری بود. مکه نیز به نوبه خود به عنوان یکی از مراکز شبکه تجارت جهانی مطرح بود. حوزه قدرت اسلام از قرن هفتم به بعد به سرعت گسترش یافت. تا جایی که مدیترانه عملاً به دریاچه ای اسلامی و اروپایی غربی به دماغه ای در درون اقتصاد جهانی آفروآسیایی تبدیل شد. اسلام از طریق اسپانیای اسلامی (اندلس) تأثیر زیادی در توسعه و پیشرفت (جهان) به ویژه اروپا داشت.» (همان : 75)

«اسلام از طریق سنت‌های پایدار و قدیمی شهری رشد و نمو نمود. ماکسیم رودینسون نیز با طرح این ادعای کلی به تقویت این دیدگاه می‌پردازد : فشردگی و تراکم روابط تجاری در جهان اسلام موجب شکل گیری نوعی بازار جهانی با ابعاد و گستره ای بی سابقه شد. این گسترش و توسعه مبادلات امکان تخصص گرایی منطقه ای در صنعت و کشاورزی را نیز فراهم نمود. (همان : 76)»

 «جهانی شدن چیزی منحصر به قرن بیستم و یا پیامدی قابل توجه تنها برای این قرن نیست. ظهور جهانی شدن شرقی بیش از هر جای دیگری مدیون خاورمیانه اسلامی / شمال آفریقا است. مسلمانان (و سیاهان) شمال آفریقا و همچنین مسلمانان خاورمیانه با اقدامی هماهنگ در جهت ساخت یک اقتصاد جهانی با نفوذ و مهم آن هم در مقیاسی وسیع به پیشگامان واقعی نظام سرمایه داری در جهان تبدیل شدند.» (همان : 69)

«پس از سال 500 م ایرانی‌ها، عرب‌ها، آفریقایی‌ها، چاوه ایها، یهودی‌ها، هندی‌ها و چینی‌ها یک اقتصاد جهانی به وجود آوردند و تقریباً تا سال 1800 م ( 1179 ه. ش) آن را در دست خود نگه داشتند و در طی این دوره تمدن‌های بزرگ جهان پیوسته با هم در ارتباط بوده‌اند. همان : 64»

«هر چند که قدمت ظهور مجموعه ای از ارتباطات جهانی به هزاره اول پیش از میلاد (یا حتی پیش‌تر) باز می‌گردد، اما از حدود سال 500 م بود که تقریباً همه شکاف‌های مانع ارتباط بین مناطق مختلف پر شد. احیای مجدد نقش شتر به عنوان وسیله حمل و نقل بین ساله‌ای 300 تا 500 م در این باره از اهمیت ویژه ای برخوردار می‌باشد. »(همان : 68)...می‌توان این دوران را با دوران راه یابی دریانوردان اروپایی به اقیانوس‌ها پس از سال 1500 م مقایسه نمود (همان : 69)

«بر طبق نظر پل بایروچ در آمد جهان سوم (شرق) در سال 1750 م ( 1129 ه ش) 220%، در سال 1830 م ( 1209 ه ش) 124% و در سال 1860 م ( 1239 ه ش) 35% بالاتر از غرب بود. توجه داشته باشید منظور از غرب در آمد اروپا، قاره آمریکا، روسیه و ژاپن است. در حالی که منظور از در آمد شرق در آمد آفرو آسیاست. سطح در آمد غرب تنها در همین اواخر یعنی از سال 1870 م ( 1249 ه ش) بود که از سطح در آمد شرق فراتر رفت. (همان :137)»

«اگر نظر بایروچ درست است پس قاعدتاً باید علت اصلی عقب‌ماندگی و توسعه‌نیافتگی جهان سوم (کنونی) را در بهره کشی‌های استعماری جستجو نمود و چندان ربطی به امتیازاتی که احتمالاً موجب برتری اروپا شده‌اند یعنی پیشتازی علمی قرن‌ها انباشت آرام (سرمایه) و تفوق مالی و سازمانی ندارد.» (همان : 137)

«خلاصه اینکه بر حسب در آمد ملی می‌توان به خوبی نشان داد که حتی تا همین اواخر به سال 1750 م هم غرب تقریباً با شرق برابر بود. (همان : 138)»

«بین سال‌های 1700 تا 1850 م ذهن خیال پرداز اروپایی جهان را به دو اردو گاه کاملاً متضاد تقسیم بندی نمود و یا به عبارت بهتر وادار به تقسیم بندی نمود : غرب و شرق (یا غرب یا سایرین) ...به عبارت بهتر غرب به گونه ای به تصویر کشیده شد که گویی ذاتاً از نعمت فضائل و ارزش‌های منحصر به فرد برخوردار است آن عقلانی، سخت کوش، مولد، فداکار و صرفه جو، لیبرال دموکرات، درست کار، پدر وار و با تجربه، پیشرفته، خلاق، فعال، مستقل، مترقی و پویا ست. اما شرق درست در مقابل غرب قرار داشت : غیر عقلانی و خود رأی، تنبل، غیر مولد، سهل انگار و غیر عادی و در عین حال افسون گر و بی قید بند، مستبد، فاسد کودک وار و بی تجربه، عقب افتاد ف مقلد، منفعل؛ وابسته، راکت و ایستا (همان : 27- 28) (آپارتاید نژادی)»

«در طی سال‌های اولیه قرون وسطا اروپایی‌ها اقدام به ارائه یک تعریف سلبی از خودشان در برابر مسلمانان نمودند. این اقدام جهت شکل گیری جهان مسیحیت اقدامی ضروری بود که این هم به نوبه خود امکان تثبیت نظام سیاسی و اقتصادی فئودالی را که در طی سال‌های پایانی هزاره اول میلادی به منصه ظهور رسیده بود، فراهم نمود. در ضمن همین هویت بود که به شعله‌ور شدن جنگ‌های صلیبی منجر شد. (همان :53)»

«سپس در طی قرن هجدهم میلادی بازسازی هویت اروپایی منجر به خلق چیزی شد که من با عنوان نژاد پرستی پنهان از آن یاد می‌کنم چیزی که در ادامه موجب اعتقاد به اصل اخلاقی رسالت متمدن سازی امپریالیستی شد.»(همان : 53)

«با کشف این تصویر بزرگ‌تر که نظریه اروپا محوری آن را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد ارائه تصویری ناب از تمدن غربی به عنوان تمدنی مستقل، خلاق و از نظر اخلاقی پیشرفته – بیشتر همچون تصویری دوری ین گری اثر اسکار وایلد به نظر می‌رسد که چهره واقعی‌اش از تماشاگران مخفی نگه داشته شده است. »(همان : 54)

اصول نظام و تمدن سازی اسلامی

آیه الله جوادی ملی در مقدمه کتاب مفاتیح الحیات پانزده اصل را اصول مباحث آن کتاب دانسته‌اند که آن اصول به واقع اصول نظام و تمدن سازی اسلامی است؛ و آن‌ها عبارتند از:

1-   تمدن جامعه انسانی در آیینه تدین او ظهور می‌کند. چنین مسافری هماره با حق همراه بوده و از منظر حق، جهان جماد و نبات و حیوان و انسان و فرشته را می نگردد و در قلمرو هر یک حکم مناسب دارد.

2-    حق مداری گاهی در مرآت فلسفه و کلام ظهور می‌کند و زمانی در آیینه سیاست، اجتماع، اقتصاد، فرهنگ و مانند آن

3-    حق محوری در تدبیر نظام اجتماعی با سه عنصر مهم جهان دانی، جهان داری و جهان آرایی سامان می‌پذیرد. به طوری که هر لاحق مرهون سابق و هر سابق پایه لاحق خواهد بود. تدبیر و مدیریت هر ساحتی فرع معرفت هستی شناسانه آن عرصه است که فن عریق جهان دانی کفیل آن است؛ یعنی مواد نظام بخش مدیریت برگرفته از مبانی کشور داری است و آن مبانی از منابع جهان دانی که ریشه اصلی آن معرفت وحیانی و شاخه های کاشف آن عقل برهانی و نقل معتبر است استنباط می‌شود وگرنه هوا مداری جای حق مداری را غصب و هوس محوری جای عقل و عدل محوری را اشغال خواهد کرد.

به عنوان نمونه مواد حقوقی سیاست – اجتماع – اقتصاد، فرهنگ و مدیریت را مبانی عدل، استقلال، آزادی، امنیت، امانت، محیط زیست، حسن هم‌جوار، زندگی مسالمت آمیز، احترام متقابل و مانند آن تشکیل می‌دهد و مهم‌ترین مبنا در میان مبانی یاد شده همانا عدل است و مفهوم عدل یعنی هر چیزی را در جای خود قرار دادن  

4-    تمدن ناب وقتی در آیینه تدین ظهور می‌کند که عناصر محوری آن حق مداری باشد؛ و آن عناصر سه‌گانه عبارتند از قانون، هیئت حاکم (مجریان و داوران). مردم

الف) قانون حق مدار از آفت افراط و تفریط مصون است و چنین چیزی همان هسته مرکزی عدل است.

ب) هیئت حاکم مؤمنان به قانون در دو بخش عقیده و عمل (اعم از عمل نفسانی و بدنی) یعنی دو عنصر اصیل ایمان و اَیمان اند. به آنچه خداوند به وسیله قرآن و عترت فرمود ایمان دارند و به آن متخلق اند و برابر آن عمل می‌کنند و به آنچه به جامعه تعهد سپرده‌اند پای بنداند لذا با کافر می‌توان زندگی مسالمت آمیز داشت؛ ولی با مستکبر هرگز.

5-    تمدنی که در آیینه ظهور دارد مشروعیت خود را همانند تدین شریعت محور ارزیابی می‌کند. شریعت الهی در مدار ثبوت و اثبات می‌گردد. از ثبوت شریعت به قانون گذاری یاد می‌شود و از اثبات آن به قانون شناسی. قانون گذار کسی است که بدون شریک و ظهیر، اشیاء و اشخاص را آفرید و این ذات پاک جز خدا نیست. «ان الحکم الا لله» (یوسف :40).و قانون شناس مستقیم که از آن آگاهی معصومانه دارد انسان کامل معصوم به نام حضرت ختمی نبوت (ص) است. بعد از مرحله نخست مرحله وحی یابی درباره قانون شناسی است که منحصراً به انسان کامل معصوم (ع) ارائه می‌شود مرحله سوم قانون شناسی به وسیله برهان عقلی یا دلیل معتبر نقلی است ... یک متفکر از راه تأمل و تدبر در منابع معرفتی به مبانی می‌رسد و از مبانی به مواد فقهی و حقوقی راه می‌یابد.

6-   مشروعیت یک قانون گاهی بر اساس تشریع صاحب شریعت است و زمانی بر پایه تأیید و امضای اوست. مشروعیت تأسیسی از ابتکارت قانون گذار است و غیر از دلیل نقلی معتبر، کاشف دیگری ندارد هیچ کشفی از ناحیه عقلی نسبت به آن وجود ندارد. مشروعیت تأییدی و امضایی از ابتکارات قانون‌گذار است و برهان عقلی اکتشاف و شناسایی آن را بر عهده دارد و گاهی دلیل نقلی خاص در امضای آن وجود دارد و زمانی با سکوت آورندگان قانون الهی. همراه است. مشروعیت این بخش از قوانین دینی به تأسیس عقل نخواهد بود و هرگز قانون دینی بشری نمی‌شود، چون عقل انسان فقط سراج است و هرگز چراغ کار صراط را نمی‌کند؛ بلکه راه را قبلاً راه آفرین مهندسی می‌کند، آنگاه آن را به وسیله چراغ عقل یا نقل و گاهی به سبب هر دو برای جامعه بشری روشن می‌کند و در مواردی که امور جامعه بر مبنای عادت‌های قومی و سنت‌های فرسوده قبیله ای سامان می‌پذیرد و صبغه عقلانیت ندارد به وسیله دلیل خاص یا عام ردع شده و مردود می‌گردد. قسمت مهم مشروعیت تأسیسی و ابداعی را می‌توان در دستورهای عبادی مشاهده کرد و بخش مهم مشروعیت تأییدی و امضایی را می‌شود در احکام عقود تجاری یافت.

7-   فرق اساسی بنای عقلا و حکم عقل سبب تمایز تأیید و امضاء از یکدیگر خواهد بود. برهان عقلی اصلاً نیازی به دلیل نقلی ندارد و اگر چنین دلیلی یافت شد به عنوان تأیید برهان عقلی می‌شود؛ لیکن بنای عقلا حتماً نیازمند به دلیل معتبر نقلی جهت امضاء است. , چرا که برهان عقلی از سنخ علم است نه فعل و علم برهانی حجت خود را همراه دارد ولی بنای عقلا از سنخ فعل است نه علم و فعل غیر معصوم هرگز حجت الهی نخواهد بود؛ لذا نیازمند به امضاء و متمم است.

8-   اسلام که جهان شمولی خود را با دو اصل کلیت و دوام اعلام داشت؛ کیفیت تعامل صحیح بشر با یکدیگر و نیز با زمان و زمین و سپهر را بخوابی بیان کرد و نحوه تبیین آن به این است که اصول جامعه و مبانی کلی را به وسیله عقل و نقل بیان کرد و قدرت تحلیل، تعلیل، توجیه و استنباط مسائل خاص و فروع جزئی را در نهان انسان نهادینه کرد و برای شکوفایی ذخائر فطری و دفائن عقلی او پیامبران خود را با نوآوری‌هایی که در دسترس بشر نبوده و نیست اعزام فرمود؛ آنگاه حوزه حیاتی وی را در سه بخش محلی، محلی، منطقه ای و بین‌المللی تشریح کرد؛ و سپس وی را با دل مایه فطری و جان مایه عقلی از یک سو و سرمایه نقلی از سوی دیگر مأمور به معمور کردن عصر و مصر خود کرد و چنین دستور داد : «هو انشأکم من الارض و استعمرکم فیها فاستغفروه ثم توبوا الیه ان ربی قریب مجیب» (هود :61)

9-   راز جاودانگی اسلام در داشتن منابع غنی اولاً و تشویق به استنباط مبانی قویم از آن منابع سرشار ثانیاً و ترغیب به استخراج مواد فقهی، حقوقی، اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی، درمانی و... ثالثاً نهفته است؛ و دو طرز اجتهاد را به جامعه تعلیم داد که هر دو مکمل بند. اجتهاد نخست همان اجتهاد علمی رایج حوزه های علمیه است و اجتهاد دوم که صبغه موضوع پروری آن واضح و جریان اجرائی بودن نه تقنینی آن روشن است همان است که در میان اقوام و ملل با گرایش‌ها و منش‌های متفاوت رواج دارد و اسلام قسم زیبا و خیر و عدل و احسان آن را امضاء و ترغیب فرمود و بر بنا گذاری سنت‌های حسنه تشویق کرده و فرمود : هر بنده خدا که راه و رسم هدایت گری را بنیان نهد، پاداش عامل به آن را دارد؛ بی آنکه از اجر دیگران کاسته شود و هر که راه و رسم گمراه کننده ای را پایه گذاشت، در کیفر و پیامد عمل با آن شریک است؛ بی آنکه از کیفر دیگران کاسته شود. «(ثواب الاعمال :132)»

10-                    ره توشه رسیدن به تمدن ناب در آیینه تدین، برهان عقلی، دلیل معتبر نقلی و عرفان شهودی است. البته پشتوانه دلیل نقلی، همان عقلی است که منقول از انسان کامل معصوم را حجت می‌داند و پشتیبان قضایای نظری عقلی قضایای بدیهی عقلی‌اند که در پرتو بیّن بودن آن‌ها قضایای نظری مبیّن می‌شوند

11-                    قواعد امتناع جمع دو نقیض و امتناع ارتفاع دو نقیض، امتناع دور و تسلسل، امتناع اجتماع دو ضد، استحاله جمع دو مثل و مانند آن وجه مشترک حکمت نظری «بیان بودها و نبودها» و حکمت عملی «بیان بایدها و نبایدها» است و ضرورت حسن عدل و قبح ظلم در حد سبب تام و حسن صدق و قبح کذب در حد اقتضاء که با دگرگونی علل و عواملی به نصاب علت تام می‌رسد حسن یکی و قبح دیگری به نحو ضروری روشن می‌گردد؛ مختص حکمت عملی است. پس بدون اطلاع از مبانی حسن و قبح عقلی، قدرت جهان داری و جهان آرایی ممکن نخواهد بود

12-                     مدیریت خارجی و تأثیر در اشیای عینی دو قسم است الف از راه علم به مبادی، ابزار، شرایط، موانع و مانند آن؛ ب از راه اراده شکست ناپذیر. این راه برتر از صلوح فکری و نقل و انتقال عادی است و گاهی مخصوص صنف خاص است مانند معجزه. معجزه مقدور هیچ بشر عادی نیست و نخواهد بود

13-                    جهان لبریز از حیات است؛ و هیچ موجودی مرده و بی روح نیست همه در حال تسبیح خداوند اند. آدمی در این تمدن به همه احترام می‌گذارد و هرگز زشتی و زیبایی اشخاص و اشیاء را بر مدار حسن و قبح انسان نمی‌سنجد در این حیات، چیزی به نام مرگ یافت نمی‌شود آخرت حیات است «ان الدار الاخره لهی الحیوان» (عنکبوت :64)

14-                    استقلال اقتصادی همانند استقلال فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی از عناصر محوری تمدنی است که هویت خود را در تدین الهی می‌داند و رسیدن به چنین هدف والایی در شناخت سرمایه های اصلی یک ملت و مملکت از یک سو و تبدیل آن به سرمایه دیگر از سوی دیگر و پرهیز از هزینه کردن سرمایه برای لوازم روزانه کشور از سوی سوم و تولید صورت های متنوع از مواد اولی خلقت و بی نیازی اقتصادی از اقوام و ملل دیگر با قناعت در مصرف از سوی چهارم است؛ لیکن ارتباط متقابل و پیوند متماثل اقتصادی محذوری نخواهد داشت.

15-                    آدمی در این تمدن همه حاجت‌های فردی و جمعی جامعه را با مدیریت صحیح با بهره‌وری درست به پیش می‌برد و در هیچ کاری صحابت حق را فراموش نمی‌کند؛ به طور یکه هم بستن شتر را قرین توکل می‌داند و هم گشودن آن را بعد از بستن (جوادی آملی 1391 :60—39)

الزامات تمدن سازی

تعالیم اسلامی همواره دو هدف اساسی را پی گیری می‌کند، هدف اول انسان سازی است و هدف دوم تمدن سازی است که آن هم فضای رشد و تعالی انسان کامل را تأمین می‌کند. به تعبیر آیت ا... جوادی آملی «مهم‌ترین هدفی که حکومت اسلامی به همراه دارد... دو چیز است: اول انسان‌ها را به سوی خلیفةا... شدن راهنمایی و مقدمات سیر و سلوک آن را فراهم کردن، دوم کشور اسلامی را مدینه فاضله ساختن.» (اسلام و محیط زیست ص ۴۵-۴۶)

هدف اول حفظ صبغه الهی و دینی در تمام فرآیندهای ناظر به انسان سازی و تمدن سازی است که خروجی آن انسان‌های الهی و جامعه الهی است

هدف دوم از تبیین الزامات نرم افزاری و فرهنگی، ناظر به پیاده سازی و تحقق عینی تمدن اسلامی است که با نگاهی فرآیندی به نظام تعلیم و تربیت دینی میسر خواهد بود، به این معنا که باید تمام فرآیندهای لازم برای تحقق فرهنگ و تمدن اسلامی تبیین و طراحی و حلقه های لازم برای اجرای طرح تمدن سازی دینی بر اساس محاسبات و مهندسی الهی تکمیل شوند. در این باره می‌توان به نکات زیر توجه نمود :

1-مواد اولیه تمدن سازی دینی مفاهیم، علوم و معارف قرآنی‌اند، و قرآن کریم نیاز به مفسر دارد و معصومین (ع) مفسران قرآنند؛ لذا باید در وهله نخست به ثقلین تمسک جست. قرآن مجید کلید کشف گنجینه های علوم را در اختیار بشریت قرار داده است. به تعبیر رسول مکرم اسلام صلی ا... علیه و آله و سلم: «هر که طالب علم پیشینیان و آیندگان از اول تا آخر دنیاست در قرآن کندو کاو کند.» (میزان الحکمه، حدیث ۱۶۶۰۷، جلد نهم)

2-تلاش مجدانه با اعتقاد راسخ :این ویژگی موجب شد تا در صدر اسلام تمدنی پایه گذاری نمایند که پایه و اساس تمدن‌های بعدی گردد

3ـ رعایت ارزش‌های اخلاقی در بعد علمی: در این خصوص مسلمانان بر این باورند که:

الف ) نسلی مدیون نسل قبلی است، بدون این که بعضی لغزش‌ها و اشتباهات پیشینیان چیزی از ارزش آن بکاهد.
ب )برای تجدیدنظر در گفته های پیشینیان هیچ مانعی وجود ندارد، به شرط این که در ردّ و ایراد زیاده‌روی و اشکال تراشی نشود.
ج )به عقیده دانشمندان اسلامی، هیچ دانشمندی به هر مرتبه ای که از دانش رسیده باشد، از لغزش و خطا مبرّا نیست.

این نگرش مسلمانان نسبت به نقد و انتقاد، باعث شده است که بنا به شهادت تمامی موّرخان، مسلمانان پس از فتح سرزمین‌های جدید، کشتار و خونریزی به راه نینداختند و وحشت و خشونت ایجاد نکردند، بلکه با آزاد گذاشتن مردم در اعتقادات خود، بهترین زمینه را برای گشایش باب علم فراهم نمودند. نقطه اوج این کمال را در مسلمانانی می‌یابیم که وارد اندلس شدند. آنان پس از ورود به اندلس، تمام همّ خود را صرف علم و دانش و آبادانی آن سرزمین نمودند.
4- بومی سازی علمی و فرهنگی: گرچه مسلمانان دانش را گمشده خود می‌دانند که می‌بایست در دست هر کسی هست ان را فرا بگیرند، ولی به تلید و اقتباس اکتفا نمی‌کنند و آن را با محک اصول هستی شناختی، انسان شناختی و معرفتی و روشی خود بر انداز کرده و بازسازی کرده و رنگ بومی بدان می‌دادند و بر آن می‌افزودند مساجد و بناهای به جامانده از عصر طلایی تمدنی اسلام حاکی از آن است که با فرهنگ اسلامی امتزاج کامل دارد و بعد فرهنگی آن را به هیچ‌وجه نمی‌توان از بعد فنّی جدا کرد.

همچنان که در مرحله اولیه تمدن سازی اسلامی مسلمانان در عرصه بهره گیری از دانش‌های بشری سه مرحله اقتباس و ترجمه، نظام سازی و بومی سازی را پشت سر گذاشتند و در نهایت به نظریه پردازی در دانش‌های مختلف آن زمان دست یافتند در این مرحله نیز می‌بایست با دقت تمام این مراحل را به خوبی پشت سر گذاشت. به عنوان نمونه در مرحله نظام سازی مشاهده می‌شود که فلاسفه از عناصر پراکنده فلسفی به تولید نظامات فلسفی دست یازیدند و مراحل رشد و نمو فلسفه از مشاء و اشراق عبور کرد و به حکمت متعالیه با تجمیع عقل، و شهود و عرفان رسید؛ و در علوم پایه دانشمندان مسلمان به سازندگی و زایایی دست یافتند طرح معادلات درجه 3 و معادلات درجه 4 در قرن چهارم هجری و کشف مثلثات کروی توسط ابونصر فارابی نمونه‌هایی در این زمینه است

5-لازم است با تدوین الگوی توسعه اسلامی نقشه راهبردی و کلان تربیت انسان متعالی و ایجاد تمدن اسلامی طراحی شود و مبتنی بر آن، برنامه بخش‌های مختلف زندگی تدوین و مرحله به مرحله اجرایی گردد. با وجود یک نقشه کلی تکلیف تمام بخش‌های زیرمجموعه نیز به راحتی تعیین خواهد شد.

نتیجه گیری

ظرفیت‌های تمدن سازی اسلام هم در محتوا و هم در روش بی بدیل است. امروزه جهان آماده بهره گیری از الگوی تمدنی اسلام است و در پیچ تاریخی خود قرار گرفته است. محققان چهار عنصر رویکرد نظاممند، پویا و باز، دارای ظرفیت تعامل فرهنگی و تولید کننده همبستگی اجتماعی را از ویژگی‌هایی تمدن‌هایی می‌دانند که دارای ظرفیت بالای ماندگاری‌اند. اسلام که دارای دو ویژگی کلیت و داوم است و هر روز بیش از گذشته استعدادهای نهفته در آن به فعلیت می‌رسد؛ علاوه بر این چهار عنصر از عناصر بی بدیل دیگر نیز برخوردار است از جمله ابتناء بر فطرت، توسعه بخش ابعاد فردی و اجتماعی، تعریف دقیق از تضاد و وفاق اجتماعی، معنی بخش به هستی انسانی و تعریف شفاف از جهان، انسان، معرفت، دنیا و آخرت، قدرت و معنویت و...

قرآن و سنت معصومین به عنوان دو منبع ناب به همراه خرد ورزی و معنویت گرایی، اسلام را سازوکار شناخت حق و باطل، سنت حسنه و سنت سیئه بخشیده و تکامل اجتماعی را بر پایه تعالی فطری فردی تعریف و قوام اجتماعی را بر تعاون و اجتماع گرایی بر محور شریعت بخشیده است.

منابع و مآخذ

 

قرآن کریم

آیتی، محمّدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، چ چهارم، تهران، دانشگاه تهران، 1366

ابن خلدون، عبدالرحمن، 1385، مقدمه، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران :علمی و فرهنگی

 امینی، محمد رضا، نقش قرآن در تمدن اسلامی،بنیاد علمی فرهنگی بلال

توین بی، آرلوند، 1376، بررسی تاریخ تمدن، ترجمه محمد حسین آریا، تهران :امیر کبیر

حلبی،علی اصغر، تاریخ تمدن در اسلام ،تهران:اساطیر،1372

دورانت، ویل، تارخ تمدن، مشرق زمین گهواره تمدن، ترجمه احمد آرام، تهران شرکت بنی   حاج، محمد حسین اقبال، بی تا، ج

دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران،1377,چاپ دوم از دوره جدید، ج، 5

رادمنش، عزت اللّه، کلیات عقاید ابن خلدون درباره فلسفه، تاریخ و تمدّن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1357.

سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ج 1

سوروکین، الکساندر پیتریم، 1377، نظریه های جامعه شناسی و فلسفه های نوین تاریخ، ترجمه اسدالله نوروزی، رشت : حق شناس

فاضل قانع،حمید،ظرفیت های تمدنی اسلام ،قم: پژوهشگاه بین المللی جامعه المصطفی(ص) العالمیه (چاپ نشده)

کاتر، جان پی، رهبری تحول، ترجمه مهدی ایران نژاد پاریزی، چاپ سوم، کرج: مژسسه تحقیقات و آموزش مدیریت،1386

کاشفی، محمد رضا، 1387، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، قم : جامعه المصطفی العالمیه

لوبون، گوستاو، تمدن اسلام و عرب، سید هاشم حسینی، تهران، اسلامیه ، ج سوم، 1358

منتظر القائم، اصغر، 1384، تاریخ اسلام تا سال 40 هجری، اصفهان :دانشگاه اصفهان

منتظر القائم،اصغر  ، زهرا سلیمانی، توسعه وتمدن‌سازی در حکومت‌های دینی-، سال ششم، شماره چهارم، زمستان 1388، 65 84.

هابسون، جان ام، ریشه های شرقی تمدن غربی، ترجمه عبدالله فرهی، تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، 1389

هانتینگتون، ساموئل، نظریه برخورد تمدن‌ها، ترجمه مجتبی امیری، تهران: 1374 ش، ص 47

یعقوبی، عبدالرسول “تعامل تمدن اسلام و غرب
http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/32273 (Thu Sep 20 19:31:37 2012)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۲ ، ۱۰:۴۶
حسن خیری
کد خبر :191331 زمان مخابره : ۱۳۹۲/۹/۱۳  - ۱۰ : ۳۰


روحانیت و اقتضائات جامعه معاصر وارد بازار کتاب شد خبرگزاری رسا ـ با تلاش انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی کتاب روحانیت و اقتضائات جامعه معاصر، تألیف محمدکاظم کریمی به چاپ رسید.

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، کتاب روحانیت و اقتضائات جامعه معاصر از مقدمه و پنج نشست با عنوان‌های: «شیوه‌های برقراری ارتباط مؤثر با تأکید بر زمینه‌های تعاملی حوزه‌های علمیه و جهان غرب، معنویت‌های کاذب و رسالت روحانیت، تنوع فرهنگی (قومی ـ مذهبی) جامعه ایران، تبلیغ دینی؛ چالش‌ها و راهکارها و سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی» گردآوری شده است.

 

در مقدمه این کتاب آمده است: «اتصال معارف و آموزه‌های دین مبین اسلام به منابع ناب معرفتی وحی الهی و سنت اهل‌بیت علیهم‌السلام، مبین حقانیت آنها و اطمینان خاطر پیروان برای دفاع و عمل در چارچوب آنهاست. تبیین صحیح معارف و آموزه‌های اسلامی و فهم‌پذیر ساختن آنها متناسب با نیاز اقشار مختلف جامعه از وظایف اصلی عالمان دین است که با لحاظ دو شرط اساسی (آگاهی از نیاز مخاطب) و (شناخت محیط پیرامون) امکان تحقق می‌یابد و روحانیت شیعه به عنوان اصلی‌ترین مرزبانان و منادیان اسلام ناب، برای ابلاغ مؤثر پیام دین به مخاطبان خود در سراسر جهان، باید در بستر فهم نیازها و شناخت اقتضائات جامعه مخاطب، به این مهم مبادرت ورزند.»

 

اولین نشست، به شیوه‌های برقراری ارتباط مؤثر با مخاطبان، با تأکید بر تعاملات روحانیت شیعه اختصاص یافته است که در آن، استراتژی‌های اثرگذار و مدل‌های اقناع مخاطب در عرصه تبلیغ دینی بر اساس آموزه‌های غنی اسلام و منطبق با نیازسنجی جامعه فراهم شده و استفاده از ظرفیت مدل‌های مزبور و بهره‌گیری از این استراتژی‌ها را مورد عنایت قرار داده است.

 

نشست دوم، به تحلیل و بررسی معنویت‌ها و عرفان‌های کاذب در جوامع امروزی پرداخته است. بدیهی است، فطرت و نیازهای روحی انسان، اقتضائات ویژه‌ای را برای گرایش به معنویت واقعی ایجاد می‌کند تا انسان تشنه معارف و حقایق، کام عطشناک خود را به جرعه‌های نوشین آن، تر کند؛ اما این تکاپوی به حق انسانی در دوران مدرن بر اساس تنگ‌نظری‌ها و برداشت‌های ناروا به کج‌راهه‌هایی رهنمون شده است که کام فطرت انسانی را خشک و تشنه‌تر کرده، در دام عرفان‌ها و معنویت‌های وارداتی و بی‌مبنا گرفتار ساخته است.

 

در سومین نشست، تنوع فرهنگی (قومی ـ مذهبی) جامعه ایران، مورد توجه و بررسی است. در جامعه ایران که دارای تنوع فرهنگی بسیاری است، ناسیونالیزم قومی، به جهت ماهیت سکولاری و ضد دینی‌اش، رقیبی خطرساز برای اندیشه اسلامی قلمداد می‌شود که به شدت جامعه ما را با آسیب‌های جدی روبرو می‌سازد. جامعه ایران در عین تنوع، فرصت‌های زیادی را در دست دارد که با استراتژی‌های بخردانه مهم و دقیق، می‌توان روابط ساکنان این جامعه را بر اساس تنوعات موجود تنظیم و سامان‌دهی کرد.‌

 

در نشست چهارم، با عنوان (تبلیغ دینی؛ چالش‌ها و راهکارها) که توسط دکتر حسن خیری و دکتر حسام الدین آشنا ایراد گردیده مباحث مهمی مانند هویت و فضا در مخاطب‌شناسی و نیز اصول مهم تبلیغ دینی از منظرهای مختلف علمی پرداخته است و آسیب‌هایی که کارکرد اجتماعی روحانیت را در امر تبلیغ دچار آسیب می‌کند، مورد بحث قرار گرفته و در نهایت به عرضه راهکارهای مناسب، با توجه به فرصت‌هایی که برای تبلیغات دینی وجود دارد، پرداخته شده است.

 

در پنجمین نشست که آخرین نشست است به سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی نگاه موشکافانه افکنده و از دو منظر متفاوت جامعه‌شناختی و روان‌شناختی به تعریف مفاهیم، الگوهای رفتاری، عوامل و مؤلفه‌های مهم سبک زندگی پرداخته است. بررسی نظریه‌های اساسی در این‌باره با توجه به بسترهای مناسب و منحصر به فردی که دین برای سبک زندگی ایجاد می‌کند، از مهمترین محورهای مورد بحث در این نشست می‌باشد که به دلیل اهمیت این موضوع برای طلاب حوزه‌های علمیه و نقش آن در ارتقای آگاهی‌های آنها با توجه به سبک‌های زندگی مدرن، مناسب بود در این مجموعه گنجانده شود.

 

شایان ذکر است، کتاب روحانیت و اقتضائات جامعه معاصر، تألیف محمدکاظم کریمی با تلاش انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در 260 صفحه و با شمارگان 1400 نسخه و به قیمت 11000 تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است./992/پ202/ق

/

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۲ ، ۱۹:۵۲
حسن خیری

 

همایش آشنایی بابیماری ایدز وپیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر درواحدنراق برگزار شد

 

به همت حوزه معاونت دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی نراق همایش آشنایی با بیماری ایدز و پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر با حضور جمعی از مسئولین شهر نراق وشهرستان دلیجان واساتید ، دانشجویان وکارکنان در تالارعلامه نراقی واحدنراق برگزار شد .

دکترحسن خیری رئیس دانشگاه آزاد اسلامی ضمن عرض تسلیت به مناسبت اربعین سید وسالار شهیدان حضرت اباعبداالله الحسین (ع) به اهمیت جلسه اشاره کرد وگفت : بخش عمده پیشگیری از بیماری ایدز و ابتلا به اعتیاد مربوط به فرهنگ وفرهنگ سازی است .

حجت الاسلام خیری تاکید کرد : در خصوص موضوع پیشگیری از بیماری ایدز ومبارزه با مواد مخدر فرهنگ سازی یک امر بسیار مهم و اجتناب ناپذیر است وپیش از آنکه به مسائل مربوط به درمان وامور پزشکی پرداخته شود باید ساز وکارها وراه حلهای فرهنگی قضیه نهادینه وبررسی شود .

دکتر خیری درادامه سخنانش اظهار کرد: اینگونه مسائل وبیماری هاهمچون ایدز واعتیاد و... ارمغان تمدن غربی و صنعتی شدن جهان است که خوشبختانه آمار مبتلایان در کشور ما بسیار محدودواندک است که باید به طور جدی با این تهدید اجتماعی مقابله کرد .

دکتر خیری افزود : رفع موانع ازازدواج و تسهیل در امرازدواج جوانان ، توجه به کانون خانواده براساس سنت وتمدن اسلامی و اهمیت دادن به بهداشت روانی وجسمی افرادجامعه و توجه به سلامت اجتماعی وفرهنگ سازی ، آموزش ، پیشگیری ودرمان بیماری ها ازجمله راه کارهایی است که می تواند برون رفت ازاینگونه مسائل اجتماعی به ما کمک کند .

دکترخیری درپایان سخنانش گفت : ما سواد علمی افراد را بالامی بریم بدون اینکه سواد فرهنگی آنها را همسان با سواد علمی ارتقاء دهیم .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۲ ، ۱۹:۴۳
حسن خیری

 

 

 

مسابقات فوتسال جام شهدای دانشجو درواحدنراق برگزارشد

به همت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی نراق وتربیت بدنی و حوزه معاونت دانشجویی مسابقات فوتسال جام شهدای دانشجو درورزشگاه شهدای دانشجو واحد برگزارشد .

دراین مساقات که چند تیم دانشجویی رقابت می کردند سه تیم پرسپولیس ، مرزنشینان و بسیج دانشجویی رتبه اول تاسوم را کسب نمودند .درمراسم اختتامیه این مسابقات دکترحسن خیری رئیس دانشگاه آزاد اسلامی نراق و علی حمیدی معاونت اداری مالی مهندس نمین معاونت دانشجویی و جمعی از اساتید ، کارکنان ودانشجویان واحد شرکت داشتند که درپایان این مراسم به تیم قهرمان کاپ وهدایا وهمچنین تیم دوم وسوم هدایایی به رسم یاد بود شهدای دانشجو اهدا شد

درحاشیه این برنامه از فعالان بسیج دانشجویی با اهدای لوح تقدیر وهدایایی ارزنده تجلیل به عمل آمد .

این مسابقات مورد اقبال جمعی از دانشجویان وورزش دوستان دانشگاه قرار گرفت .

تهیه وتنظیم : محمدبهشتی صدر

مسئول روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی نراق

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۲ ، ۱۹:۳۳
حسن خیری
 

بررسی جامعه شناسانه آزادی با نگاه به اسلام

 

نویسنده: دکتر حسن خیری




 

این نوشتار ابتدا به بررسی آزادی در نگاه غربیان می پردازد؛ سپس برداشت اسلام از این مفهوم توضیح داده شده است. هم چنین در ابتدای نوشتار، ‌و پیش از ورود به مباحث اصلی، تلاش شده است تا ذیل نگاهی واژه پژوهانه این اصطلاح توضیح داده شود.
واژگان کلیدی: آزادی، عدالت، مارکسیسم، لیبرالیسم،‌ اسلام،‌ جامعه، و...

مقدمه

آزادی واژه ای اوستایی است از ریشه آزاته یا پهلوِی از ریشه آزاتیه به معنای رها بودن، یله بودن، منقطع بودن، خالص بودن، آزادمردی، خرمی، انتخاب، حریت یا خشنودی و امثال این ها. معادل عربی آزادی نیز حریت است که به معنای اختیار، اراده، اشراف، عشق، رهایی، شرافت و... است. این واژه در زبان عبری «hor»، در زبان سریانی «her» و در لاتین «libertas» است. «librete» در فرانسه هم از این واژه مشتق شده است. معادل انگلیسی آزادی «freedoom» است.
رویکرد به آزادی همواره برای بشر حایز جذابیت هایی بوده است؛ هرچند به مرور زمان بر اهمیت آن افزوده شده است و توجه به آن مضاعف گردیده است. نحوه رویکرد به آزادی در مکاتب مختلف متفاوت بوده است. از باب نمونه گفتمان هایی مبتنی بر مدرنیته از منظر مدعیات خود در باب انسان به این عرصه ورود کرده اند؛‌ در حالی که ما بیش تر از منظر از حوزه اخلاق به آن نگریسته ایم. ذیل چنین نگاهی است که ما به نقد بسیاری از مناسبات اجتماعی در جریان در جهان امروز می پردازیم. از جمله این مناسبات ناصحیح می توان به برده داری جنسی و مباحثی از این دست اشاره کرد. متأسفانه همه این ها در فضاهایی رخ می دهد که تحت عنوان جوامع آزاد شناخته شده اند.
رویکرد ما به آزادی، به مثابه بحثی مربوط به انسان و جامعه انسانی، متأثر از جهان بینی ما است. به زبان دیگر در مطالعه آزادی ابتدا باید ماهیت انسان را مورد بحث قرار داد. در جهان بینی مادی، از آن جا که مبنا و اساس میل و خواهش و اراده فردی است و فرد را بریده از خالق در نظر می گیرند، ‌اساس آزادی بر میل فردی استوار شده است؛ ‌اما در دین، که مبتنی بر جهان بینی الهی است، آزادی به معنای میل و خواسته فردی اسارت محسوب می شود. عبارتی از فضیل بن عیاض نقل شده است (این عبارت به امام صادق علیه السلام هم منسوب است) ‌که می گوید «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه»،‌ بر این اساس می توان گفت که اساس آزادی،‌ از منظر دین،‌ بندگی خدا است.
توضیح بالا نشان می دهد که درک ما از آزادی به انسان شناسی و جهان بینی ما باز می گردد.

آزادی در اندیشه غربی

منتسکیو، که روح القوانینش به مثابه کتابی تاریخ ساز مشهور است، آزادی را این گونه تعریف می کند: آزادی آن است که افراد آنچه را بخواهند بکنند و آنچه را موظف به خواستن آن نیستند مجبور نباشند انجام دهند.
توماس هابز نیز آزادی را این گونه تعریف می کند: منظور من از آزادی آن است که در برابر هر کاری که انسان طبق قانون طبیعی می خواهد انجام دهد بدون ضرورت ممانعتی وجود نداشته باشد؛‌ یعنی مانع و رادعی بر سر راه آزادی طبیعی نباید وجود داشته باشد الا آنچه برای خیر جامعه و دولت ضرورت دارد. نگاهی به تعریف هابز نشان می دهد که وی آن را مقید می سازد و آزادی را مطلق نمی بیند در واقع برای هابز خیر جامعه و دولت قید آزادی است.
واقعیت آن است که در اندیشه غربی پیرامون آزادی هابز در یک قطب قرارداد و ژان ژاک روسو در قطب دیگر. هابز انسان را گرگ انسان می داند. گرگی که نمی شود او را آزاد گذاشت؛ چه آن که وی درنده خواست و سبعیت او موجب سلب آزادی دیگران می شود. بر این اساس هابز به این نتیجه می رسد که وجود جامعه ضروری است؛ چرا که باعث بسته شدن غل و زنجیر بر پای انسان است. وی با این کار خیر جامعه را بر آزادی انسان ترجیح می دهد.
در طرف دیگر ژان ژاک روسو قرار دارد. وی ماهیت انسان را وحشیِ پاک نهاد می داند و معتقد است انسان نیازهایی دارد که در راه تأمین آن نیازها با کمبود مواجه می شود؛ کمبودی که به درگیری می انجامد؛ از این روی آزادی انسان ها باید مقید شود. این جا است که وی مبحث قراردادهای اجتماعی را به مثابه قید و بند آزادی پیش می کشد. کارکرد این قرارداد مناسبات منجر به تأمین نیازهای انسان است. کوتاه سخن آن که نه هابز و نه روسو آزادی را به صورت مطلق نمی بینند.
در غرب از زمان ارسطو بحث آزادی مطرح بوده است. در واقع قبل از دورانی که با هابز آغاز می شود عدالت و قدرت و فضیلت و... مطرح بوده است؛ در حالی که پس از وی بحث آزادی بیشتر مورد اعتنا قرار می گیرد.
از جمله دیگر نظریه پردازان این عرصه می توان به جان لاک، فردریش هگل و جان استورات میل اشاره کرد که در درون سنت فکری موج اول مدرنیته (مدرنیته لیبرالی) قرار می گیرند. این سنت تا پایان قرن نوزدهم رونق بسیار داشت و اندیشه های ایشان در آن دوران کاملاً رواج داشت. نقطه ثقل توجه این گروه از اندیشمندان مفهوم آزادی بود که بر اساس مبانی ای نظیر اصالت فرد، اومانیسم و عقل گرایی استوار گردیده بود. این موج بیانگر دوران افراط فردگرایی و آزادی فردی است. نکته آن جا است که مفهوم آزادی، در هر صورت، پاسخگوی مسئله دولت و فرد نبود.
پس از آن با شکل گیری موج دوم مواجه هستیم؛ موجی که به مدرنیته نظام مندتری می اندیشد و در آن عنصر آزادی را می گیرد. شکل گیری و رونق یابی توتالیتاریسم در نگاه غربی به این دوره نسبت داده شده است.
موج بعدی مدرنیته به صورت نسبی بی انتظام است؛ در واقع پیام مرکزی این موج بی مرکزی، تنوع فرهنگ ها و نسبیت گرایی است. از این موج با عنوان دوره پست مدرنیته و فرانوگرایی نیز یاد می کنند و شروع آن را دهه شصت قرن بیستم و مکان آغاز آن را فرانسه معرفی می نمایند. افرادی هم چون نیچه، هایدگر و فوکو از صاحب نظر این مکتب هستند.
در نگاهی جامعه شناسانه نیز می توان به رویکردهای جامعه شناختی به آزادی اشاره نمود. پیش از آن لازم است که یادآور شویم که در چنین مطالعه ای آن چه از اهمیت برخوردار است بررسی رابطه فرد با جامعه و با نظام اجتماعی و نیز جایگاه وی در آن است. می توان چند رویکرد جامعه شناختی را در باب آزای ارایه نمود.
اولین رویکرد، که بیشترین طرفدار را در غرب دارد، رویکرد اصالت واقعیت اجتماعی است. اساس این رویکرد بر انفعال و عدم آزادی فرد در مقابل اجتماع است. مطابق این نگاه هرچه هست ساختارهای اجتماعی است که شخصیت و هویت و نگرش فرد را می سازند و فرد را در وضعیتی منفعل و غیر خلاق قرار می دهند. دو مکتب عمده طرفدار این رویکرد، ساختارگرایان و تضادگرایان هستند: تضادگرایان، شامل نگاه های مارکسیستی و نومارکسیستی است؛ در حالی که ساختارگرایان شامل محافظه کاران می گردد. به هر حال بیشترین تأثیر متعلق به این دو مکتب است. هم چنان که آمد این دو مکتب برای فرد جایی قائل نیستند تا مطابق آن آزادی برای وی مطرح شود. چه آن که در نگاه های ساختارگرایانه بحث بر سر جبر اجتماعی است. در بحث تضادگرایان هم جبر تاریخی مطرح است. به این ترتیب می توان گفت که این دو بیانگر نگرش هایی جبرگرایانه هستند.
رویکرد دوم مبتنی بر اصالت فرد است. عمدتاً کنش گرایان این دیدگاه را قبول دارند. فرض آن ها بر این است که فرد خلاق، فعال و سازنده اجتماع است؛ ولی، در عین حال، دیدگاه ایشان بیانگر توجهی به اجتماع نیز هست. بر اساس این دیدگاه محیط تأثیر دارد؛‌ ولی فرد موقعیت خود را در محیط می یابد. به این ترتیب در اینجا نیز تأثیرپذیری از محیط برجسته است؛ لذا ممکن است فرد در یک محیط به گونه ای موفق به استفاده از استعدادهایش شود که شکوفایی یا خشک شدن آن بیانجامد.
طبعاً در این دیدگاه نیز آزادی مطلق مطرح نیست. رویکرد سوم رفتارگرایی اجتماعی است. بر اساس این رویکرد انسان متأثر از تجربه های محیطی خود است. در واقع آدمی بر اساس مکانیسم پاداش و تنبیه از محیط تأثیر می گیرد و محیط به این ترتیب تقویت کننده رفتار او می گردد؛ چه آن که در این جا فرایند پاداش و تنبیه بر اساس تجربه محیطی مطرح می شود.
در نهایت، پیش از ورود به بخش مطالعه نگاه اسلام به آزادی، این نکته را یادآور می شویم که غربیان خود نیز به نقد وضعیت فعلی انسان در ارتباط با طبیعت و تکنولوژی دست زده اند. در واقع انسانی که روزی در سیطره طبیعت قرار داشت اکنون اسیر دستاوردهای خودش شده است و خود به دندانه ای از چرخ دنده های بزرگ این ماشین زمخت تبدیل شده است. حاصل چنین وضعیتی شکل گیری شرایط از خود بیگانگی در میان انسان ها گردیده است.
در واقع در این عصر هرچه انسان بیش تر شتاب می گیرد از منش های اخلاقی بیش تر دور و در قفس آهنین خودساخته اش بیش تر محبوس شد. به تعبیر برخی از جامعه شناسان در شرایطی از این دست بود که جامعه ای توده وار شکل گرفت. هم چنین در محیطی از این دست بود که صنعت رسانه غالب شد و مارژیچ سکوت اتفاق افتاد. به دیگر سخن شرایطی شکل گرفت که ذیل آن، در فضایی بدون تفکر، فقط حرکات موزون از انسان صادر می شود. حرکاتی که بر اساس سیلی از خبرهایی که از چند رسانه خاص ارایه می شود شکل می گیرد.

آزادی از منظر اسلام

از منظر اسلام آزادی یک مقوله فرهنگی و متأثر از جهان بینی انسان است. رویکرد اسلام به آزادی انسان با محوریت یابی خدا است. بر مبنای انسان شناسی اسلامی انسان هم دارای بعد غریزی است و هم فطری. هر یک از این دو، هم بعد ادراکی انسان را شامل می شود و هم بعد احساسی او را. اسلام ارایه دهنده آرمان و ارزش ها است و به رفتار انسان جهت می دهد. این رویکرد به تکامل و تعالی انسان می انجامد. در واقع این دین به چگونگی زیست انسان می پردازد و آن را مشخص می کند. مطابق اسلام اگر رویکرد انسان به هدایت بر پایه اختیار و انتخاب باشد شرایط تعالی پیدا می شود.
در نظام هستی انسان به صورت تکوینی آزاد خلق شده است؛ با این حال حضرت حق در انسان فطرتی خداگرا و خداخواه به ودیعه نهاده است. هم چنین آدمی غریزه را نیز در درون خود دارد. به این ترتیب می توان گفت که ما با وضعیتی دو کانونه در درون خود مواجه هستیم. این جا است که باید انتخاب کرد. به زبان دیگر اینجا است که مشخص می گردد انسان در کدام جبهه قرار می گیرد. بر این اساس می توان فهمید که چرا جهاد اکبر تتبه مبارزه آدمی با نفس خود اطلاق شده است. در واقع نبرد درونی از نبرد بیرونی سخت تر است؛ زیرا در نبرد بیرونی دو طرف کارزار معلوم و مشخص هستند.
خلاصه اختیار و انتخاب انسان آن قدر اهمیت دارد که مبارزه در راه انتخاب صحیح را جهاداکبر گفته اند. اگر انسان توانست در کانون درونی از آزادی خود به خوبی استفاده کند و جهت مشروع بدان بدهد در جهاد بیرونی هم موفق است. طبعاً وجه مخالف قضیه نیز صادق است. این یکپارچگی درون انسان مستلزم استفاده خوب از آزادی است. با لحاظ آن چه آمد می توان گفت که التقاط و «یکفر ببعض و یومن ببعض» صحیح نیست و آدمی باید به آزادی نهاده شده در درون خود توجه کند و به خوبی از آن استفاده نمایند.
آزادی نهاده شده به آدمی گویای آن است که انسان آزادی بنده و رهایی در بند است. آزادی بنده وار و بندگی آزادانه گویای امکان های پیش روی آدمی برای استفاده از آزادی خود در راه ارتقاء ‌بندگی حضرت حق است: «من از آن روز که در بند توام آزادم». این بهترین آزادی است و تفسیری زیباتر از این برای آزادی متصور نیست. انسان آزاد این گونه ای در تمام سطوح تکوین و تشریع ظهور دارد.
در این آزادی محیط هم بیگانه نیست. باید دید در کجا هستیم و چه می کنیم. شکم کسی که از حرام پر شود در انتخاب راه دچار اشتباه می شود و بی بصیرت می ماند. مثل قضیه ی امام حسین (علیه السلام) و طیف مخالفان ایشان. درست است که انسان انتخاب می کند؛ ولی وقتی اقتصادی فاسد در محیط حکم فرما باشد یا والدین سالم نباشند و فضای رسانه ای ناصحیحی پیرامون انسان را فراگرفته باشد، این تعالی با مشکلی اساسی برخورد می کند.
نکته مهم، هم چنان که آمد، آن که محور خود انسان است، با این حال اجتماع هم می تواند محدودیت ایجاد کند و آثار وضعی و تکلیفی انسان هم در آزادی وی نقش دارد. حاصل آن که انسانی که در فضای اقتصاد سالم زندگی می کند و اهل عبادات است در آزادی و انتخاب راه بندگی صحیح موفق تر است تا کسی که در فضای ناسالم زندگی می کند.
در موقع حسابرسی به برخی گفته می شود چرا این گناه را مرتکب شدی؟ می گوید محیط من فاسد بود. در جوابش گفته می شود مگر زمین خدا وسیع نبود؟ چرا هجرت نکردی؟ به این ترتیب می توان گفت که حتی برای رها شدن از موانع آزادی مثل محیط فاسد هم انسان اختیار دارد و اگر با اختیار خودش، خود را از اجرای آزادی باز دارد مقصر خواهد بود؛ یعنی در عین حال که جامعه در شکل بخشی به شرایط انسان مؤثر است؛ ولی انسان هم چنان این قدرت را دارد که هجرت کند و آزادی اش را از شرایط اسارت آمیز جدا نماید.
لازم است تا اضافه کنیم که این بحث از مباحث محوری در تاریخ تمدن مسلمین بوده است. مباحث اشاعره و معتزله و نیز مناظرات کلامی در باب جبر و اختیار و تفویض همه و همه حاوی جلواتی از این وضعیت بوده است. واقعیت آن است که همواره ائمه ما با جبرگرایان مخالفت می نمودند و از عقل و اختیار انسان، البته ذیل منطق ویژه شیعی، دفاع کرده اند. آنچه اکنون باید مورد اهتمام قرار گیرد بذل نگاه های اجتماع محورتر به فروعات فقهی است. پیش از این، و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، ‌نگاه های فقهی ما بیش تر فردگرایانه بود. ما نباید فرد را بریده از اجتماع در نظر آوریم و باید به آن به عنوان یک موجود اجتماعی بنگریم. خوشبختانه با انقلاب اسلامی این اتفاق تا حدی رخ داد؛ ولی هم چنان راه نرفته در این مسیر بسیار است. ما باید بپذیریم که از منظر اسلام مدیریت کلان جامعه جایگاه بسیار مهمی برای هدایت آحاد جامعه دارد و لازم است به آن از منظر فقه پرداخته شود. در واقع جامعه را باید یک پیکره دید و با این دید برای تحقق آزادی مشروع ساختارهای اجتماعی را تدارک نمود.
ذیل ملاحظه ای از این دست است که می توان دانست چرا امامت و ولایت برای ما مهم است در واقع بر اساس تئوریزه کردن تئوری امامت و ولایت می توانیم آزادی فرد را تعریف کرده و سطوح آن را مشخص کنیم. نکته آن جا است که زمانی که فرعون در جامعه حاکم است هرچه تلاش کنیم، ‌تا وقتی که فرعون در کار است، آن فرد آزاد نخواهد بود. به این ترتیب به نظر من مسئله اساسی در بحث آزادی ها برگشت به کلیت نظام و جایگاه فرد در نظام اجتماعی است. در اینجا بحث امر به معروف و نهی از منکر نیز قابل طرح است.
باید پرسید که آیا احکامی از این دست صرفاً خصلتی فردی دارند یا نگاه آن ها به جامعه است. واقعیت آن است که منحصراً فردی به احکامی از این دست با روح اسلام سازگاری ندارد و صحیح نیست. هم از این روی باید اساس را بر اصلاح ساختارها قرار داد.
منبع: نشریه خردنامه همشهری شماره 101
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۰۳ دی ۹۲ ، ۱۸:۵۲
حسن خیری