دکتر حسن خیری

اجتماعی- فرهنگی

دکتر حسن خیری

اجتماعی- فرهنگی

دکتر حسن خیری

photo_2018-01-12_14-26-10 - Copy

نماز شکوهمند جمعه به امامت حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن خیری امام جمعه ی موقت بخش میمه در مسجد جامع شهر وزوان برگزار گردید . خطیب جمعه ی شهر وزوان در آغاز خطبه ی اول پس از حمد و ثنای الهی خود و نمازگزاران جمعه را به رعایت تقوی دعوت نمود . اهم مطالب خطبه ی اول نماز بدینشرح است :

– یکی از شاخصه های نظام اسلام حقوق افراد است که باید مورد حمایت قرار گیرد و حقوق شهروندی هم در همین ردیف مورد بحث قرار می گیرد . از حقوق شهروندی هم باید دفاع شود اما واقعیت حقوق انسان بیش از آنی است که در حقوق شهروندی تعریف شده است .

photo_2018-01-12_14-26-05

– همه ی موجودات دارای حق هستند و حتی اعضای بدن آدمی نیز حقوقی دارند که باید حقوق آنان رعایت شود . اسلام برای حیوانات نیز حق قائل شده است و حیوانی که در اختیار شماست باید آب و علوفه ی کافی در اختیارش باشد و بار به اندازه ی توانش ببرد و مورد اذیت قرار نگیرد .

– امام سجاد علیه السلام در رساله ی حقوق خود حق چشم را بر گردن انسان بیان می کند . حق چشم آنست که باید برگردانی آن را از چیری که منع شده است .

photo_2018-01-12_14-26-19 (2)

خطبه ی دوم نماز جمعه ی وزوان با حمد و ثنای الهی و درود و صلوات بر معصومین علیهم السلام آغاز شد . خطیب جمعه ی وزوان سپس به بیان مناسبت ها پرداخت و در آغاز سالگرد ارتحال یار وفادار امام و مقام معظم رهبری ، حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی را تسلیت گفت . وی در ادامه سالروز قتل امیر کبیر را که با توطئه ی انگلیسی ها اتفاق افتاد یاد آور شد و گفت امیر در دوران سه و نیم ساله ی صدارت خود منشا خدمات چشمگیری بود . امام جمعه ی موقت بخش میمه در ادامه خاطره ی قیام قم در ۱۹ دی ماه سال ۵۶ را که منشا تحقق انقلاب اسلامی گردید گرامی داشت . حجت الاسلام خیری انتخاب رئیس جدید شورای سیاستگزاری ائمه ی جمعه ی سراسر کشور را یاد آور شد و ضمن تجلیل از خدمات حجت الاسلام و االمسلمین سید رضا تقوی اظهار امیدواری کرد که حجت الاسلام جواد حاج علی اکبری در ایفای رسالت سنگین نهاد با عظمت نماز جمعه موفق باشد . خطیب جمعه ی شهر وزوان تاکید کرد که امام جمعه باید برای همه نقش پدری داشته باشد و با اشاره به خاطره ای از زنده یاد ابوترابی در اسارت گاههای رژیم صدام بر ارتباط امام جمعه با اقشار مختلف مردم تاکید کرد .
photo_2018-01-12_14-26-20

وی با توجه به اغتشاشات و ناآرامی های اخیر یادآور شد که همیشه این دشمنی ها وجود دارد و دشمن بیکار نخواهد نشست . به تعبیر رهبر معظم مگس روی زخم می نشیند و ما وظیفه داریم زخم ها را ترمیم کنیم . حجت الاسلام والمسلمین دکتر خیری در ادامه از مهم بودن نقش فضای مجازی در کشور یاد کرد و گفت این فضای مهم نباید در اختیار دشمنان ایران اسلامی قرار گیرد . ما باید فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بومی خود داشته باشیم که از ناحیه ی قدرت های چپاول گر تهدید نشویم .
photo_2018-01-12_15-22-50

خطیب جمعه ی شهر وزوان در پایان خطبه ی دوم نماز گفت اگر مقام معظم رهبری فرمودند هزار بار از مردم تشکر می کنند ما نیز به خاطر داشتن رهبری بصیر و آگاه و شجاع خدا را شکر و سپاس می گوییم .

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۶ ، ۱۸:۲۱
حسن خیری

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی دانشگاه آزاد:

کارآمدی نظام اسلامی برای نسل جوان تبیین شود/ تشکیل هیات مرکزی کرسی‌های آزاداندیشی در دانشگاه آزاد

 سه‌شنبه 12 دی 1396 - 15:31
همایش کرسی های نظریه پردازی در دانشگاه آزاد واحد اراک

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی دانشگاه آزاد اعلام کرد: فصلنامه علمی پژوهشی با عنوان «گفتمان علمی اجتماعی انقلاب اسلامی» برای پر کردن خلاء تبیین بررسی‌های علوم اجتماعی انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، حجت الاسلام والمسلمین حسن خیری در همایش آشنایی با کرسی‌های نظریه پردازی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک، با بیان اینکه رویکرد دانشگاه آزاد اسلامی در دوره مدیریتی جدید فرهنگی است، اظهار کرد: در تلاش هستیم تا زمینه تحقق منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره دانشگاه فراهم شود که یکی از مسائل اصلی آن، کرسی‌های آزاداندیشی، کرسی های ترویجی و کرسی های نظریه‌پردازی است.

وی افزود: از دانشجویان انتظار می‌رود در برگزاری و اجرای کرسی‌های آزاد‌اندیشی در دانشگاه جدیت و تلاش داشته باشند.

خیری گفت: دبیرخانه این کرسی‌ها به پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی سپرده شده است و در همین راستا برای نظارت و تشکیل کرسی‌ها کمیته دستگاهی٬ به ریاست دکتر فرهاد رهبر تشکیل شده است.

ابلاغ آیین‌نامه برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی؛ به زودی

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی دانشگاه آزاد در ادامه با بیان اینکه پیش‌نویس آیین‌نامه برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی آماده شده است، ادامه داد: این پیش‌نویس که بر اساس آیین‌نامه هیات حمایت از کرسی‌های آزاد‌اندیشی شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و باتوجه به شرایط دانشگاه آزاد اسلامی بومی‌سازی و تدوین شده است، به زودی ابلاغ می‌شود.

وی اعلام کرد: برای استان‌ها و هر کدام از واحدهای دانشگاهی کمیته‌ای برای ایجاد کرسی‌ها و نظارت بر آنها در نظر گرفته شده است.

دانشگاه آزاد در کرسی‌های آزاد اندیشی از دانشگاه‌های دولتی عقب است

خیری با بیان اینکه دانشگاه آزاد در کرسی‌های آزاد اندیشی از دانشگاه‌های دولتی عقب است ادامه داد: با توجه به اینکه 12 منطقه در سطح کشور تعریف شده است، باید به صورت ماهانه یک جلسه منطقه ای برگزار شود و امروز این همایش به عنوان اولین جلسه از سری جلسات کرسی های نظریه پردازی در واحد اراک برگزار شده است.

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی دانشگاه آزاد با اشاره به اینکه ریاست دانشگاه تاکید زیادی بر موضوع کرسی‌های نظریه پردازی دارد، اظهار کرد: دانشگاه آزاد اسلامی پتاسیل 30 هزار عضو هیات علمی دارد که می تواند از این ظرفیت عظیم استفاده کرد تا شاهد کرسی‌های ترویجی در مرحله اول، و در نهایت کرسی‌های نظریه‌پردازی باشیم.

وی افزود: دانشگاه آزاد اسلامی باید برای بهبود شرایط کرسی‌ها با دانشگاه‌های دولتی و حوزه‌های علمیه همکاری کند و در این زمینه تفاهم‌نامه‌هایی هم در حال انعقاد است. پیشنهادهای مختلفی ارائه شده است و ما هم از مسئولین استان‌ها و واحدهای دانشگاهی و اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی درخواست داریم پیشنهادها و نقطه نظرات خود را درباره کرسی‌ها بیان کنند.

خیری تصریح کرد: دانشگاه آزاد می تواند برای تصویب و بازنگری رشته ها و همچنین متونی که در دانشگاه تدریس می شود به شورای عالی انقلاب فرهنگی کمک کند. در همین راستا سیاست‌های پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی دانشگاه آزاد معرفی و مکاتباتی با اعضای هیات علمی نیز شده است.

باید کارآمدی نظام برای نسل جوان تبیین شود

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی دانشگاه آزاد با بیان اینکه در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی هستیم عنوان کرد: باید کارآمدی نظام برای نسل جوان تبیین شود و به نسل جدید منتقل شود که کشور در چه وضعیتی قرار داشت و اکنون چه اتفاقاتی و تحولاتی رخ داده است؟ قرار است همایش هایی در این زمینه برگزار شود کتب مختلفی تدوین شود تا به انتقال هویت انقلاب به نسل جوان کمک کرد. البته در این زمینه تاکنون کاستی هایی شده است.

وی با اشاره به کرسی‌های آزاد اندیشی اعلام کرد: برای کرسی‌های آزاد اندیشی دانشجویان٬ برنامه ویژه ای داریم. هیات مرکزی کرسی‌های آزاد اندیشی تشکیل و پیش نویس اقدامات پیش رو برای کرسی ها تدوین شده است.

خیری با تاکید برلزوم تحقیقات میدانی توسط استادان و اعضای هیات علمی دانشگاه افزود: اعضای هیات علمی برای موضوعاتی که از طرف سازمان مرکزی اعلام می شود٬ تحقیقات میدانی انجام دهند. ارائه گزارشات راهبردی از وضعیت و محیط پیرامون در دانشگاه و جامعه نیز از مسائل مهمی است که اعضای هیات علمی باید به آن توجه کنند.

انتشار فصلنامه علمی پژوهشی «گفتمان علمی اجتماعی انقلاب اسلامی»

به گفته خیری فصلنامه علمی پژوهشی با عنوان «گفتمان علمی اجتماعی انقلاب اسلامی» برای پر کردن خلاء تبیین بررسی‌های علوم اجتماعی انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد.

رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی دانشگاه آزاد در پایان پیشنهاد کرد: در حال حاضر که با کاستی دانشجو در برخی واحدها مواجه هستیم می توان این تهدید را با کارهای علمی و پژوهشی به فرصت تبدیل کرد و می توان بخشی از موظفی اعضای هیات علمی در اختیار پژوهشکده قرار گیرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۶ ، ۱۸:۳۳
حسن خیری

بسمه  تعالی

قطع نظر از حجم و اهمیت موضوع نکاتی را عرض می کنم.

 

از دو سه  منظر می توان به موضوع نگریست. تحول داخلی و خودجوش؛ تحول هدایت شده ه بیرونی و از قبل طراحی شده و رویکرد سوم اینکه تحولی است با هدایت بیگانگان و اما سرباز ان در بستر اجتماعی شکل گرفته است.

به نظر می رسد بر اساس نگاه سوم مناسبتر بتوان موضوع را تحلیل کرد. سالها است شاهد سرمایه گذاری بیگانگان هستیم ناتوی فرهنگی و جنگ نرم پدیده ای ناشناخته نیست و برنامه ای اعلام شده است . اساس انهم بر جهت دهی افکار عمومی و تغییر محاسبات مسوولان استوار است.

در این جهت دهی افکار عمومی نقاط ضعف جامعه شناسایی می شود

  • از میان اقشار اسیب پذیر یارگیری می شود
  • جامعه هدف انها عمدتا نوجوانان و جوانانی هستند که هویت فردی و اجتماعی و دینی انها شکل نگرفته و دارای انعطاف است
  • از ابزارهای پر مخاطب و پر جاذبه بهره گیری می کنند
  • سالها روی موضوعاتی سرمایه گذاری می کنند. غیر واقعی هایی را واقعی جلوه می دهند و واقعیات را کتمان می کنند.
  •  مسوولان انها را سرگرم مباحثی می کنند که دارای اولویت نیست.

در کشور ما هم همین کار در جریان است از یک سو چهل سال از انقلاب گذشته و اقعیت موضوع نظام برای نوجوانان و جوانان محسوس و ملموس نیست. ما در انتقال ارزشهای انقلاب درست عمل نکردیم کارهای بزرگی که در این نظام صورت گرفته را بیان نکردیم. کجا بودیم کجا هستیم. در علوم و فنون و فرهنگ سیاست چه اتفاقی افتاده است. چطور استکبار را زمین گیر کردیم. چقدر ایثار و فداکاری صورت گرفته است تا این نظام بالنده شود. دوست و دشمن در موارد مقتصی ناچار به اعتراف اند که نظام با قوت اهداف مقدس خود را طی کرده است.

امروز بخشی از نوجوان و جوان ما نمی دانند که چقدر برای تضعیف این نظام کار می شود.

این از یک سو و از سوی دیگر ما به هر دلیل از جمله تحریم ها  و کار شکنی ها مشکلات اقتصادی فرهنگی داریم. در اینجا چند مسئله هست ی

  • یکی اینکه چقدر می توانستیم این مسائل را حل کنیم و نکردیم. مسئله اقتصاد مقاومتی درمان درد مسائل اقتصادی است . رهبری سالها ان را مهم ترین مسئله کشور دانسته اند خواستند همچون جنگ دارای فرماندهی شود و همه امکانات برای تحقق ان بکار گرفته شود. اما واقعیت این است که در عمل مسوولان نخواستند یا نتوانستند موضوع را محقق سازند.
  • این یک طرف از طرف دیگر نادیده گرفتن شعارهای انقلاب مثل عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی است . هر روز مردم مواجه اند با کشف اختلاس . مواجه اند با حقوق های نجومی و به جای اصلاح عذر تراشی و توجیه و عدم اقدام.
  • مسئله اقتصاد جزو نیازهای اساسی است فقر کفر زا است . نمی توان به راحتی از کنار ان گذشت.
  • مردم باید احساس کنند مسوولان این درد را لمس می کنند.

فضای ملتهب و شایعه پذیر

خوب در این فضا جامعه پذیرای شایعه می شود. از هر اتفاقی برای نشان دادن ناخرسندی خود استفاده می کند. دوست و دشمن را فراموش می کند .

چه باید کرد

بنابراین با قطع نظر از حجم و کمیت این اعلام نارضایتی ها باید جامعه را دریافت .

  • هم کار کرد
  • هم اقتصاد مقاومتی را جامه عمل پوشاند
  • هم جلو بیکاری و فقر را گرفت
  • جلو فقر و فساد و تبعیض که چندین سال پیش مقام معظم رهبری به عنوان افت جامعه برشمردند را گرفت.
  • و جامعه را به ترفندهای دشمن اشنا کرد.
  • مجاری ابراز نظر را قانونا فراهم کرد.
  • و با جدیت جلو بر هم زنندگان امنیت جامعه را گرفت حفظ نظام معیشت مردم واجب است.

خلاصه علاج کار در برگشت به رهبردهایی است که مقام معظم رهبری مطرح می کنند و بدون فوت وقت به انها عمل کردن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۶ ، ۱۳:۵۴
حسن خیری

گزارش تصویری نماز جمعه ی وزوان مورخ۱۳۹۶/۱۰/۸

گزارش تصویری نماز جمعه ی وزوان مورخ۱۳۹۶/۱۰/۸

خطبه اول:

نظام اجتماعی اسلام: بحث انعطاف پذیری و انعطاف ناپذیری رهبری امام و امت

اساس دین بر خردگرایی استوار است

خرد اقتضا می کند  روابط و مناسبات بین افراد و در اموری که به کلان جامعه باز نمی گردد بر پایه  مدارا  استوار باشد.

پیامبر خدا فرمود ما همانگونه که مامور به نماز هستیم مامور به مدارا هستیم

خلق عظیم پیامبر و نرخویی ایشان باعث شد مردم دور او جمع شوند و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک

ما ماموریم به قدر عقول مردم با مردم سخن بگوییم

سر تدریجی امدن دین و قران همین است مردم را باید همراه کرد.

پیامبر را اذن می خواندند چرا؟

 به فضای مسمومی که دشمن ایجاد می کند باید توجه کرد. افراد را نجات داد نه اینکه اگر مسموم شدند متهم شوند و طرد شوند و برچسب بخورند .برخورد امام حسن مجتبی(ع) با اهل شام که فضای مسموم شام باعث نگاه منفی انها نسبت به ائمه شده بود.چگونه بود.

اساس تبلیغات اسلام بر ارشاد استوار است نه اقناع صرف. اقناع و متقاعد شدگی ممکن است بر پایه اطلاعات غلط باشد ممکن است مردم را تحریک کرده باشند اما توجیه عقلی نداشته باشد اما ارشاد یعنی فرد را رشید کردن.

تفاوت سوره هایی که در مکه نازل شده و سوره های مدینه در همین است.

خطبه دوم:

 

ü    شهید خوش لفظ  از رهیر معظم انقلاب درخواست که چیزی بگویید تا آرامم کند. رهبری آرام باشید. برای رسیدن به قله باید خطر کرد. از سنگ لاخها عبور کرد دود و آتش دید اما مهم این است که بالا می روید و به قله نزدیک می شوید. نمی شود توقع تکامل داشت ولی تن آسا بود. زحمت نکشید با ناملایمات کنار نیامد. صبر مهم است صبر بر طاعت هم مهم است.

ü    تبریک میلاد امام حسن عسکری

ü    تبریک میلاد حضرت عیسی

ü    تسلیت وفات شهادگونه حضرت معصومه سلام الله علیها

در دهم ربیع الثانی سال 201

ü    جایگاه شهر قم . هر کدام ما حرمی داریم. حرم رسول خدا مدینه است و حرم امیر المؤمنین کوفه و حرم ما قم است. در آنجا دختری از فرزندان من مدفون می شود.که هر کس قبر ایشان را با اخلاص زیارت کند بهشت بر او واجب می شود.

ü    نگاه اسلام به زن و دختر در تعظیم کریمه اهل بیت مشخص می شود. در کدام مکتب دنیایی و فمینیستی چنین جایگاهی برای دختر و زن داده شده که قبر او ملجا بزرگان و دانشمندان و همه مردم باشد. از کنار قبر او انقلابی جهانی برپا شود.

 

ü    مناسبت نه دی . روز حماسه نه دی. روزی که مردم با بصیرت فتنه را خاموش کردند.

در این موضوع اصل نظام و دین مورد تهاجم قرار گرفته بود جای مدارا نبود جای صلابت بود.

از همه راهها برای به راه اوردن فتنه گران استفاده شد جواب نداد عمارها وارد شدند مردم وارد شدند.

در این فتنه نظام را تا لبه پرتگاه پیش بردند. دشمن را شاد کردند.

استکبار با طرح تقلب و ایجاد دو دستگی در خیلی از کشورها انقلاب رنگی به راه انداخته بود. و موفق شده بود.

جنگ نرم :

  1. تضعف بنیه اقتصادی
  2. به هدر دادن منابع مادی
  3. تغییر نگرش مردم
  4. جذب و هدایت و نخبگان سیاسی فرهنگی
  5. تلاش برای به دست نیاوردن فناوری های پیشرفته
  6. مهار قدرت نرم

ü    ابزار انهم رسانه و شالاتان تبلیغاتی است . نشان دادن ناکارامدی نظام است.

ü    اما اینجا کشتی را کشتیبانی فهیم و اهل خطر داشت. انعطاف او در جای خود و صلابت او در جای خود. پیش از این رهبری را تجربه کرده بودند که او فقط چشم بر لبان اسلام و امام زمان دوخته است. در انجام تکلیف اهل مماشات نیست و ترسی هم ندارد . این روحیه انقلاب را تاکنون نگه داشته است.

در رویه امام همین بود و حضرت آقا هم همین است

در قضیه امام مگر امام با صلابت حاصل عمرش را کنار نگذاشت. مگر در قضیه بنی صدر با صلابت رفتار نکرد. مگر در قضایایی که به حیثیت جامعه مربوط می شد با صلابت رفتار نکردند. حضرت اقا هم چنین بوده است.

این فتنه تمام شد اما همواره دشمن در کمین است. ایشان فرمود این فتنه تمام شد و اما فتنه گری تمام نمی شود. هر چه انقلاب کامل تر و تکامل یافته تر می شود با فتنه های بزرگتری هم روبرو می شود. بزرگان ما فرمودند در فتنه های پیش رو فقط با اشاره رهبری حرکت کنید .

ü    در بیانات اخیر مقام معظم رهبری در دیدار با متولیان امور تبلیغات نیز نکات مهم فرمودند . روح این بیانات این بود که هیچ کس از خطر انحراف در امان نیست

مردم قسم نخورده اند با افرادی که روزی بخاطر وضع حال انزمانشان به انها اقبال نشان دادند تا اخر اقبال نشان دهند.

ü    مسوولان باید پاسخگو باشند. نمی شود هم مسوول بود و هم متوقع و مدعی. در دیدار مسوولان وقتی مسوولی می گفت این کارها باید بشود اقا فرمودند خوب کار خودتان هست بروید این کارها را انجام دهید .

ü    روح نشاط جامعه به امید بازمی گرددو دشمن تلاش می کند مردم را دلسرد کند و نظام را ناکارامد نشان دهد. بعضی برای تبره خود دائم گرد ناامیدی می پاشند.

تأکید کردند: به فضل الهی و با اتکا به هشیاری و ایستادگی مردم، همچون گذشته بینی دشمنان را به خاک می مالیم و با تلاش مضاعف مسئولان برای حل مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم، راه پیشرفت و سرافرازی را با اقتدار ادامه خواهیم داد.

ü    در قضیه سد ذی القرنین آیه قران از زبان او می فرماید سدی می سازم که نه دشمن بتواند از آن بالا رود و نه آن را سوراخ کند. این دو همواره باید مد نظر باشد باید سدی از انقلاب ساخت که نه دشمن بتواند بر ان سلطه یابد و نه در ان نفوذ کند. نفوذ فرهنگی ، هویتی تغییر در محاسبات دولت مردان

باید بدانیم دشمن دشمن است چه ریگان و چه اوباما که مدتی ما را سرگرم کرد و چه ترامپ.

انقلاب هدیه بزرگ خداوند به ما است راحت ان را از دست ندهیم.

ü    صلح و حرب را خودمان باید انتخاب کنیم. صحبت از صلح زدن صلح ایجاد نمی کند دشمنی را کم نمی کند با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمی شود. این به همین می ماند که   "گقته می شود باید از صلح حرف زد دقیقا امام صادق می فرمایند بنی امیه روی تولی و دوستی تاکید داشتند و تبری را فراموش کردند. انسان متعهد یعنی ازاد و این را استکبار بر نمی تابد.

ü    شیعه دارای عقبه تئوریک قوی است. هم آموزه های او راهبردی و کارگشا است و هم مدل هدایتگری و هبری او  " سرنوشت بیداری اسلامی. نداشتن رهبری فهیم و مردم اماده و فهیم بود .

از نکاتی که باید بدان توجه کنیم این است که باید فکری به حال اقتصاد بشود. اقتصاد مقاومتی اساس درمان درد اقتصاد ما است مسوولان باید این باور را داشته باشند . در مشکل اقتصادی فضا برای ایجاد شایعه  و ناامیدی فراهم می شود.  دشمن هم از این فضا دارد موج سواری می کن .

 

ü    فضای اماده شایعه چون مردم مشکل دارند دشمن روانشناسی مردم را می داند. دروغ و تهمت در این شرایط جواب می دهد و محصول ان بی اعتمادی می شود و اقتدار کاهش می یابد و استحکام درونی نظام کاهش می یابد و نظام از درون پوک می شود.

photo_2017-12-29_17-47-13

photo_2017-12-29_17-47-08

photo_2017-12-29_17-47-03

photo_2017-12-29_17-46-58

photo_2017-12-29_17-46-53

photo_2017-12-29_17-46-47

photo_2017-12-29_17-46-42

photo_2017-12-29_17-46-37

photo_2017-12-29_17-46-31

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۶ ، ۱۹:۲۱
حسن خیری

گزارش تصویری نماز جمعه ی وزوان مورخ۱۳۹۶/۹/۱۰

تصاویر نماز جمعه ی مورخ۹۶/۰۹/۱۰ که توسط حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر خیری امام جمعه موقت شهر وزوان اقامه گردید است

با عرض تبریک و تهنیت به مناسبت فرا رسیدن هفته وحدت و میلاد باسعادت پیامبر گرامی اسلام،حضرت محمد مصطفی(ص) خدمت حضرت صاحب الزمان(روحی و ارواحنا لتراب مقدمه ای له الفدا)،مقام معظم رهبری،و شما همراهان محترم
بدینوسیله تصاویر نماز جمعه شهر وزوان مورخ۹۶/۰۹/۱۰ که توسط حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر خیری امام جمعه موقت شهر وزوان اقامه گردید را تقدیم حضورتان میکنیم

photo_2017-12-02_20-44-21

 

photo_2017-12-02_20-44-35

photo_2017-12-02_20-44-29

 

photo_2017-12-02_20-45-18

photo_2017-12-02_20-45-06

photo_2017-12-02_20-45-00

photo_2017-12-02_20-44-55

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۶ ، ۱۹:۵۹
حسن خیری

رسال محموله امدادی واحد نراق به مناطق زلزله‌زده کرمانشاه

 چهارشنبه 24 آبان 1396 - 15:57
امدادرسانی به زلزله‌زدگان سرپل زهاب

محموله کمک‌های انسان‌دوستانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق به مناطق زلزله‌زده استان کرمانشاه ارسال شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق گفت: «با مشارکت استادان، کارکنان و دانشجویان واحد نراق یک محموله کمک‌های انسان‌دوستانه شامل کالاهای غیرنقدی برای کمک به آسیب‌دیدگان زلزله استان کرمانشاه ارسال و مقرر شد تعدادی از کارکنان و دانشجویان بسیجی و هلال احمر این واحد دانشگاهی برای کمک‌های امدادی و همدردی با آسیب‌دیدگان زلزله اخیر به مناطق زلزله‌زده اعزام شوند.»

حجت‌الاسلام حسن خیری افزود: «کارکنان و استادانی که تمایل به یاری هموطنان زلزله‌زده دارندف مبالغ اهدایی خود را به امور مالی این واحد دانشگاهی اعلام کنند تا از حقوق ماه آتی آنان کسر شود.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۶ ، ۲۰:۰۲
حسن خیری

با حکمی از سوی دکتر رهبر

سرپرست پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب معاونت دانشجویی و فرهنگی منصوب شد

تصویر مطلب سرپرست پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب معاونت دانشجویی و فرهنگی منصوب شد

دکتر فرهاد رهبر رییس دانشگاه آزاد اسلامی با صدور حکمی، حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن خیری را به سمت سرپرست پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب معاونت دانشجویی و فرهنگی منصوب کرد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی در متن این حکم آمده است:

"برادر گرامی حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر حسن خیری

با اهدای سلام و تحیات

با توجه به مراتب تعهد و سوابق اجرایی ارزنده جناب عالی به موجب این حکم به عنوان سرپرست پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب معاونت دانشجویی و فرهنگی منصوب می شوید.

امید است با رعایت تقوای الهی و بهره گیری شایسته از توانمندی های سرمایه های انسانی دانشگاه، تمامی توان و کوشش خود را مصروف حفظ مصالح و شئونات دانشگاه نمایید.

فرهاد رهبر رییس دانشگاه آزاد اسلامی"

رییس دانشگاه آزاد اسلامی همچنین در نامه ای از زحمات و تلاش های دکتر مهدی مطهرنیا رئیس سابق پژوهشکده علوم اجتماعی و انقلاب معاونت دانشجویی و فرهنگی قدردانی کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۹۶ ، ۱۰:۳۳
حسن خیری

کد خبر: 70273 | زمان مخابره: ۱۳:۳۲:۱۱ - شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶ | بدون نظر | دفعات مشاهده : 82 views | |

گزارش نماز جمعه ی میمه – ۹۶/۴/۱۶

IMG_3632

نماز شکوهمند جمعه به امامت حجت الاسلام والمسلمین دکتر خیری امام جمعه ی موقت بخش میمه در مسجد جامع این شهر برگزار گردید . خطیب جمعه ی میمه در آغاز خطبه ی اول پس از حمد و ثنای الهی خود و نمازگزاران را به تقوای الهی دعوت نمود . وی در ادامه بر ضرورت حفظ و نگهداری  سرمایه های اجتماعی در جامعه ی اسلامی تاکید کرد و یادآور شد که اهتمام به امور مسلمین یکی از شاخصهای معتبر مسلمانی است . دکتر خیری افزود : امام علی ع می فرمایند : پیامبر بگونه ای بر حق همسایه تاکید داشتند که گمان می کردیم به همسایه ارث تعلق می گیرد . وی در قسمت دیگری از سخنان خود خاطرنشان ساخت: فرق فقه شیعه و تکفیری ها و سلفی ها و داعشی ها در اینست که نگاه در فقه شیعه نگاه تعقلی است .

خطیب جمعه تبیین  آتش به اختیار را در راستای تکالیف عقلی ارزیابی کردند و آن را موضوعی حاکی از مسئولیت پذیری در فقه اجتماعی تلقی کردند؛ که مؤمنان را از شرطی شدن باز می دارد.

IMG_3639

امام جمعه ی موقت بخش میمه در آغاز خطبه ی دوم پس از حمد الهی و درود و صلوات بر معصومین علیهم السلام  و سفارش به تقوی به بیان مناسبتهای گذشته و پیش رو پرداخت :

– ۱۱ تیرماه سالروز شهادت آیت الله صدوقی به دست منافقین کوردل است . مقام معظم رهبری در این مورد فرمودند : دهه ی شصت دهه ی مظلومیت بوده است و منافقین بیرحمانه از مردم کوچه و بازار گرفته تا شخصیتهای سیاسی و مذهبی نظام را به شهادت رساندند .

IMG_3641

– ۱۲ تیرماه ۱۳۶۷ سالروز حمله ی ناو آمریکا به هواپیمای مسافر بری ایران در آسمان خلیج فارس و شهادت تمامی ۲۹۰ سرنشین این هواپیما ست .

– ۱۴ تیرماه روز قلم نامگذاری شده است . در مورد فضیلت قلم همین کافی است که ” مداد العلما افضل من دما شهدا ” در حقیقت این مداد علما و دانشمندان است که پیام خون شهدا را به سراسر دنیا و همه ی نسل ها ابلاغ می کند .

– ۲۱ تیرماه روز فرهنگ پهلوانی و ورزش باستانی و زورخانه ای است . ورزش باستانی و زورخانه ای همه ی ویژگی های یک ورزش گروهی و جوانمردانه را دارد . این ورزش خلق و خوی مروت و مردانگی و جوانمردی را در ورزشکار بر می انگیزد و ادب و فروتنی در این ورزش حرف اول را می زند . ایشان با گرامی داشت روز عفاف و حجاب ، عفاف و حجاب را از موضوعات مظلوم واقع شده در جامعه دانستند و اظهار داشتند که به رغم آنکه بیش از بیست دستگاه فرهنگی در این خصوص تکالیفی طبق قانون دارند ولی اقدام مناسبی انجام نمی دهند. وی بیان کرد حجاب محصول عفاف بوده و چهار موضوع عفت، عقل، حیا و غیرت منظومه ای معرفتی است که جامعه را از بسیاری از مفاسد اجتماعی مصون می دارد. 

دکتر خیری با گرامی داشت هفته قوه قضائیه و گرامی داشت شهید بهشتی، مظلومیت این شهید در زمان حیاطشان به نحوی که امر بر انقلابیون هم مشتبه شده و نسبت به ایشان با توجه به تبلیغات دشمنان بدبین شده بودند، را از عبرت های تاریخ دانستند.  

براساس این گزارش  خطبه ی دوم نماز جمعه با تلاوت سوره فتح توسط امام جمعه ی موقت بخش میمه به پایان رسید .

IMG_3637

تصاویر : محمد گرامی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۶ ، ۲۳:۰۶
حسن خیری

کارشناس مذهبی در گفت و گو با خبرنگار شبستان 
ماندگار کردن بندگی و حفظ منزلت سادات؛ سبک زندگی رمضانی
خبرگزاری شبستان: یک استاد حوزه و دانشگاه از سبک زندگی که ماه رمضان به بندگان می‌آموزد یاد و عنوان کرد: این سبک به ناتمام شدن بندگی در پایان این ماه و حفظ جایگاه سادات تاکید دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین خیری، استاد حوزه و دانشگاه و رئیس دانشگاه نراق در گفت‌وگو با خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، با بیان اینکه شیعیان چهار عید دارند، افزود: ‌در بین اعیاد قربان، ‌فطر، غدیر و جمعه،‌ عید فطر فضیلت ویژه‌ای در روایات دارد. خدا پاداش برپاکنندگان مناسک ماه رمضان را بدون حساب و شمارش در این عید می‌دهد و پاداش روزه‌داری خشنودی خداوند است. روزه جایزه است و هر آنچه بنده از خدا بخواهد به او می‌دهد.

وی با بیان این مطلب اظهار کرد: از این عید می‌توان مفهوم عید را در سطح زندگی اسلامی پیدا کنیم. برخی مناسک که نشان دهنده سبک زندگی در روز عیدانه برای مسلمانان است، مثل غسل کردن، ‌زیارت سیدالشهدا خواندن، عطر زدن، پرداخت زکات،‌ نماز عید خواندن و ... در این حوزه جای دارد.

خیری ادامه داد: این عید، فطر است یعنی بازگشت به خداوند و فطرت. یعنی آنچه ما را به فطرت و خدا باز می‌گرداند نشان دهنده این است که انسان باید جشن و سرور داشته باشد. رویه شارع مقدس هم نشان می‌دهد که باید از فرصت‌ها خوب استفاده کرد. یعنی یکی از درس‌هایی که می‌شود از عید فطر آموخت این است که باید از فرصت‌ها استفاده کرد. یعنی پس از یک ماه آمادگی روحی و روانی و تجربه بندگی، فرصتی است که انسان با برگزاری این جشن به یک ماه بندگی، ماندگاری ببخشد. نحوه جشن و سرور و عید گرفتن خودش نشان دهنده تمایزات حاوی یک هویت ویژه است.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: از وجوه تمایز این روز، حرمت روزه گرفتن است که با دیگر ایام تمایز دارد و هویت‌سازی می‌کند. سبک جشن و سرور این عید نیز حاکی از بندگی  خداوند است. یادآوری الگوهای صالح در قنوت‌های نماز عید که نشان دهنده آن است که ما را به بهترین‌ها وصل می‌کند و آنچه خدا برای بهترین بندگان ارزانی داشته را می‌خواهیم که به ما هم مرحمت کند و آنچه از بهترین صالحان دوره کرده است را از ما نیز دور کند؛ یعنی ما را به هویت صالح بودن وصل می‌کند و به ما آموزش بلندهمتی و بلندنگری می‌دهد و از خداوند خیر ما عبادک الصالحون را مسئلت می‌کنیم؛ یعنی قانع نشدن به چیزهای کم.

وی همچنین گفت: این موارد در واقع درس‌هایی است که می‌توان از این ایام آموخت. این عید ترسیم وحدت، انسجام و جماعت مسلمین است. بهتر است در این روز نماز عید در یک مکان و خارج از شهر خوانده شود. همچنین مناسب است که پیشوای آن شهر و امام مسلمین پیشاپیش جمعیت حرکت کند و با یکسری مناسک، اعمال خاص، پیاده رفتن و پا برهنه بودن و ذکر خاص گفتن همراه باشد. بعد هم مثل نماز جمعه دارای خطبه بودن و بودن خطبه جزء نماز که آن را به اجتماع وصل می‌کند از دیگر تمایزات این روز است.

خیری افزود: پیش از نماز آدابی مثل زکات فطره وجود دارد. به شکرانه روزه گرفتن باید به دیگران کمک کنیم که این موضوع خود تولید کننده سبک زندگی است که توجه به اقشار محروم در آن نهفته است و توجه به مواسات و حق اخوت و برادری و اهتمام به امور مسلمین در همین راستاست. توجه کردن به اینکه توفیق روزه‌داری از طرف خداوند به ما ارزانی شده است و باید شکرانه آن را به جا بیاوریم. شکرانه عید فطرت که در واقع در زکات فطره خود را نشان می‌دهد. با ضوابطی که در زکات فطره وجود دارد به این معنی که به سادات تعلق نمی‌گیرد. حرمت منتسبین به ائمه اطهار باید نگه داشته شود که خود سبک زندگی اسلامی است، به این معنی که در جامعه اسلامی باید منزلت‌ها اجتماعی  پاس داشته و حرمت‌ها نگه داشته شود و حق سپاسگذاری به رسول اسلام باید ادا شود و ذریه ایشان محترم شمرده شوند.

وی تاکید کرد: این جشن به ما می‌گوید که بندگی خدا تمام نشدنی است و بعد از ماه، باز متوجه مناسک و اعمالی می‌شویم که حاکی از رنگ خدایی داشتن است. مناسک و عبادت است که نشان دهنده استمرار آن ضیافت الهی است.  

کلید ‫واژه‌ها:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۶ ، ۰۸:۵۷
حسن خیری

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق اساسی‌ترین مسائلی که می‌شود به عنوان انتظارات دانشگاهیان از دولت دوازدهم از آنها یاد کرد را تعریف دقیق از دانشگاه‌های کارآفرین، ورود دانشگاه‌ها به نیازهای جامعه، توجه به ارتباط دانشگاه با همه بخش‌های جامعه، استعدادسنجی و برخورداری‌های دانشگاه‌ها و نگاه منصفانه به همه آنها، همچنین توجه به کاهش امنیت شغلی اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها که موجب هدررفت بیت‌المال و منابع است، برشمرد.

حجت‌الاسلام حسن خیری در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، منطقه مرکزی، افزود: دانشگاه‌های کشور امروز با آسیب‌ها و مسائل اجتماعی مواجه هستند که بخشی از آن به خود جامعه علمی کشور مربوط می‌شود ولی تاکنون به صورت مشخص و جدی رسالت دانشگاه در خصوص تامین نیازهای جامعه تعریف نشده و در اینباره برنامه‌ریزی نشده است.

وی تصریح کرد: نقشه علمی کشور تدوین شده، اما برای اجرایی شدن این نقشه طبیعتا باید گام‌های موثرتری برداشته شود. هنوز هم شاهد تاسیس رشته‌هایی که نیازی به آنها وجود ندارد هستیم و لازم است که در نگاهی کلان بر مدار نیازسنجی، وضعیت‌سنجی دانشگاه‌های کشور بدون توجه به دولتی و غیر دولتی بودن و برخورداری‌هایشان بررسی شود. باید براساس نیازهای جامعه برای این دانشگاه‌ها اعتبارسنجی صورت گیرد که طبیعتا ممکن است در این راستا پالایش‌هایی نیز انجام شود.    

خیری با بیان اینکه امروز از شرکت‌های دانش‌بنیان بسیار صحبت می‌شود، گفت: توجه به شرکت‌های دانش‌بنیان به عنوان یکی از پایه‌های اقتصاد مقاومتی از نقش‌های دانشگاه‌هاست و تکلیف و تعهدی که اعضای هیات علمی و کادر علمی دانشگاه‌ها در این خصوص دارند، باید تعریف شود.

تعهدات کادر علمی از نو بازنگری شود

وی با اشاره به اینکه امروز تعریف شفافی در ارتباط با شرکت‌های دانش بنیان نداریم، بیان کرد: زمانی دانشگاه‌ها تعهد اعضای هیات علمی را بر مبنای آموزش تعریف می‌کردند، ولی امروز که صحبت از نیازمحور کردن دانشگاه‌هاست، دانشگاه‌های کارآفرین نسل سوم و چهارم باید بیشتر مطرح شوند، همچنین به نیازها و شرکت‌های دانش‌بنیان توجه شود.

خیری ادامه داد: در راستای اهداف مذکور طبیعتا باید تعهدات کادر علمی از نو بازنگری شود. اینکه آنها چه میزان به آموزش یا فعالیت‌های پژوهشی متعهدند و موظفی آنها در این راستا تا چه حد پر می‌شود و نظام تشویقی و تنبیهی در این خصوص چگونه اعمال می‌شود باید مورد بازنگری قرار گیرد.

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی نراق گفت: نکته اساسی به عنوان یک توقع از دولت دوازدهم استعدادسنجی از دانشگاه‌ها بر مدار انصاف و اعتدال است. در خصوص دانشگاه‌های آزاد اسلامی سخت‌گیری‌های ویژه‌ای وجود دارد، اما گاهی عنوان می‌شود که به دانشگاه‌های غیرانتفاعی با کمترین امکانات مجوز داده می‌شود.

وی افزود: امکانات در دانشگاه‌های آزاد اسلامی با برخی دانشگاه‌های غیرانتفاعی و حتی برخی دانشگاه‌های دولتی قابل مقایسه نیست، بنابراین نگاه اعتدال‌گونه و منصفانه باید در این حوزه وجود داشته باشد و نباید اجازه داده شود که سرمایه‌های هنگفتی همچون استعدادهای علمی و نیروهای انسانی که در دانشگاه‌ها به مرور زمان جمع شده مورد استفاده بهینه قرار نگیرد.    

استعدادها و نیروها به هدر می‌رود

وی با تاکید بر اینکه امروز ما با هدر دادن استعدادها و نیروها مواجه هستیم، تصریح کرد: این هدردادن‌ها شامل موظفی‌هایی که پر نمی‌شوند و ساعاتی که تعریف نشده و نیروهایی که کار مشخصی ندارند است، لذا با کاهش امنیت شغلی اعضای هیات علمی و کارکنان بویژه در دانشگاه‌های آزاد اسلامی شهرستان‌ها مواجه هستیم. اگر توازن و اعتدال در این حوزه حاکم بود نمی‌بایست شاهد این اتفاقات می‌بودیم.

خیری اظهار کرد: امروز با کمبود دانشجو مواجه نیستیم بلکه با عدم توازن در توزیع دانشجو که بدون توجه به برخورداری‌ها و امکانات موجود در دانشگاه‌ها صورت می‌گیرد، مواجهیم، لذا اساسی‌ترین مباحثی که می‌شود در دانشگاه‌ها به آنها توجه کرد شامل تعریف دقیق از دانشگاه‌های کارآفرین، ورود دانشگاه‌ها به نیازهای جامعه، توجه به  ارتباط دانشگاه با همه بخش‌های جامعه و استعدادسنجی و برخورداری‌های دانشگاه‌هاست که باید نگاه منصفانه به همه دانشگاه‌ها صرفنظر از دولتی یا غیردولتی یا آزاد بودن آنها صورت گیرد. همچنین عدم توجه به کاهش امنیت شغلی اعضای هیات علمی که نگران‌کننده است باعث هدررفت بیت‌المال و منابع می‌شود.

وی تاکید کرد: دانشگاه‌ها می‌توانند به عنوان یکی از مجاری مهم تولید و اشتغال در کشور مطرح باشند. این مراکز با ساماندهی درست و توجه جدی به نیازمحور کردن رشته‌ها می‌توانند بسیاری از مشکلات را که امروز در جامعه مطرح است همچون مسائل اجتماعی حل کنند.

خیری ادامه داد: دانشگاه یکی از نقاطی است که می‌تواند نسخه حیات‌بخش مسائل اجتماعی باشد؛ دانشگاه را باید به عنوان مهمترین عرصه حیات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی کشور دریافت.

تغییر مدیریت اصل نیست/سرمایه‌های انسانی در جای خود فعالیت کنند

خیری در ادامه در خصوص لزوم یا عدم لزوم تغییر مدیریت‌ها در جهت دستیابی به اهداف مذکور گفت: طبیعی است که تغییر مدیریت خود هدف نیست و ممکن است براساس اهداف و رسالت‌هایی که تعریف می‌شود توانمندی‌ها و ظرفیت‌های انسانی تعریف شود. اصالتا تغییر مدیریت یک اصل تلقی نمی‌شود و مهم این است که از سرمایه‌های انسانی در جای خودش استفاده شود.

رئیس دانشگاه آزاد نراق افزود: اگر نیروهایی را برای کادر مدیریت تربیت کردیم آنها باید در حوزه مدیریت فعالیت کنند، اگر نیروها را در حوزه صنعت تعریف کردیم پس باید در حوزه صنعت استفاده شوند. اگر در یک جامعه به چنین حرکتی رسیدیم و نشان داده شد که تربیت نیرو متناسب با نیازهای جامعه است و از نیروهای تربیت شده در جای خودش استفاده شود، نشان می‌دهد که آن جامعه یک جامعه توسعه یافته است.

وی اظهار کرد: مهم نیست مدیر چه کسی است چراکه تغییر مدیریت اصل نیست، بومی و غیربومی بودن او نیز در حوزه نیازها معنا پیدا می‌کند. چه بسا ممکن است در جایی نیروی غیربومی صلاحیت بیشتری داشته باشد و این فرد غیر بومی بهتر بتواند نیازها را رفع کند.  

خیری تصریح کرد: همه موارد مذکور بستگی به این دارد که ما بخواهیم جامعه را به سمت پیشرفت سوق دهیم، عدالت اجتماعی ایجاد کنیم و نیازهای جامعه علمی تامین شود. مهم این است که بتوانیم هر چیزی را به تناسب خودش استفاده و براساس نیازهای جامعه تربیت کنیم و از تربیت شدگان خود متناسب با نیاز استفاده کنیم.

وی ادامه داد: اگر معیار ما موارد مذکور باشد طبیعتا وضعیت بهبود خواهد یافت و موضوع مورد بحث این نیست که نیروی انسانی از چه گروهی است، چه تفکر سیاسی دارد و بومی یا غیر بومی است. اگر نگاه متوازنی وجود داشته و تربیت انسانی متناسب باشد، طبیعی است که بومی‌گزینی اتفاق خواهد افتاد، نه به عنوان یک هدف بلکه به عنوان اتفاقی که فرع بر تصمیمات سازنده و درست است.

نشاط علمی در گرو اطمینان از آینده شغلی است

خیری در ادامه گفت: اگر دانشجو بداند رشته‌ای که در آن تحصیل می‌کند در آینده منشاء اشتغال او خواهد شد و بداند که چه فایده‌ای از آن خواهد برد و در یک فضای اعتدالی منصفانه زندگی می‌‌کند و اجحاف و تبعیضی در حق افراد صورت نمی‌گیرد؛ همچنین بداند که از امکانات به درستی استفاده می‌شود، در بسیاری از مسائل شاهد نشاط خواهیم بود.

وی تصریح کرد: اگر نشاط علمی امروز جامعه کاهش یافته به سبب مشکلات موجود است. وقتی افراد جامعه دارای مشکل اقتصادی هستند و امنیت شغلی به خطر می‌افتد، طبیعتا افسردگی را شاهد می‌شویم نه نشاط.

رئیس این دانشگاه بیان کرد: اگر بدانیم برای چه تحصیل  می‌کنیم و فواید آن در زندگی و اشتغال چیست با نشاط درس می‌خوانیم و با نشاط زندگی می کنیم و وارد دانشگاه می‌شویم.

خیری گفت: باید به این نیازهای اولیه توجه کنیم و آنها را سامان دهیم، نیازهای اولیه و اساسی شامل حوزه‌های اقتصادی، عدالت اقتصادی و اجتماعی، مسکن و ازدواج است.

وی افزود: این مسائل پیچیده و شبکه‌ای است و باید به همه آنها با هم نگاه کرد، در این صورت است که جامعه‌ای توسعه یافته را شاهد خواهیم بود. توسعه یافتگی جامعه در گرو توسعه همه جانبه و درون زاست که در این خصوص دانشگاه‌ها مخصوصا در ابعاد مختلف با رویکرد علمی می‌توانند گام‌های موثری بردارند در غیر اینصورت این فعالیت‌ها چیزی جز مدرک گرایی نیست. اخذ مدرک و فاقد شغل بودن یا کار کردن در جایی که متناسب با رشته تحصیلی فرد نباشد، ناامیدی و سرخوردگی وی را به دنبال خواهد داشت.  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۶ ، ۰۹:۵۳
حسن خیری

تقویت مرکز کارآفرینی دانشگاه آزاد نراق با شعار هر دانش‌آموخته یک شغل

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی نراق از تقویت مرکز کارآفرینی این دانشگاه با شعار هر دانش‌آموخته یک شغل به عنوان یک اولویت پژوهشی خبر داد.

حجت‌الاسلام دکتر حسن خیری در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، منطقه مرکزی، افزود: دانشگاه آزاد نراق جزو اولین دانشگاه‌هایی است که ایجاد مرکز رشد در آن به تصویب وزارت علوم رسید.

وی تصریح کرد: ‌این دانشگاه در عرصه‌های مختلف همچون نانو، بیوتکنولوژی، حقوق و ... فعالیت می‌کند. همچنین مرکز کارآفرینی در این دانشگاه فعال شده و در تلاش جهت ساماندهی شرکت‌های دانش بنیان در این دانشگاه هستیم.

خیری با بیان اینکه دو شرکت دانش بنیان در مرکز رشد این دانشگاه به تصویب استان رسیده است، گفت: دانشگاه آزاد نراق با جدیت در عرصه کارآفرینی فعالیت می‌کند و در این راستا در تلاش است کارگاه‌های مناسب جهت مهارت‌افزایی دانشجویان ایجاد کند.

وی خاطرنشان کرد: این دانشگاه با فعالیت‌های پژوهشی در باشگاه پژوهشگران جوان در عرصه زمینه‌سازی برای پژوهش نیز فعالیت می‌کند.

وی در خصوص اولویت‌های پژوهشی این دانشگاه اظهار کرد: تقویت مرکز رشد دانشگاه از طریق تعامل با دانشگاه‌های منطقه و شهرستان‌ها بویژه شهرستان کاشان، ایجاد شرکت‌های دانش‌بنیان، استقرار شرکت‌ها و صنایع در دانشگاه برای تبدیل ایده به عمل، تقویت مرکز کارآفرینی با شعار هر دانش‌آموخته یک شغل، زمینه‌سازی برای ایجاد کارگاه‌هایی که بر بعد مهارت‌افزایی دانشجویان بیفزاید، اولویت‌های پژوهشی و همچنین تعریف کار برای اساتیدی که موظفی آموزشی آنها پر نمی‌شود از برخی اولویت‌های علمی این دانشگاه هستند.

رئیس دانشگاه آزاد نراق ادامه داد: این دانشگاه جزو دانشگاه‌های بزرگ دارای قدمت و اعتبار علمی در برخی رشته‌ها مخصوصا در رشته حقوق در سطح کشور است و پتنت‌های علمی بین‌المللی در کارنامه خود به ثبت رسانده است. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۳۱
حسن خیری

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق: تنها راه نجات بشریت تمسک به قرآن و عترت (ع)‌ است

 رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق:

تنها راه نجات بشریت تمسک به قرآن و عترت (ع)‌ است

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق گفت: ثقلین اساس آموزه‌های دینی ماست، اگر ما بتوانیم به قرآن و آموزه‌های عصمت و طهارت (ع) تمسک بجوییم، قطعا راه فردی و اجتماعی تکامل را طی کرده‌ایم؛ در این دنیای پر از مصیبت و مصائب و معضلات تنها راه نجات بشریت تمسک به قرآن و عترت (ع)‌ است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، حجت الاسلام دکتر حسن خیری روز گذشته در مراسم اختتامیه بیست و دومین دوره مسابقات قرآن و عترت (ع)‌ دانشگاه آزاد استان مرکزی به میزبانی واحد نراق در مشهد اردهال اظهار کرد: خدا را شاکریم که دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق توفیق این را داشت که خادم و میزبان قاریان، حافظان قرآن است.

وی بیان کرد: در این مکان بسیار نورانی در محضر حضرت علی بن امام محمد باقر(ع) که کربلای ایران خوانده شده است هستیم که در روایت از امام صادق (ع)‌ آمده است که هرکس برادرم را در اردهال را زیارت کند گویا جدم امام حسین (ع) را در کربلا زیارت کرده است و این حضور توفیقی بسیار ارزشمندی است.

خیری اظهار کرد: در مکان نورانی و در آستانه ماه مبارک رمضان و روزهای پایانی ماه شعبان از خداوند متعال می خواهیم که توفیق حضور و بهره مند شدن از فیوضات معنوی ماه رمضان و ماه ضیافت الهی را به ما عطا فرماید.

رئیس شورای دانشجویی فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی استان مرکزی گفت: مرحوم دکتر علی شریف مبتکر و موسس مسابقات قرآن و عترت (ع)‌ بود که در سال 72 در واحد نراق و اراک تدریس داشت. این مرد بزرگ گنجینه عظیمی بود که در راه تعالیم قرآن و عترت (ع) از جان مایه می‌گذاشت که جا دارد یاد و خاطره این مرد بزرگ قرآنی و فرهنگی را در این محفل نورانی و با عظمت گرامی بداریم.

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق اظهار کرد: دکتر شریف انگلیسی تدریس می کرد و در متن درسی خود زندگینامه حضرت زهرا (س) را گنجانده بود هم ترجمه می‌کرد و هم اشک می‌ریخت، این نمونه یک استاد قرآنی است. شما عزیزان راه مرحوم دکتر شریف را احیا می‌کنید جا در پای بزرگانی همچون دکتر شریف می‌گذارید و امیدوارم که اسم ما هم دراین لوح شریف و در زمره خادمان قرآن و عترت (ع)‌ نوشته شود.

دبیر هیات امنا و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی استان مرکزی نیز گفت: مسابقات قرآن و عترت (ع)‌ استان در سال 94 در واحد آشتیان و در سال 95 در واحد ساوه برگزار شد و در سال جاری بنا به تقاضای واحد نراق و تصمیم شورای فرهنگی دانشجویی استان، واحد نراق میزبانی این دوره از مسابقات را بر عهده گرفت که جا دارد از مسئولان واحد نراق و عوامل اجرایی این مسابقات بخاطر پذیرفتن میزبانی برگزاری این دوره از مسابقات که متحمل زحمات زیادی شدند، قدردانی کنم

دکتر علیرضا نظام ‌آبادی اظهار کرد: ‌برگزاری مسابقات قرآن و عترت (ع)(در جوار بارگاه امامزادگان قطعا از معنویت و روحانیت دوچندان و مضاعفی برخوردار است، برگزاری مسابقات در جوار امامزادگان خود یک تجربه جدیدی است که واحد نراق این تجربه را آزمایش کرد؛ البته دور بودن از دانشگاه و خارج از واحد برگزار شدن این برنامه یک سری اشکلات را به دنبال داشته است. با توجه به دور بودن مسیر، عدم دسترسی به امکانات واحد و سایر همکاران چه بسا در پذیرایی، اسکان اشکلاتی را به دنبال داشته است ولی در هر حال از زحمات این عزیزان قدردانی می‌کنیم.

نظام آبادی افزود:‌ از همه استادان، کارمندان، دانشجویان که در این دوره از مسابقات شرکت کردند و اینکه به قرآن و مسائل دینی و فرهنگی اهمیت می‌دهند قدردانی می کنم.

دبیر هیات امنای دانشگاه آزاد استان مرکزی بیان کرد:‌ حسب احترام به شما عزیزان و عرض خسته نباشید به شما و عزیزانمان در واحد نراق خدمت شما رسیدیم تا ما هم به اندازه وسهم خود به مسائل فرهنگی، دینی و قرآنی اهمیت قائل شده باشیم امیدوارم که این قدم هایی که در مسیر مسائل فرهنگی و آموزه های دینی بر می‌دارید مورد قبول حضرت حق واقع شود.

وی با گرامیداشت سوم خرداد و یاد و خاطره امام راحل و شهدا گفت: سوم خرداد سالروز فتح و آزاد سازی خرمشهر را به تمامی دلاور مردان، رزمندگان و ایثارگرانی که در عرصه جنگ تحمیلی فعالیت داشتند تبریک عرض می‌کنم. به همه ما واجب است که یاد این عزیزان را همواره گرامی بداریم.

نظام آبادی خاطرنشان کرد: فتح خرمشهر یکی از غرورآفرین‌ترین پیروزی‌ها و خاطرات هشت سال دفاع مقدس بود که از سوی دلاورمردان و ایثارگران در تاریخ ایران اسلامی رقم خورد.

نظام آبادی گفت:‌ بر خود واجب می‌دانیم که با بزرگداشت یاد و خاطره شهدا و امام راحل از همه رزمندگان، جانبازان، ایثارگران و خانواده‌های معظم شهدا؛ زمانی که کشور نیاز به فداکاری و ایثار داشت، با ایثار، فداکاری و عشق به میهن واسلام از زندگی خود و از همه چیزخود گذشتن؛ این تلاش ها و مجاهدت ها را ارج می نهیم و آزادسازی خرمشهر و پیروزی مقاومت را تبریک می گوییم.

دبیر اجرایی بیست و دومین دوره مسابقات قرآن و عترت (ع)‌ دانشگاه آزاد استان مرکزی نیز گفت: در این دروه از مسابقات بیش از 120 نفر حافظ،‌ قاری،‌ موذن، مرتل، خواهر و برادر از 17 واحد دانشگاهی آزاد استان مرکزی در طی دو روز به رقابت پرداختند که پس از داوری هیات داوران نفرات برگزیده اول تا سوم در بخش‌های مختلف استادان، کارکنان و دانشجویان به تفکیک خواهر و برادر مشخص و معین شد

جواد دهقانی آرانی افزود: برگزاری این مسابقات در جوار امامزاده حضرت سلطانعلی ابن امام محمد باقر (ع)‌، امامزاده ملائک پاسبان حقیقتا بسیار ارزشمند و قیمتی است و حضور قاریان و حافظان در فضای عطرآگین امامزادگان عظیم الشان حضرت علی بن امام محمد باقر (ع) و فرزندان امام هادی و امامزاده حسین بن حضرت زین العابدین (ع) و فصل بهار و فضای گل و گلاب مشهد اردهال کاشان و در آستانه بهار قرآن بسیار ارزشمند است.

مراسم اختتامیه بیست و دومین دوره مسابقات قرآن و عترت (ع)‌ دانشگاه آزاد استان مرکزی که با حضور بهروز بهرامسری رئیس دبیرخانه هیات امنای دانشگاه آزاد استان مرکزی، ‌روسا، معاونان دانشجویی فرهنگی، کارشناسان فرهنگی، مسئولان و مدیران فرهنگی و قرآن و عترت (‌ع)، استادان، کارکنان، دانشجویان خواهر و برادر از واحدهای دانشگاهی استان مرکزی در جوار آستان حضرت سلطان علی بن امام محمد باقر (ع) و آستان حضرت حسین بن زین العابدین (ع)‌ مشهد اردهال به میزبانی واحد نراق برگزار شد.

 

جهت مشاهده اصل خبر منتشر شده در خبرگزاری آنا لینک زیر را کلیک فرمائید : http://www.ana.ir/news/222280

 

تهیه وتنظیم : محمد بهشتی صدر

مسئول روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۳۱
حسن خیری
شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ \ السبت ٢٣ شعبان ١٤٣٨ \ Saturday, May 20, 2017
حجت‌‌الاسلام حسن خیری
کد خبر: 414934 | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۲/۱۶ - ۱۳:۴۶ | سرویس: حوزه علمیه قم 3
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی: 
تقویت نگاه فرهنگی، لازمه برپایی کرسی های آزاداندیشی در دانشگاه هاست 
حوزه/ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، تقویت نگاه و رویکرد فرهنگی را لازمه برپایی کرسی های آزاداندیشی در مراکز آموزش عالی و دانشگاه ها عنوان کرد.

حجت الاسلام و المسلمین حسن خیری در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» با اشاره به تاکیدات فراوان رهبر معظم انقلاب بر برگزاری کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه ها اظهار داشت: تاکید معظم له از یک سو و موضوع دانش بومی و علوم انسانی اسلامی از سوی دیگر اقتضای این را دارد که زمینه تولید دانش در این مقولات فراهم شده و همگی در مسیر تحقق نهضت تولید علم کوشا باشیم.

وی همچنین افزود: البته در طول سال های اخیر گام های خوبی در این باره برداشته شده اما با این وجود و در نظر گرفتن مسیری که هنوز تا رسیدن به نقطه ایده آل باقی مانده ، به نظر می رسد که تقویت روحیه خودباوری در محافل علمی و میان نخبگان دغدغه مندِ حوزه و دانشگاه امری ضروری به شمار می رود.

کرسی آزاداندیشی؛ پیش نیاز تولید علم بومی و اسلامی

عضو انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: آنچه مسلم است این که ما برای تحقق نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری می بایست به جای اقتباس و بازخوانی و ترجمه متون و اندیشه های دیگران در صدد نقد و تولید دانش بومی خودمان باشیم که البته لازمه این کار آن است که فضای فرهنگیِ مجامع علمی، پیش از هر چیز مستعد و آماده چنین وضعیتی باشد.

وی یادآور شد: مادامی که به دنبال نوآوری علمی و نقد و بررسی علمی نباشیم و به داشته های موجود به عنوان یک امر مقدس و غیرقابل خدشه نگاه کنیم، شاهد تحول مطلوب نخواهیم بود به این خاطر که اساساً با این رویکرد و نگرش ، نهضت علمی شکل نمی گیرد که بعد بخواهیم از دل آن، علم اسلامی و بومی را تولید کنیم.

وی افزود: از سویی لازم است به این نکته هم توجه داشته باشیم که برگزاری کرسی های آزاداندیشی خودش هدف نیست بلکه بستری برای تولید دانش بومی است چه آن که بر این مبنا افرادی که صاحب نظر هستند در فضایی که نباید مورد هجمه و تخریب و تکفیر قرار بگیرند به ارایه نظر و نقد خویش می پردازند.

توجه به ایده های نو و خلاق؛ لازمه رشد و توسعه جامعه

حجت الاسلام و المسلمین خیری همچنین ادامه داد: این مساله از آن رو حایز اهمیت است که بدانیم جوامعی که به پیشرفت رسیده و به توسعه پایدار دست یافته اند در بدو امر به اندیشه های نو و ایده های خلاق و نقد و نظر جدی، مجال عرض اندام داده اند؛ البته طبیعی است که گاه چند حرف نادرست و نظر اشتباه هم شاید داده شود اما به مرور، سره از ناسره تشخیص داده خواهد شد و برآیند کلی کار منجر به رشد و پیشرفت علمی جامعه می شود.

وی با اشاره به این که مشکلی که در کشور ما وجود دارد این است که متاسفانه آن گونه که باید و شاید نتوانسته ایم زمینه تحقق کرسی های آزاداندیشی را به معنای حقیقی کلمه فراهم کنیم، گفت: برگزاری کرسی آزاداندیشی بدان خاطر است که ما با این ابزار بتوانیم به نوعی در جامعه فضاسازی برای تولید علم بومی و اسلامی داشته باشیم به خصوص در زمینه علوم انسانی که محور و اساس رشد جوامع می باشد.

این استاد حوزه و دانشگاه بیان داشت: البته منظور از نقد و نظر در مجامع علمی متفاوت از آن چیزی است که گاهی متاسفانه ما در فضای سیاسی به عنوان نقد مخرب و پرخاشگری می بینیم.

صرف برگزاری نشست علمی برای تولید دانش کافی نیست!

وی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: آن چه ضرورت دارد این که ما باید شاخصه های دانشی را تعریف کرده و فضای تخصصی در آن مجال را برای نقد فراهم کنیم و تا زمانی که به این ها نرسیم به صرف برگزاری کرسی و نشست راه به جایی نمی بریم و شاهد اثرگذاری لازم که منجر به تولید علم شود، نخواهیم بود.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی همچنین گفت: مقام معظم رهبری همواره بر این مساله تاکید داشته اند که فضا به گونه ای فراهم شود که صاحب نظران و فرهیختگان حوزه و دانشگاه به ارایه نظرات خویش پرداخته و در فضایی علمی و آرام و در عین حال باز از جهت فکری، آرا و دیدگاه ها نقد جدی شده و با پختگی لازم به جامعه عرضه شود؛ به خصوص این که ما در دنیای کنونی با ابزار رسانه و فضای مجازی نیاز داریم که ظرفیت های عظیم علمی و فرهنگی تشیع و انقلاب اسلامی به دنیا نشان دهیم و برگزاری کرسی های نظریه پردازی و آزاداندیشی می تواند تا حدودی بستر این کار را فراهم سازد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۵۷
حسن خیری
زه/ در دیدار مدیران انجمن های علمی با مدیر حوزه های علمیه بر تشکیل اتاق فکری برای تعامل انجمن های علمی با مدیریت حوزه تاکید شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری«حوزه»، آیت الله علیرضا اعرافی با حضور در دبیرخانه انجمن های علمی حوزه در نشستی با مدیران انجمن های علمی حوزه، گفت وگو کرد، در این نشست صمیمی، مسائلی از سوی مدیران انجمن ها مطرح شدکه مشروح آن به شرح ذیل می باشد:

حجت الاسلام و المسلمین سیدحسین میرمعزی، معاون پژوهشی حوزه های علمیه در ابتدای نشست توضیحاتی درخصوص ماهیت و فعالیت های انجمن های علمی ارائه کرد و سپس حجت الاسلام و المسلمین حسینی کاشانی مسئول جدید دبیرخانه انجمن های علمی حوزه گزارشی از عملکرد 12 ساله این دبیرخانه ارائه نمود.

باید منشوری جامع در تحقق اهداف حوزه های علمیه تدوین شود

در ادامه حجت الاسلام والمسلمین سید صادق محمدی، مدیر انجمن اصول فقه حوزه، با ابراز خرسندی از حضور آیت الله اعرافی در این نشست صمیمی، با بیان اینکه بدون حاشیه سراغ ارائه مطالب می روم، اظهارداشت: مدیر حوزه های علمیه، مدیری توانا و آشنا به مسائل داخلی و بین المللی و مسلط به عرصه های مطلوب است، ضمن اینکه از معاونت ها و مسئولان دبیر خانه فعلی و سابق نیز به واسطه تلاش هایشان تقدیر می کنیم.

عضو مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه افزود: منشور جامع تحول حوزه از طرف مدیریت حوزه های علمیه آماده شده، جای بسی خوشحالی است، چرا که سالهاست در این فکر هستیم منشوری جامع برای تحقق اهداف حوزه ها تدوین گردد.

حجت الاسلام والمسلمین محمدی بیان داشت: تحول همواره به معنای روی آوردن به عرصه های نو نیست، بلکه گاهی تحول به معنای رجوع به گذشته و احیای سنت های حسنه سلف صالح می باشد و انجمن ها بستری مطلوب در هر دو جهت تحول به شمار می روند.

وی اظهار داشت: همچنین جهت استفاده بهتر از انجمن ها، مهم تر از حمایت های مالی، تشخص، تعیین و یافتن جایگاه اصلی انجمن ها با توجه به اقتضائات بومی شدن می باشد؛ چرا که انجمن ها وارداتی هستند و باید اقتضائات بومی را در آن لحاظ کرد.

مدیر انجمن اصول فقه حوزه در خصوص دیگر مولفه ها توضیح داد و گفت: از نکات مهم دیگر، همکاری دو جانبه انجمن ها با مراکز حوزوی می باشد نه اینکه به معنای رجوع یک جانبه انجمن ها به مراکز قلمداد گردد، همچنین ایجاد رقابت سالم میان انجمن ها بر اساس نیازسنجی و اولویت گذاری نیاز ها و توجه بسیار زیاد به کیفیت برنامه های ایجاد شده، مد نظر باشد.

وی افزود: ارزیابی انجمن ها و ارائه فعالیت های آن به سوی کمیت است و کیفیت در این زمینه لحاظ نمی شود در حالی که باید مورد توجه ویژه ای قرار بگیرد.

حجت الاسلام والمسلمین محمدی یادآور شد: بایددر انجمن ها طراحی رشته ها صورت بگیرد و نیازسنجی، نظام سازی علوم حوزوی مورد تاکید باشد و آموزش را با پژوهش هماهنگ سازیم، در حال حاضر در کل حوزه های علمیه چند سالی است که توجه زیادی به ساختمان سازی شده و پژوهشکده ها چه در قم و چه در شهرستان ها زیاد مورد اهتمام نیست.

استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اگر بخواهیم تولید علم و نظریه پردازی را در کل حوزه های علمیه داشته باشیم، به پژوهشکده های موفق نیاز داریم، در این زمینه پیشنهاداتی مدنظر است که بر این اساس اتاق فکر انجمن های همسو راه اندازی گردد، برای نمونه انجمن « اصول فقه» و انجمن « فقه و حقوق» همسو می باشند، این ها یک اتاق فکر مشترک داشته باشند و برنامه هایشان بر اساس نقطه های مشترک ایجاد شود و با هم تعامل داشته باشند.

مدیر انجمن اصول فقه حوزه بیان کرد: همچنین در راس انجمن ها یک اتاق فکر دیگری ایجاد شود تا پیشنهادات انجمن ها در این اتاق فکر اصلی مورد ارزیابی قرار بگیرد و عملیاتی شدن پیشنهادات را منتقل نمایند.

به انجمن های علمی نوپا توجه ویژه شود

در ادامه این نشست صمیمی، حجت الاسلام و المسلمین سید محمد واعظ موسوی، رئیس انجمن ارتباطات و تبلیغ حوزه با گرامیداشت ایام شعبانیه گفت: تشکیل چنین جلساتی فرصتی مغتنم است، جهت رسیدگی به مسائل انجمن ها و استفاده از افکار نوین و بهره گیری از نکته نظرات مدیر حوزه های علمیه و سایر همکاران که بدون تردید نتایج ارزشمندی به ثمر خواهد نشست.

 

عضو سابق مجلس خبرگان رهبری افزود: انجمن های علمی، نهادی نوپا در حوزه های علمیه به شمار می رود، اما به اعتبار همین نوپایی نیازمند حمایت های ویژه ای است، البته انجمن های علمی که بیشتر به نظر می رسد کپی برداری از انجمن های علمی دانشگاه ها می باشد، نیازمند تدبیر بیشتر در جهت بومی سازی و بهره گیری از توانمندی های حوزوی و مشوق ها در جذب افکار و اندیشه های موجود در حوزه است.

حجت الاسلام والمسلمین واعظ موسوی خاطرنشان کرد: حدود 29 نفر دارای تحصیلات صرفا حوزوی بود و درجه اجتهاد دارند و در کنار آن 1028 نفر افرادی هستند که در کنار تحصیلات حوزوی دارای تحصیلات دانشگاهی در مراتب کارشناسی ارشد و دکتری هستند، از این رو باید مشوق های حوزوی برای جذب فرهیختگان و نخبگان حوزوی در مباحث انجمنی، بیشتر مورد توجه قرار دهیم، تا بتوانیم از صاحب فکران حوزوی بهره بگیریم.

وی خاطرنشان کرد:برای اینکه بتوانیم انجمن ها را پویا تر کنیم، برای اینکه بتوانیم افراد دارای اجتهاد را جذب انجمن ها کنیم، باید جایگاه بالاتری برای انجمن ها تعریف کنیم، اگر انجمن را تحت اشراف دبیرخانه و معاونت پژوهش با چند واسطه قرار دهیم، قطعا بسیاری از بزرگان حوزه حاضر به همکاری با چنین نهادی نخواهند بود، این تفاوت دارد با نهادی که تحت اشراف مثلا خود شورای عالی باشد در عرض برخی از مسئولیت هایی که انجمن ها باید زیر نظر آن قرار بگیرند.وقتی جایگاه خیلی تنزل پیدا کند استقبال از طرف حوزویان کمتر خواهد بود.

رئیس انجمن ارتباطات و تبلیغ حوزه گفت: اعتبارات لازم در انجمن ها، نباید همانند اعتبارات انجمن های دانشگاهها در نظر گرفته شود و بگوئیم خودتان به عنوان «ان جی او» عمل کرده و جذب اعتبارات کنید اینجا با دانشگاه تفاوت زیادی دارد چرا که مشوق های موجود در دانشگاهها خود به خود برای حضور در انجمن ها ایجاد انگیزه می کند و حتی حاضرند هزینه هایی را متحمل شوند تا نام شان در انجمن ها ثبت شوند در حالی که در حوزه ها قطعا این چنین نیست.

حجت الاسلام والمسلمین  واعظ موسوی عنوان کرد: از این رو مشوق های مالی و تامین اعتبارات لازم برای هر انجمن و به ویژه بودجه سالانه با موضوع و محور فعالیت های انجمنی و با توجه به آئین نامه بودجه دهی باید در نظر گرفته شود، از طرفی یکی از بیشترین هزینه هایی که بر انجمن ها تحمیل می شود، استفاده از وجود یک دبیر است در این باره تقاضا داریم طلبه هایی که در سطوح عالیه هستند و به عنوان امریه در خدمت مرکز مدیریت قرار می گیرند دو تن از آن ها در اختیار هر کدام از انجمن ها قرار بگیرند تا از وجود آن ها استفاده کرد و هم هزینه ای برای انجمن ها تحمیل نشود.

وی اذعان داشت: انجمن های علمی را با تجهیز کافی مورد عنایت ویژه قرار دهید به ویژه انجمن های تازه تاسیس بیش از دیگران مورد توجه قرار بگیرند، چرا که هر ارگان و نهاد تازه تاسیسی با یک سری مسائل و مشکلات مالی مواجه است، یک انجمن نوپا با انجمن 15 ساله از نظر امکانات و موقعیت و شرایط متفاوت است، لذا در بدو تاسیس بودجه ای برای آن در نظر گرفته شود و امکاناتی را برای آن ها فراهم شود.

این استاد حوزه خاطرنشان کرد: اگر تدبیری اندیشیده شود که نمایشگاهها و جشنواره های سالانه انجمن ها شکل بگیرد و انجمن ها مراودات و ارتباطات بیشتری با هم داشته باشند و اطلاعات را رد و بدل نمایند و از تجربیات یکدیگر استفاده نمایند بسیار مناسب خواهد بود.

حجت الاسلام  و المسلمین  واعظ موسوی تصریح کرد: ضمن قدردانی از ساختمانی که در اختیار انجمن می باشد با توجه به گسترش انجمن ها و نیاز به امکانات بیشتر این ساختمان دیگر در شان 20 انجمن نیست و بعضا اتاق هایی که در اختیارشان قرار دارد مشترک است و یا تلاقی صوتی دارد و برخی از اتاق ها در مجاورت سالن های جلسات قرار دارند و امکان کار در آن ها وجود ندارد از این رو فضای دیگری که به صلاح دانسته می شود در اختیار انجمن ها قرار بگیرد.

انجمن های علمی حوزه با مراکز علمی و پژوهشی متفاوت هستند

حجت الاسلام و المسلمین رضا برنجکار، مدیر انجمن کلام حوزه نیز در مورد دیدگاه خود پیرامون انجمن ها اظهار داشت: به نظر می رسد انجمن ها با مراکز آموزشی و پژوهشی متفاوت می باشند، مثلا انجمن کلام با موسسه کلام یا موسسه امام خمینی(ره) و یا دارالحدیث و پژوهشگاه قرآن و حدیث متفاوت است.

وی در تشریح فعالیت انجمن ها عنوان کرد: انجمن های علمی در واقع نقش ستادی و هماهنگی بین مراکز آموزشی و پژوهشی حوزه را ایفاء می نمایند، مثلا در انجمن کلام، اقتصاد یا سیاست، اعضاء یا مسئولین و یا دست اندرکاران مراکز آموزشی و پژوهشی کلام حوزه می توانند در آن عضو باشند و یک نوع هماهنگی بین مراکز پژوهشی و آموزشی را انجام دهند.

حجت الاسلام و المسلمین برنجکار تصریح کرد: بر این اساس انجمن در عرض مراکز آموزشی و پژوهشی نیست، بلکه بالاتر از مراکز هستند و می توانیم بگوئیم نقش آکادمی ها را در دنیا دارند آکادمی ها در جهان بالاتر از دانشگاهها تعریف می شوند، یعنی نقش واسطه ای بین حاکمیت و مراکز علمی قرار می گیرند و حتی حکومت پروژه های آموزشی و پژوهشی را از طریق این آکادمی ها به مراکز توزیع می کند و همه مراکز به آکادمی ها وابسته هستند و چشم شان به آن هاست و چنین نقشی را دارند؛ اگر ما واقعا چنین نگاهی را به انجمن ها داشته باشیم، می توانیم به اهداف خود دست یابیم، اما در حال حاضر در حوزه چنین مراکزی را نداریم که این نقش ها را ایفاء نمایند.

وی با اشاره به برخی از دغدغه ها گفت:انجمن ها در معنای واقعی در حوزه جایگاهی ندارد و در حاشیه حوزه قرار دارند، گرچه دیدگاه های مختلفی و تلاش داشته و گاهی کلاس برگزار می نمایند و یا پروژه ای را به انجام می رسانند، اما باید حداقل حوزه یک جایگاه مشخصی را برای انجمن ها در نظر بگیرد.

مدیر انجمن کلام حوزه بیان کرد: در حال حاضر بر اساس این مباحث می توانیم این جایگاه را در نظر بگیریم و به گونه ای که این مراکز را وابسته کنیم، البته آن وابستگی تشکیلاتی مد نظر نیست.

حجت الاسلام و المسلمین برنجکار  گفت: برخی از قوانین با فعالیت انجمن ها سازگاری ندارد و نیاز به اصلاح دارد.

75 گروه علمی قرآنی در استان قم به فعالیت می پردازند

حجت الاسلام والمسلمین فاکر میبدی، رئیس انجمن قرآن پژوهی نیز عنوان کرد: این انجمن یکی از انجمن های باسابقه و درخشان است ما در کنار فعالیت های انجام شده در فصل زمستان حرکت مهم را به ثمر نشاندیم در این راستا متوجه شدیم، بسیاری از کارهایی باید انجام شود نیاز به حمایت و هدایت بالادست ها دارد.

وی افزود: بر این اساس با مشورتی که با هیات مدیره انجمن شد، اعلام کردیم گروه های علمی که در قم متصدی امور و علوم قرآنی هستند را شناسایی کنیم و ببینیم با یک هم اندیشی چه اقداماتی باید انجام شود ما با شناسایی ظرفیت ها متوجه شدیم که در قم 75 گروه علمی قرآنی متصدی کارهای قرآنی هستند که شامل مراکزالمصطفی و مراکز تخصصی و پژوهشگاه ها و دانشگاه ها می باشند و همگی نیز تاثیر گذار بر کشور می باشند.

حجت الاسلام والمسلمین فاکر اظهار داشت: در این میان در حدود 50 گروه به انجمن دعوت شدند که همگی روحانی و تحصیل کرده حوزه و دانشگاه به شمار می رفتند؛ در این زمینه بر آنیم انجمن قرآن پژوهی نقش ستاد هماهنگی این گروه ها را در جهت رسالت مهم به عهده گیرد.

وی گفت:امروزه تمام تصمیم گیری های کلان قرآنی و حتی در خصوص مسائل علمی در بیرون از حوزه انجام می شود و در نهادهای حوزوی و نیمه حوزوی تحمیل می شود و در آن جا تصمیمات اتخاذ می شود، باید در این زمینه اقدامی به ثمر بنشیند.

رئیس انجمن قرآن پژوهی تصریح کرد:باید با تلاش علمی و فنی این رسالت به حوزه برگردد، البته این امر نیاز به حمایت های مالی و معنوی دارد.

وی عنوان کرد: زمانی که قصد دارند گزارشی از فعالیت های قرآن بدهند، انجمن های حوزوی و مراکز تخصصی در صدر قرار می گیرند، اما در هنگام حمایت های مالی در ذیل همه برنامه های حوزه قرار می گیرند  یا باید فعالیت ها را تعطیل کنیم یا به طور جدی از آن حمایت شود.

به علوم انسانی نگاه تاسیسی داشته باشیم

همچنین در این جلسه حجت الاسلام و المسلمین محمد کاویانی رئیس انجمن روانشناسی اسلامی حوزه نیز بیان کرد: در این عرصه جای قدردانی و همچنین انتظارات زیادی وجود دارد، باید انجمن ها، یک مقدار رنگ و بوی مصداقی، کاربردی و راهبردی تر داشته باشند؛ علوم انسانی می تواند اصالتا مربوط به حوزه باشد در بلند مدت در گذشته چنین سوابقی بوده و می تواند باشد.

وی اظهار داشت: ما غیر از آن چیزی است که در بلند مدت خواستیم بگوئیم، قرآن بناست که در جامعه ما پیاده شود، روایات در اسلام بخواهد زندگی ما را اداره کند، اگر چنین ایده ای داریم، تردید نیست که از کانال علوم انسانی عبور می کند، باید به علوم انسانی نگاه تاسیسی داشته باشیم.

حجت الاسلام و المسلمین کاویانی خاطرنشان کرد: ممکن است در حوزه روانشناسی، بتوان سخن بیشتری گفت، ولی به نظر من در همه رشته های علوم انسانی نیز به همین صورت است، یکی از کارهای مهم ریشه ای انجمن ها که از عهده شان بر می آید، نگاه بلند مدت و اساسی است.

رئیس انجمن روانشناسی اسلامی حوزه افزود: نگاه دیگر، اینکه اگر در وجود خودمان اساس قدرت و قوت علمی داشته باشیم، ارتباط ما با دانشگاهیان در بسیاری از زمینه ها باز و تنگاتنگ است در حال حاضر در روانشناسی یک منظومه انجمن روانشناسی شکل گرفته که 13 انجمن روانشناسی سراسر کشور را دور خود را جمع کرده و انجمن روانشناسی اسلامی یکی از این هاست.

وی بیان کرد:  وقتی در آن جاسخن به میان می آیدچه درخواست هایی را داریم و چه اموری را می توانیم انجام دهیم با یک اشتیاق ویژه ای پیگیر هستند، طبق این گفته ها جایگاه انجمن ها می تواند یک جایگاه بسیار جدی و بالایی باشد، قائدتا حمایت ها همواره این نیست که نگاه، مادی باشد مثلا همین که در چند سخنرانی و جلسه رسمی و جاهایی که مورد توجه است، نگاه محبت آمیز و عنایت مسئولان حوزه نسبت به انجمن ها بیان می شود، افراد خود را کنار نمی کشند در انجمن روانشناسی این گونه است بسیاری از افراد خود را کنار می کشند و می گویند، انجمن کاری نمی تواند انجام دهد به نظرم این دو راهبرد می تواند نگاه ما را تعیین کند.

فعالیت انجمن های علمی حوزه جدی گرفته نشده است

در ادامه این نشست احمد حاجی ده آبادی، قائم مقام انجمن علمی فقه و حقوق اسلامی بیان کرد: ما حصل سخنان دوستان این است که انجمن ها در حوزه جدی گرفته نشده است، ما در نامه ای تقاضا کردیم افراد تحصیل کرده حوزوی جمع شوند و برنامه ای ارائه دهند و از سوی دیگر با بدنه حوزه ارتباط برقرار کنیم.

وی تصریح کرد: امروز متوجه شده ایم مباحث فقهی ما چه جایگاهی دارد و اثربخش است و من در کلاس مطرح می کنم از وقتی که به دانشگاه رفته ایم علاقه ام نسبت به حوزه چند برابر شده است.

حاجی ده آبادی عنوان کرد: نامه ای به مدارس حوزه نوشته ایم که حاضر هستیم، با تمامی اعضای ما که دارای مقاله و کتاب هستند جلسه ای بگذارید تا مطرح شود، اما هیچ مدرسه ای به نامه ما پاسخ نداد.

وی بیان کرد:حقیقت این است که انجمن ها جدی گرفته نشده اند، برای جدی گرفته شدن می توان کارهایی را انجام داد؛ مثلا چرا ما در جلسات پایان نامه ها و موضوعات لینکی از انجمن ها نداشته باشیم و از انجمن ها استفاده نکنیم در این باره فکری اساسی باید شود.

قائم مقام انجمن علمی فقه و حقوق اسلامی اظهار کرد: مباحث مالی از موضوعات مهم است و با این بودجه اندک نمی توان کاری انجام داد؛ چرا که بخشی از بودجه صرف کارمند و دبیر اجرایی می شود، ما تقاضا داشتیم کارمندان انجمن زیرمجموعه حوزه باشند تا بودجه ای که وعده آن را داده اند صرف این مساله نشود.

وی خاطرنشان کرد: بدون بودجه، نمی توان کاری انجام داد در دانشگاه ها هم انجمن ها شرایط خوبی ندارند و در کل رشته حقوق یک انجمن حقوق داریم که در دانشگاه شهید بهشتی مستقر است و تنها یک همایش حقوق بین المللی زن را انجام داده ، به ویژه در رشته فقه و حقوق کار سخت تر است و افراد مشغول فعالیت های قضاوت و وکالت می باشند و کار به راحتی انجام نمی گیرد؛ البته در طول این سالها دوستان تلاش کردند و جلسات متعددی داشته ایم، اما واقعیت این است که اگر فردی بخواهد رئیس انجمن شود و کاری انجام دهد، باید زمینه و بستر ایجاد شود.

حاجی ده آبادی بیان کرد:بی شک با روزی چند ساعت، کار جلو نمی رود و افرادی که بخواهند در انجمن کار کنند، باید بودجه ای نیز در این زمینه باشد، برنامه ریزی به گونه ای باشد تا کار در مراکز دیگر را رها کنند و این کار را جدی بگیرند.

حوزه سنتی با انجمن ها پیوند عمیقی ندارد

در ادامه این نشست حجت الاسلام والمسلمین مهدی رجایی نیا، مدیر انجمن اقتصاد اسلامی حوزه اظهارداشت: این انجمن از انجمن های پیشتاز است و نقش موثری در دوره های مختلف داشته و فعالیت های خوبی را به ثمر نشانده است که یکی از این اقدامات ایجاد مرکز اقتصاد مقاومتی است.

وی خاطرنشان کرد:  پیشنهاداتی دارم که امید است با انجمن های علمی دیگر این پیشنهادات تجمیع شود و یک پکیج خوب راهبردی ارائه گردد، ما نقشه جامع رشته های حوزه را داریم، حوزه سنتی با انجمن ها پیوند عمیقی ندارد و بسیاری از انجمن ها مانند اقتصاد، روانشناسی،  جامعه شناسی و مدیریت در متن سنتی حوزه قرار ندارند و در نهادهای پیرامونی هستند، یعنی از نهادهای پیرامونی تغذیه می شوند و نتوانسته اند، نقشی را ایجاد نمایند و این یک ضعف است.

حجت الاسلام والمسلمین رجایی نیا بیان کرد: باید نقش فعالانه تری در بحث طراحی نقشه جامع رشته های حوزه ایفاء کنند، باید مراکز رسمی در حوزه  فعال باشد؛ در بحث آسیب شناسی رشته های علمی در حوزه و به ویژه بحث اسلامیت بودن آن ها می باشد، هنوز خودمان شناخت صحیح از روند تولید نیروی انسانی و تولید علم از بعد اسلامی توسط انجمن ها ارائه نداده ایم.

وی گفت:باید طرح هایی برای رشد تولیدات علمی و نیروهای انسانی و تربیت این نیرو در ارتباط با توانمندی ها و همچنین طرح هایی ارائه شودکه در جهت حل و مشکلات حوزه کمک کند، تاکنون انجمن ها به کمک مدیریت حوزه نیامده اند، شاید هم استقبالی  از آن طرف نمی شود که با نگاه مدیریت حوزه می تواند تقویت شود.

مدیر انجمن اقتصاد اسلامی خاطرنشان کرد: یک بحث هم مسائل راهبردی نظام و جامعه است، همانند اقتصاد مقاومتی، جمعیت و محیط زیست و مسائل فرهنگی، اخلاقی و آسیب های اجتماعی و بحث الگوهای اسلامی پیشرفت که دارای اهمیت هستند.

وی بیان داشت: در آن زمان ارتباط زیادی با انجمن ها برقرار کردیم و انتظار می رفت که نقش ایفاء کنند و باز احساس می کنم خیلی عقب گرد کرده ایم، یعنی هیچ فعالیتی در تولید الگوها در اداره نظام  مانند الگوی مردم سالاری و الگوی توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی و خانواده و اشتغال زن و الگوی فراغت و تفریحات، ارائه ندادیم.

حجت الاسلام والمسلمین رجایی نیا عنوان کرد: هنوز برای گردشگری، الگوی اسلامی نداریم  که حاصل این همه اندیشه ها و نظرات علمی به این الگو منجر شود، احساس شد انجمن ها می توانند نقش ایفاء نمایند و به نظرم ورود نداشتیم با توجه به این نکات می توان به مدیریت حوزه و مسائل راهبردی فعال شوند.

وی با بیان این که انجمن ها از لحاظ بودجه ای باید تقویت شوند، گفت: سند راهبردی برنامه پنج ساله انجمن ها باید در اولویت قرار بگیرد و بحث دیگر بازنگری بر آئین نامه است؛ به نظر می رسد این آئین نامه بسیاری از مسائل را پوشش نمی دهد.

مسئول برنامه ریزی و نظارت راهبردی حوزه خاطرنشان کرد: بحث نظام ارزیابی انجمن ها نیز باید با کمک انجمن ها مورد بازنگری قرار بگیرد؛ چرا که مساله ارزشیابی آنها را جهت می دهد، ممکن است اولویت موضوعی باشد، اما می بینیم امتیاز انجمن ها پایین است بعد برنامه هایی که برای رتبه بندی بالاتری باشد را انجام دهیم و این خلاف عقل است باید در این باره فکری شود.

حجت الاسلام والمسلمین رجایی نیاگفت: اگر بخواهیم به انجمن ها  جهت بدهیم این خود به خود دست انجمن ها و برتری آنها را می بندد؛ همچنین بحث جایگاه انجمن ها است که دبیر خانه چند کارشناس مسئول و پژوهش دارد، باعث کاهش جایگاه نیست چون انجمن ها جایگاه خود را دارند این هنر ماست که شخصیت ها را عضو انجمن کنیم و افراد قوی تری را وارد کنیم اعضای شورای عالی را عضو نمائیم .

وی افزود: اگر انجمن بیاید به مرکز تخصصی کلان طرف قرار داد شود و به پژوهش های قم جهت بدهد و در توزیع بودجه های ملی سهیم باشد بسیار خوب است.

نگاه ویژه ای به انجمن ها شود

 

حجت الاسلام والمسلمین خیری

و

حجت الاسلام والمسلمین خیری، قائم مقام انجمن مطالعات اجتماعی عنوان کرد: این انجمن 5 سال قدمت دارد و در عرصه های مختلفی هم وارد شده است.

وی افزود: اگر گفته می شود دانشگاه های کارآفرین و نسل سوم که مطابق با نیاز جامعه حرکت می کنند، به نظر می رسد حوزه انقلابی و حوزه ای که حلقه مفقوه بین نیازها و جامعه را شناسایی نماید در جایی به نام انجمن می تواند انجام دهد که فرهیختگان علم وجود دارند و محل ستادی، اطلاعات و اتاق فکر و ظرفیت های شناخته شده در انجمن ها  است.

حجت الاسلام والمسلمین خیری بیان کرد: انجمن مطالعات اجتماعی دارای مطالعات ویژه ای است که دانش آموختگان این حوزه از آن برخوردار هستند، بسیاری از این مباحث جایش مطالعات اجتماعی است.

قائم مقام انجمن مطالعات اجتماعی با بیان این برخی کارها را نمی توان کلیشه ای و بخش نامه ای پیش برد بیان کرد: به مقتضیات انجمن باید توجه شود، بسیاری از چیزها موجب سوال و دلسردی می شود در حالی که باید آزادی عمل به اندیشمندان خود انجمن داده شود و از برخی انجمن ها از نظر مادی و معنوی حمایت شود،انجمن ها می توانند هویت علمی علوم را تقویت کنند.

 

  1. گزارشی از فعالیت های انجمن ارائه شد
  2. اظهار شد که به اعتقاد ما همانطور که امروز نسل سوم و چهارم دانشگاهها به عنوان دانشگاه کارآفرین مطرح می شود که تلاش می کند خود را با نیازهای جامعه هماهنگ سازد. حوزه نیز نیاز دارد خود را از اینکه مواجهه با تأخر فرهنگی شود برحذر دارد و انگهی حوزه انقلابی حوزه ای است که بدون توجه ره شناخت نیاز و دغدغه رفع نیاز تحقق نمی یابد و انجمن ها می توانند حوزه را به جامعه وصل کرده و به روز رسانند.
  3. حوزه می تواند از طریق انجمن ها خود را با مراکز تصمصم ساز و تصممیم گیر مرتبط سازد.
  4. برخی از مسائل صرفا یا غالبا در توان انجمن مطالعات اجتماعی است. نظیر مسئله شناسی ، آینده پژوهی، افکار سنجی، سیاستگذاری و آشنا سازی طلاب با روش تحقیق و موضوع شناسی و مسئله یابی، همکاری در تحول علوم انسانی
  5. برای رسیدن به حد قابل قبولی از رسالت انجمنها بایسته هایی وجود دارد از جملهک

الف) ضرورت تقویت هویت انجمن و اعتبار بخشی با آن

ب) ارزشیابی فعالیت های انجمن مطابق مقتضیات انجمن ها و پرهیز از ساختار غیر منعطف و دیکته ای

ج) حمایت از برخی انجمن ها بطور ویژه

د) کنترل و مدیریت تکثر انجمن های هم عرض و متداخل . و توجه به اینکه تفکیک انجمن ها بر پایه مسئله ها باید صورت گیرد و نه رشته ها و چه بسا تفکیکی رشته ای و تجزیه موضوعات در قابل رشته ها به فهم کلیت موضوع ضربه می زند.

ه) تقویت هویت علمی انجمن ها . هنوز هم برخی از شاخه های علمی حاشیه ای و اقماری به شمار می رود.و این وضعیت می بایست اصلاح شود.

در حوزه ترجمه نوپا هستیم

حجت الاسلام والمسلمین حبیب رضا ارزانی مدیر انجمن علمی ترجمه و زبان های خارجی در این جلسه گفت:  انجمن ترجمه از نظر حیث ماهیتی با دیگر انجمن ها فرق دارد، در ترجمه، همه شاخصه ها و مولفه ها بسیار متفاوت است حق تالیف ما مشخص می باشد، اما همان تالیف و ترجمه ای که مجددا بازنگری و ترجمه شود کار دشواری است.

وی اظهار داشت: با توجه به اینکه حوزه های علمیه در مورد زبان بعد از انقلاب پیشرفت خوبی داشته اند، اما نسبت به دانشگاه خیلی کار باید انجام شود.

حجت الاسلام  والمسلمین ارزانی خاطرنشان کرد: با توجه به این بحث اول و بازخوانش جایگاه و ساختار و کارکرد انجمن ها،باید به آن نگاه جدیدی شود، قالب انجمن ها در قم مستقر هستند، اگر بخواهیم شعبه هایی را در برخی از استان ها بزنیم به نظر می رسد یک مقدار بازنگری شود، بحث بعدی در ترجمه، استفاده از ظرفیت دانشگاهیان است در حوزه ترجمه نوپا هستیم به ویژه در برخی از زبان ها و با همان زبانی که رهبری فرمودند، به بحث انگلیسی تنها نپردازید دیگر زبان ها هم هست و باید پرداخته شود ما در بسیاری از زبان ها به طور کامل وارد نشدیم، حالا بخواهیم فرهنگ انقلابی را منتقل کنیم.

وی اظهار داشت: طبیعتا ترجمه ها را نگاه می کنیم، بسیاری از آن ها مشکل دارد ما می خواهیم از این ظرفیت استفاده کنیم زبان دارای فوت و فن است، برخی از ترجمه ها واقعا ایراد دارد، گاهی تبلیغ سوء می شود؛ یک اهتمام ویژه می خواهد افرادی که آمده اند از شاخصین هستند.

حجت الاسلام  والمسلمین ارزانی گفت:اگر بتوانیم به عنوان «ان جی او» بازوی حوزه باشیم و کارهایی را انجام دهیم، طبیعتا از هزینه ها کاسته می شود، چون ما داوطلبانه کار انجام می دهیم، اگر بخواهد در سیستم اداری باشد متفاوت خواهد بود، واسطه بین حوزه و حاکمیت اهمیت دارد، رهبری این همه در مورد دغدغه ها گفته اند؛ این افراد را دور هم جمع کردن، ظرفیت خوبی است و می توان در کاستن از دغدغه های نظام از آن استفاده کرد.

انجمن ها نیازمند امکانات هستند

حجت  الاسلام و المسلمین سید باقری رئیس انجمن مطالعات سیاسی نیز در سخنانی عنوان کرد: امروزه انجمن ها،گاهی با نصف ظرفیت خود حرکت می کنند، باید ظرفیت های کافی و یا امکانات لازم فراهم شود، نبود امکانات و فقدان بودجه و هر مساله ای دیگر که  انجمن ها دارند کار می کنند که به نظر نیاز به کار بیشتر دارد.

وی ادامه داد: کار انجمن به درستی و به دقت تعریف نشده، مثلا در حال حاضر انجمن مطالعات سیاسی از سال 83 فعالیت می کند و برخی از انجمن ها، شاید 45 سال است فعالیت می کنند، اما تنها 11مناظره برگزار شد آن هم مناظره نظریه پردازی، یعنی کل این روند 11 مورد بوده ، این ظرفیت خیلی کم است.

مدیر انجمن مطالعات سیاسی یادآور شد: هدایتگری تخصصی نیز از الزامات است، فقه حکومتی،  فقه سیاسی و حوزه انقلابی، ظرفیت های مهمی است که که می تواند در اقتصاد مقاومتی نیز ورود پیدا کند.

مشکل اصلی انجمن ها بودجه نیست

حجت الاسلام  والمسلمین مسعودی، رئیس انجمن حدیث حوزه  نیز در سخنانی اظهارداشت: مشکل اصلی انجمن ها را بودجه نمی دانم، اگر انجمن ها مقبولیت علمی و اجتماعی داشته باشند، می توانند بودجه و یا بودجه ها را جذب کنند.

وی عنوان کرد: ما این اواخر همایشی را برگزار کردیم که به80 میلیون تومان بودجه نیاز داشت، ما بدون هزینه از سوی انجمن و تنها با همسو کردن فعالیت ها آن را برگزار کردیم.

رئیس انجمن حدیث تصریح کرد: مشکل اصلی انجمن ها، هویت شان است، انجمن ها در سراسر دنیا، یک شخصیت مستقل اجتماعی دارند، خودشان باید به همان اندازه افراد موسس و مدیران و شخصیت های اجتماعی داشته باشند تا به عنوان وزنه فعالیت ها را سوق دهند، اگر این اتفاقات بیفتد، انجمن ها می توانند موفق باشند.

وی گفت: ما فعالیت های زیادی را انجام می دهیم و داریم در حوزه شبیه دانشگاهها می شویم ما در بخش پایان نامه های 3 و 4 می توانیم از این ظرفیت ها استفاده نمائیم.

حجت الاسلام والمسلمین مسعودی تصریح کرد: در برخی از دانشگاهها پایان نامه نوشتن منسوخ می شود، ما می توانیم جهت دهی و هدایت پایان نامه ها را به انجمن ها بدهیم از طرفی باید  نسبت فعالیت و موفقیت هایش این کار عملیاتی شود، لزومی ندارد به هر انجمنی بدهیم ما با این تکثر مخالف هستم پروژه تکثر باید روی اصول باشد.

تهیه و تنظیم : اکبر پوست چیان    

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۱۵
حسن خیری

یکشنبه 27 فروردین ماه سال 1396 اولین جلسه ی هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات اجتماعی برگزار گردید.

در این جلسه که آقایان حجج اسلام حسامی، خیری، بستان، یوسف زاده، قنبری و لطفی حضور داشتند گزارش کلی از اقدامات انجام شده در سال 95 از طرف دکتر یوسف زاده به اعضای جلسه ارائه شد و در مورد مصوباتی که به نتیجه رسیده و همچنین مصوبات ناقص اجرا شده یا زمین مانده توضیحاتی ارائه شد.

 

بعد از آن در مورد تدوین گزارش عملکرد سالانه انجمن نکاتی بیان شد.
در ادامه جلسه دستور جلسات قرائت و مصوبات جدیدی به ثبت رسید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۲۴
حسن خیری

 

متن کامل نشست: رهبری در دوره استقرار، رهبری در دوره تثبیت. مقایسه دو دوره رهبری در...

نشست علمی با موضوع رهبری در دوره استقرار و رهبری در دوره تثبیت؛ مقایسه دو دوره رهبری در جمهوری اسلامی ایران با سخنرانی: دکتر شجاعی زند و منتقدان: حجج اسلام دکتر پارسانیا و دکتر خیری و دبیر علمی: دکتر معینی پور در 26دی‌ماه 1395 برگزار گردید

دکتر شجاعی زند:

با عرض سلام و ارادت خدمت حاضران محترم و استادان بزرگوار، آقای دکتر معینی پور، تشکر می‌کنم از دوستانی که عهده‌دار برگزاری این نشست هستند، همچنین کسانی را که با مدیریت  این تشکل ارزشمند به آن تداوم می‌بخشند، تحسین می‌کنم تعداد افراد این جمع در همین حد نیز درواقع ارزشمند است، جمع‌کردن این تعداد جامعه‌شناس در یک چنین مدارجی، کاری دشوار است اهمیت این اقدام به‌این‌علت افزون می‌شود که افراد خاصی جمع شده‌اند و بیشتر آن‌ها از علما هستند؛ افرادی که صاحب دو علم هستند و این دو علم به‌شدت به هم نیاز دارند. این‌گونه نشست‌ها می‌تواند هم منشأ برکات فراوانی برای فعالیت‌های دینی‌شان و هم برای جامعه‌شناسی باشد. از سابقه این تشکل چندان نمی‌دانم و اگر سه یا چهار سال از شروع فعالیت‌هایش گذشته و دوستان این‌قدر با اشتیاق حاضر می‌شوند، می‌توان به آن اعتماد و آن را تحسین کرد.

در مجامع دیگر، حرف‌هایمان کمتر شنیده می‌شود، یعنی شنونده‌ای ندارد، ولی اینجا حرف‌های گفتنی یا هم‌زبانی‌هایی داریم که می‌توان به‌طور طرح متقابل کرد. درهرصورت، از اینکه در چنین جمعی حضور دارم، برایم ارزشمند است.

بحث من گسترده است، یعنی حق آن‌وقتی ادا می‌شود که همه بحث،افاده شده باشد درواقع باید جنبه‌هایی یا وجوه مختلفی از مطلب تشریح و باز شود و بعد درنهایت، جمع شود. این امر مستلزم صرف وقت مناسب است. من پیش‌بینی چنین شرایطی را نمی‌کردم که تا به اقتضای چنین نشستی که دو شخص باحث بزرگوار مثل آقای دکتر پارسانیا و آقای دکتر خیری حضور دارند و آقای معینی پور هم به‌جای خود وارد بحث خواهند شد. بنده هم باید متناسب با نشست،مطالبی آماده می‌کردم که بتوانم وجوه مختلف آن را بیان کنم  و درنهایت، جمع‌بندی آن‌که خیلی تعیین‌کننده است، حاصل شود و امکان طرح بعضی از نظریه‌ها و بحث‌های مربوط به آن شکل بگیرد.

تلاش می‌کنم کلیت بحث را در یک پلان عمومی‌تری ادا کنم و بعد از آن که منظور و مدعای بنده فهم شد، دوستان بتوانند مداخله کنند، مگر اینکه مداخلات، مستقل باشد، یعنی هر کس دیدگاه خود را در باب  بحث مدنظر و در حیطه آن بیان کند. چنان‌که آقای معینی پور هم اشاره کرد، بخشی از سخنانشان به بحث مرتبط بود و بخشی از آن خیر، یعنی بحث نسبت رهبری و دولت، یک بحث بسیار جدی است که امروزه با آن روبه‌رو هستیم. نکته مهم این‌که اگر درگذشته، درگیری تعارضی پارادوکسی بین نهضت و نظام بود، به عللی این پارادوکس به‌نظام و دولت منتقل‌شده است و حال این نظام را به یک‌گونه‌ای در قالب رهبری و قانون اساسی باید دید. سؤال اینجاست که چرا این تغییر موضع رخ‌داده در ساخت سیاسی، ما یعنی به‌جای اینکه درگیر محاجه نهضت و نظام باشیم. پدیده‌ای که در بسیاری از جنبش‌ها رخ‌داده، در اینجا آن پدیده دیده نمی‌شود، اما پدیده دیگری براثر آن ظاهرشده و آن‌هم مناسبات بین نظام و دولت است که پیچیدگی‌هایی پیداکرده و این موضوع، بحث مستقلی است که باید در یک فرصتی مناسب به آن پرداخت.درواقع، بحث جدی و به‌روزی هم هست، اما قصد ورود به این حیطه را ندارم و حتی وارد مناسبات رهبری و مردم هم به آن معنای مطرح در جامعه‌شناسی سیاسی نمی‌شویم. بحث من، مقایسه دو تا رهبری و دو تجربه رهبری است، در دوره پس از پیروزی انقلاب و شکل‌گیری جمهوری اسلامی. این دو رهبری، متعلق به دو زمینه متفاوت هستند که من با عنوان شرایط استقرار و یا دوره استقرار و دوره تثبیت،آن‌ها را از هم تفکیک کردم. باوجوداینکه در یک نحله مشترک به سر می‌برند و در یک چهارچوب مشترک و واحد قرار دارند، به سبب تفاوت شرایط، تفاوت‌های فراوان بین آن‌ها هست. این بحث خطیری است و باید  مراقب بود که این بحث را به تمایزات حادی که به تقابل و تفارق جدی کشیده بشود، سوق ندهیم و بدون شک این‌گونه هم نیست و با واقعیت انطباق ندارد، بلکه روی تفاوت‌ها تمرکز می‌کنیم.

این‌که قصد داریم روی تفاوت‌ها تمرکز کنیم فایده‌هایی دارد که اگر قدری بحث پیش برود، خواهم گفت. بهتر است پیش از بیان بحث ،چند مقدمه بگویم.  این موضوع برای من یک موضوع در درجه اول مسئله علمی است و درعین‌حال،یک دغدغه سیاسی اعتقادی هم هست.درواقع نمی‌توان این را پنهان کرد، یعنی وقتی به یک چنین موضوعی می‌پردازی، معلوم است یک نتیجه‌گیری‌های سیاسی و گاه اعتقادی ایدئولوژیک هم به این داریم.درعین‌حال، مدخل ورود، یک مدخل کاملاً علمی است و من تلاش می‌کنم با همین مبانی علمی به این بحث بپردازم، یعنی به استدلال و براهین و شواهد اتکا بکنم، نه به خواسته‌ها و حتی گفته‌های دیگران. پرداختن به این بحث، نوعی ادای دین هم هست، و به نظر می‌رسد، ما در این باب کوتاهی کردیم. درهرصورت این موهبتی که نصیب تک‌تک ما شده، این حیات در دوره جمهوری اسلامی و تجربه این رویدادها و این پدیده‌های بی‌نظیر در تاریخ اسلام و در تاریخ ایران و در تاریخ جهان، ما در حال تجربه آن‌ها هستیم. در ضمن، در سن و سال و موقعیتی هم هستیم که می‌توانیم با این پدیده‌ها به شکل جدی برخورد کنیم و مطالعه و بررسی داشته باشیم.پس چون این نوعی موهبت است،باید در قبالش ادای دین هم شود. وجه سوم ماجرا را که از انگیزه‌های ورود و پرداختن به این بحث است، بیان خواهم کرد.

البته این انگیزه‌های بنده است، اما در فضای علمی که اکنون به سر می‌بریم، این شرایط وجود ندارد. با تأسف، جامعه علمی ما بخصوص علوم انسانی که بنده و شما هم عضوی از آن مجموعه هستیم، این نوع نگاه را به این پدیده‌ها نداریم البته فقط این پدیده مدنظر نیست، به‌کلی از مسائل جامعه خویش غافل و دچار نوعی عقب‌افتادگی یا عقب‌ماندگی هستیم.افراد این زمانه، یا عقب می‌ماند یا با نوع مسائلی که در همین جامعه مبتلابه است و خرد و درشت کمابیش با آن درگیریم، برخورد گزینشی می‌کند. درعین‌حال، از یک موضع فاضل نمایانه و طلبکارانه برخورد می‌کند، گویا با مسائل بسیار مهم‌تری درگیر است. درواقع برخورد گزینشی خودش را پنهان می‌کند و انکار عامدانه برخی از مسائل یا بی‌توجهی‌اش به بعضی از مسائل را با این موضع که این‌ها برای مثال پدیده‌های ژورنالیستی، پوپولیستی،  هنجاری، رسمی، دولتی یا حکومتی هستند، با این عنوان‌ها  نوعاً این‌گونه مسائل طرد می‌شوند تا اینکه بعدها دیگران به آن بپردازند. بدین ترتیب تبدیل به یک مسئله برای یک آکادمی یا یک اندیشمند یا یک موسسه پژوهشی در یکجایی از دنیا بشود و به آن بپردازند و بعد تبدیل به یک ادبیاتی شود و آن را ترجمه کنند و در اینجا درباره آن صحبت کنند. باوجوداین، باز ممکن است دیگران به لحاظ اهمیت، به لحاظ موضوعیت و به لحاظ مسئله­مندی، درباره آن به مطالبی اذعان کنند حتی بعضی از مسائل است که با همه این اوصاف، امکان دارد عامدانه به آن‌ها بی‌توجهی شود که این امر فراتر از رویدادهای رایج است، یعنی به انکار و خودداری سیاسی برای ورود به این مسائل اقدام می‌کنند البته فقط درباره مسئله رهبری این‌گونه نیست، بلکه پدیده‌های فراوانی ازاین‌دست چنین‌اند؛ برخی از دوستان در بعضی از این زمینه‌ها گفت گو و به پاره‌ای از مسائل ورود کردیم، مثل همین پدیده اربعین. انگار عمدی هست که این واقعه‌دیده نشود. به‌تازگی یکی از دانشگاه‌های آمریکایی شاید ام آی تی، تحقیقی کرده در خلال آن پیمایشی روی شرکت‌کنندگان در اربعین انجام داده و بدین منظور یک جمعیت فراوانی  را پیمایش کرده و پرسش‌هایی درباره مسائلی بین عراقی‌ها و ایرانی‌ها به شکل مقایسه تنظیم کرده است کم‌کم از این مسیرها ممکن است پدیده اربعین هم موضوعیت پیدا کند. البته من معتقدم اینجا یک موانع نفسی و جدیدتر وجود دارد که اگر به یک ادبیات تناوری در سطح آکادمیک در جهان بدل بشود، اینجا همچنان آن پرهیز جدی وجود دارد یا مسائلی مثل همین پدیده راهپیمایی‌های گسترده 22 بهمن که37 سال از این انقلاب گذشته و بازهم یاد آن روزها تکرار می‌شود و جمعیت گسترده‌ای را هم باوجود مشکلات و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها و نارضایتی‌هایی که بین مردم هست، پای‌کار می‌آورد. این‌ها پدیده‌های اجتماعی هستند، یعنی جامعه‌شناس نمی‌تواند این‌ها را نبیند، به‌مثابه یک پدیده و بسیاری از پدیده‌هایی که در اطراف دین، محافل دینی شکل می‌گیرند.برای نمونه، همین پدیده جمکران، نیز عامدانه بررسی و به آن توجه نمی‌شود.

البته این نوع برخوردها از کسانی که با سوگیری، به این پدیده‌ها بی‌توجهی می‌کنند، امر چندان عجیبی نیست، و محل اعتراض هم ندارد اما اگر کسانی که آن نوع حساسیت‌ها را ندارند، افرادی از جنس شما و بنده، به چنین پدیده‌هایی بی‌توجه شویم یا غفلت کنیم یا به‌راحتی از کنارش بگذریم، مثل عامه مردم هستیم که فضاهای معتاد و متعارف خودشان را نمی‌بینند و اگر یک برهه‌ای، از آن موقعیت دور بشوند، شاید به کشف آن واقعیت برسند. مثال آب و ماهی، باید دید، چرا ما دچار این وضعیت هستیم؟ چرا چنین پدیده‌ای را که این‌قدر در حیات سیاسی اجتماعی این جامعه، اهمیت داشته و البته پدیده بی‌نظیری است و منشأ تحولات بسیاری در سطح جهانی شده و نمونه مشابهی در هیچ برهه‌ای از تاریخ جهان‌دیده نشده، فراموش کرده‌ایم این پدیده، بعضی‌ها به لحاظ تئوریک، شباهت‌هایی پیدا کردند، اما به عمق آن هرگز واقف نشدند، مثل آقای وبر در بحث کاریزما. ما با مسائلی که همین رهبری و رهبران در این دو تجربه، مورد به مورد در این جامعه حل کرده، و با آن درگیر شده‌اند و همان مسائل با سرانگشتان درایت این‌ها حل‌وفصل شده، بعضا حساسیت نشان دادیم و از راه‌های مختلف با آن درگیر شدیم. همواره آن مسائل را دیدیم و پیگیری کردیم و مدتی هم با آن درگیر بودیم. اما همین پدیده که این مسائل را مورد به مورد و به تعداد زیاد و با پیچیدگی‌ها و جوانب بسیار، حل‌وفصل کردند، به هر صورت، این جامعه را روی پا نگاه داشتند پس چرا خودمان آن را نمی‌بینیم و هنوز هم غفلت داریم. گفته می‌شود جزو مسائل مشترکی است که دوستان دیگر هم به آن فکر کردند، اما هنوز ادبیاتی درباره آن شکل نگرفته است. البته دوره‌های قبل‌تر به این پدیده پرداخته‌ایم اوایل شکل‌گیری جمهوری اسلامی و طرح بحث ولایت‌فقیه با این مسئله، به‌عنوان یک بحث مبنایی، از طریق فقه و کلام و تا حدی فلسفه به این پدیده پرداختند. پس مبانی‌اش را واکاوی و درباره آن تأمل کردند، اما آن برهه سپری‌شده و امروز دیگرکسی چه مخالف و چه موافق، رغبت پرداختن به این پدیده از این حیث را ندارد و موضوعیتی هم ندارد؛ پدیده‌ای که 37 سال، خودش را به‌مثابه یک واقعیت، نمایان ساخته و پیامدها و آثاری داشته، بررسی بر روی آن مبانی و بنیان‌های آموزه‌ای، نوعی عقب‌گرد است. امروزه باید در نوبت اول به این مسئله پرداخت نه مانند گذشته، از منظر فقه و کلام و فلسفه، بلکه به‌مثابه یک واقعیت محقق و عینی شده که واجد یک پرونده عملکردی و مجموعه‌ای از تجربه‌های  گسترده و متنوع به‌عنوان یک واقعیتی باشد که اثرگذار و تعیین‌کننده است و به حوزه جامعه‌شناسی و جامعه‌شناسی سیاسی برمی‌گردد. از این مدخل، باید به آن پرداخت و  سؤال اینجاست که چرا ما به‌عنوان جامعه‌شناس یا جامعه‌شناس سیاسی، کمتر سراغ این بحث رفتیم. بخشی از علت‌ها مربوط به موانعی هست که بیان شد و اینکه بعضی چیزها را عامدانه نباید ببینیم یا نمی‌خواهیم ببینیم.

این بی‌توجهی ممکن است در مورد دیگران عادی باشد اما اینکه چرا ما سراغ این پدیده نرفتیم، محل پرسش و تأمل است هر از چند گاهی به‌تبع شرایط، البته ژورنالیسم و ژورنالیست‌ها سراغ این پدیده‌ها از هر منظری رفته‌اند. کار ژورنالیست، همین است که  تلنگری می‌زند و یک اشاره سطحی به این ماجرا می‌کند و از آن می‌گذرد، اما پرداخت مبنایی‌تر و اصولی‌تر و بنیادی‌تر، کاری است که افرادی چون ما باید بکنیم و بخصوص در چنین جایی که ترکیبش،  ترکیبی است که با این نوع مسائل بیشتر درگیر است و بیشتر دغدغه دارد.

من در باب رهبری، معتقدم صفات و ویژگی‌های عدیده‌ای را میتوان برای رهبری برشمرد. رهبری به معنای عام، از نظریه‌ها افلاطون و فارابی و بعدازآن نیز بر اساس نوع اشارات و تصریح‌هایی که در احادیث و روایات در مورد اولیای دین ما هست تا تجربه‌ای که در فرایند مرجعیت و مانند آن داشتیم، مجموعه ویژگی‌هایی دارد که البته اختلاف‌هایی هم در بین آن‌ها وجود دارد و اشتراکات فراوان هم دارند. من روی یکی از این عناصر اساسی از بین این ویژگی‌ها تأکیددارم و آن، عنصر تدبیر است، چیزی که با عنوان مدیر و مدبر گاه از آن یاد شد می‌شود. تدبیر، عنصر اساسی است، یعنی مرکز ثقل رهبری و شاید عنصر ذاتی رهبری و عنصر جوهری رهبری، تدبیر است. این تدبیر، البته عنصری است که با اثرپذیری از عوامل بسیار شکل می‌گیرد. یک بخش آن اصول و آموزه‌هاست و بخشی از آن مبانی است. بخشی از آن مربوط به مقتضیات و ناظر به واقعیت‌هاست و یک‌بخشی از آن‌هم ناظر به مصالح است. تدبیر مبتنی بر این عناصر چهارگانه است. هرکسی در زندگی خود تدابیری دارد و تصمیم‌هایی می‌گیرد این نکته  با آن چیزی که در رهبری موضوعیت و اهمیت دارد و مبتنی بر این پایه‌های اساسی شکل می‌گیرد، فرق زیادی دارد. عنصر اساسی در رهبری تدبیر است. تدبیر هم به‌شدت از یک حیث مشترکاتی دارد مبتنی بر اصول، اهداف، مقتضیات یعنی اقتضائات واقعی، شرایط و امکانات و آن وضعیت موجود و بالاخره مصالح. این‌ها عناصری هستند که پایه شکل‌گیری آن تدابیر هستند و تمایز و تفاوت رهبری نیز ناشی از همین بحث‌های تدابیر است. تدابیر، از یک حیث، مبتنی بر اصول ثابته­ای هستند و تا حدی اهداف مشترک دارند، یعنی بین رهبران، اصول و اهداف، مشترک هستند. اهداف کلان، اهداف میانی مشترک است. اهداف خرد و اهداف نزدیک هم ممکن است بین دو رهبر بلافصل قدری متفاوت باشد. اصول هم عناصری ثابتی دارد. منظورم از اصول، اصول اعتقادی، اصول اخلاقی و چارچوب‌های فقهی است. در باب اهداف هم، اهداف بلند و اهداف میانه و اهداف نزدیک داریم. در باب مقتضیات هم واقعیت‌های حاکم و مصالح راداریم.

رهبری، دو عنصر ناپایدار دارد که بر اساس این مجموعه، تدابیر را شکل می‌دهند و این عناصر ناپایدار، مربوط به تشخیص مصالح است که ناظر بر مقتضیات و ملاحظه اقتضائات است. یعنی اگر بخواهیم در مقام مقایسه بین حضرت امام و حضرت آقا تمایزها را کشف بکنیم، با این دو عنصر به این تفاوت شرایط باید نظر داشت. این نکته بسیار مهم است و تعیین می‌کند که رهبری باید حی باشد، مثل مرجع که توصیه‌های آموزه‌های دینی، مرجع حی است. حال باید دانست محل مصرف در بحث مقایسه، کجاست؟ من به پاسخ این سؤال فقط اشاره می‌کنم و از موضوع رد می‌شوم.

 درواقع محل مصرف آن، آنجایی است که بعضی‌ها تلاش دارند کم‌رنگ جلوه دهند. ائمه معصوم و پیامبر اسلام(ع) به تعبیر فارابی، رئیس اول و روسای جانشین رئیس اول برای ما درواقع جزو اصول خوانده می‌شوند، یعنی مجموعه تجربه نبوی و تجربه ائمه معصوم در رهبری اجتماعی خودشان، تشکیل‌دهنده همان مجموعه اصولی است که بیان کردم، اما همین نسبت، بین ائمه معصوم با رهبران بعدی، مانند حضرت امام و حضرت آقا، دیگر بین حضرت امام و حضرت آقا برقرار نیست. به‌عبارت‌دیگر، شما نمی‌توانید برای حضرت آقا، رهبری حضرت امام را در چهارچوب اصول قرار دهید، بلکه مبتنی بر تدابیری است که ناشی از اقتضائات و شرایط حضرت امام هستند و در مورد رهبری حضرت آقا، مبتنی بر شرایطی است که او در آن به سر می‌برد. این شرایط، به‌کلی متفاوت است و باوجوداین تفاوت‌ها دیگر نمی‌توان انتظار داشت که برای مثال، حضرت آقا بر اساس تصمیم‌های  حضرت امام در یک مورد خاص گرفتند، عمل کنند. اگر چنین کاری را از رهبر بعدی انتظار داشته باشید، درواقع تراشیدن یک چهارچوب اضافه بر انتظار است، یعنی محدود کردن رهبری و محدود کردن تدابیر است که در مسائل امروزه جامعه ما گاهی کاربرد دارد.

موضوع دیگر بحث درباره نظریه آقای وبر در باب رهبران کاریزماتیک است. ما وقتی فراگیری جامعه‌شناسی را که تازه شروع کرده بودیم، تجربه جمهوری اسلامی و شکل‌گیری انقلاب بر پایه جمهوری اسلامی را داشتیم و وقتی بحث کاریزمای آقای وبر مطرح می‌شد، تمام ذهن ما بلافاصله روی تجربه حضرت امام می‌رفت، چون وبر ادعا می‌کند مربوط به دوره‌های ملتهب است و معمولاً عقبه‌ها و زمینه‌های دینی، استعداد بیشتری برای بروز رهبری کاریزماتیک دارد.

 ما همه این‌ها را در کسوت حضرت امام می‌دیدیم و مصداق آن، مدعیات رهبری حضرت امام بود. این نظریه آقای وبر، تا یک­جاهایی صائب و صادق و درست است و اثر می‌کند، اما بخش زیادی از نظریه‌های وبر به‌خصوص در بحث جانشینی و در تمایز گذاری بین رهبری کاریزما و رهبری حقوقی قانونی یا تمایزهایی که در بحث اخلاق مسئولیت و اخلاق باور یا جنبه‌های دیگر آن قائل می‌شوند، در تجربه رهبری دوره تثبیت، یعنی رهبری حضرت آقا نقض می‌گردد و بدین ترتیب، بخش تئوری آقای وبر باتجربه حضرت امام اثبات می‌شود پس بخش زیادی از این نظریه، در تجربه حضرت آقا نقض می‌شود. در ضمن به این هم قائل هستم که کاریزما نمی‌تواند تمامی واقعیت رهبری دینی و تجربه ولایت‌فقیه را پوشش بدهد، بلکه کاستی‌هایی هم دارد؛ کاستی‌های مفهومی که تا حدی این مفهوم قابلیت پوشش­دهی دارد، اما بیش از آن قابلیتش محدود است. خود آن نظریه هم تااندازه‌ای قابلیت دارد، اما بعدازآن دچار نقض می‌شود. این بحث با جمع ما جامعه شناسان نسبت زیادی دارد و درواقع بحثی علمی است که البته رویارو شدن با آقای وبر کار راحتی نیست.  

 بحث دیگر در باب نسبت بین شخص و منصب است. یکی از تفاوت‌ها نیز در مقایسه بین رهبری حضرت آقا و حضرت امام، به نظر من تفاوت فرایند شکل‌گیری این رهبری است. حضرت امام، شخصی است که در وهله اول، خودش این منصب را پدید می‌آورد و ما را با مفهومی به اسم ولایت‌فقیه آشنا می‌کند و بعد آن را به یک پدیده نهادینه‌شده تبدیل می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، خودش این منصب را شکل می‌دهد و بعد، این منصب را به تحقق می‌رساند، ارتقا می‌بخشد و سطح انتظارات ما را از آن بالا می‌برد و به یک نقطه مطلوب می‌رساند. این فرایندی است که حضرت آقا به‌مثابه شخص و نسبتش با منصب ایجاد می‌کند. می‌دانید که مناصب برای خودشان اعتبارهایی دارند، اما اینجا عجیب است که منصب، اعتبارش را از شخص می‌گیرد، همه‌چیزش را، هم وجودش را و هم اعتبارش را. در مورد تجربه رهبری، دوره دوم کاملاً معکوس است. درواقع این منصب، اعتبار دارد و مقدم است.

برای مثال، شخصی که درگذشته رئیس‌جمهور بوده، این منصب را اشغال می‌کند بنابراین، فاصله زیادی هم بین حد و اندازه‌ای که در تصویر مردمی نسبت به آن شخص هست با منصبی که حضرت امام داشته و دیگر نیست، وجود دارد. همان‌گونه که می‌دانید، کاریزما یک‌باره شکل نمی‌گیرد، بلکه کاریزما یک امر سابجکتیو است؛ تصویری است که مردم نسبت به یک پدیده دارند. حال این‌که پدیده، این حیثیت را داشته باشد یا نداشته باشد، امر دیگری است. خود این تا بخواهد تبدیل بشود به یک موقعیتی برای شکل‌گیری آن کاریزما، مستلزم سپری شدن یک دوره طولانی است. این تجربه در حضرت آقا به این‌گونه شکل می‌گیرد که ابتدا منصب هست، شخصی می‌آید با یک حد و اندازه خاصی این منصب را اشغال می‌کند. به‌تدریج، به حد و اندازه آن منصب می‌رسد و بعد آن منصب را ارتقا می‌بخشد. خود این مقایسه، می‌تواند مقایسه‌ای مفید برای استفاده‌های دیگر باشد.

مقایسه این دو نوع رهبر از حیث شرایط متفاوت، بحث دیگر ماست. حضرت امام در یک دوره خاصی قرار دارد که با عنوان استقرار از آن یاد می‌کنیم دوره استقرار با دوره فروپاشی،تمایز دارد اما شباهت‌های زیادی هم با دوره فروپاشی دارد. یک دوره هیجانی است؛ دوره‌ای است که هنوز مردم بر اساس هیجان‌ها، احساسات و شور، آمادگی خوبی برای پذیرش دارند. جامعه، دوقطبی شده و مردم به‌سادگی مدعیات و سخنان رهبر را می‌پذیرند. این شرایط با شرایط دوره تثبیت که ما به یک مرحله متعارف، قانون­مند، نظام‌مند و نهادمند منتقل شدیم، فرق می‌کند. مردم به خانه‌هایشان برگشتند از هیجان‌ها کاسته شده؛ چون مردم گاهی به‌ناچار دنبال کاسبی و منافعشان هستند. بسیاری از عناصر همسو در دوره گذشته، در دوره جدید دچار تکثر و واگرایی و تقابل شدند. این پیچیدگی شرایط را باید یک مقدار تصویرسازی کرد تا بتوان موقعیت رهبری در دوره تثبیت را بیان کرد.

در این میان ما ادعا داریم که این شخص، توانسته به آن موقعیت، به آن منصب و به حد و اندازه‌ای که حضرت امام آن منصب و ولایت‌فقیه را رسانده بود، برسد و بلکه ارتقا بدهد. البته از این ادعا نمی‌خواهم مقایسه‌ای بکنم که موجب کوته‌بینی یا نادیده گرفتن یکی از این طرفین ماجرا شود. این مقایسه، معنی دیگری دارد و نباید به آن وادی کشانده بشود و نباید چنین نتیجه‌گیری از آن کرد. درواقع می‌خواهم شرایط را شرح دهم. شرایط، کاملاً متمایز است و این رهبری، در یک موقعیت کاملاً متفاوتی به سر می‌برد که پیچیده است. حالا عناصر پیچیده را هم باید در تصویر صحنه، بیشتر ارائه کرد. باید گفت درعین‌حال واجد آن کاریزمایی می‌شود که معمولاً متعلق به دوره‌های نهضتی است. دوره‌های نهضتی، آمادگی بیشتری در مردم برای پذیرش کاریزما (تلقی کاریزما از رهبری) دارد. در دوره‌های روال­مند و متعارف، مردم این آمادگی را ندارند. در مورد سلبریتی­ها دارند یک هنرپیشه و فوتبالیست را یک مدتی دل‌خوش باشند، اما رهبری یک امر دیگری است جنس پذیرش و نفوذ و اعتبار رهبری، هرگز از جنس آن‌ها نیست. بنابراین شکل‌گیری کاریزما در دوره تثبیت در یک چنین موقعیت‌هایی به‌شدت پیچیده، امر دشواری است. البته بودن یا نبودن کاریزما نیز باید اثبات بشود. شاید خیلی‌ها تردید کنند که در دوره تثبیت، کاریزمایی وجود ندارد. ازنظر آنان یک رهبر رسمی هست و یک چهارچوب قانونی دارد و ما هم پای­بند به قانون اساسی و در حد و حدود قانون اساسی هستیم. این مدعایی است که به عقیده بنده، جنس رهبری حضرت آقا در دوره تثبیت، با همه شرایط وصف شده، از جنس رهبری کاریزماتیک است.

البته درباره اینکه کدام کاریزما قوی‌تر، گسترده‌تر و دامنه‌اش وسیع‌تر بود،نظر و ادعایی ندارم؛ چون هیچ اطلاعاتی از آن حیث ندارم، اما جنسش جنس کاریزماست. کاریزما نه به این معنا که یک عده هواخواه اطراف حضرت آقا هستند، بلکه کاریزما در سطح ملی و در سطح کشور و بلکه فراتر از سطح ملی منظور است. این البته ادعایی است که قدری باید شرح داده شود و من از آن می‌گذرم.

در بحث اثبات کاریزما شواهدی دارم؛ چون می‌دانید کاریزما را یا باید با پرسش‌ها و سنجه‌ای پیمایش کرد و اندازه‌گیری کرد و دریافت که در وهله اول رهبری حضرت آقا را قبول دارند یا ندارند و اگر دارند، از چه جنسی است؟ ما چنین اطلاعاتی نداریم و چنین کاری نشده و البته امکانش هم نیست و خیلی دشوار است. درواقع باید سراغ مجموعه شواهد و قرائن رفت، من شواهد و قرائنی دارم در باب اینکه رهبری حضرت آقا در این دوره، رهبری کاریزماتیک است.

 

-دکتر معینی­ پور (دبیر علمی): در ارائه بحث به همین اندازه در فرصت کوتاهی که داریم، به نظر می‌رسد گفت‌وگو و مباحثه و رویکرد نقادانه درباره این بحث، سخت باشد؛ چون بیان و بررسی گسترده این بحث، زوایای پنهانی را بازگو می‌کند که فرصت بیشتری می‌طلبد. برای مثال، جایگاه عقلانیت و قانون در رهبری یا اینکه شواهد این رهبری کاریزماتیک را چطور می‌توان ثابت کرد، بحث‌های خیلی مهمی هستند.

 

ـ حجت الاسلام والمسلمین دکتر پارسانیا:

 به نام خدا مطالبی که آقای دکتر بیان کردند در سه محور نیاز به پی گیری  دارد. محور نخست که امر کلی‌تری بود، اینکه چرا جامعه‌شناسی ما به مسائل اجتماعی خودش این‌قدر غافل شده است، و این موضوع یک نشست مستقل می‌خواهد.

 دو محور از محورهای بحث آقای دکتر شجاعی­زند، یکی بحث رهبری و عنصر تدبیر بود و بررسی ابعاد چهارگانه عنصر تدبیر در تحلیل تفاوت رفتاری و عملکرد دو رهبر، که به نظر می‌رسد بسیار مهم است. بحث دیگر واقعیت عینی رهبری است که نگاه جامعه‌شناختی دارد اینکه رهبری در تدبیر خودش تحقق پیداکرده، چگونه عمل می‌کند، عنوان بحث اول بود، اما شاید این عنوان بحث دوم رهبری نسبت به آن مقدم باشد. درواقع، بهتر است ابتدا بدانیم این رهبری چگونه عینیت پیداکرده و در مرحله بعد، بررسی کنیم که رهبری چگونه عمل کرده یا عناصر این رهبری چگونه رفتار کرده است. به همین سبب، بحث را روی محور دوم قرار می‌دهیم که به نظرم به لحاظ منطقی هم باید محور نخست بحث باشد؛ چون بیشتر بحث را در این دو محور، ناظر به محور دوم بیان کرده‌اند.

گفته شد که ما در اول انقلاب، تا حدی به مسئله رهبری در ایران توجه کردیم و با یک رویکرد فقهی به مسئله پرداختیم، ولی امروزه به این بحث باید با یک نگاه جامعه‌شناختی وارد شویم. این‌یک بحث درستی است و به نظر من رویکرد فقهی را نیز از دو منظر می‌توان بررسی کرد. از منظر فقهی آن، بحث مشروعیت، نه به معنای وبری قضیه، بلکه به معنای خود فقهی قضیه، یک بحث غیراجتماعی است. به‌عبارت‌دیگر، منطق درونی خود فقه، فعال است و به واقعیت عینی مسئله نمی‌پردازد، اما از این نظر که این فقه، بخشی از فرهنگ جامعه است، می‌توان رویکرد دیگری به مسئله داشت، یعنی می‌توان این نظام معنایی را در نظر گرفت که چگونه و چه هویتی دارد و در حوزه زیست جامعه ما واقعیتش چیست. گاهی ما استدلال فقهی می‌کنیم که به­عنوان مثال مقبوله عمربن­حنظله دلالت می‌کند؛ اینکه دلایل فقهی و دلایل کلامی در اینجا باهم چگونه تعامل می‌کنند؟ گاهی هم بررسی می‌کنیم که مقبوله یا استدلال ولایت‌فقیه، چه مناسبات و روابطی را درون خود دارد و در اصل، این نظام معنایی چیست؟ درواقع فقط می‌خواهیم آن را توصیف کنیم. در همان حوزه هم اگر وارد شویم، یک نگاه جامعه‌شناختی به مسئله هست. دیگر بافهم اینکه چه تجربه زیستی و چه دریافت از مناسبات را خواهد داشت، یعنی از همان جهت که یک علم است و یک هویت سابجکتیو دارد و کسی که این آگاهی را دارد، چه هویتی می‌یابد از این نظر یک جنبه جامعه‌شناختی پیدا می‌کند بااین‌حال، در ابتدای انقلاب طرح مسئله ولایت‌فقیه رونق و شکوه بیشتری داشت، ولی امروزه بیشتر فراموش‌شده است. حتی درگذشته در همان محیط‌های دانشجویی که به مسئله پرداخته می‌شد رونق داشت. البته این به معنای طبیعی بودن نیست. به نظرم این خودش جای تأمل دارد، یعنی وقتی این طرح از حوزه گفت‌وگو خارج می‌شود، می‌تواند به معنای غیبت این بحث از عرصه فرهنگ باشد. این نکته در همان جایگاه خود یک موضوع مطالعات برای ما است. اگر این بحث فراموش شود، با توجه به چگونگی شکل‌گیری رهبری کاریزماتیک در اینجا و بستر فرهنگی مدلی از رهبری کاریزماتیک که در این فرهنگ تحقق پیداکرده، این بستر را از دست خواهیم داد.

از کنار این پدیده نمی‌توان با این آرامش گذشت و زنده‌بودن این بحث، از باب "واذکروا ایام‌الله" به معنای زنده‌بودن این معناست. غفلت از این بحث نیز حتی در شکل فقهی آن، با یک نگاه جامعه‌شناختی به مسئله، اگر این بحث فقهی زنده نبود و اگر در عرصه باور و معنا و زیست مطرح نبود، این مسئله پیامدهای فرهنگی جدی دارد و می‌تواند موضوع یک مطالعه جامعه‌شناختی باشد. اینکه آیا واقعاً از این بحث غفلت شده یا نه و اینکه به همان مقدار بوده یا نیست؟ اولاً معیار ما چیست؟برای مثال مسئولان جمهوری اسلامی چه مقدار روی این بحث تکیه می‌کنند. در این خطابه‌ها و گفت‌وگوهای سیاسی چه مقدار گفته می‌شود یا مشروعیت نظام را چه مقدار مستند به این مسئله می‌کنند؟ که این‌ها شاید راه‌هایی باشد که یک عرصه را نشان می‌دهد. پرسش دیگر اینکه یا رسانه‌ها، چه مقدار به این مسئله می‌پردازند یا در درس‌های حوزوی چه مقدار این مسئله حضور زنده و فعال دارد و ذهنیت طلبه‌ها درگیر این مسئله است و یا خیلی راحت از کنار این بحث می‌گذرند و دولت‌مردان ما از هویت خودشان دفاع می‌کنند و یا مباحث دیگری، مباحث اصلی طلاب در حوزه‌ها شده، یا دانشجویان ما دیگر چندان به این بحث نمی‌پردازند. در حاشیه قرارگرفته این مسئله نشان می‌دهد که یک واقعه فرهنگی جدید رخ می‌دهد و این تأمل‌برانگیز است.

درباره اینکه ما در ابتدای انقلاب بیشتر از این زاویه به مسئله رهبری نگاه می‌کردیم و آن هم با یک رویکرد فقهی و خود این رویکرد نیز از دو جنبه فقهی و فرهنگی و جامعه‌شناختی، قابل تأمل کردن است. یعنی همین‌که این گفت‌وگو زنده است، به نظرم یک پدیده فرهنگی و اجتماعی در حال رخ دادن است و آثار زیادی دارد. اینکه ما در اول انقلاب  بیشتر از این زاویه وارد مسائل می‌شدیم، این، تنها عامل نیست، یعنی در حوزه علوم اجتماعی وقتی تأمل می‌کنم، جای سؤال است که آیا واقعاً در علوم سیاسی و علوم اجتماعی، دانشجویان ما چه مقدار به این بحث به‌عنوان یک کار درسی و آموزشی و بحثی باید می‌پرداختند؟ به نظرم رساله‌ای به این شکل نوشته نشده است. چرا دانشجوهای ما درگذشته به این مسئله به‌عنوان یک کار فرهنگی بیشتر می‌پرداختند و این مختص رشته‌های علوم اجتماعی هم نبود. آن‌هایی که نوعی ارتباط با انقلاب پیدا می‌کردند، این‌یک مبنای کار نظری‌شان بود که برای مثال، کتاب ولایت‌فقیه امام را بخوانند یا درباره نظریه خاصی تأمل کنند. این روزها شاید این مسئله کمتر شده باشد، اما زیاد این مسئله را به‌جا نمی‌آورم و البته نمی‌گویم نیست. البته چون من دانشجوی آن زمان بودم، الان می‌خواهم ببینم چه کسی در این حوزه کارکرد و کدام درس ما عهده‌دار این مسئله بود. بعد از انقلاب فرهنگی، در رشته جامعه‌شناسی دو واحد تفکر اجتماعی مسلمانان آمد. در کجای سرفصل‌های این درس حتی به این مسئله پرداخت؟ یا در رشته علوم سیاسی! چرا در واحدهای عمومی گنجانده شد وقتی در واحدهای عمومی، درس امامت آمد، این درس دیگر به رشته علوم اجتماعی بازنمی‌گردد. کار واحدهای عمومی، فرهنگ پذیری و انتقال فرهنگ و جامعه‌پذیری است و این‌گونه مسائل در نظام آموزشی است. حال باید دنبال کرد دید هنوز هم مسئله هست یا آنجا هم کمرنگ شده است. شاید در این مسئله آقای دکتر معینی پور بیشتر از من اشراف داشته باشد. درباره اینکه در درس‌هایی که امروز وجود دارد و این تقسیم‌بندی‌های جدیدی که جایگاه و حجم این مسئله را نشان می‌دهد و با بدیل‌هایی که گذاشته می‌شود، چه مقدار آموزش داده می‌شود، باید حرف زد، الان دیگر واحدهای عمومی، یک عنوان واحد نیست.

 پیش‌ازاین چهارتا پنج درس بود که همه می‌خواندند، اما الان برای هر درسی یک بدیل‌هایی گذاشته‌شده است. امکان دارد دریکی از این‌ها باشد، اما چند تا بدیل هم کنارش آمده و این بحث چندان شیوع نداشته باشد.

در محیط علوم اجتماعی اوضاع فرق می‌کند. نگاه به وبر، نگاهی بود که مذهبی‌های ما برای تحلیل انقلاب، به آن اقبال داشتند. همچنین، بعد از یک غیبتی، باز به این امر روی آوردند، یعنی مسئله نگاه کاریزماتیک کردن به حوزه رهبری درون انقلاب اسلامی هم با یک تفسیر وبری، در آن مقطع در رساله‌ها و در کارهای پژوهشی بیشتر بود. البته من نیز به‌تازگی دو تا رساله دکتری را؛ یکی در دانشگاه تهران و یکی هم در دانشگاه شما، به‌عنوان مشاور یا راهنما بودم چون پیگیر این قضیه بودم  بااین‌حال، شاید این رویکرد در اول انقلاب بیشتر بود، یعنی ما داشتیم کسانی را که یک علقه ای به حوزه انقلاب داشتند دانشجویانی هم بودند که می خواستند انقلاب را تفسیر جامعه شناختی بکنند وچون قاعدتا رویکردهای مارکسیستی جواب نمی‌داد و مارکسیست‌های ما خودشان از پدیده انقلاب تا مدتی گرفتار بهت‌زدگی بودند که چگونه شد رخ داد. اصلاً می‌شود رخ‌داده باشد؟ من از میان برخی از گفت‌وگوها در بحبوحه انقلاب با تعدادی از مذهبی‌هایی که نوعی تفکر و گرایش‌های مارکسیستی شدید داشتند، چندین خاطره در ذهنم است که آن‌ها این مسئله را که انقلاب شده باشد، انکار می‌کردند. آن فیلمی که آقای مخملباف ساخت، حصار در حصار، نمونه‌ای از برخورد مارکسیست‌های ما بود که آیا این انقلاب اصلاً رخ‌داده یا نداده. مسلمان‌های ما نیز از این حوزه نظری نمی‌توانستند استفاده بکنند. رویکردهای پارسونزی که آن زمان رواج یافت، ظرفیت تفسیر انقلاب را نداشت. این‌ها درواقع رویکردهایی هستند که بیشتر جنبه وفاق را می‌توانند تحلیل کنند، یعنی خود پدیده انقلاب، یک مورد نقض برای این مسائل و این نظریه است و آن‌ها هم نمی‌توانستند جواب بدهند. شاید بهترین نظریه‌ای که آن موقع فضای جامعه‌شناسی ما هم با آن آشنا بود، یعنی وبر، جزو کلاسیک‌ها و جزو متونی بود که در نظریه‌ها آموزش داده می‌شد و این بهتر کمک می‌کرد.

به نظرم استفاده از وبر برای تفسیر رهبری نظام جمهوری اسلامی، با آن بیانی که دارد، نیاز به تصرف دارد. بدون تصرف، پیامدهایی دارد که این پیامدها یک دهه بعد خود را نشان دادند. در میان همان بخشی از مدیران، کسانی بودند که در همین دهه اول، با رویکرد علوم اجتماعی، اعم از جامعه‌شناسی و علوم سیاسی به این مسائل پرداختند و آن تفسیر وبری از کاریزما مبتنی بر خصوصیت شخصی، درکنش های عاطفی معنا پیدا می‌کرد؛ البته با شرایط و زمینه‌های اجتماعی خاصی که فرصت بروز آن را می‌داد، مانند بحران و مسائل دیگری که توابعی هم داشت. توابع آن‌ها هم این بود که چون بر محور شخص بود، آسیب‌هایی آن را تهدید می‌کرد و باید به‌صورت یک نوع نظام قانونی، خودش را جایگزین می‌کرد و این می‌توانست خطرهایی داشته باشد. این تجربه را جهان مدرن طی کرده بود. در جهان غرب در نیمه اول قرن بیستم، یکی از متهمان حوادث نیمه اول قرن بیستم در جنگ، خود وبر است که به او گفته می‌شد تو با این نظریه، فرصت ظهور فاشیسم را پدید آوردی پس با همین یک نوع پیشینه‌ها و زمینه‌های پیدایش خود این استقبالی که او از کاریزما کرد، برای مشکلاتی که در نظام بروکراسی و عقلانیت ابزاری احساس می‌کرد، این شرایط فرصت می‌دهد که یک فرد بتواند با جاذبه وجود خودش، خمودی آن ماجرا را باهدف گذاری و باارزش‌های بیرونی، ایجاد بکند.

شما می‌دانید که کاریزمای وبر، کاملاً شخص مدار است. در آن می‌تواند مسیح باشد یا می‌تواند چنگیز یا افراد دیگری باشد؛ چون کنش، کنش عاطفی است و برمدار شخص است و بعد هم تداوم دار نیست و اصلاً انقلاب با صرف‌نظر از خطرهایی که او را تهدید می‌کرد، با این مدل رهبری، نمی‌توانست ادامه یابد. لازم بود به یک صورتی از آن صور بعدی، یعنی یا به یک‌شکل سنتی، نهادی را ایجاد می‌کرد و یا به‌صورت قانونی، یک اقتداری را به دنبال خود می‌آورد.

 پاسخی را که جامعه‌شناسی سیاسی یا بیشتر حوزه اندیشه سیاسی غرب به این آسیب‌هایی که در جنگ اول و دوم با پیدایش هیتلر و فاشیسم و مسائل خاصی که بوجود آمد، آن‌ها را به مسیر خاصی برد و جامعه مدنی با همان قرائت مدرن خود بود و کسانی بعدها در ایران با رویکرد وبری برای حل این مسئله بحث جامعه مدنی را هم با همان ترتیب مطرح کردند و مدیریت ما تقریباً یک دهه با این شعار شکل گرفت. بحث خیلی خوب دیگری که در اینجا مطرح شد، نسبت بین نظام و دولت و چالش‌های آن گاهی در یک مقطع بین همین مسائل بود که در برخی از دولت‌ها شکل گرفت.

به نظرم تیزبینی آقای دکتر برای رویکرد وبری، باوجوداین مسئله تأمل‌برانگیز است. بنابراین طبق نظر دکتر می‌شود کاریزما را یک بازکاوی کرد و مورد نقض همان هم هست. ما کاریزما را در شخص امام نمی‌بینیم و در رهبری بعد از امام هم به نظرم مشاهده می‌کنیم و این کاریزما در فرهنگ ما شخص مدار نیست؛ کاریزما در فرهنگ ما از یک بستر فرهنگی به‌شدت با یک مبنای عقلانی در سطوح مختلف از عقلانیت و نیز بر اساس روش تدبیر شکل می‌گیرد که یکی از این‌ها اجتهاد است. درواقع، کاریزما متعلق به فرهنگ شیعی است و متعلق به حضرت امام نبود، متعلق به امام زمان بود، یعنی ضرب‌آهنگ این کاریزما را در بزرگداشت‌های نیمه شعبان می‌توانستیم ببینیم و با نیابت امام زمان(عج) و مسئله اجتهاد است و با عقلانیتی که در درون این اجتهاد هست، هر کس می‌توانست خودش را جای امام  بیاورد و به‌عنوان نائب امام زمان  همچنین به‌عنوان ولی‌فقیه، که این ولایت متعلق به خود ولی‌فقیه نیست، متعلق به ولایت امام زمان است، بلکه آن را در خودش متبلور می‌کرد، سایه عشق امام زمان در او می‌آمد. در منصب ولایت‌فقیه، در نظام معنایی شیعی، کاریزما و این عشق و این محبت، در درونش نهفته است و این متعلق به شخص نیست. خود امام هم به این مسئله توجه داشت و می‌فرمود این جمعیتی که امروز می‌گویند زنده‌باد و درود بر فلان کس، اگر فردا ببینم از این چهارچوب تخطی کرد، خواهند گفت مرگ بر فلان. یعنی من خودم به‌عنوان یک شخص در اینجا قرار نگرفتم، این نظام معنایی است که این عشق و محبت را در این فرهنگ می‌طلبد و از دلش می‌جوشد و بیرون می‌آید. یا در مراسم تدفین مرحوم آقای طالقانی صحبت می‌کردند که مردم با این کلنگ، عشق‌بازی می‌کردند. و می‌گفتند: ای نائب پیغمبر. این کاریزما درآیت الله طالقانی هم بود. تعبیر ایشان این بود که آیا آیت‌الله طالقانی روشنفکر بود یا اینکه آیت‌الله طالقانی را در این نظام معنایی اینجا قرار می‌دادند و به همین علت می‌آمدند. بدین ترتیب، ما نیاز به یک  واکاوی در مسئله کاریزما داریم که در وهله اول به لحاظ تاریخی، خود کاریزما و این تعبیر را بررسی کنند که این فرّه ایزدی و آن کرامت، از یک فضای فرهنگی دینی، این لغت را تصرف کرده و البته به آن معنا به کار نبرده است. باید دانست در فضای فرهنگی دینی ما این چگونه است و چه ویژگی‌هایی دارد و اصلاً با آنچه وبر در تجربه جهان مدرن که عقلانیت از حوزه ارزش و این مسائل جداشده، این معنای کاریزمایی که در فرهنگ اسلامی و به‌خصوص به‌صورت شیعی محقق است، آنجا نمی‌توانید پیدا بکنید و نخواهد بود. اینجا باید متناسب با خودش بازبینی شود و این روش به نظرم راهگشاست، یعنی مسیری که آقای دکتر مطرح کردند. البته خود ایشان در بکار بردن آن روش مراقب است و حتماً در هر حوزه‌ای که به این مسائل می‌پردازند، و از یک زاویه مناسب بررسی خواهند کرد.

 -حجت الاسلام و المسلمین دکتر خیری:

 بسم‌الله الرحمن الرحیم  با عرض سلام  تشکر می‌کنم از جناب آقای دکتر شجاعی زند که بحث را پیشنهاد دادند و مطرح کردند جای این‌گونه بحث‌ها هم در دانشگاه و هم در حوزه‌های علمیه خالی است. همان‌گونه که جناب استاد فرمودند، درهرصورت اینکه بعد از سه چهار دهه هنوز بسیاری از این بحث‌های مبانی و بحث‌های مقدماتی مطرح است و حل‌نشده، حاکی از این است که به‌اندازه کافی نه در حوزه فقهی و نه در ظهور و در منصه ظهور پیدایش آن به‌اندازه کافی بحث نشده است. فرهنگ نیز هنوز فرهنگ تثبیت‌شده ولایی نیست. البته درباره عنوان دوره تثبیت هم ازنظر من محل تردید است؛ زیرا همه‌چیز در حال شدن و تغییر است و شاید بهترین تحلیل از اوضاع، تحلیل خود مقام معظم رهبری باشد که فرایند رسیدن به تمدن نوین اسلامی را به چند دوره تقسیم می‌کند: از شکل‌گیری انقلاب بر پایه جمهوری اسلامی و حکومت اسلامی و نظامات اسلامی و رسیدن به تمدن اسلامی. بنابراین، ما حتی نتوانستیم هنوز نظامات اسلامی را تثبیت کنیم، نظام ولایی، فقط نظام شخص نیست یا فقط در آن برهه انقلاب نیست که یک انقلاب به رهبری شخصی تحقق پیدا کند. انقلاب هنوز در حال جوشش و پویایی است. بر این اساس، به نظر می‌رسد که در اصل عنوان هم قدری تأمل لازم است که گویا وانمود می‌شود همه‌چیز بر وفق مراد است و تثبیت‌شده، درحالی‌که این‌گونه نیست و چنان‌که رهبری فرمودند این معماها هنوز حل‌نشده است.

 بحث نقد هم که در اینجا مطرح‌شده ابتدا به نظر می‌رسید متنی وجود دارد و می‌شود بر اساس آن‌قدری بامطالعه وارد شد. به هر صورت، من خودم را ناقد جناب استاد نمی‌دانم و از سخنان او استفاده می‌کنم و قصد دارم فقط به نکاتی اشاره‌کنم.

موضوع بعدی این است که به نظرم، در این‌گونه بحث‌ها باید ادبیات دینی را پرورش دهیم، یعنی تلاشمان بر این باشد که از اصطلاحات و ادبیات و آموزه‌های دینی استفاده کنیم؛ همین واژه‌گزینی‌هایی که وجود دارد و برای مثال، با عنوان کاریزما مطرح می‌شود، حتی به نظر استاد، این‌ها خیلی رهزن است. با وام‌گیری این‌گونه بحث‌ها از دیگران، به نظر می‌رسد باید در ادبیات سیاسی، فقهی و کلامی خودمان، این واژه‌گزینی‌ها را انجام دهیم و در متن فرهنگ خودمان آن موضوع را پی پیگیری کنیم که بحث رهبری ازاین‌دست است. بنابراین هر چه بکوشیم بافرهنگ خودمان هماهنگ کنیم، کاریزما و چنین اصطلاحاتی ادبیات خاص خودش را دارد و ذهن را به یک مفاهیمی خاص منتقل می‌کند جناب استاد شجاعی زند و جناب استاد پارسانیا نیز مطرح کردند که برای مثال دوران بحران است و دیگرکسی نمی‌تواند قائم به شخص باشد یا عاطفی است، درحالی‌که اصلاً ادبیات رهبری دینی، متفاوت است و سنخش و جنسش هم متفاوت است.

نکته بعدی اینکه این موضوع، چندوجهی است. پیشنهاد من این است که برای بهره بردن از ورای این بحث‌های علمی، دغدغه موجود را بتوانیم به شکل یک‌قطبی با عنوان یک کارگروهی کلان پروژه‌ای تعریف کنیم تا ابعاد مختلف قضیه مطرح شود. ما هنوز هم در بحث‌های فقهی، به‌روز نیستیم. درست است که در اوایل دوران انقلاب، کارهایی ویژه صورت گرفت، ولی هنوز ادبیات دانشگاه‌های ادبیات و حوزه، به‌روز نشده و ادبیات کوچه‌بازار ما ادبیات منطبق با ولایت‌فقیه نیست. در ضمن اقتضائاتی هم که دارد باید به فقه اجتماعی، فقه سیاسی برگردیم و ببینیم که ما چقدر در مورد این‌ها بررسی و مطالعه کرده‌ایم. بنابراین، به نظر می‌رسد اهمیت موضوع، خیلی زیاد است و کار یک شخص نیست، حتی آقای دکتر شجاعی زند هم با همه توان و هوشی که دارند، ولی فقط می‌توانند این مسئله را رهبری کنند  تا در یک کارگروه‌هایی بر روی ابعاد مختلف قضیه بحث شود؛ چون ولایت‌فقیه هم ابعاد شخصیتی دارد؛ شخص حقیقی و حقوقی و روان‌شناختی آن فرهنگ شناختی آن بحث‌های سنتش و بحث‌های فراوان دیگر. مقدمه جناب استاد هم حاکی از این است که دوره تثبیت نرسیده وگرنه ما نباید این مشکلات را داشته باشیم. اینکه چرا به این بحث‌ها هم پرداخته نشده، موضوعی است که جای بحث دارد. پرداختن به آموزه‌ها امر مهمی است و این‌ها به‌روز نشده و لازم است که بر اساس فرهنگ خودمان، نظام سازی مبتنی بر فرهنگ ولایی تأکید کنیم و این‌ها بخشی از رهبری امام و بخشی از رهبری مقام معظم رهبری است.

درباره دو نکته‌ای که جناب استاد مطرح کردند باید بگویم: یکی درباره صفات رهبری که مبتنی بر بحث تدبیر است و وی آن را به‌عنوان مهم‌ترین صفت رهبری مطرح  کردند، به نظرم می‌رسد در این‌گونه بحث‌ها، صفتی مثل تدبیر لابشرط است را شاید خیلی نتوانیم به‌عنوان مهم‌ترین شرط بیاوریم. طبیعی است، بحث رهبری در هر مرامی باشد، نیاز به تدبیر دارد. درواقع، در خودش وجود دارد، ولی ماهیت و هویت رهبری مهم‌تر است. استاد پارسانیا نیز به بحث اجتهاد یا بحث فقاهت و عدالت و مانند این‌ها اشاره کردند که روح آن، چیزی است که به یک فرهنگ و به یک مرام برمی‌گردد، نه به یک شخص همچنین، شاید توجه به شرایط محیطی که بحث‌های اعتقادی و اعتماد مردم، جزو ویژگی‌هاست یا اگر مجموعه شرایط و ویژگی‌ها و صفات را در نظر بگیریم، به نظر می‌رسد قدری ما را واقع‌بینانه­تر به اصل موضوع می‌رساند، وگرنه حالت تقلیل‌گرایی پیدا می‌کنیم. گاهی کسی می‌خواهد پایان‌نامه‌ای را بنویسد، می‌گوید فعلاً این تدبیر را به‌عنوان یک موضوع محوری و چهارچوب نظری‌ام قرار می‌دهم و موضوع را بر اساس آن پی­گیری می‌کنم، درحالی‌که نظر جناب آقای دکتر بدون شک این نیست. بنابراین، با یک مجموعه متغیرها، صفات و منظومه فکری روبه‌رو هستیم که آن منظومه فکری و صفات و عناصر، بحث ولایت‌فقیه و رهبری را شکل می‌دهد که در درون خود آن، بحث شرایط اقتضایی هم می‌آید البته این مطالب به این مقدار که مطرح شد، بحث‌های جدیدی نیست، بلکه باید دید چرا این‌ها جا نیفتاده یا بحث‌های دیگری باید اضافه بشود، وگرنه شرایط اقتضائی، از بدیهیات بحث رهبری است، اما در فرهنگ سیاسی ما جزو بدیهیات به شمار نمی‌آید، یعنی وقتی بحث می‌شود، گاهی مقایسه می‌کنند که چرا امام این‌طور فرمود این چراها حاکی از این است که فرهنگ ما نشده است. پس درواقع مسئله اینجاست که ما باید این‌ها را به‌عنوان یک پدیده ببینیم که چرا خود همین مسئله می‌شود بااینکه معلوم است اسلام، یک دسته احکام ثابت دارد و یک دسته احکام متغیری دارد که اجتهاد پویا و زنده است و تقلید از فرد زنده انجام می‌شود زمانی بحث مرجعیت به‌صورت خاص مطرح بود و امروزه بحث ولایت مطرح است. طبیعی است که این جزو مسلمات است، اما آن مسئله مهم این است که ما نتوانستیم این آموزه‌های دینی و این معارف را منتقل بکنیم یا  کسانی نمی‌خواهند به آن توجه کنند.

در بحث نظریه وبر هم موضوع کاریزما و کاریزماتیک که مطرح شد، به نظرم می‌رسد بهتر است وارد این‌گونه واژه‌گزینی‌ها نشویم؛ این‌ها رهزن هستند و ما را از هدفی که داریم، دور می‌کند و اتفاقاً بخشی از همین بدفهمی‌ها موجب شد که بعدها افرادی بحث‌هایی جدید را مطرح کردند. حتی اگر خواسته باشیم با نگاه‌های وبری هم بحث را پیش بگیریم، شاید اگر بحث سنت او را به‌عنوان مبنا در نظر بگیریم، بهتر از این باشد که بحث کاریزما را مطرح کنیم. درهرصورت، چون سنت به بحث فرهنگ برمی‌گردد و در بحث فرهنگ باید بگوییم در این فرهنگ اسلامی و در ماهیت و هویت و وجودش، چه عنصری وجود دارد که میان تصمیم‌ها فرق نمی‌گذارد؟ وقتی میرزای شیرازی با یک جمله و با یک حکم، تنباکو را تحریم کند و اتفاق‌هایی پس‌ازآن بیفتد و جنبشی ایجاد کند یا اینکه در یک ‌شب اعلام می‌شود، آقای خامنه‌ای مقام رهبری را به عهده گرفتند، باز همین دلدادگی اتفاق می‌افتد، البته شاید این دلدادگی‌ها همان‌گونه در امام ظهور داشت، در اوایل رهبری حضرت خامنه‌ای ظهور نداشت که باید بحث را به عوامل بیرونی ببریم و اینکه شرایط متفاوت با قبل بود برخلاف نظر استاد که بحث را بیشتر بر روی جنبه‌های شخصی و فردی و روان‌شناختی برد، به نظرم باید به سمت بحث­های محیطی بریم که شرایط متفاوت بود درهرصورت، یک عده خودشان را هم‌تراز رهبری می‌دیدند، در یک عده، حسادت‌ها وجود داشت و یک عده جنبه‌های دیگری برایشان مطرح بود، وگرنه توده مردم اگر وی همان روز فتوا یا حکمی صادر می‌کرد، مثل نظر امام می‌دیدند. این طبقاتی دیدن، قدری به نظر می‌رسد به سبب شرایط محیطی آن دوره بود، وگرنه همان مسئله کاریزمایی بااینکه این شخص، نائب امام زمان است اتفاق می‌افتد و تأملی در آن وجود ندارد و البته نشان می‌داد که تقویت این دلدادگی‌ها، طبیعی است. وقتی شخصیت فردی مانند مقام معظم رهبری ازلحاظ روحی- روانی هرروز بیشتر نمود می‌کند، خب دلدادگی مردم هم بیشتر می‌شود. وقتی رفتارهای او را می‌بیند که همان چیزی که گفته‌شده، ازلحاظ رفتاری، ازلحاظ خلقیات، از جهت ادبیات، تدین و چیزهای دیگر هم، در او تحقق پیدا کرد این‌ها تقویت می‌شود. البته جزو شرایط موجود، بحث‌های محیطی دشمنان را هم نباید از یاد برد، یعنی شرایط زمان امام هم انقلاب بود، انقلاب هم تازه اتفاق افتاده بود و بعد هم در طول دوره حضرت امام، بحث جنگ مطرح بود که شرایط محیطی با جنگ و حماسه انس داشت. بنابراین، دشمن هم خیلی نمی‌توانست خودش را نشان بدهد، اما بعد از امام، شرایط متفاوت شد و توقعات مردم از این منصب‌ها بیشتر شد. شرایط دشمن هم برای اینکه به دشمنی‌ها دامن بزند، مهیا شد. که بر این اساس، شرایط محیطی دو دوره خیلی متفاوت بود که باید به این‌ها توجه کنیم که بتوانیم واقع‌بینانه بحث را پی گیری کنیم.

درهرصورت، در بحث فرهنگ مبتنی بر ولایت‌پذیری، باید موضوع ولایت مسئله کلیدی باشد، یعنی اگر قرار است ما صفتی را به‌عنوان رکن در نظر بگیریم، خود بحث ولایت، ولایت‌پذیری، سنت، فرهنگ و انتصاب آن به یک امور قدسی، مثل امام زمان مطرح است.

 

-دکتر معینی پور:

در اینجا بسیار ممنونم خیلی سریع نظرها و سخنان استادان را دسته‌بندی و دو سؤال به آن اضافه می‌کنم.

 اول اینکه، دستگاه نظری وبر به‌طور عام، ناکارآمد از این وجود یک چهارچوب نظری برای این مقایسه است، مگر به دخل و تصرفاتی. ضمن اینکه در کنار این نظریه، بهتر است یک مفهوم‌سازی‌های جدیدی شکل بگیرد و در مفهوم‌سازی‌های موجود باقی نمانیم. این هم‌نظری است که استادان مطرح کردند که نیاز نیست حتماً در آن چهارچوب‌ها حرکت بکنیم.

نکته بعد اینکه فکر می‌کنم اگر جنابعالی نکته‌ای را  تعریف می‌کردید، شاید برخی از اشکالات در ذهن پدید نمی­آمد و آن‌هم مفهوم تدبیر است.  فکر می‌کنم یک مفهوم عام از تدبیر مدنظر شما است که بخش بزرگی از نکات جناب استاد خیری را دربر می‌گیرد. آیا اینجا تدبیر، به معنای سیاست‌گذاری است؛ تدبیر، به معنای مدیریت کنش اجتماعی در حوزه‌های اقتصاد و فرهنگ و سیاست است، تدبیر، به معنای هدایت به سمت اهداف و مبانی اساسی و غایی است؟ با عواملی که شما مطرح کردید، در اینجا تدبیر به چه معنایی است اگر مفهوم تدبیر تعیین شود، بعد اگر وظایف رهبری را در چند دسته به‌مثابه مربی، به‌مثابه هادی، به‌مثابه سیاست‌گذار و به‌مثابه ناظر در نظر بگیریم، تدبیر در کجا واقع می‌شود.

نکته بعد در مورد اینکه اساتید فرمودند آیا با این  نوع نگاه به تدبیر، که یک تقلیل‌گرایی در مجموعه عناصری که در رهبری وجود دارد، دچار نمی‌شویم؟ جایگاه عقلانیت و سنت و فرهنگ در نظام تحلیلی شما کجاست؟ در این سه محور، شما نکات خود را مطرح کنید

بخش دوم، شما شواهدی بیاورید مبنی براینکه رهبری دوره تثبیت، یک دوره رهبری کاریزماتیک بوده است. و شاید در مفهوم دخل و تصرفاتی کرده باشید یا بر مصادیق تطبیق داده باشید که در آن صورت بهتر می‌شود درباره‌اش صحبت کرد.

ـ دکتر شجاعی زند:

درباره نکاتی که دوستان گفتند، پاسخ که نه، ولی یک توضیحاتی می‌دهم. درواقع مشکل افتادن بحث به این مسیر، این است که به تعبیر دوستان، متنی از پیش آماده نبوده که خوانده شود. البته می‌دانید که ما برای متن‌های از پیش آماده، دیگر جلسه نمی‌گذاریم، بلکه می‌خوانیم. اگر می‌گفتم  چنین مقاله‌ای هست بخوانید، می‌خواهم جلسه بگذارم، آقای دکترها صدها مقاله دارند و ما هم چندتایی داریم و دوستان دیگر هم دارند کدام‌یک از این مقاله‌ها را کسی می‌خواند و بعد برایش جلسه می‌گذارد؟ بنابراین، بهتر است یک ابهامی یا ایهامی تعلیقی داشته باشد که برای آن جلسه بگذاریم. ای‌کاش این ابهام و ایهام و تعلیق را داشت و دوستان می‌خواندند یا دست‌کم به استادان می‌دادیم که بخوانند و با آمادگی بحث کنند یا من مجال بیشتری داشتم که بحث را خوب شرح می‌دادم که به‌احتمال‌زیاد، بیشتر این نکاتی که مطرح کردند، ناظر در همین بخش است. به هر صورت، باید این کار را می‌کردند تا فرصتی به من بدهند درواقع مثل جلسه دفاع دانشجوهاست، یک طرح اشکال می‌کنی، برای اینکه فرصت دهم شما دفاع خوبی کنید.

گفته شد نباید از مبانی فقهی کلامی به‌سادگی گذشت؛ بنده هم نگفتم بگذریم. من شرح واقع را می‌گفتم. می‌گفتم این بحث‌ها افول کرده و آن شور و جدیتی که همه عرصه‌ها بخصوص حوزه‌های روشنفکری را داشتند، این مباحث در سطحی نبود که دانشجویی بخواهد به آن بپردازد؛ بحث در سطح محافل فکری و روشنفکری حوزه‌ها بود. باز دانشگاه هم‌معنی دروس و اساتید و بود و آن‌هایی که به این نوع مباحث علاقه‌مند بودند، به سراغش می‌رفتند. همان جریان‌هایی که درگذشته به این بحث‌ها می‌پرداختند؛ چه در حوزه و چه در دانشگاه و چه در بین این فضا که روشنفکری دینی بود، دیگر به این بحث‌ها اهتمام ندارند. من شرح واقع گفتم، نگفتم خوب یا بد است. من معتقدم که همچنان حوزه‌ها باید به این بپردازند. می‌دانید که بعضی از این پدیده‌ها تبدیل به اگزیوم می‌شوند بعضی وقت‌ها به علت تکرار بحث، کسالت ایجاد می‌شود که رهایش می‌کنند. بعدازاینکه می‌بینند به سامان و نتیجه نمی‌رسد، خودبه‌خود افول پیدا می‌کنند، اما این‌گونه نیست که رها بشود. جامعه، در حال تغییر و پوسته انداختن است. دوباره در مورد بسیاری از بدیهیات درباره رضاخان تردید شده که یک آزادی‌بخش بود یا مستبد بود؟ وقتی درباره چنین بدیهی به این سادگی پرسیده می‌شود، حضرت امام برای حکومت دینی قیام کرد یا برای سرگرمی؟ آیا استکبارستیزی در جوهره این انقلاب بود؟ وقتی درباره بدیهیات می‌پرسند و با یک تغییر نسل با یک فضاسازی، دوباره این بحث‌های مربوط به بنیان‌های ولایت‌فقیه ممکن است به‌زودی رایج شود، به‌خصوص الان برخی جریان‌های دینی مخالف نظام تقویت می‌شوند این مباحث را دوباره نقد و بررسی می‌کنند و بسیاری از بدیهیات دوره‌های گذشته دوباره طرح می‌شود. بنابراین، هیچ دور از تصور نیست که باز دوباره بنیان درون دینی یا مبانی درون دینی ولایت‌فقیه بحث شود و نظری‌های عدیده‌ای در کنار آن مطرح گردد.

در این میان، باید توجه کرد که عمل‌گرایان و پراگماتیسم‌ها می‌گویند(تزی دارند): راه بینداز، جا بینداز، یعنی  پدیده‌ای را ایجاد کن. این نظر، استراتژی خیلی از مردم در رفتارهای سامان‌دهی به امور هم هست، برای اینکه  پدیده‌ای را جا بیندازی، ایجادش کن، مدتی که از آن بگذرد، دیگرکسی درباره آن صحبت نمی‌کند که اصلاً لازم بود یا نبود؛ خوب بود یا بد بود؛ بدیل بهتری داشت یا نداشت. این پدیده، خودش خودش را اثبات می‌کند. همین‌که وجود دارد و حیات دارد و روی پا ایستاده، خودش را اثبات می‌کند.

 نظریه پراگماتیسم‌ها در نظریه‌های گفتمانی هم عقبه دارد. در بحث‌های گفتمانی، دعواها دعواهای تئوریک و نظری و برهان و استدلال نیست.  حال کدام توانسته خودش را در سطح گسترده‌تری تبدیل در قالب یک جریان واقعی بیرونی تحقق اجتماعی پیدا کند، یعنی پدیده ولایت‌فقیه یا رهبری چون به این دلایل تبدیل‌شده، مسئله آن دیگر عوض‌شده و مبانی فقهی آن نقد و بررسی نمی‌شود، این‌طور نیست نمی‌توان گفت آنجا مشکلش را حل کردیم و پاسخ تردیدکنندگان را دادیم و آن‌ها عقب‌نشینی کردند و پرونده‌اش را بستند.  ولایت‌فقیه، خودش را در عمل اثبات کرد، دیگرکسی در اینکه از کجا آمده، مبانی‌اش چیست و بدیل بهتری داشت یا نداشت، بحث نمی‌کند و فقط به عملکرد و به پیامدها و آثارش نگاه می‌کند. من می‌خواستم بگویم، ما که به این فضا منتقل شدیم، به این معنی نیست که حوزه‌ها دست‌بردارند و اصلاً روی این مبانی مطالعه و تحقیق نکنند و خیالشان راحت باشد که ما این مشکل را حل کردیم و تمام مخالفان و تردیدها از صحنه خارج‌شده، بلکه آن‌ها دوباره برمی‌گردد. پس باید این آمادگی وجود داشته باشد که درباره اگزیوم­های قطعی‌تر از این هم باز تردید شود. بنابراین حرف من این  نبود که باید به‌سادگی از آن ماجرا گذشت، بلکه خواستم واقعیت را توصیف کنم و مجوزی به جامعه شناسان این پدیده بدهم که این پدیده، 37 ساله است و امروزه وقت آن است که جامعه شناسان درباره آن گفت‌وگو و بحث کنند. در اوایل انقلاب، ما محلی از اعراب نداشتیم و جامعه‌شناسی نمی‌توانست در آن عرصه حرفی بزند و درواقع حرفی نداشت و فقط. یا متکلمین یا فقها یا فلاسفه باید بحث می‌کردند، ولی الان جامعه‌شناسی بحث‌های جدی می‌تواند بکند.

گفته شد به دستگاه نظری وبر ایرادهای زیادی گرفته می‌شود. من منکر این سخن نیستم؛ کدام نظریه بدون ایراد است، آن‌هم نظریه‌ای که صد و خرده‌ای سال از آن می‌گذرد. نظریه وبر، نظریه کهنه‌شده‌ای است، اما قابلیت‌هایی هم دارد. این قابلیت‌ها به ما این امکان را می‌دهد که از آن استفاده کنیم. برخی توصیه می‌کنند که ما ادبیات دینی خودمان را مفهوم‌سازی کنیم و با این مفاهیم به بحث برویم. این کار را نمی‌شود یک‌دفعه کرد، باید اول در این محافل به اسم جامعه‌شناس و در هر مقامی و کسب اعتبار کنید و اجازه صحبت پیدا کنید، بعد به خودتان جرئت بدهید که این‌ها را نقد کنید، یعنی به بحث درباره اعتبار و جامعیت و قابلیت‌هایش بپردازید، بعد اگر توانستید، نشان دهید که این نظریه وبری و این مفهوم وبر، قابلیت‌های لازم را ندارد و توانستید نه‌تنها در محافل شخصی و خصوصی بین هم‌فکرهایتان، بلکه در محافلی که با همین مفاهیم عام مرتبط هستند و اعتبارشان را در این محافل قبول دارند، اگر توانستید نقدهای جدی به نظریه وبر ایجاد کنید، در این شرایط، زمینه و فضای ذهنی آماده می‌شود که یک مفهوم غنی‌تر و قوی‌تر و پربارتر و جامع‌تر از ادبیات دینی یا از ادبیات فارسی به‌جای آن گذاشت و آن را جا انداخت. این‌گونه نیست که بگویم من از اول نمی‌خواهم حرف‌های وبر را بشنوم و بگویم. البته شما(اساتید جامعه­شناسی) که همیشه سرکارتان درباره وبر و دورکیم است، اینجا هم بد که نمی‌شود آن نقد را بررسی کنیم. و باید از این مسیر برویم، صحنه‌ای است که آن‌ها برایش اعتبار ایجاد کردند. به نظر آقای پارسانیا، وبر نزدیک‌ترین ادبیات را به لحاظ تئوریک، با گرایش‌های ما دارد. چرا؟ چون به ارزش‌ها اهمیت داده و ارزش‌ها را موضوع مطالعه قرار داده و یک باب مهمی وبر بازکرده که البته نمی‌خواهم آن را مقدس کنم. او عقلانیت ارزشی را در کنار عقلانیت معطوف به هدف، مطرح کرده است. آیا ما جرئت آن را داشتیم؟ ما از این نظریه وبر با هر اعتقادی که داشته، می‌توانیم استفاده کنیم و از این مدخل وارد شویم و آن را نقدش کنیم. بعد که فضا آماده شد و پذیرفتند که این نظریه کاستی‌هایی دارد و کهنه‌شده است(به این معنا که می‌تواند واقعیت جوامع غربی را پوشش بدهد، ولی برای اینجا کافی نیست) حالا ما باید یک بدیلی را در یک چنین فضای آماده‌شده‌ای عرضه کنیم. فکر می‌کنم دوستان هم از همین مسیر، به دنبال علم دینی هستند و به نظریه‌سازی اسلامی می‌پردازند و منطقشان این است که البته من با آن موافق نیستم.

من در باب کاستی‌های نظری وبر هم، گفتم که مشکل مفهومی دارد و ولایت‌فقیه هم تا جایی می‌تواند این مفهوم را برساند. مفهوم می‌تواند از پوشش این رهبری بربیاید، ولی از جایی به بعد نمی‌تواند(دارای نقصان های مفهومی و نقصان های نظری است که الان مجال پرداخت به آن نیست) برای مثال، رهبری حضرت آقا در دوره تثبیت، ناقض و مبطل نظریه وبر است. نمی‌شود از اول وبر را در نظر نگیریم و بگویم خودمان انواع نظریه‌پردازان را داریم، بلکه باید نقدش کرد و بعد گفت که اگر این مناسب نیست، یک نظریه دینی و اسلامی با آن بسازیم. من در هر دو باب، با دوستان، هم‌عقیده هستم. نظریه‌های وبر، کاستی مفهومی و نظری دارد، اما تااندازه‌ای فقط از این مدخل می‌شود استفاده و شروع کرد و جلو آمد و از یکجایی به بعد آن را کنار می‌گذاریم.

 کاریزما درباره مناسبات است و بیشتر به سویه­ی پیروان نظر دارد، درعین‌حال این‌گونه نیست که هیچ نظری درباره سویه­ی رهبر نداشته یا هیچ اشاره‌ای نکرده باشد. یکی از مشخصات رهبری کاریزما این است که از جنس رهبری سنتی نیست، یعنی مبنای شکل‌گیری این رهبری، سنت و وراثت نیست. دوم مشخصه رهبری کاریزما این است که مبنای شکل‌گیری این رهبری، قانون و مسیر تصمیم‌گیری‌های قانونی و حقوقی هم نیست. نکته دیگری را هم من اضافه می‌کنم که وبر نگفته و از جنس محبوبیت‌های ناظر به هنرمند و هنرپیشه و فوتبالیست و مانند آن‌ها هم نیست چرا که این‌ها هم درهرصورت، یک کاریزمایی در اطراف خودشان شکل می‌دهند و حتی از جنس جریان فاشیست‌ها هم نیست که در اطراف هیتلر یا موسیلینی جمع می‌شوند و توده‌ای را در اطراف او شکل می‌دهند. این را از ادبیات نظری وبر می‌توان به دست آورد. بنابراین، بحث کاریزما ناظر به مناسبات است. درواقع یک امر سابجکتیو و ناظر به کنشگران و نیز بیشتر ناظر به پیروان است، اما این‌گونه نیست که در باب آن‌سوی ماجرا هیچ سخنی نگفته باشد. درباره صفات رهبری بحث نکرده، اما با اشاراتی می‌شود تشخیص داد که این ویژگی‌ها در رهبری که کاریزما در اطراف او شکل می‌گیرد، ویژگی‌های فضیلتی است، بااینکه خود وبر اسم فضیلت را نیاورده است. درواقع، وبر در این چهارچوب‌ها بحث نکرده، اما کسی ویژگی‌هایی از انسان‌ها را که ویژگی‌های فضیلتی آرمانی است، داشته باشد، چنین رهبری می‌تواند صورت کاریزماتیک پیدا کند و بنابراین، در جریان‌های دینی، آن عنصر را می‌یابد. پس این‌گونه نیست که نتوان از این ادبیات برای نزدیک شدن به چیزی که ما البته در ذیل رهبری ولایت‌فقیه از آن یاد می‌کنیم، استفاده کرد.

البته مبتنی بر عواطف هم نیست. من نظر آقای دکتر پارسا را نمی‌دانم اگر درست فهمیده باشم، گفت که کاریزما مبتنی بر عواطف است، درحالی‌که کاریزما ابتنای بر عواطف ندارد. اگر از آن چهارگانه وبر را در اینجا استفاده کنیم، چهارگانه کنش‌های عادتی و عاطفی و عقلانیت معطوف به ارزش و معطوف به هدف، می‌توانید رهبری عقلانی و حقوقی را از جنس عقلانی بدانید. همچنین می‌توانید رهبری سنتی را از جنس عادتی تلقی کنید. این رهبری، چیزی بین عقلانیت معطوف به ارزش و عواطف است، یعنی اینجا فقط بحث هیجان‌ها با آن ویژگی‌هایی که گفتم تعیین‌کننده نیست، بلکه اینجا ارزش‌ها تعیین‌کننده رهبری کاریزما هستند، ارزش‌هایی که این جامعه می‌پذیرد این ارزش‌های می‌تواند به هر شکلی و هرگونه ای باشد، اما آن چیزی که یک رهبر را برای یک جمعیتی از انسان‌ها محبوب می‌سازد و نفوذ کلام به آن می‌بخشد و نیز ارزش‌ها و آرمان‌هایی را که جامعه، طالب آن است و آن رهبر در مسیر این ارزش‌ها و آرمان‌ها حرکت می‌کند، این را می‌شود از ادبیات نظریه وبر به دست آورد. پس رهبری، رهبری هیجانی نیست.

  گفته شد درباره دوره تثبیت، تردیدهایی وجود دارد، بله این‌یکی از بحث‌هایی است که ایرادهای فراوان می‌شود بر آن وارد کرد. من یکی از بحث‌هایم، بیان دلایلی برای اثبات دوره تثبیت بود و در آن به دو چیز اشاره کردم بنده ادعا کردم در دوره تثبیت برخلاف نظریه آقای وبر (که می گوید: رهبری کاریزماتیک برای دو دوره­ی پرالتهاب فروپاشی و استقرار هست) دوره تثبیت یعنی دوره متعارف؛ دوره‌ای که اوضاع بر یک‌روال عادی برگشته. پس نه دوره فروپاشی پرالتهاب است، نه دوره استقرار، بلکه همچنان بخشی از التهاب‌ها تداوم دارد. دوره تثبیت، دوره‌ای است که از این دو مرحله پرالتهاب عبور کرده است. پرابلم ما کجاست؟ می‌گوییم: حضرت آقا به دوره تثبیت تعلق دارد و درعین‌حال، رهبری‌اش کاریزماتیک است. برای اینکه این پرابلم را نشان دهیم، دو چیز را باید اثبات کنیم: یکی اینکه ما در دوره تثبیت به سر می‌بریم، دوم اینکه رهبری حضرت آقا رهبری کاریزماتیک است.

 من برای دوره تثبیت اشاراتی داشتم مبنی بر اینکه: بعضی معتقدند تدوین و تصویب قانون اساسی در یک کشور، یک حکومت جدید یعنی همان حکومت بعد از پیروزی انقلاب ما را وارد دوره تثبیت می‌کند. ما این تجربه را کمتر از یک سال بعد از پیروزی داشتیم. بعضی بعد از شکل‌گیری نهادهای جدید قانونی را دوره تثبیت می‌گویند. برای مثال آخرین نهاد قانونی جدید مجلس در سال 59 بود که بارأی گیری تشکیل دادیم، یعنی حدود یک سال.  بعضی‌ها به پذیرفته شدن و حاضر شدن نمایندگان رژیم جدید در محافل بین‌المللی را دوره تثبیت می‌دانند. باید توضیح داد که درست است در مهر 59 سخنرانی شهید رجایی در سازمان ملل را داشتیم، همین‌که آقای شهید رجایی را به‌عنوان رئیس‌جمهور یک حکومت جدید پذیرفتند تا به‌عنوان نماینده ایران سخنرانی کند، به نظر بعضی‌ها این نقطه، نقطه تثبیت است، یعنی جدا کردن مرز دوره استقرار با این وقایع. برخی به پایان درگیری‌های ناشی از انقلاب اشاره می‌کنند  درحالی‌که چنین چیزی هرگز در مورد ما صدق نمی‌کرد، ما هنوز هم تاوان درگیری‌های دوره انقلاب را می‌دهیم، یعنی ما هنوز هم گرفتار این ماجرا هستیم؛ این تاریخ ندارد، رویدادهای قبل، تاریخ داشت. برخی‌ها از فروکش کردن حرارت‌های انقلابی، مثل خاتمه جنگ، مثل مرداد 67، مثل رحلت حضرت امام در خرداد 68 و یا بر سرکار آمدن دولت سازندگی را دوره تثبیت می‌گویند. همه این‌ها می‌تواند باشد، ولی من فکر می‌کنم اگر این‌ها را تا حدی بپذیریم و کنار بگذارید، چیزی که بسیار تعیین‌کننده است، تغییر رهبری است؛ یعنی تغییر از رهبری که هدایت‌گر انقلاب بود و نظام را شکل داده بود به رهبری جدید. اتفاق جانشینی در رهبری، اتفاق بسیار مهمی است. بخشی از نظریه وبر هم ناظر به همین اتفاق جانشینی است. او می‌گوید کاریزما به شخص تعلق می‌گیرد و چون به شخص تعلق می‌گیرد، در جانشینی و در اتفاق نقطه جانشینی، کاریزما از بین می‌رود؛ کاریزما چون به منصب تعلق نمی‌گیرد، بلکه کاریزما به شخص تعلق می‌گیرد. ما با مسئله جانشین، منصب را اشغال می‌کنیم، یعنی کسی را روی منصب قبلی می‌گذاریم. در ضمن کاریزمای حضرت امام و دیگر کاریزماها همه در ظل سایه حضرت صاحب هستند و به اعتبار او همه‌شان واجد کاریزمای بالقوه هستند، درحالی‌که نمی‌شود ماجرا را این‌گونه حل‌وفصل کرد. این کاریزما باید یک‌جوری در این مرحله جانشینی اتفاق بیفتد، درعین‌حال که به شخص انتقال پیدا نمی‌کند، در یک فرایندی این کاریزما دوباره شکل‌گرفته است.

کاریزمای حضرت امام، به حضرت آقا منتقل نشده، بلکه کاریزمای حضرت آقا از آن خودش است. این را هم منکر نمی‌شوم که در نسبت بین شخص و منصب که گفتم در امام، شخص بود که به منصب اعتبار بخشید و در حضرت آقا برعکس بود، معتقدم هر دویشان اعتبارشان را از دین می‌گیرند. درواقع، هر دوبخشی از اعتبارشان را از دین گرفتند و این مسئله در مورد هردوشان مشترک است. ما باید در نقطه تمایز عنصر اثرگذار را پیدا کنیم. به اعتقاد من، عنصری که مرز بین دوره استقرار و تثبیت را از هم جدا کرد، دوره انتقالی رهبری حضرت امام به حضرت آقا بود. می‌دانید که این دوره انتقالی، از آن برهه‌هایی است که بسیار مستعد برای این است که نظام دوباره از هم فروبپاشد، یعنی یکی از بزنگاه‌هایی است که دیگران مترصد هستند از این موقعیت استفاده کنند. همین‌که توانستیم این موقعیت را و این نقطه را با کمترین هزینه منتقل کنیم، این نشان‌دهنده این است که ما در دوره تثبیت به سر می‌بریم. این دوره تثبیت، به این معنی نیست که ما دیگر هیچ مشکلی نداریم و همه اوضاع روبه‌راه است، نه، بلکه دوره تثبیت، اقتضائات و مسائل خاص خود را دارد، به‌ویژه در یک حکومت ایدئولوژیک و آرمانی مثل نظام ما؛ بنابراین، مشکلاتش به قوت خودش باقی است، اما ما دیگر جا افتادیم و یک حکومت تثبیت‌شده هستیم. با این نقطه‌ای که عرض کردم و آن  در حدود ده سال پس از پیروزی انقلاب، معقول است که یک دوره استقرار ده‌ساله، برای شکل‌گیری یک نظام جدید بگذرد، برای اینکه خودش را درصحنه جهانی اثبات کند. بر این اساس، دوره تثبیت به این اعتبار، قابل دفاع است، یعنی انتقال رهبری از حضرت امام به حضرت آقا.

همچنین گفته شد ما چرا اصلاً دور این سه‌گانه‌ها می‌گردیم. من انگیزه‌های آقای خیری را بیشتر می‌پسندم، انگیزه‌های دینی که ما باید در هر زمینه‌ای اول تلاش کنیم ببینیم ادبیاتی یا نظریه مفهومی مناسبی در دین‌داریم که آن را پیش ببریم که مکانیزمش و مراحلش را عرض کردم، چیست. باید درست عمل کرد. مطالعات اجتماعی هم برای همین در قم تشکیل‌شده، اما از راه و از فرایند خودش باید اقدام کرد. این فرایند، یک فرایند منطقی تدریجی سنجیده و حساب‌شده دارد و بی‌مهابا نباید اقدام کرد. می‌گویند چرا از آن سه‌گانه استفاده می­کنید؟ و از  آن مرحله‌بندی حضرت آقا استفاده نکنیم؟ من هم به این قائلم، ولی آن مرحله‌بندی در دل دوره تثبیت هست، یعنی در دوره تثبیت که شما قرار گرفتید، می­توانید ز مرحله­ بندی حضرت آقا استفاده کنید؛ درواقع، به شکلی درون دوره تثبیت جزو این ماجراست. حالا باید تلاش کنیم جامعه را دینی کنیم و بعد ان­شاءالله تمدن دینی و مانند آن ظهور کند. بنابراین، نافی هم نیستند؛ این‌ها در درون هم و مکمل هم هستند.  ضمن اینکه ما اگر می‌خواهیم این دین را و این ادبیات را و این عقبه را جهانی کنیم، نمی‌توانیم بیگانه با آن ادبیات حرکت کنیم، باید در دل آن ادبیات برویم و آن‌ها را هم نقدش کنیم و ناکارآمدی و ضعف‌ها و کاستی‌هایش را نشان دهیم و بعد بدیل عرضه کنیم. پس من می‌پذیرم، معتقدم، ولی مسیر را بااحتیاط و سنجیدگی بیشتری حرکت کنیم.

درباره عنصر تدبیر هم من نگفتم رهبری در تدبیر خلاصه می‌شود. من فرصت نکردم مقدمات مربوط به افلاطون و فارابی و نظریه‌های فقها در باب مراجع دینی و رهبران دینی را مطرح کنم و بعد بگویم که این مجموعه و این منظومه، عنصر و شاخص تمایز بخش آن، تدبیر است. این تدبیر، همینطور رها نشده است بلکه با مجموعه‌هایی در ارتباط است. در مقام تعریف هم تدبیر، تعریف خیلی ساده و سلیسی دارد و آن، تصمیم‌گیری است. تدبیر، یعنی اینکه رهبری بتواند تصمیم‌گیرنده باشند. حال بنیان‌های این مبانی و این تصمیم‌گیری چیست؟ باید گفت: اصول، اهداف و مقتضیات و نظر به‌واقع بنیان‌های تصمیم‌گیری هستند، و اینکه واقعیت چیست و چه اقتضا و شرایطی دارد و مصالح کدام است. درباره اینکه تدبیر دیگر لابشرط نیست، باید گفت: بله، یک معنای تدبیر، این است که همه ما از صبح تا شب تدبیر می‌کنیم، همه رهبران و سیاستمداران عالم تدبیر می‌کنند، کری تدبیر می‌کند، ظریف تدبیر می‌کند و همه تدبیر می‌کنند. بحث من تدبیر مبتنی بر این مبانی است، یعنی اصول؛ اینجاست که با بعضی از تدبیرها مشکل‌داریم که اصول را ندیدید، شما تدبیر کردید. یا اصول کسی دیگر را دیدید یا اصول دیگری که ما قبول نداریم، دیدید. بنابراین، من تدبیر را لابشرط معنی نکردم، مفهومش هم کاملاً روشن است و خیلی پیچیدگی ندارد. نکته دیگر هم در این چهار عنصر، به‌طور دقیق‌تر اینکه، تدبیر، منبعث از این چهارعنصر است.

 بحث دیگری هم هست که من اشاره نکردم و آن شخصیت خود رهبر و ویژگی‌های شخصی است. بعضی‌ها می‌خواهند تفاوت بین حضرت آقا در یک تصمیمی با حضرت امام در یک تصمیمی درباره یک جنبه دیگر را به شخصیت‌های متفاوت این دو رهبر بزرگوار مربوط کنند، درصورتی‌که این‌گونه نیست. اتفاقاً اگر این‌گونه باشد و رهبران بر اساس این اصول حرکت کنند، ویژگی‌های شخصیتی، تنازل پیدا می‌کند شما هیچ‌گاه در باب ائمه معصوم(ع) نمی‌توانید بگویید امام حسن(ع) صلح کرد و یا امام حسین(ع) جنگید به سبب تفاوت‌های شخصیتی‌شان است. درواقع، ما چنین اجازه‌ای را به خودمان نمی‌دهیم  چون "کلهم نور واحد" را پذیرفتیم؛ چون آن‌ها معصوم‌اند، اما در مورد رهبران غیر معصوم هم، این نکته صدق می‌کند، چرا که ویژگی‌های شخصیتی افرادی از این سنخ، براثر همان عمل کردن در چهارچوب، تقلیل پیدا می‌کند، چنان‌که علی‌القاعده عمل کردن در چهارچوب ذکر شده باعث می‌شود بین شخصیت‌های دو تا مؤمن تفاوت‌ها دیگر شایان توجه نباشد. ما آنجایی متأثر ویژگی‌های روانی و شخصیتی خودمان هستیم که متأثر از مکتب نباشیم. اگر شما متأثر از مکتب باشید، دیگر تأثیرهای شخصیتی کاهش پیدا می‌کند. البته نمی‌گویم به‌طور مطلق مرتفع می‌شود، بلکه به هر میزانی که آن عوامل اثر گذاشتند، این عامل پنجم، اثرش کاسته می‌شود. در مورد حضرت امام و حضرت آقا ما این را می‌بینیم که این‌گونه است، یعنی شما شخصیت این‌ها را نمی‌بینید، مبانی، اصولش و اهدافشان را می‌بینید.

من منکر نقش دین در کاریزما نیستم؛ به نظر من هم شخص و هم منصب، در کاریزما اعتباردارند.

 

 دکتر پارسانیا: 

همان‌گونه که مسئله کاریزما ناظر به آن شخصی نیست که کاریزما دارد، یعنی در ظرف بیانی سابجکتیو هست، در ظرف تعاملات و ارتباطات هم هست.

ازنظر دکتر شجاعی زند، جنبه فرهنگ را نمی‌توان در کاریزما نادیده گرفت، اما کنش عاطفی در آن قوی‌تر است، نه اینکه ابعاد دیگر نیست، بلکه  آن‌هم قوی‌تر است و بستر فرهنگی دارد، یعنی اگر آنجا فرد و کنش عاطفی می‌تواند تحقق پیدا بکند، بر اساس ظرفیتی است که  فرهنگ در جای خودش به فرد می‌دهد. اینجا هم صورت دیگری دارد و ما نیاز داریم این را واکاوی کنیم.

 

ـ دکتر شجاعی زند:

باید بگویید اگر عواطف حاکم است، چرا سلبریتی­ها را در این کاریزما نیاورده؟ و چرا هیچ اشاره‌ای به آن نمی‌کند؟ پاسخ این است که چون اینجا کاملاً عنصر عاطفی است، اما آنجا اصلاً رهبری است. رهبری، با محبوبیت فرق می‌کند. رهبری باید پایه‌هایش قدری بنیادی‌تر باشد. در یکجا سنت و عادت است و برای دوره‌های گذشته به‌ویژه بنیان قوی دارد. در یکجا قانون و حقوق هست، چارچوب‌های توافق شده و قراردادهای اجتماعی هست و بنیان قوی دارد. اینجا هم یک بنیان نزدیک به آن می‌خواهد در حد و اندازه آن، بلکه قوی‌تر؛ چون اصلاً متعلق به شرایط ملتهب است. بنابراین، نمی‌تواند عواطف صرف اینجا تعیین‌کننده باشد. به‌خصوص وبری که به ارزش‌ها و عقلانیت ارزشی اعتبار جدی می‌دهد، نمی‌تواند نادیده بگیرد. پس رهبری کاریزماتیک، یک رهبری فضیلت محور و آرمان محور است؛ آرمانی و فضیلتی که فرهنگ و بدنه اجتماعی، به آن وابسته است.

 

ـ دکتر پارسانیا:

وبر کاریزما را در آنجا واقعاً به صورتی درمی‌آورد که تداوم آن در عمل، با عبور از شخص آن را نقض می‌کند. حال این چه ظرفیت و بستر فرهنگی است که در عمل نشان می‌دهیم کاریزما تداوم یافتنی بوده است؟ یعنی باید به‌گونه‌ای کاریزما را تفسیر بکنیم که قوامش برمدار شخص، در مسئله کمرنگ‌تر بشود. این هم که قوامش برمدار شخص می‌شود، اگر خود وبر به آن توجه نداشته باشد، به‌یقین از بستر فرهنگی‌اش بر خواسته است که این توجه، کمابیش در کار او هم ممکن است حضورداشته باشد.

ـ دکتر شجاعی زند: 

تداوم نداشتن آن را ناظر به نسبتش با شخص نمی‌بیند، بلکه نسبت از بین رفتن آن شرایط را می‌بیند، یعنی آن شرایط، دیگر آن شرایط نیست.

ـ دکتر پارسانیا:

حتی این نکته را که چطور کاریزما در آنجا با یک شرایط بحرانی یا مسائل دیگر، این‌قدر زودگذر می‌آید، آن‌هم با آن بستر باید به‌دقت واکاوی کنیم. البته این، تصرفی است که انجام می‌شود و بعید می‌دانم رویکرد خود وبر هم این باشد و داعیه این را بکند تحلیل وی درباره به آن جامعه، تعمیم‌پذیر است. درواقع، او با توجه به اینکه مطالعاتش یونیک است و فرهنگ زمینه ای خاصی را دارد، اگر این کار را کرده باشد، خطای نظریه اش نیست، بلکه خطای شخص خود اوست که در این مسئله رخ داده و خودش هم نباید توقع داشته باشد که آن نظریه، تعمیم پذیر به یک بستر فرهنگی دیگری باشد. فکر می کنم یک عرصه ورود خوبی است برای اینکه این بحث پرورش پیدا کند و متناسب با آن بحث شود، اگر نظریه وبر آفت هایی داشت که به نظرم دارد و یکی دو دهه به صورتی، بر کنش سیاسی و اجتماعی ما اثر گذاشت، شتابزدگی در این استفاده بود و بدون تصرف، شبیه‌سازی‌ای در قضیه انجام شد و این آفت‌ها مانع از این نمی‌شود که ما استفاده به‌مراتب بهتری از وبر داشته باشیم.

 

 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۱۵
حسن خیری

در گفتگوی تفصیلی با عضو انجمن مطالعات اجتماعی حوزه مطرح شد؛ 
ارایه الگوی مقابله با آسیب‌های اجتماعی؛ رسالت حوزه با چاشنی سواد رسانه‌ای/ لزوم نظریه‌پردازی حوزه برای مقابله با معضلات اجتماعی 
حوزه/ عضو انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم با تاکید بر این که در حال حاضر نیازمند نظریه پردازی حوزه در جهت مقابله با معضلات اجتماعی هستیم، گفت: حوزه علمیه با تکیه بر سواد رسانه ای باید در مسیر ارایه الگوی مقابله با آسیب های اجتماعی گام بردارد.

حجت الاسلام و المسلمین  حسن خیری در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» با اشاره به بررسی و تحلیل چرایی و چگونگی ایجاد و توسعه آسیب های اجتماعی در کشور از ابعاد گوناگون باید مورد توجه قرار گیرد، اظهار داشت: در سال جاری شاهد آسیب هایی همچون فقر و بیکاری، مساله گورخوابی و غیره بودیم که بخشی از آن ها ناشی از غفلت و یا کم توجهی مسئولان است و این که به هر حال ما با جامعه مطلوب، فاصله قابل توجهی پیدا کرده ایم

وی با اشاره به این که در جامعه اسلامی عدالت اجتماعی و رفع تبعیض و مقابله با فساد جزو اصلی ترین محورهاست، گفت: ما قبل از هر چیز باید از این دست مسایل متوجه بشویم که در زیر پوست شهر و جامعه خبرهایی هست و از این رو می بایست دقت بیشتری در ارتباط با توزیع امکانات و رفع آسیب های اجتماعی داشته باشیم.

لزوم نظریه پردازی در حوزه در زمینه تامین نیازهای محرومان

وی افزود: یکی از مسایل اساسی که حتماً باید به لحاظ تئوریکی در حوزه های علمیه راجع به آن نظریه پردازی شود و از طرف مسئولان حکومتی نیز به آن توجه لازم صورت گیرد ، بحث چگونگی رفع نیازهای اولیه افراد است یعنی قطع نظر از این که اقشار آسیب پذیر مقصر هستند یا نیستند حداقل نیازهای اولیه جامعه تامین شود.

رییس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق همچنین با بیان این که متاسفانه ما در خصوص تامین نیازهای اولیه در جامعه به ویژه در رابطه با تهیدستان و محرومان، دچار بحران هستیم، گفت: در آیات نورانی قرآن اساس جامعه اسلامی به بحث عدالت و اقامه قسط تاکید شده است و به خصوص اهمیت مقابله با فقر چنان است که گفته شده چه بسا فقر به کفر بینجامد و از این رو حاکمیت دینی موظف است که در رابطه با فقرزدایی و اقامه قسط و عدل و مقابله با تبعیض و فساد و بی عدالتی اهتمام ویژه ای داشته باشد.

لازمه شکوفایی جامعه ، اقامه قسط و عدل است

وی با اشاره به این که تلاش در مسیر اقامه قسط و عدل، لازمه شکوفایی جامعه است، خاطرنشان کرد: جامعه ای که بخواهد شکوفا شود باید در رفع نیازهای اقتصادی و معیشتی مردم گام بردارد و حداقل امکانات معیشتی را در اختیار اقشار مختلف قرار دهد

استاد دانشگاه  ادامه داد: از جمله نیازهای اولیه و ضروری که متاسفانه جامعه ما مشکل دارد و زمینه بسیاری از مسایل را فراهم می کند، موضوع ازدواج است که تکمیل نیمی از دین به آن وابسته است.

حجت الاسلام و المسلمین خیری با بیان این که دولت و آحاد جامعه نمی تواند نسبت به مساله ازدواج و فراهم سازی زمینه و بستر انجام آن بی تفاوت و یا کم تفاوت باشد، گفت: شهرهای ما و سبک زندگی مردم ما و شاخص های معیشتی ما دچار تجملات زاید است و هر روز انباشت ثروت و تجملات را شاهد هستیم که این مساله در نمادهای شهری، معماری و خانه سازی در ابعاد مختلف مشهود است و از سویی ایجاد دو قطبی فقر و غنا ، فاصله طبقاتی زیادی ایجاد کرده است که باید به همه این موارد در جای خود توجه جدی داشت.

گورخوابی و فقر شدید؛ نشانه بی عدالتی اجتماعی

وی با اشاره به این که گورخوابی و فقر شدید عده ای نشانه بی عدالتی اجتماعی و غفلت مسئولان در رفع این گونه معضلات است، اظهار داشت: در کنار مباحث مربوط به عدالت اجتماعی و اقدامات حاکمیتی، سلامت جسمی و معنوی و روحی جامعه را باید علاج کرد که البته این مساله متاثر از مسایل اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و نکات تربیتی است و جالب این که مسئولان در این رابطه نیز رسالت و مسئولیت سنگینی بر عهده دارند.

این محقق حوزوی افزود: از سویی این که در نظام اقتصادی گفته می شود که وجوهات شرعیه قرار داده شده تا چرخش مالی در میان اقشار مختلف مردم رخ دهد ، این مساله برای این که است مال و ثروت یک جایی انباشته نشود و لذا تکالیفی برای اغنیا گذاشته شده که خمس و زکات بدهند و مالیات و صدقه بپردازند تا به این طریق شاهد چرخش ثروت و دارایی در جامعه باشیم و با فقر مقابله شود.

لزوم آموزش و فرهنگ سازی در سطح جامعه

عضو انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت مقوله آموزش در این رابطه اشاره کرد و گفت: ما باید جامعه را آموزش داده و فرهنگ سازی کنیم تا همگان به پرداخت حقوق دینی خود و نیز اهتمام به وقف و پرداخت مالیات بپردازند و از سویی نسبت به همسایگان و اقوام و نزدیکان خود که در فقر به سر می برند، به هیچ وجه بی تفاوت نباشند.

وی بیان داشت: این موضوع بسیار مهمی است که باید به آن توجه شود و لازمه اش این است که علوم اجتماعی و ارتباطاتی بر پایه رویکردهای اسلامی بازتعریف شود؛ اگر در غرب با اصالت فرد و بی تفاوتی نسبت به اطرافیان مواجه هستیم و هر کس به دنبال منافع خودش است، بر اساس یک تمدنی این ها اتفاق افتاده و خود غربی ها امروز بیش از همه گرفتار آن هستند.

الگوی پیشرفت ایرانی – اسلامی ؛ لازمه رفع مشکلات

وی افزود: لذا اگر ما می خواهیم الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی ایجاد کرده و به سمت تمدن نوین اسلامی برویم باید این مشکلات را رفع کنیم؛ اول این که جامعه به امور مسلمانان اهتمام داشته باشد چنان که حضرت رسول(ص) فرمودند مسلمان نیست کسی که به امور مسلمین اهتمام نداشته باشند.

حجت الاسلام و المسلمین خیری با بیان این که ایجاد این فرهنگ هم یک وظیفه دولتی و هم وظیفه مردمی است، گفت: خوشبختانه در برخی کلان شهرها همچون شهر تبریز به این مساله توجه شده چنان که در این شهر گدای مشهود وجود ندارد به این خاطر که خود مردم و هیئات و تشکل های مردمی وارد شده و به نیازمندان واقعی کمک می کنند.

مراقب سوء استفاده دشمنان از معضلات اجتماعی باشیم

وی تصریح کرد: البته از آن سوی قضیه ما باید مراقب باشیم که آن زشتی های پنهان در لایه های اجتماعی اگر هم وجود دارد نباید آن قدر برجسته شود که دشمن سو استفاده کرده و زیبایی های ما را ندیده گیرد و بخواهد اهداف خود را دنبال کند و بگوید که الگوی نامطلوبی از نظام اسلامی وجود دارد.

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی نراق همچنین بیان داشت: البته شفاف سازی کار خوبی است که باعث هشدار دادن به مردم و مسئولان می شود اما از سویی پیامدهای منفی توی بوق و کرنا کردن این گونه مسایل را باید در نظر گرفت و مراقب بود که بی جهت خود را در موضع انفعال و قضاوت منفی دیگران که از ما انتظار الگوی مطلوب دارند قرار ندهیم.

تقویت سواد رسانه ای؛ لازمه مقابله با معضلات و آسیب ها

وی با بیان این که ما در کلان جامعه و هم درون حوزه علمیه نیاز به ایجاد و تقویت سواد رسانه ای داریم ، گفت: سواد رسانه ای به ما کمک می کند که بدانیم چقدر و کجا باید شفاف سازی کنیم و کجا این ها را به نمایش بگذاریم و یا این که قبل از این که این اتفاقات ناخوشایند در جامعه رخ بدهد به مداوای آن ها بپردازیم و مراقب باشیم که به دست خودمان ، آب به آسیاب دشمن نریزیم.

این محقق حوزوی  خاطرنشان کرد: در واقع ضمن این که قبول داریم که نباید از شفاف سازی غافل شد اما به هر حال پیدا کردن راه متعادلی در این باره یکی از موضوعاتی است که حوزه باید به آن بپردازد و برای ما باید ها و هنجارهای دینی و فقهی را مشخص کند؛ در این رابطه فعلاً الگویی در دست نداریم اما حوزه های علمیه با تکیه بر سواد رسانه ای می تواند به ارایه این الگو بپردازد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۴۲
حسن خیری

«اگر مرد هستید قاعده ای برای فعالیت شما نیست اما اگر زن هستید باید تابع قواعد بازی باشید. می پرسید کدام بازی؟... »
مدونا

«اگر مرد هستید قاعده ای برای فعالیت شما نیست اما اگر زن هستید باید تابع قواعد بازی باشید. می پرسید کدام بازی؟... »

سرویس جهان مشرق- مدونا لوئیس چیکونی خواننده آمریکایی در اواخر سال 2016 میلادی جایزه زن سال را از مجله بیلبورد دریافت کرد، اما مهمتر از این جایزه، سخنان او پس از دریافت جایزه بود که بی پرده به شرایط دشوار و توهین آمیز فعالیت هنری زنان در آمریکا پرداخت.

او ابتدا با لحنی کنایه آمیز، خود را «پادری» نامید و هنگامی که حاضران متعجب شدند، به موضوع اصلی پرداخت، یعنی تبدیل شدن زنان خواننده در آمریکا به یک شیء زیبا و سرگرم کننده که هیچ کس از آنها اندیشیدن نمی خواهد.

این خواننده مشهور آمریکایی از خاطرات تلخ خود در ابتدای فعالیت هنری گفت، یعنی زمانی که در 1979 به عنوان یک جوان 21 ساله وارد بازار هنری نیویورک شد، تجربیاتی از چاقوکشی و تجاوز به او روی یک پشت بام و حمله به منزلش تا رفتن به آتلیه مجلات هرزه نگار «برای امرار معاش» و از رویارویی با توهین به ویژه پس از گسترش اینترنت تا «آزار و سوءاستفاده بی امان» که در طول فعالیت هنری اش به عنوان زن تحمل کرده است.

مدونا سپس واقعیتی که با آن روبرو شده بود را توضیح داد:«اوایل کارم، جنسیت برایم مهم نبود. فقط می خواستم خواننده باشم.... فکر می کردم قاعده و محدودیتی (مرتبط با جنسیت) وجود ندارد. اما اشتباه می کردم.»

این خواننده آمریکایی گفت یک بار خودش را با پرینس، خواننده مرد مقایسه کرده و به این فکر کرده که چرا پرینس مجبور نیست «لباس توری و کفش پاشنه بلند بپوشد، رژ لب بزند و پشت خود را تکان دهد؟!». و به خود پاسخ داده «او یک مرد است. آنجا بود که برای اولین بار یه این حقیقت پی بردم که زنان به اندازه مردان آزادی ندارند. احساس می کردم فلج شده ام. مدتی طول کشید تا بتوانم خودم را جمع کنم و با این زندگی بسازم."او نتیجه گرفت «بله. اگر مرد هستید قاعده ای برای شما نیست اما اگر زن هستید باید تابع قواعد بازی باشید. می پرسید کدام بازی؟ اینکه می توانید زیبا و بامزه و سکسی باشید اما ادای باهوش ها را در نیاورید. از خودتان نظر نداشته باشید، یا دست کم نظری نداشته باشید که خلاف وضعیت موجود باشد. یعنی به شما اجازه می دهند که مثل فاحشه ها لباس بپوشید و مردان مثل یک شیء با شما برخورد کنند اما اختیار این فاحشگی (مردانه پسند) را ندارید و به هیچ وجه نباید تخیلات جنسی زنانه را ترویج کنید. باید همان چیزی باشید که مردها از شما می خواهند.»

او که 58 سال از عمرش می گذرد گفت قاعده دیگری هم برای زنان وجود دارد «نباید سن تو بالا برود!» درواقع خوانندگان زن در آمریکا از میان سالی با چالش های بیشتری نیز مواجه می شوند «اینکه سن شما بالا برود، یک گناه محسوب می شود. دائماً به شما انتقاد می کنند، تهمت می زنند و به هیچ وجه اجازه نمی دهند در رادیو بخوانید.» او خود را به دلیل اینکه با وجود این شرایط و خلاف بسیاری از خوانندگان دوام آورده است، یک انسان خوشبخت دانست.

منبع:

http://www.billboard.com/articles/events/women-in-music/7616927/madonna-billboard-woman-of-the-year-labrinth

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۴۷
حسن خیری

گزارش ستاد نماز جمعه و مراسم وزوان – ۹۶/۱/۴

CIMG3744

نماز شکوهمند جمعه ی وزوان به امامت حجت الاسلام والمسلمین دکتر خیری امام جمعه ی موقت بخش میمه برگزار گردید . خطیب جمعه ی وزوان پس از حمد و ثنای الهی و تبریک سال جدید و میلاد حضرت زهرا به نقش ” زن ” در نظام اجتماعی پرداختند . اهم مطالب این خطبه به شرح زیر است :

CIMG3746

در نظام ارزشی اسلام و از باب ارزش گذاری تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد . خداوند می فرماید : مردم ما شما را خلق کردیم از زن و مرد و قبیله به قبیله آفریدیم برای شناخت همدیگر ، بدرستی که بین  زن و مرد از هر قوم و نژاد بهترین آنها با تقوی ترین آنهاست . ایمان و عمل صالح بهترین صفت برای برتری زن و مرد محسوب می شود .

CIMG3772

– هیچ تناقضی بین نقش اجتماعی زن در جامعه و نقش تربیتی وی در خانواده وجود ندارد . اسلام مخالف حضور زن در جامعه نیست مشروط بر اینکه نقش مادری و تربیتی خود را بخوبی ایفا کند .

CIMG3777

خطبه ی دوم نماز جمعه ی وزوان با حمد و سپاس الهی و درود و صلوات بر معصومین علیهم السلام و قرائت دعای فرج و تبریک سال جدید به نمازگزاران آغاز شد . امام جمعه ی موقت بخش میمه در آغاز خطبه ی دوم به معنای نوروز از دیدگاه امام صادق ع پرداخت و گفت در تعبیر امام صدق نوروز روز الست است . روزی که خداوند از بندگان پیمان گرفت . روزی که خورشید طلوع کرد . روزی که پیامبر برای علی ع بیعت مجدد گرفت . روزی که جبرئیل بر پیامبر نازل شد . روزی که علی ع در جنگ نهروان پیروز شد . اهم مطالب خطبه ی دوم نماز بدینشرح است :

CIMG3779

مسئله ی اصلی اقتصاد و نیاز اولیه و ضروری جامعه است و باید مورد توجه جدی قرار گیرد . اسلام می گوید فقر باعث از بین رفتن دین و ایمان می شود . مسئله ی ازدواج جوانان باید جدی گرفته شود . ورود کالاهای خارجی باید حرام شود تا لطمه ای به تولید داخلی نخورد . بازار ما نباید بازار ترکیه و چین باشد . مقام معظم رهبری فرمودند برای پیشرفت جامعه نیاز به مدیر فعال ، متدین ، انقلابی و کار آمد داریم .

CIMG3801

– بحث انتخابات بسیار مهم است . فریب شعارهای فضای انتخاباتی را نخوریم . از دوگانگی و دو قطبی شدن جریان انتخابات پرهیز کنیم . رای مردم را بپذیریم .

– مناسبتهای هفته : ۲۹ اسفند روز ملی شدن نفت . دوم فروردین روز عملیات فتح المبین . رحلت آیت الله بروجردی در فروردین ۱۳۴۰ . نوروز ۱۳۶۶ سخنرانی امام در مورد تفکیک اسلام ناب محمدی و اسلام امریکایی و پیدایش گفتمان جدید در دنیای اسلام .

CIMG3789

مکبر – حسین شاکری

خلاصه ی خطبه ها – علی عاصمی پور

تصاویر – احسان خوش باطن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۲۱
حسن خیری

دومین نشست هم اندیشی صاحبنظران سبک زندگی با هدف بررسی چالش های اینده سبک زندگی در ایران برگزار شد.

به گزارش اداره روابط عمومی موسسه سبک زندگی آل یاسین، دومین نشست هم اندیشی صاحبنظران سبک زندگی با هدف بررسی چالش های اینده سبک زندگی در ایران برگزار شد.

در این جلسه که روز دوشنبه چهارم بهمن ماه برگزار شد، چالش های آینده سبک زندگی در ایران، موانع و راهکارها توسط کارشناسان سبک زندگی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و در پایان نیز دکتر فعالی ریاست محترم موسسه به جمع بندی مطالب مطرح شده پرداخت.

لازم به ذکر است؛ در این جلسه علاوه بر حجت الاسلام و المسلمین دکتر فعالی، حجت الاسلام و المسلمین دکتر علیزاده، حجت الاسلام و المسلمین دکتر آذربایجانی، حجت الاسلام و المسلمین دکتر خیری، حجت الاسلام و المسلمین دکتر شریفی و دکتر شرف الدین؛ دکتر فاتحی و دکتر اخلاصی از اعضای هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز حضور داشتند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۵۸
حسن خیری